تا قرآن در دست مسلمانان است...


شنيده ايم كه در مجلس شوراى پاريس(1) يك نفر از نمايندگان درحالى كه نطق مى كرد و قرآن را به دست گرفته بود، گفت: « تا اين كتاب در دست مسلمانان است، نمى توانيم بر آن ها حكومت كنيم! »
تأييد اين مطلب آن كه سيصد سال پيش در پيمان نامه ى يكى از سردمداران فرقه هاى اسلامى آمده است:

« بايد مُصْحَف، نقص شود و به غير عربى ترجمه گردد. » مقصود ارايه ى ترجمه ى تنها بدون متن عربى قرآن است. قرار است حكومت دولت هاى اسلامى به دست خود مسلمانان باشد و كفار به واسطه ى دست نشانده هاى خود بر ما سيطره داشته باشند؛ زيرا روشن است كه ترجمه ى قرآن ديگر قرآن نيست. مقصودشان اين است كه قرآن در دست مسلمانان نباشد تا بر آن ها حكومت كنند، يعنى قرآن نظير همين تورات و انجيل فعلى باشد كه به زبان فارسى هم ترجمه و چاپ شده است.
و نيز قرار است آيات برائت از مشركين و سبّ و لعن كفّار از قرآن اسقاط گردد.و فقط آيات مربوط به خدا پرستى باقى بماند، مثل تورات و انجيل فعلى.و گاهى هم شنيده مى شد كه مى گفتند: آيات منتخبه به جاى قرآن چاپ شود تا اين كه كلّ قرآن در دست ها نباشد.( درباره ى مطالب ياد شده، ر.ك: خاطرات مستر همفر.) يعنى:« لا يَبْقى مِنَ الْقُرآنِ إِلاّ دَرْسُهُ [رَسْمُهُ]. »2 از قرآن به جز درس آن [و يا: عكس آن] باقى نمى ماند.
البته در اين صورت درس قرآن هم نمى ماند، بلكه درس بعض قرآن مى ماند، نه تمام قرآن!
آيا نبايد اين مطلب را هميشه عنوان كرد تا مسلمانان بيدار شوند؟! بايد مسلمانان را تنبّه دهيم كه استعمارگران و كفّار خيال دارند از هر راهى و به هر وسيله اى كه شده قرآن را از دست آن ها بگيرند. الآن يكى از حكومت هاى اسلامى قرآن چاپ مى كند و ديگران نمى توانند قرآن را چاپ كنند.( منظور اين است كه چاپ قرآن عمدتا در دست اين حكومت است.) معلوم است چيزى را كه خودشان به دست مسلمانان داده اند خودشان هم مى توانند پس بگيرند يا تغيير دهند. ابتدا هيئت اجتماعيّه ى قرآن را مى گيرند و به صورت اجزا و جزوات به دست مسلمانان مى دهند و كم كم آن اجزا را هم از دستشان مى گيرند. يا ابتدا آيات منتخبه و مجموعه اى از مواعظ و حكم و تاريخ و قصص قرآن و در نتيجه قرآن ناقص را به دست مردم مى دهند،بعد همان را هم به آسانى از دست آن ها مى گيرند. ما هم با همه بيدارى و توطئه هاى دشمنان در خوابيم، پس كى بيدار مى شويم تا ببينيم دشمن عليه ما چه مى كند؟!

 

 

 

1. معروف است كه اين جريان در مجلس عوام انگليس رخ داده است.

2. ر.ك: مستدرك الوسائل، ج 11، ص 376؛ بحار الانوار، ج 22، ص 453؛ و نيز: اصول كافى، ج 8، ص 307؛ بحار الانوار، ج 2، ص 109؛ ج 18، ص 146 و...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS