قرآن و عترت همراه هميشگى

آيت الله شربيانى از علماى بزرگ بودند. يك روزى در هواى سرد فقيرى دنبال ايشان راه مى افتد و تقاضاى كمك مى كند و مى گويد:

 اگر كمك نكنى ، مى ميرم ، ولى آقا توجهى به ايشان نمى كند و او تا پشت در منزل آيت الله مى آيد و آقا بدون توجه وارد خانه مى شود و در را مى بندد و فقير پشت در اصرار مى كند كمكم كنيد.

چون آقا توجه نمى كند اهل بيت آقا هم چيزى نمى گويند. صبح كه بيرون مى آيند مى بينند مرده است .

 آقا دستور مى دهد بروند غسل بدهند.

 وقتى لباسش را بيرون مى آورند، مى بينند يك كيسه ليره همراهش بوده است .
ما قرآن و عترت همراهمان هست ، ولى مى گوييم آقا چيزى بگو كه حالم خوب بشود، دارم مى ميرم !

 

* دریافت فایل تصویری این متن در دو سایز متفاوت:

 

 


 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS