اجتهاد و مرجعیت

عمدا زير بار مرجعيّت نرفت

مطالعه ى احوال علما نظير مطالعه ى كتاب اخلاق معتبر است، احوال كسانى كه واقعا عملشان جهت الگو گرفتن و پيروى از آنها ديدنى است، از جمله كسانى كه هم در عمليات متوغّل و متعمّق بوده اند، و هم در اخلاق عجيب بوده اند. مرحوم فاضل اردكانى، كه حالات او كتابى پر منفعت در اخلاق است. ايشان عمدا زير بار مرجعيّت نرفتند و به مرحوم ميرزا محمّدحسن شيرازى ارجاع دادند. آيا نبايد عبرت گرفت؟! حرف هاى عجيب و غريبى درباره ى تقليد و مرجعيّت گفته است كه ديگران تكليفشان را مى فهمند.

ادامه مطلب...

ترتيب دروس حوزه و كاستى ها و بايدها

ترتيب دروس حوزه به گونه اى نيست كه كسى به آن ترتيب داده باشد! كتاب معالم در زمان خودش آخرين كتاب اصولى بوده، قوانين و رسائل هم همين طور، كتاب رسائل آخرين نظريّه ى شيخ ـ رحمه اللّه  ـ در اصول بوده، با اين حال رسائل از دروس سطح ما است!

جلد دوّم كفايه نيز مثل حاشيه بر رسائل شيخ است، لذا با حاشيه ى مرحوم آخوند بر رسائل موافق است و تقريرات كلانتر هم در واقع تقريرات اصول شيخ است، هم چنين تقريرات مرحوم نايينى به عنوان حاشيه بر رسائل است، و اصول مرحوم آخوند خراسانى خيلى موافق اصول شيخ ـ رحمه اللّه  ـ و اصول صاحب بدايع ـ رحمه اللّه  ـ كه شاگرد شيخ بوده، مى باشد.

ادامه مطلب...

لَيْسَ الْعِلْمُ بِكَثْرَةِ التَّعْليمِ وَ التَّعَلُّمِ

اگر از كثرت مطالعه عاجز باشيم، از خدا بركت در اشتغال را بخواهيم كه آن چه از كثرت حاصل مى ‏شود، از بركت حاصل مى‏ گردد؛ زيرا:«لَيْسَ الْعِلْمُ بِكَثْرَةِ التَّعْليمِ وَ التَّعَلُّمِعلم با تعليم و تعلّم فراوان حاصل نمى‏ شود. «لَيْسَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ، إِنَّما هُوَ نُورٌ يَقَعُ فِى قَلْبِ مَنْ يُريدُ اللّه‏ُ ـ تبارك‏وتعالى ـ أَن يَهْدِيَهُ؛ (علم با فراگيرى حاصل نمى‏ شود، بلكه نورى است كه در قلب هر كس خداوند ـ تبارك‏ و تعالى ـ بخواهد هدايت كند، قرار مى‏ گيرد.)(1) و خداوند مى ‏تواند در مدت كم فوايد فراوان به انسان عنايت فرمايد. دو برادر، كه آقازاده بودند و بنده برادر بزرگ‏تر را ديده بودم، از يكى از فرزندان آنان شنيدم كه به نقل از آن دو مى ‏گفت: ما دو برادر هر دو در مكتب بوديم، من بعد از درس مى‏ رفتم و بازى مى‏ كردم ولى برادرم مى ‏نشست و درس را تكرار و حفظ مى‏ كرد، ولى در وقت جواب دادن، من بهتر از او جواب مى‏ دادم!

 

1.. بحارالانوار، ج 1، ص 224؛ مشكاة‏الانوار، ص 325.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS