سكوتِ محض بود

استاد ما( آقاى حاج شيخ محمّد حسين اصفهانى ـ رحمه اللّه ) مى فرمود: مرحوم آقا سيّد حسين بادكوبه اى(استادِ فلسفه ى علاّمه طباطبايى ـ رحمه اللّه ـ در نجف اشرف و حضرت آيت اللّه العظمى بهجت ـ رحمه اللّه ـ) روزى دو درس مى گفت.

 اما در غير ساعاتى كه درس مى گفت، چنان خاموش بود كه گويى زبان ندارد، مگر اين كه ذكرى بگويد؛ وگرنه سكوت محض بود! آقاى علاّمه طباطبايى ـ رحمه اللّه ـ سالى در شب عيد غدير ايشان را با عده اى از علما و فضلا براى صرف شام به منزل خويش دعوت كرده بود. يكى از معاصرين آقاى سيّد حسين بادكوبه اى هم در آن مجلس شركت داشت، او تمام وقت مجلس را با صحبت اداره كرده بود، ولى ايشان يك كلمه هم صحبت نكرده و سخن نگفته بود. عجب از صحبت آن معاصر و سكوت اين آقا!

بايد زبان را كنترل كنيم و بيست و چهار ساعت فكر و يك ساعت صحبت كنيم ، يعنى بيست و چهار ساعت بايد تاءمل و انديشه داشته باشيم و يك ساعت صحبت كنيم ، بلكه شايد يك ساعت هم زياد باشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS