تفاوت و مشابهت ما با علماى سَلَف

به معلومات و واضحات خود، عمل نمى‏كنيم، مَعَ ذلك مقامات و علميات و معارف بالاتر را طالبيم.

به ياد دارم در كربلا آقا شيخ نابينايى در بالا سر سيّدالشهدا ـ عليه‏السّلام ـ و در حالى كه مرا نمى‏ديد، به پسرش كه كوچك بود و هنوز بالغ نشده بود، مى‏گفت:
پسرم! نماز بخوان.
 وقتى پسر به نماز ايستاد، در وقت نيّت، وقتى كه مى‏خواست به او ياد دهد كه چگونه نيّت كند، مى‏گفت: پسرم! در نماز دلت را به خدا ببند!


يك كلمه است، گوش كردن و نكردن، گفتن و نگفتن ولى فرقش از زمين تا آسمان است.

 اگر ميل دارى به جايى برسى كه سيّد رضى، سيّد مرتضى، و شيخ مفيد ـ رحمهم اللّه‏ ـ رسيدند، كارى بكن كه آن‏ها مى‏كردند، تا به مقامات آن‏ها برسى. آرى، با حرف تنها نمى‏توان به جايى كه آن‏ها رسيده ‏اند، رسيد.
 علميات آنان شرق و غرب را فرا گرفته، و عمليات آن‏ها هم قابل انكار نيست، و كرامات عجيب و غريب هم از آن‏ها نقل شده كه قابل انكار نيست.

بنابراين، فرق ما و آن‏ها اين است كه آن‏ها اهل علم و عمل و صاحب مقامات و كرامات بوده ‏اند و ما نيستيم.
به نظر بنده تفاوت ميان ما و آن‏ها فقط در اين است كه آن‏ها به آن چه مى‏دانستند، عمل مى‏كردند؛ ولى ما حتّى آن چه را كه مى‏بينيم، عمل نمى‏كنيم! و حتى أَلاْءَهَمّ فَالاْءَهَمَّ و أَلاْءَوْجَب فَالاْءَوْجَب را رعايت نمى‏كنيم! آن‏ها در مقام عمل حتى در عمل به مستحبّات، منتظر حالى بودند كه آن را خوب انجام دهند! تنها مشابهت ما با آن‏ها اين است كه آن‏ها در ايمان و يقين قوى بودند و صلابت داشتند، و ايمان و يقين ما ضعيف است!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS