كرامت كجا و معرفت حقّ كجا!

ما وقتى اين گونه كرامتها را مى بينيم، با خود مى گوييم اى كاش ما هم مى توانستيم انجام دهيم، و حال اين كه چنين كرامت ها كجا و امكان معرفت و خداشناسى كه خدا به ما داده است كجا؟! چنان كه درباره ى اصحاب كهف مى فرمايد:
«وَ رَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُواْ فَقَالُواْ رَبُّنَا رَبُّ السَّمَـوَ تِ وَالاْءَرْضِ لَن نَّدْعُوَاْ مِن دُونِهِى إِلَـهًا...» سوره ى كهف، آيه ى 14.
و دلهاى آنان را استوار داشتيم، آن گاه كه برخاستند و گفتند: پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمين است و هرگز معبودى جز او را نمى پرستيم.

و درباره ى مادر حضرت موسى ـ عليه السّلام ـ مى فرمايد: «لَوْلاَآ أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» سوره ى قصص، آيه ى 10.
اگر دل او را استوار نمى داشتيم، تا از مؤمنان باشد...
و درباره ى حضرت يوسف ـ عليه السّلام ـ مى فرمايد: «لَوْلاَآ أَن رَّءَا بُرْهَـنَ رَبِّهِى» سوره ى يوسف، آيه ى 24. اگر برهان پروردگارش را مشاهده نمى نمود...
اينها كجا و شرق و غرب عالم را در لحظه اى طى كردن كجا!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS