چرا به فكر شيعيان و مسلمانان گرفتار نيستيم؟!

در روايت آمده است: «ثَلاثٌ لايُطيقُها لا [تُطيقُها] هذِهِ الاْءُمَّةُ... اِنْصافُ النّاسِ مِنْ نَفْسِهِ.» سه چيز است كه اين امت طاقت تحمل آن را ندارد... رعايت انصاف نسبت به مردم در رابطه با خود.(1)
اكنون(2) مردم عراق و شيعيان به ظلم صدام و آمريكا و متّحدانش گرفتارند، و بلا و آتش بر سرشان مى‏ بارد. اگر ما خود را به جاى آن‏ها بگذاريم، كأنّه بلا بر سر ما مى‏ بارد. آن‏ها نه مقرّى ندارند و نه مفرّى. معاش هم ندارند، و در سراى خود بدون نفت و آب و برق و نان هستند. آيا درست است مسلمان‏ها اين گونه مبتلا و گرفتار باشند و ما غافل باشيم و دست روى دست بگذاريم و حتّى حال دعا و توسل هم نداشته باشيم؟!

مگر صاحب كار يكى نيست، مگر امور ما و آن‏ها به دست يكى نيست؟! پس چرا به او متوسل نمى‏ شويم و در رفع مشكلات و شدايد و بلاها از او استمداد نمى ‏كنيم و او را نمى‏ خوانيم؟!

 اگر امروز ما در مصايب آن‏ها شريك نباشيم، يعنى اين كه فردا هم اگر ما گرفتار شديم، شما هم در مصايب با ما شريك نباشيد!

 بله، مسلمانان به فكر همديگر نشدند، لذا كفّار در فكر آن‏ها شدند و براى تفرقه ميان آن‏ها و تسلّط بر آن‏ها و منافع آن‏ها نقشه كشيدند و از راه‏هاى گوناگون و بيشتر از راه تطميع، آن‏ها را به دام‏هاى خود گرفتار نمودند و اسير خود كردند.

 جهان اسلام و مسلمان‏ها با داشتن اسلام چه احتياجى به ديگران دارند؟! و قرآن با وجود اهل قرآن، يعنى عترت و اهل بيت ـ عليهم‏ السّلام ـ چه نيازى به مبلّغ و مفسّر ديگر دارد؟!

 

 

 

 

1. من لايحضرة الفقيه، ج 4، ص 358؛ وسائل الشيعة، ج 12، ص 27؛ ج 15، ص 254؛ بحارالانوار، ج 71، ص 395؛ ج 72، ص 27؛ ج 74، ص 45 و 51 و...

2. در جنگ آمريكا و متحدانش با عراق پس از اشغال كويت توسّط صدام.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS