مشروطه

از ماست که بر ماست!

این همه بلاها که بر سر ما می‌آید، با دست خودمان به وجود آمده است و علت و سببش خود ما هستیم. خودمان، نیزه به پهلوی خود می‌زنیم و آخ می‌گوییم و سپس از دست خود فغان و ناله می‌کنیم.

این همه بلاها که از زمان مشروطه تا به حال بر ما و ملت ما وارد شده و می‌شود، همه به دست امثال خود ماست، و مولود مشروطه است، و به امضا و تأیید خود ما به وجود آمده است. در مشروطه به دروغ و فریب چنین وانمود کردند که می‌خواهند احکام اسلام اجرا شود، و در رأس مجلس شورا و تشکیلات قانون‌گذاری، شش نفر از فقهای طراز اول که قوانین مجلس را با احکام شرع تطبیق می‌نمایند، خواهند بود. (البته برای تنفیذ احکام «شرع» نه «شر»!).

از سوی دیگر از زمان مشروطه تاکنون تبلیغ کردند که اسلام قابل اجرا نیست. کفار و استعمارگران در دروغ گفتن و فریب دادن ماهرند و ما در فریب خوردن!

در نامه‌ای که مرحوم شیخ فضل‌الله نوریبرای شهرستان‌ها نوشته بود، آمده است: ای مردم مسلمان، خود انصاف دهید آیا اخلاق ایرانی‌ها در دوران مشروطه عوض شده یا نه، و فلان کار، تشبه به اروپایی‌ها شده یا نه؟! حتی این مطلب را هم به صراحت گفتند که اسلام برای حکومت، ناقص است. مگر حکومت بنی‌العباس پانصد سال طول نکشید؟! بدتر از استبداد را در مشروطه کردند. رئیس مجلس را کشتند و... بعد معلوم شد که اینها مُحلّل هستند و مطلب چیز دیگربوده است.[۱] اگر کسی در این‌گونه جریانات از مقصد دور نرود و فریب نخورد و گمراه نشود، باید خوشحال باشد. عجیب‌تر اینکه مقدمات این مطالب و امضا و تأسیس مشروطه به دست علما فراهم شد، و مجلس با وکلای آن‌چنانی آن هم با نظارت شش فقیه و... تشکیل شد، ولی سرانجام کار به جایی رسید که به وکلای مجلس گفتند: یا باید عمامه‌ها را از سر بردارید، یا از مجلس بیرون بروید! وزیر دربار گفته بود: وکلای مُعَمم به جای عمامه باید کلاه پهلوی بر سر بگذارند!

۱. در جای دیگر فرمودند: مشروطه برای این بود که ایران را از حلقوم روسیه درآورده و به کام انگلیس کنند و چنین کردند.

در محضر بهجت، ج1، ص 117.

وضع شهريه نان و وجه در حوزه علميه نجف اشرف

خدا مى داند كه علماى بزرگ ما در تصرّف بيت المال چه امتحان هايى داده اند! رويّه و طريقه ى آقا سيّد محمّد كاظم يزدى در تقسيم بيت المال معلوم بود، با دقّت و ميزان مى داد، و به هر كس نمى داد، شايد جايز نمى دانست به طلاب مشروطه خواه سهم امام ـ عليه السّلام ـ بدهد!
نقل مى كنند: آقا سيّدى به دليل امتناع سيّد ـ رحمه اللّه  ـ از دادن وجه، به قصد قربت(!) سجّاده را از زير پاى سيّد كشيده و سلاح كمرى هفت تير متوجه ايشان كرده بود كه با اين تو را مى كشم! و سيّد او را نفرين كرده بود، و آن شخص اختلال عقل پيدا كرده بود و با پيراهن تنها بيرون مى آمد. در هر حال، در آن زمان شهريه نبود، نان هم ماهيانه نبود. تا اين كه بعد از مرحوم آخوند خراسانى از مرحوم سيّد تقاضا كردند كه نانى براى اهل علم مقرّر فرمايد. در جواب فرمود:

ادامه مطلب...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS