تمسّك به ثقلين، عامل وحدت مسلمانان

حديث تمسّك به ثقلين،(1) عامل وحدت بين مسلمانان و رافع اختلاف ميان آنهاست، خصوصا با توجّه به اين كه در ذيل حديث ثقلين دارد كه: «فَإِنِّى سَأَلْتُ اللّه‏َ فِى ذلِكَ فَاسْتَجابَ لِى.» من در اين باره [عدم جدايى قرآن و عترت] از خدا درخواست نمودم و خدا دعايم را اجابت نمود.(2)
بنابر اين، با وجود اين همه اختلاف بين مسلمانها، معلوم مى شود كه تمسّك حقيقى به ثقلين نشده است، و ريشه ى اختلاف همان «حَسْبُنَا كِتابُ اللّه‏ِ.» (3) مى باشد؛ هر چند اين سخن به دروغ گفته شده است؛ زيرا نصف آيات قرآن مربوط به عترت و مودّت آنها و پيروى از آنهاست، مگر اين كه اين دسته از آيات را از قرآن محو كنيم، يا روى آنها موم بگذاريم تا پيدا نباشد!

 اين حديث با اين كه بين عامّه و خاصّه متواتر است، عامّه خيلى زور زده اند كه بگويند: لفظ «عِتْرَتى» در آن نيست، بلكه «سُنَّتى» وجود دارد.

مى گوييم: اگر «سُنَّتى» هم باشد شما به سنّت هم كه عمل نمى كنيد، بلكه شما قياسى هستيد، نه عامل به سنّت و سنّى؛ به دليل اين كه اگر به همان قرآن و سنّت عمل مى كرديد و به آن دو تمسّك مى كرديد، آن دو، اختلاف بين شما را رفع مى كرد، و ديگر اختلافى با هم نداشتيد پس اين همه اختلاف در ميان شما براى چيست؟! لذا عامّه نقل مى كنند كه پيغمبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ فرمود: «سَتَفْتَرِقُ أُمَّتِى عَلى ثَلاثَ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً: كُلُّهُنَّ فِى النّارِ إِلاّ واحِدَةً.» به زودى امّت من هفتاد و سه فرقه مى شوند: همه ى آنها به جز يكى در آتش جهنم خواهند بود. سؤال شد: آن فرقه ى ناجيه كدام است؟ حضرت ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ فرمود: «ما أَنَا عَلَيْهِ الْيَوْمَ وَ أَصْحابِى.» آن چه من و اصحابم امروز بر آنيم.(4)
مى گوييم: بنابراين، لابد ميان اصحاب ديگر هيچ اختلاف نيست، آيا اينطور است؟! پس جنگ صفّين را طايفه ى جنّ به راه انداختند و دو طايفه جنّ با هم جنگيدند؟!
بنابراين، آنان كه عترت را كنار گذاشتند، در حقيقت قرآن حقيقى را هم ندارند، بلكه تنها صورتِ قرآن را دارند. از اين رو، كفّار به آسانى مى توانند آن را از دست آنها بگيرند. كفّار نقشه كشيده اند و پيمان بسته اند كه قرآن را از دست مسلمانان بگيرند و براى اين كار مى خواهند نخست آيات مربوط به لعن و سبّ يهود و نصارى نظيرِ «وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ» (5)؛ (به واسطه ى اين گفتارشان، خداوند يهود را لعنت كند.( را از آن حذف كنند، و يا قرآن غير عربى و ترجمه ى تنها به دست مسلمانان داده شود.(6)ترجمه ى قرآن(ترجمه ى بدون متن عربى.) كه ديگر قرآن نيست.

 

 

1.اصل حديث به اين صورت از رسول اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ نقل شده است: «إِنّى تارِكٌ فيكُمُ الثِّقْلَين، أَحَدُهُما أَكْبَرُ مِنَ الآخِرِ: كِتابُ اللّه‏ِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّماءِ إِلَى الاْءَرْضِ؛ وَ عِتْرَتى أَهْلُ بَيْتى. وَ إِنَّهُما لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ.»؛ (من دو چيز سنگين و گرانبها در ميان شما [به يادگار مى گذارم] كه يكى از ديگرى بزرگتر است: يكى، كتاب خدا، كه ريسمانى است كه از آسمان به سوى زمين كشيده شده است؛ و ديگرى، بستگان و خاندانم. اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد، تا اين كه در [كنار] حوض [كوثر] بر من وارد شوند.( مسند احمد، ج 3، ص 14. نيز ر.ك: مسند احمد، ج 3 ،27 و 59؛ مجمع الزوائد هيثمى، ج 9، ص 163؛ مسند ابن جعد، ص 397، منتخب مسند عبد بن حميد، ص 108؛ خصايص نسايى، ص 93؛ مسند ابى يعلى، ج 2، ص 297 و 376؛ معجم صغير طبرانى، ج 1، ص 131 و...

2.مشابه: شواهد التنزيل، ج 1، ص 191؛ الميزان، ج 4، ص 411؛ اصول كافى، ج 1، ص 209 و 287 و...

3. بحارالانوار، ج 22، ص 473 و 474؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 2، ص 55؛ ج 6، ص 51؛ ج 11، ص 49؛ ج 12، ص 87. (؛ (كتاب خدا براى ما كافى است

4.مجمع الزوائد، ج 1، ص 189؛ مستدرك حاكم، ج 1، ص 129؛ المعجم الاوسط طبرانى، ج 5، ص 137؛ لسان الميزان ابن حجر، ج 3، ص 291؛ ج 6، ص 56.

5.سوره ى مائده، آيه ى 64.

6. ر.ك: خاطرات مستر همفر.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS