گر چه كس ديگرى را آن جا داريم...

نقل مى كنند: حاج آقا نوراللّه  نجفى ـ رحمه اللّه  ـ كه به دست حكومت پهلوى كشته شد، شخصى به ظاهر از اهل علم و روحانى نما را فرستادند تا ميان ايشان و حاج شيخ عبدالكريم حايرى ـ رحمه اللّه  ـ جدايى بيندازد و نگذارد آن ها با هم در يك مجلس اجتماع كنند. به آن شخص گفته بودند: اگر چه شخص ديگرى را براى اين كار آن جا داريم، تو نيز برو و ميان آن دو اختلاف بينداز! ببينيد چه قدر كار مشكل است!
سرانجام، حاج آقا نوراللّه  ـ رحمه اللّه  ـ از اصفهان به قم آمد، و در اوايل حكومت پهلوى در مسأله ى لزوم گذاشتن كلاه و خراب كارى هاى ديگر پهلوى، خيلى تند برخورد مى كرد و حرف هاى تندى مى زد.

پهلوى در جواب به او گفته بود: «أَلْمَأْمُورُ مَعْذُورٌ.» مأمور معذور است. آيا مأمور در هر صورت معذور است؟! در حالى كه ائمه ى ما ـ عليهم السّلام ـ فرموده اند: «اِنَّما جُعِلَتِ التَّقِيَّةُ لِيُحْقَنَ بِهِ الدِّماءُ، فَإِذا بَلَغَ الدَّمَ فَلا تَقِيَّةَ.»(1) تقيّه براى حفظ حرمت خون [مؤمن] تشريع شده است. بنابراين، وقتى مسأله به خون و خون ريزى رسيد، ديگر تقيّه جايز نيست.
آيا هر چه فرمان بدهند بايد عمل كرد؟!

 

1. بحارالانوار، ج 39، ص 329؛ ج 77، ص 399، 412، 421 و...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS