گناه، ترک معصیت

عيدى ما را در اعياد شريفه اسلام و ايمان

از واضحات است كه ترك معصيت در اعتقاد و عمل بى نياز مى كند از غير آن ؛ يعنى غير محتاج است به آن ، و او محتاجِ غير نيست ، بلكه مولِّد حسنات و دافع سيّئات است : (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالانْسَ إِلاّ لِيَعْبُدُونِ.) [يعنى ] عبوديّتِ تركِ معصيت در عقيده و عمل .
بعضى گمان مى كنند كه ما از ترك معصيت عبور كرده ايم !! غافلند از اينكه معصيت ، اختصاص به كبائر معروفه ندارد، بلكه اصرار بر صغائر هم كبيره است ؛ مثلاً نگاه تند به مطيع براى تخويف ، إ يذاءِ مُحرَّم است ؛ [و] تبسّم به عاصى براى تشويق ، اعانت بر معصيت است .
محاسن اخلاقِ شرعيّه و مفاسد اخلاق شرعيّه در كتب و رسائل عمليّه متبيّن شده اند.

ادامه مطلب...

از روى عمد و دانسته گناه نكرده ام

يكى از علماى بزرگ و اهل معنى شخصى را در صحن مبارك حضرت اميرعليه السّلام ديد كه از نهايت تواضع و ادب و ذلّت در برابر مقام شامخ ولايت مولى الموحدين ايستاده و چنان سر به زير و افتاده و خاضع بود كه گويى با سر راه مى رود.

 آن عالم عابد ربّانى پيش آن مرد شريف و بزرگوار كه عمرش ‍ از هفتاد به بالا بود رفت و از وضع حال و كيفيت زندگى او جويا شد. آن مرد شريف فرمود:

 از زمانى كه پا به تكليف گذاشتم تاكنون از روى عمد و دانسته گناه نكرده ام .

 البته آن طور مواظبت و دقت و مراقبت اين گونه نتيجه را دارد.

بسم اللّه‏

استادى براى شاگردش كه مى‏خواست از روى آب عبور كند، چيزى نوشت و شاگرد با آن نوشته از آب عبور مى‏كرد، يك وقت به نظرش رسيد كه نوشته را باز كند و ببيند كه اين طلسم چيست كه به او داده و به همراه دارد، باز كرد، ديد «بسم اللّه‏» است، بعد از آن ديگر نتوانست از روى آب عبور كند!

 مرحوم وحيد بهبهانى در سنّ نود و هشت سالگى ـ زمانى كه نسيان بر ايشان عارض شده بود و در منزل به تدريس شرح لمعه مشغول بود و به عدّه‏ى خاصّ و اندكى اجازه مى‏داد كه به محضرشان بروند و در درس شركت كنند ـ روزى به يكى از شاگردان اشاره كرد كه بماند. وقتى همه رفتند، به او فرمود: فلان‏جا زير فرش پول وجود دارد، آن را بردار و برو غسل جنابت كن.

ادامه مطلب...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS