بايد در فكر اصلاح باشيم

علماى بزرگ و مراجع تقليد زمان ما وقتى در حرم (نجف و كربلا و...) مشغول زيارت مى شدند، حالات و حركاتى از آنها سر مى زد كه گويا كسى در حرم نيست، و اصلاً مسأله ريا در كار نيست! آنها كه در نقد و جواب مسايل علمى، خود را افلاطون زمان مى دانستند چرا براى افراد كمتر و پايينتر از خود، خودنمايى و رياكارى كنند؟!
گويا همه ى آن بزرگان لا إِلى بَدَل( بدون جاى گزين.) رفتند و امثال خود را به جا نگذاشتند. چه مقامات و كمالاتى داشتند كه الآن هم با آنهاست.

آيا بر ما لازم نيست راه آنها را برويم؟! چيزى كه هست آنها در زمانى بودند كه اشخاص و بزرگانى را مى ديدند كه صاحب كرامات و مقامات و نمونه هاى كامل ائمّه ى اطهار ـ عليهم السّلام ـ بودند، ولى آن چه آنها داشتند در دست ما نيز هست، و آن قرآن و عترت است، و زمين هيچ زمانى از حجّت خالى نيست، و حجّت در ميان ما است؛ ولى گويا كه نيست!

قرآن و عترت دواى تمام دردهاست. اگر آنها را كنار بگذاريم، در دنيا از اين هم ذليلتر مى شويم. آيا ذلّت از اين بيشتر كه مسلمانان با اين همه قوّت و ثروت نوكر كفّار هستند و آنها مالك امرشان هستند، يك روز به گرگ پناه مى بريم و يك روز به روباه! براى اين كه از قرآن و عترت به كلّى كنار نرويم و آنها را از ما جدا نكنند، از الآن بايد در فكر اصلاح باشيم، «علاجِ واقعه قبل از وقوع بايد كرد.»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS