گاهى اعتبار جاه و مقام بالاتر و اقوى از اعتبار مال است

در زمانى كه مرحوم آقا شيخ زين العابدين مازندرانى در كربلا مرجع بودند به طورى كه مورد رجوع عامّه مردم بودند حتّى هندى ها خلى مفصّل به ايشان مراجعه مى كردند. ايشان هم خيلى بذل و بخشش داشتند از اين رو كليه مستمندين و نيازمندان به ايشان رجوع مى كردند و ايشان هم در حدّ وسع خود رفع حاجت آنها را مى كردند.
يك وقتى مال و اموالشان كم شد و ديگر چيزى به ايشان نرسيد و اين مدت طول كشيد.
آن مرحوم خيلى ناراحت شده به طورى كه مريض حال شد.
سپس براى زيارت و توسل به عسكريين عليه السلام به سامّرا مشرف شدند.

مرحوم ميرزاى شيرازى در آن موقع در سامرا مشرف بودند وقتى شنيدند كه ايشان مبتلا به ديون و قرض و امثال اينها شده اند و ديگر نمى توانند در كربلا انفاقاتى انجام دهند، خيلى ناراحت و مريض شده اند و براى استشفاء و توسل به سامرا مشرف شده اند. مرحوم ميرزاى شيرازى گفته بودند:كه چرا انسان اين كارها را بكند. خوب ، دارد مى دهد، ندارد نمى دهد معنا ندارد كه انسان قرض بگيرد و به اين و آن برساند و امثال اينها. چرا انسان اين كارها را بكند تا مبتلا به اين چيزها شود؟
كانه ، اين بيان مرحوم ميرزا به گوش آقا شيخ زين العابدين مازندرانى رسيده بود.
مرحوم ميرزا براى عيادت و ديدن ايشان به منزلشان مى رود مرحوم آقا شيخ زين العابدين قطيفه اى رويشان بوده ، بر مى دارد و مى گويد: من شرمم مى آيد كه اگر بگويند، تو كه اعتبار داشتى چرا قرض نكردى و رفع حاجت محتاجين را نكردى .
بعد قطيفه را روى خودشان مى كشند چون مريض احوال بودند و حال نداشتند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS