مصاحبه با حاج‌آقای فقیهی

بسمه‌تعالی
حاج‌آقای فقیهی:
صحبت پیرامون شخصیت والای مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آیة الله ‌العظمی بهجت مشکل است و ابعاد وجودی ایشان به قدری زیاد هست که در هر بُعدی از ابعاد باید فصل مفصّلی صحبت کرد. اولین بُعدی که در رابطه با شخصیت این مرجع فقید باید صحبت کنیم مسأله شخصیت علمی این مرجع فقید است. در رابطه با جنبه‌های علمی ایشان، ایشان شخصیتی هستند که هم در حوزه نجف از اساتید بزرگوار بودند و هم در حوزه قم.
در حوزه نجف از درس‌های مرحوم آیة الله ‌العظمی آقاسیدابوالحسن اصفهانی استفاده فراوانی بردند، در درس مرحوم آیة الله ‌العظمی نائینی شرکت کردند، در درس مرحوم آقاضیاءالدین عراقی محقق عراقی شرکت کردند و در درس محقق بزرگ محقق اصفهانی هم شرکت زیادی داشتند و ایشان جزء شاگردان مبرّز مرحوم محقق اصفهانی بودند، و در قم هم در درس آیة الله ‌العظمی حجّت و در درس حضرت آیة الله ‌العظمی بروجردی شرکت داشتند و ایشان جزء مستشکلین درس این شخصیت‌ها بودند.
در درس مرحوم آیةالله بروجردی ایشان اشکال می‌کردند و مرحوم آیة الله ‌العظمی بروجردی توجه خاصّی به ایشان داشتند وهکذا در درس مرحوم آیة الله ‌العظمی حجّت هم که ایشان شرکت می‌کردند اشکال می‌کردند و مورد توجه بودند. الحاصل اینکه ایشان در ابتدا جنبه‌های علمی خود را به درجات عالی اجتهاد رساندند و در ابعاد معنوی بعد از ترقیّات علمی انجام دادند، ترقیّات معنوی ایشان بعد از ترقیّات علمی بوده، لذا مرحوم آیة الله ‌العظمی قاضی که استاد اخلاق بودند شرط می‌کردند که شاگردانشان از کسانی باشند که به درجه اجتهاد رسیده باشند و بعد از اینکه به درجه اجتهاد رسیدند در درس مرحوم آیة الله ‌العظمی قاضی شرکت بکنند.
و مرحوم آیة الله ‌العظمی بهجت هم از کسانی بودند که در درس مرحوم آیةالله قاضی استاد اخلاق، استاد کلّ فی الکل که مراجع بزرگوار همه افتخار دارند که در درس مرحوم آیةالله قاضی شرکت کردند، علامه طباطبایی در درس مرحوم آیةالله قاضی شرکت می‌کردند و افتخار می‌کردند که من در درس اخلاق ایشان شرکت داشتم.
مرحوم آیة الله ‌العظمی بهجت هم در بُعد علمی جزء قوی‌ترین مراجع معظم تقلید بودند و هم در بُعد عملی. مهمترین ویژگی‌ که در رابطه با شخصیت ایشان می‌توانیم بیان بکنیم هماهنگی بین علم و عمل است که در رفتار ایشان و گفتار ایشان و اعمال ایشان نمایان بود.
ما شاید حدود پنجاه سال است که من در خدمت ایشان بودم، شاید پنجاه سال است که من ایشان را هر روز اکثر روزها زیارت می‌کردم، ایشان منزل ما می‌آمدند، با پدر ما مأنوس بودند، با پدر ما بچه بودیم خدمت ایشان می‌رسیدیم و این ارتباطی که پدر ما ابوی ما و مرحوم آیة الله ‌العظمی بهجت داشتند سبب شده بود که ما اکثر روزها ایشان را زیارت می‌کردیم.
در نماز ایشان شرکت می‌کردیم، در درس ایشان شرکت می‌کردیم، در حرم ایشان را اکثر روزها زیارت می‌کردیم، در راه‌ها خدمت ایشان می‌رسیدیم و توصیه‌های اخلاقی را ایشان برای ما بیان می‌کردند. اما دقت در این مطلب به نظر ما خیلی مهم است که ما متوجه بشویم شخصیت معنوی آیةالله بهجت را، به نظر می‌رسد که برای روشن شدن این مطلب من یک مقدمه‌ای را عرض بکنم.
در مثل مناقشه نیست یک مثالی من عرض می‌کنم اگر یک شخصی طبیب باشد و متخصص در علم طب، اگر پدرش فوت بکند و با علائم پزشکی تشخیص بدهد که پدرش فوت کرده، پدری که سال‌ها هشتاد سال در کنار این پدر زندگی می‌کرده و الان تشخیص داده که این پدر فوت کرده، آزمایشات پزشکی را انجام می‌دهد و اعلام می‌کند که روح از بدن این پدر خارج شده، همان پسری که سال‌ها در کنار پدرش بوده یا کنار مادرش بوده شب که می‌شود آخر شب به این اولاد می‌گویند تو کنار این پدر یا مادر بخواب تا صبح.
این نمی‌تواند تحمل کند در کنار پدرش که فوت کرده بماند، یک وحشتی بر او عارض می‌شود، خوب این پدر شما بود مدت‌ها در کنار هم بودید این همه مسافرت‌ها با هم داشتید اما حاضر نیست شب در اتاق تنها کنار پدرش بماند، با اینکه از نظر پزشکی برایش ثابت شده علم ثابت کرده کسی که فوت می‌کند روح از بدنش جدا می‌شود و هیچ حرکتی ندارد هیچ وحشتی ندارد علائم حیات در او نیست.
این آقای متخصص دکتر طبیب از پدر خودش می‌ترسد وحشت می‌کند، با اینکه از نظر علمی برایش ثابت شده که روح وقتی از بدن جدا بشود هیچ وحشتی ندارد، این شخص با همه علمی که دارد ولی ایمان رسوخ به قلبش نکرده یعنی برایش ثابت شده از نظر علمی ولی وجداناً هنوز ایمان به این مطلب پیدا نکرده، لذا می‌بینید از مادر خودش که سال‌ها در کنارش بوده وقتی فوت می‌کند شب می‌رود کنار، در یک اتاق دیگری می‌خوابد، می‌ترسد در آن اتاق زندگی بکند، در آن اتاق خوابش نمی‌برد.
ولکن شما یک سری بزنید به مرده‌شورخانه، اینهایی که مرده‌ها را می‌شویند غسل می‌دهند مرده‌ها را هر روز غسل می‌دهند، یک مرده، صد‌ها مرده را غسل دادند، بعد شب خسته می‌شود می‌خوابد سرش را می‌گذارد روی پای مرده همان‌جا می‌خوابد. خوب اگر شما فکر کنید چطور شده که این آقای مرده‌شور با اینکه طبیب نیست با اینکه متخصص نیست اما وجداناً این ایمان را پیدا کرده که مرده وقتی روح از بدنش جدا می‌شود این دیگر حرکتی ندارد وحشتی ندارد، در این مرده‌شورخانه تنها کنار مرده‌ها می‌خوابد و خوابش هم می‌برد.
خوب فرق این انسان با آن انسان چی هست؟ او از نظر علمی طبیب متخصص ثابت کرده که روح از بدن جدا بشود هیچ حرکتی دیگر مرده ندارد اراده‌ای ندارد وحشتی ندارد ولی این با تجربه این مسأله را بدست آورده، لذا در کنار مرده‌ها می‌خوابد و خیلی راحت و آرام زندگی می‌کند.
ایمان اصولاً در قلب انسان‌ها هست همه ایمان دارند اما مقدار ایمان و اعتقاد که به عمق جان انسان رسوخ کرده باشد متفاوت است. انجام واجبات، ترک محرّمات، مستحبات را انجام دادن حتی مکروهات را ترک کردن در اعمال خیلی‌ها دیده می‌شود، خیلی‌ها واجبات را انجام می‌دهند نماز می‌خوانند روزه می‌گیرند واجبات را انجام می‌دهند محرّمات را ترک می‌کنند اما اینکه انجام واجبات و ترک محرّمات به عمق جانش رسوخ کرده باشد این برایش یک شخصیتی درست می‌کند که مرحوم آیة الله ‌العظمی بهجت نمونه بارزش بود، یعنی اگر شما بخواهید نمونه‌ای پیدا کنید برای کسی که ایمان به عمق جانش رسوخ کرده بود و توکل بر خدا و صبر و استقامت و در تمام مسائل معنوی کاملاً ایمان قلبی واقعی داشت شخصیت مانند آیة الله ‌العظمی بهجت بود.
ایشان در توکل در صبر در استقامت در شجاعت در تمام ابعاد معنوی به مقام والایی رسیده بود، ما وقتی خدمت ایشان می‌رسیدیم در آن منزل محقّری که داشتند که سقف آن منزل به جوری خراب شده بود که ما احتمال می‌دادیم که این سقف بریزد،‌ دیوارها به قدری خرابه بود که واقعاً برای انسان‌های معمولی قابل تحمل نبود، ولی با اینکه خیلی ارادتمند به ایشان زیاد بود خیلی‌ها بودند که خانه‌های خوب در اختیار ایشان حاضر بودند بگذارند ولی به هیچ عنوان امکان نداشت که ایشان را از آن منزل خارج کنند و در منزل دیگری ببرند.
تا اینکه مسأله خیابان‌کشی آنجا آن خیابان مطرح شد و منزل ایشان در مسیر خرابی قرار گرفت، وقتی منزل ایشان در مسیر خرابی قرار گرفت تنها موقعیتی پیدا شد که ایشان از آن منزل به منزل دیگری آمدند والاّ حاضر نبودند از آن منزل منزل دیگری بیایند. یک منزل خرابه قدیمی که واقعاً برای افراد معمولی قابل تحمل نبود.
در تمام مسائلی که ما از ایشان می‌دیدیم مثلاً فرض کنید ایشان وارد مجلس می‌شدند، خوب وارد مجلس می‌شدند هر جایی که جای خالی بود همان‌جا می‌نشستند، وسط مجلس بود کنار مجلس بود آخر مجلس بود، اصلاً توجهی نداشتند که بالای مجلس کجا هست پایین مجلس کجا هست، از در که وارد می‌شدند یک کناری می‌نشستند و این اخلاق اخلاق پیغمبری و اخلاقی که به عمق جانش رسوخ کرده بود.
در ابعاد معنوی ما واقعاً شخصیتی مانند آیةالله بهجت که نمونه بارزی از عرفان که عرفانی که بحث می‌شود که عارف و سالک و اینها به نظر ما همین است یعنی عرفان الفاظی نیست که ما کنار هم ردیف کنیم بگوییم این آقا عارف است یا سالک است، عرفان و سلوک همان بُعد معنوی شخص است که ایمان به عمق جانش رسوخ کرده و این ایمان قوی باعث می‌شود که در تمام اعمال توکلش بر خداوند است و خداوند را ناظر و حاضر بر تمام امور می‌داند.
با این توجه و با این معرفتی که نسبت به خداوند بزرگوار دارد وقتی می‌ایستد در مقابل خداوند، وقتی نماز را شروع می‌کند بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیمی که ایشان می‌گفت با خیلی‌ها فرق می‌کرد، از همان لحظه‌ای که شروع به نماز می‌کرد ایشان اشک از چشمانش جاری بود. آن توکل آیة الله ‌العظمی بهجت، آن حالت توجه و خلوصی که ایشان داشتند این ناشی از آن معرفتی بود که داشتند.
معرفت بالاترین چیز است بالاترین نیرویی که انسان را می‌تواند به مقامات عالیه برساند همین معرفةالله است، معرفت مراتبی دارد، یک موقعی شما معرفت به خدا پیدا می‌کنید به عنوان اینکه خداوند خالق شماست، یک موقعی معرفت پیدا می‌کنید که خداوند رازق شماست، برای روزی و گذراندن زندگانی توکلتان بر خدا باشد، خوب این حالت توکل اگر در کسی بود نشانه این است که حرکت‌هایش، اعمالش، رفتارش در مسیر خداوند است.
لذا ما شخصیتی مثل شخصیت مرحوم آیةالله بهجت را که به عنوان معلم اخلاق، به عنوان استاد عرفان، استاد سالک اخلاقی که واقعاً از جهات عدیده معلم اخلاق بود قبول داریم ولی ابعاد عرفانی ایشان مربوط می‌شود به اعمال و رفتارشان، یعنی در اعمال و رفتار کاملاً می‌توانستید شما با نگاه به ایشان بفهمید که ایشان یک عارف واصل است.
توجه می‌کردید به ایشان نگاه می‌کردید توجهتان به خدا پیدا می‌شد، گاهی من می‌رفتم در خدمت ایشان فقط نگاه می‌کردم ایشان را، با صحبت‌هایشان مردم را ارشاد می‌کردند ولی با نگاهشان خیلی کار می‌کردند، وقتی که ابوی ما فوت کرد پدر ما فوت کرد ایشان یک مرتبه خدمتشان بودیم یک جملاتی برای من بیان فرمودند توصیه‌هایی فرمودند توصیه‌های اخلاقی بیان کردند و یک جملاتی را از پدر ما گفتند که من نمی‌دانستم اطلاع نداشتم، ایشان مطالبی را از ابوی ما فرمودند که در آن عالم در چه حالی هستند و چه مطالبی را در آن عالم به ایشان گفتند و ایشان به من توصیه می‌کردند که پدر شما از شما می‌خواهد که شما این کار را انجام بدهید که اینها پیدا بود یک نوع ارتباط معنوی آیة الله ‌العظمی بهجت با پدر ما داشتند که توصیه‌هایی را از پدر ما برای من ایشان نقل می‌کردند.
می‌گفتند پدر شما در آن عالم می‌خواهد که شما این کار را انجام بدهید شما حتماً این کار را انجام بدهید، دستوراتی را به من می‌دادند که اینها همه کاشف بود از اینکه ایشان یک تسلطی بر عالم ارواح دارد حالا یا به عنوان خواب بود یا الهام بود یا هر چه بود ایشان مطالبی را از پدر ما که فوت کرده بود چند سال و ایشان خودشان نماز خواندند به ایشان و در مراسم ایشان شرکت داشتند از ابوی ما مطالبی را برای ما نقل می‌فرمودند.
مهمترین ویژگی که ما در حضرت آیة الله ‌العظمی بهجت سراغ داریم همین مسأله بُعد معنوی ایشان که در کنار بُعد علمی است و به خاطر همین جهات علمی و معنوی ایشان بود که بعد از فوت ایشان در مراسم تشییع جنازه شما دیدید که مردم ایران چگونه شرکت کردند و چه تجلیلی از ایشان انجام شد، شاید که بی‌سابقه بود تجلیل از ایشان، بعد از فوت مرحوم امام شاید بتوانیم بگوییم بی‌سابقه بود و یا کم‌نظیر بود تجلیل از مقام مرجعیت و علم و تقوا و محبت به اهل بیت، یعنی تجلیل از مرحوم آیة الله ‌العظمی بهجت به این عنوان نبود کسی بهره‌ای در کنارش داشته باشد فقط به عنوان خدا و رضای خداوند مردم شرکت می‌کردند مردم اشک می‌ریختند.
لذا شما دیدید مراجع معظم تقلید، مقام معظم رهبری، پیام‌های تسلیتی که دادند چگونه تجلیل کردند از مقام مرحوم آیة الله ‌العظمی بهجت، تمام مراجع تقلید پیام دادند، مراجع مجلس گرفتند و در مجالس ایشان شرکت کردند، این تجلیل از مرحوم آیة الله ‌العظمی بهجت تجلیل از مقام علم بود تجلیل از مقام معنویت بود، از اینکه یک شخصیتی حدود صد سال، نود سال زندگی بکند و در تمام تاریخ زندگی‌اش یک نقطه ابهامی ضعفی وجود نداشته باشد.
همیشه در حرم هر روز من ایشان را زیارت می‌کردم، ساعت‌ها ایشان بعد از اینکه نماز را یا نماز صبح را در مسجد فاطمیه انجام می‌دادند پیاده تشریف می‌آوردند در حرم، می‌آمدند در کنار حرم آن قسمت رو به قبله یک گوشه‌ای بود ایشان می‌ایستادند دعا می‌خواندند بعد می‌آمدند در یک کناری می‌نشستند مشغول دعا مشغول نماز مشغول گریه که من گاهی ایشان یعنی اکثر روزهایی که حرم می‌رفتم ایشان را زیارت می‌کردم و این حالت معنوی و روحی که ایشان داشتند واقعاً مورد توجه همگان بود و درس بزرگی را برای طلبه‌ها، فضلا، علما، اساتید، من سراغ دارم افرادی که به درجه اجتهاد رسیده بودند و نیاز به درس نداشتند لازم نبود در درس خارج شرکت بکنند ولی برای اینکه از روح ایشان استفاده کنند در درس ایشان شرکت می‌کردند و کاملاً بهره می‌بردند یعنی نگاه کردن به ایشان توجه به ایشان برای انسان یک معنویتی را ایجاد می‌کرد و انسان توجه به خدا پیدا می‌کرد.
خداوند متعال روح پرفتوح این شخصیت بزرگوار حضرت آیة الله ‌العظمی بهجت را با ارواح ائمه طاهرین علیهم‌السلام محشور بفرماید. والسلام

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS