فرمایشات معظّم له

بهترين راه تحصيل مقامات و كرامات

آيا مى شود كار ما درست شود و به مقام كمال و معرفت برسيم بدون اين كه از دنيا و از زندگى اجتماعى و از صنعت و حرفه ى خود دست برداريم و به غارها و بيابان ها برويم و هميشه در آنجا با عزلت و كناره گيرى از مردم و جامعه مشغول به عبادات معهوده و اوراد و ادعيه مأثوره باشيم؟
هر چند از آيه ى شريفه ى «وَ رَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَـهَا عَلَيْهِمْ إِلاَّ ابْتِغَآءَ رِضْوَ نِ اللَّهِ» (1)؛ (و رهبانيّتى را كه آنان نوآورى نمودند، ما بر آنها ننوشته و واجب ننموده بوديم، مگر براى نيل به خشنودى خدا.)

اجمالاً استفاده مى شود خدا از رهبانيّت راضى است. انسان تا زمانى كه به يك شغل اجتماعى مشغول است نمى تواند به عبادات و ادعيه و... مشغول باشد. آيا راه اين است كه مستغنى شود و خلوت كند و مشغول عبادت و تذكّر باشد، و يا اين كه: « كُنْ فِى النّاسِ وَ لاتَكُنْ مَعَهُمْ. » اين مضمون در كلمات علىّ ـ عليه السّلام ـ هنگام وفات، و نيز در سفارش آن حضرت به كميل ـ رضوان اللّه تعالى عليه ـ و ديگر فرموده هاى ايشان آمده است.(2)
در ميان مردم باش و با آنها مباش. آيا با وجود اشتغالات اجتماعى مى توان عبادات، از قبيل قرائت قرآن و نماز و... را كه حدّى ندارد، انجام داد؟! البتّه بوده اند كسانى كه در شبانه روز يك ختم قرآن مى كردند. آيا چيزى هست كه جايگزين اشتغالات سنگينى كه اهل رياضت انجام مى دهند بشود، اشتغالاتى كه با بودن در اجتماع جمع نمى شود، مگر اين كه انسان از اجتماع كناره بگيرد و از لوازم زندگى اجتماعى مانند ازدواج و رسيدگى به افراد واجب النّفقه شانه خالى كند؟! گذشته از اين كه اساسا كار مشكلى است انسان بتواند اموالش را در زمان حيات بين اهل و عيالش تقسيم كند و از اجتماع كناره بگيرد، آيا اصلاً اين كار جايز است يا خير؟! زيرا شايد موجب ترك واجبات شود.
در هر حال، آيا راهى وجود دارد كه انسان بتواند به سبب آن ترك دنيا نكند و با اين حال از سخط و خشم خدا مأمون و به رضاى خدا مطمئن باشد، و نتيجه ى كار راهبان تارك دنيا، يعنى «ابتغاءَ رِضْوَ نِ اللَّهِ» (3) را حايز گردد؟ يعنى نظير كسانى باشد كه رهبانيّت ندارند و در اجتماع هستند و فقط مندوبات و مستحبّات عادى را انجام مى دهند، ولى نتيجه ى كارهاى طولانى و دشوار آنها را حايزاند؟ آيا چنين چيزى امكان دارد؟ آيا اين گونه راه بدون تحمّل كارهاى سنگين اهل رياضت وجود دارد؟ زيرا بعضى از علماى بسيار بزرگوار بوده اند كه در اجتماع بوده اند و به درس هاى متعارف حوزه از قبيل بحث، مطالعه و... اشتغال داشته اند، و با اين حال اگر مقامات بيشترى از ديگران نداشته باشند، حدّاقل كم نداشته اند، يعنى اعلميّتشان از ديگران كالمُسلَّم، و مقاماتشان بسيار بسيار عالى بوده است. خيال نشود كه در درس ها شركت نمى كردند و يا درس نمى گفتند، بلكه قطع داريم كه بيش از ديگران مشغول بوده اند و از كراماتى كه از آنها صادر و بعد از حياتشان آشكار شده، براى ما قطع حاصل مى شود كه داراى مقامات عاليه بوده اند . براى نمونه كراماتى از شيخ انصارى ـ رحمه اللّه ـ نقل شده كه در زمان حياتش به آنها معروف نبوده اند. ذكر مرحوم شيخ ـ رحمه اللّه ـ براى نمونه است وگرنه الى ما شا اللّه از علما بوده اند كه داراى كمالات علمى و عملى بوده اند و با اين وجود در فقه و اصول نيز بر ديگران تقدّم داشته اند، صاحب مستدرك حاجى نورى ـ رحمه اللّه ـ عدّه اى را نام برده و شايد شهيد ثانى ـ رحمه اللّه ـ هم از آنها باشد كه داراى مقامات عاليه معنويه بوده و در عين حال در علميّات هم قوى بوده اند و اقامه ى جماعت مى كرده اند و در ميان جامعه بوده و با مردم هم سر و كار داشته اند.
پاسخ اين كه: خيال مى كنيم در اين مطلب جاى شكّ نيست كه اگر انسان بدان موفّق باشد براى او كافى است و تمام مطالب و نتايج رياضات شاقّه و دشوار را دارد. و آن اين است كه انسان خود را در محضر خدا ببيند و خدا را در همه ى احوال مطّلع از خود و در همه جا حاضر و بر همه ى كارها و احوال خود ناظر بداند. خدا مى داند اين حالت مراقبه و توجّه، چه تأثيراتى در روح انسان و در تحصيل علم و معرفت دارد!

 

 

 

 

1.سوره ى حديد، آيه ى 27.

2. ر.ك: بحار الانوار، ج 75، ص 98؛ امالى طوسى، ص 7؛ امالى مفيد، ص 220؛ بشارة المصطفى، ص 26؛ تحف العقول، ص 171؛ غرر الحكم، ص 145؛ كشف الغمّة، ج 1، ص 535، 567.

3.سوره ى حديد، آيه ى 27.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS