احكام قبر و قبرستان

احكام قبر و قبرستان

لزوم رضايت مالك زمين براى تبديل به قبرستان

1413. در بين قبرستان زمينى است كه راه عبور عدّه اى است و به آن ها اختصاص دارد. مى خواهند آن زمين را جزو قبرستان كنند و راه عبور آن ها را از جاى ديگر قرار دهند، امّا يكى از آن ها راضى نمى شود؛ حكم شرعى را بيان نماييد.

ج. حق او باقى است و تا او را راضى نكنند، نمى توانند آن را جزو قبرستان كنند.

تزيين قبور

1414. در سال هاى اخير تزيين قبور در گورستان ها به يك امر تشريفاتى تبديل شده و قبرها با سنگ ها و مدل هاى گوناگون منقّش مى گردند، اين عمل از نظر شرعى چه حكمى دارد؟

ج. مانعى ندارد ولى مكروه است.

دفن در قبرهاى قديمى

1415. معمولاً در قبرستان هاى قديمى مرده ها در قبرهايى دفن مى شوند كه قبلاً قبر ديگرى بوده و مقدارى استخوان در آن جا يافت مى شود، با توجه به اين كه ممكن است قبر قديمى توسط اولياى ميّت خريده شده باشد، آيا دفن در آن صحيح است؟

ج. قبرهايى را كه خريده اند، ملك خريدارها است و در قبور ديگر هم نبش قبر قبل از پوسيدگى كامل جايز نيست.

حك كردن آيات قرآن روى قبور

1416. حك كردن آيات قرآن و اسماى متبركه بر روى قبرها چه حكمى دارد؟ و در صورت علم به راه رفتن عابرين از روى آن ها، آيا مسؤولين قبرستان مى توانند بدون اجازه از اولياى ميّت، آن اسماء را محو نمايند؟

ج. اگر در محلى است كه معرضيّت نوعيه براى هتك دارد، جايز نيست و مسؤول قبرستان با اجازه، رفع هتك مى نمايد و اگر دسترسى ندارد مسير عبور را تغيير مى دهد و مادامى كه در معرض هتك بالفعل مستمر نيست، تصرّف در آن نمى كند.

قبرستان هاى قديمى

1417. قبرستان هاى قديمى كه امروزه كسى در آن دفن نمى شود و موجب جمع زباله يا تجمع افراد لا ابالى گرديده است، آيا مى شود تبديل به فضاى سبز و يا بازار و... شود؟ آيا موقوفه بودن يا نبودن زمين براى قبرستان در حكم فوق تأثير دارد؟

ج. در جاهايى كه موقوفه باشد، تبديل آن به غير قبرستان جايز نيست و در غير موقوفه هم اگر مالك دارد، هر گونه تصرف در آن مربوط به مالك آن است و در غير مملوكه هم امر آن راجع به حاكم شرع جامع شرايط است.

زيارتگاه هاى غير مستند

1418. زيارت، نذر و پول ريختن براى امام زادگانى كه شجره نامه مشخص و سند معتبرى از آنان در دست نيست، چه حكمى دارد؟ و آيا لازم است مردم را از رفتن و زيارت به چنين مكان هايى نهى كرد؟

ج. نهى مردم در اين امور جا ندارد و زيارت و نذورات هم به قصد رجا مانعى ندارد.

بازارچه احداث شده در قبرستان

1419. قبرستان قديمى ـ كه به گفته مطّلعين محل، دفن بسيارى از علما و بزرگان بوده است ـ تخريب و تبديل به بازار و پاساژ گرديده است، آيا خريد و فروش جنس و ساير تصرّفات در آن و نيز اجاره و خريد مغازه هاى چنين بازارى جايز است؟

ج. اگر به حاكم شرع مراجعه و اجاره پرداخت كنند؛ با فرض خروج از حيّز انتفاع در خصوص دفن و عدم امكان عود و بازگرداندن به قبرستان مانعى ندارد.

خاك بقيع

1420. كسانى كه به قبور ائمه بقيع مشرف مى شوند مقدارى از خاك آن جا را براى تبرّك آورده و گاهى بر آن نماز مى گذراند، با توجه به وقف بودن بقيع جهت قبرستان، آن ها نسبت به اين مقدار خاك ضامن هستند و آيا نمازهاى آنان كه بر اين خاك خوانده اند باطل است؟

ج. ظاهرا گرفتن و برداشتن تربت از قبور ساير معصومين ـ عليهم السّلام ـ با تربت امام حسين ـ عليه السّلام ـ تفاوتى ندارد كه اشاره به آن در مسأله 2112 رساله آمده است.

خريد و فروش قبر

1421. زمين هاى قبرستان موقوفه اى كه سازمان اوقاف آن را به صاحبانش مى فروشد، آيا ملك آنان محسوب مى شود؟ و در صورت دفن فرد ديگر در آن قبر، بدون اجازه اولياى ميّت اوّل قبر غصبى به شمار مى رود؟

ج. زمين موقوفه قابل معامله و خريد و فروش نيست و در بعضى موارد اختصاص دادن حق از طرف متولّى شرعى ممكن است، مثل اين كه داراى نوعى بنا است كه احكام شرعى هم بر آن مترتب است.

حك و راه رفتن روى اسماى متبركه قبور

1422. حك و يا راه رفتن بر قبرهايى كه نام صاحبان آن عبداللّه ، عبدالرضا، عبدالرحمن و غلام رضا، غلام حسين و... است اشكال دارد؟

ج. بلى، مضاف اليه (اللّه ، الرضا، الرحمن، رضا و...) نبايد هتك شود.

زيارت اهل قبور در شب

1423. رفتن به قبرستان در شب چه حكمى دارد؟

ج. ظاهرا كراهت دارد.

نبش قبر

1424. آيا اگر ميتى را بدون غسل دفن كرده باشند، نبش قبر او جايز است؟

ج. جايز است، ولى احوط اين است كه اگر موجب هتك و بى احترامى ميّت شود نبش قبر نشود.

ملاك نبش قبر

1425. ملاك در حرمت نبش قبر چيست؟

ج. ملاك آن هتك حرمت و بى احترامى ميّت است كه در اين صورت اگرچه طفل يا ديوانه باشد، نبش قبر حرام است.

نبش قبر براى تعيين قاتل و نجات متّهم

1426. آيا نبش قبر مسلمان براى تشريح بدن وى، جهت تعيين كيفيّت قتل و نجات فرد متّهم به قتل، چه حكمى دارد؟

ج. در مورد ضرورت جايز است.

نبش قبر براى استفاده از جسد و استخوان در آموزش

1427. 1) آيا مى توان براى تشريح، جهت آموزش، به علت كمبود جسد و استخوان (كه بدون آن ها آموزش امكان پذير نيست) اقدام به نبش قبر غير مسلمان نمود؟

ج. جايى كه نبش قبر مسلمان حرام است، نبش قبر غير مسلمانى كه در ذمّه اسلام است نيز حرام است. در غير آن ها با توقّف آموزش بر نبش قبر و عدم محذور ديگر، جواز بعيد نيست.

2) در فرض فوق اگر دانسته نشود اين قبر متعلق به مسلمان يا غير مسلمان است، نبش قبر مجاز است؟

ج. با امارات (نشانه هاى معتبر) كه تفحص از آن ها مى شود، تعيين مى شود كه اين ها محكوم به حكم مسلمان اند يا نه (امارات مثل شهر اسلام و محلّه ى مسلمين و امثال آن). در صورت عدم اماره با شروط ذكر شده جوازش دور نيست.

استفاده از استخوان هاى پيدا شده براى آموزش

1428. در صورت كمبود جسد و استخوان، آيا مى توان استخوان هايى را كه در بيابان ها و قبرستان ها مى يابيم و يا به وسيله ى عمليات حفارى شهردارى ها در سطح خاك ظاهر مى شوند، (چه متعلق به مسلمانان و چه غير مسلمانان) مدتى جهت آموزش استفاده كرده و بعد از اتمام كار، به يك مركز آموزشى هديه يا دفن كرد؟

ج. در صورتى كه اماره اى بر اسلام پيدا شود، در حكم مسلمان ها هستند، چه اسلام حقيقى چه اسلام حكمى، در غير اين صورت با شروط ذكر شده اشكالى ندارد.

نبش قبر با آب گرفتگى قبر

1429. فردى پدر خود را در ملك شخصى خود دفن نموده است. اكنون با گذشت ده سال از اين قضيه متوجه شده اند كه قبر را آب فرا گرفته است. آيا مى توانند نبش قبر كنند و در قبرستان دفن نمايند؟

ج. اگر سدّ آب و منع ورود آن به قبر ممكن است، همان را انجام دهند و اگر ممكن نيست و هتك ميّت نباشد، نبش قبر و انتقال آن به مكان مناسب تر، مانعى ندارد.

كيفيّت نبش قبر در قبرهاى چند طبقه

1430. قبرهايى كه سه طبقه است، اگر جنازه پايينى با كفن مغصوب دفن شده باشد يا به جهتى ضرورت نبش قبر جنازه پايينى پديد آيد، شرعا چه بايد كرد؟

ج. اگر ممكن باشد با صاحب كفن مصالحه كنند و قبرها را نبش نكنند و اگر ممكن نشد يا براى جهات ديگر بخواهند نبش كنند، بايد به گونه اى از كنار بشكافند كه قبرهاى رويى نبش نشود.

ساخت پايه هاى حسينيّه در قبرستان

1431. حسينيه اى را در كنار قبرستان موقوفه اى ساخته اند؛ پايه هاى حسينيه در قبرستان بر بدنه قبرها ساخته شده است، حكم شرعى چيست؟

ج. بايد آن پايه ها را درآورند، اين گونه تصرف در قبرستان جايز نيست؛ ولى تصرف در فضا اشكال ندارد، زيرا مزاحمت با دفن ندارد و لذا جايز است پايه ها را در خارج از آن زمين قرار دهند هر چند قسمتى از بناى حسينيه در فضاى آن واقع شود.

عدم جواز فروش زمين قبرستان موقوفه

1432. زمينى وقف قبرستان بوده و در آن، ميّت دفن كرده اند ولى فعلاً اهل محلّ به دفن اموات در آن رغبت ندارند و در محلّ ديگرى دفن مى كنند، آيا مى توان آن را به فروش رساند و در مسجد مصرف نمود؟

ج. با ثبوت وقفيّت، فروش آن جايز نيست، مگر اين كه بهره ورى از آن مقدور نباشد.

تبديل قبرستان عمومى خريدارى شده به ملك بهتر

1433. ملكى براى قبرستان عمومى خريدارى شده و دو نفر در آن جا دفن شده اند، چون اين ملك در زمين شيب قرار گرفته، اهالى حاضر نشده اند اموات خود را در آن جا دفن كنند، آيا اجازه مى فرماييد هيأت امنا، اين زمين را بفروشند و در كنار قبرستان قديمى، زمينى را خريدارى نمايند؟

ج. در صورتى كه از حيّز انتفاع خارج شده باشد و قابل استفاده نباشد و هتك به آن دو ميّت نباشد، با محافظت از آن، بعيد نيست جايز باشد.

دفن اموات در زمين موقوفه امام حسين ـ عليه السّلام ـ

1434. قبرستان قديمى وقف امام حسين ـ عليه السّلام ـ بوده و اهالى آن منطقه، به خاطر عدم آگاهى از حكم شرع، اموات خود را در زمين وقف امام حسين ـ عليه السّلام ـ دفن نموده اند، حال متوجّه شده اند كه در طول صد سال كار اشتباهى انجام داده اند، آيا مى توانند از متولّى، زمين را پنجاه سال اجاره كنند و اجاره زمين را براى امام حسين ـ عليه السّلام ـ مصرف نمايند؟

ج. در صورتى كه مصرف خاصّى براى زمين تعيين نشده باشد، مى توانند به بالاترين قيمت اجاره نمايند و اجاره را به مصرف امام حسين ـ عليه السّلام ـ برسانند.

پس گرفتن زمينى كه وقف قبرستان شده

1435. اشخاصى زمينى را جهت قبرستان هبه كرده اند به شرط اين كه در اين زمين ميّت دفن شود؛ حال با توجه به اين كه اهالى آن محلّ راضى نمى شوند اموات خود را در آن جا دفن كنند، آيا واهب (فرد بخشنده زمين) مى تواند زمين خود را پس بگيرد؟

ج. در صورتى كه وقف شده باشد و تحويل گرفتن متناسب با وقف صورت گرفته باشد، حقّ رجوع ندارند امّا در صورتى كه مورد استفاده براى اموات قرار نگرفته باشد و واگذارى ابتدايى بوده، مانعى ندارد.

فرض جواز دفن مسلمان در كنار قبور كفار

1436. عده اى از مسلمانان در يكى از كشورهاى بيگانه، يك قسمت از قبرستان كفّار را خريده اند كه آن جا را قبرستان مسلمين قرار دهند، با اين كه در آن جا چند قبر از كافران هم هست. آيا اين كار اشكال دارد؟ آيا اين زمين قابل فروش مى باشد؟

ج. اشكالى ندارد، زيرا ديگر مقبره ى كفّار بر آن صادق نيست و اگر آن جا را وقف قبرستان كردند، ديگر قابل فروش نيست؛ مگر بناهاى آن را بفروشند.

حكم زمين قبرستانى كه تبديل به بازار شده است

1437. زمينى سابقا وقف قبرستان بوده ولى فعلاً از عنوان قبرستان خارج شده و بخشى از آن تبديل به بازار و غيره شده است. تكليف چيست؟

ج. اگر تبديل آن به قبرستان ممكن نيست، بايد متصرّفين در آن اجرة المثل زمين را بپردازند تا صرف در خيرات شود، در غير اين صورت غاصب زمين هستند و هنگامى كه دفن ميّت در آن ممكن شد، بايد براى دفن اموات از آن استفاده شود.

تخريب آرامگاه خانوادگى بدون اذن مالكان

1438. عدهّ اى آرامگاه و مقبره ى خانوادگى خريده اند. آيا مى توان آن را تخريب كرد؟

ج. بدون اذن آن ها نمى توان تخريب كرد، چه اين كه آن قبور ملك آن ها باشد يا وقف باشد، زيرا تخريب وقف هم مجوّز مى خواهد.

خراب كردن ديوار قبرستان

1439. قبرستانى در مركز شهر و كنار پارك واقع شده و متأسفانه محل تجمّع اراذل و اوباش وسلب آسايش همسايگان گرديده است. آيا جايز است ديوارهاى اطراف و اطاقك هاى متروكه حاشيه قبرستان را به گونه اى كه آسيبى به قبرستان وارد نشود، تخريب نمود تا از حالت امن بودن براى افراد خاطى، خارج شود؟

ج. تا ممكن است تصرّفات غير مرضيّه واقف يا مالك نشود، واللّه  العالم.

خريد قبر از قبرستان وقفى

1440. قبرهايى در قبرستانى وجود دارد كه به وسيله اداره اوقاف و امور خيريه به فروش مى رسد. اداره مذكور اظهار مى دارد اين قبرها حداقل 50 و حداكثر 100 سال از آخرين دفن آن مى گذرد و در زمان دفن هم چون قبرستان وقف بوده، پولى بابت قبر دريافت نمى شده است. و در حال حاضر مدّعى و صاحبى ندارد؛ آيا خريد آن قبرها اشكال دارد؟

ج. با فرض آن كه زمين وقف براى دفن است، خريد و فروش آن جايز نيست. بلى اگر نبش قبر صدق نكند و بخواهيد براى رفع منع از دفن مبلغى با رضايت بدهيد، مانع ندارد.

ساخت و ساز در موقوفه براى دفن

1441. قطعه زمينى ـ كه هم اكنون در مقابل صحن مطهر حضرت معصومه ـ عليهاالسّلام ـ به عنوان ميدان آستانه مشهور است ـ طبق اسناد تاريخى از حدود 1200 سال قبل به دفن اموات مسلمين اختصاص داشته است كه به تدريج در زمان طاغوت به پارك، پاساژ، ساختمان شهردارى و آتش نشانى و فرماندارى تبديل شده است و غير از قطعه كوچكى كه به قبرستان شيخان مشهور است، كلاً از عنوان قبرستان بودن خارج شده است و در دو سال اخير جهت طرح بهسازى حرم مطهر حضرت معصومه ـ عليهاالسّلام ـ توسط شهردارى، بخش عمده اى از آن تبديل به بازار سه طبقه شده و مبالغى سنگين هزينه گرديده است. طبق احكام دادگاه هاى صالحه جمهورى اسلامى ايران حكم به وقفيّت كل زمين و ابطال اسناد مالكيت صادر شده است. از سوى ديگر قانون گورستان ها و مقررات بهداشتى حكومتى، مانع دفن اموات در مركز شهر بوده و هست.

نظر به تبديل و تبدّل عنوان از زمان غصب و عدم امكان اعاده آن به صورت قبرستان و اين كه از آن زمان تاكنون محل مورد نظر به صورت پاساژ و واحدهاى تجارى درآمده و مورد استفاده قرار مى گيرد، متصرّفين تحت چه عنوان فقهى از دِيْن خارج و برى ءالذمّه مى گردند؟

آيا اداره اوقاف مى تواند مبناى اخذ وجه را به قيمت زمان تصرف (زمان سابق)، با قيمت كارشناسى قرار داده و احقاق حق موقوفه نمايد.

ج. اجرة المثل زمين را تا وقتى كه قابل دفن نيست، بايد بپردازند.

عدم جواز تصرف در وقف براى قبرستان زرتشتيان

1442. اين جانبان شاغل در يكى از نهادها و ساكن در منازل سازمانى آن نهاد مى باشيم. اخيرا مطلع شده ايم زمين هايى كه اين نهاد در آن، منازل سازمانى ساخته است، قبل از انقلاب متعلّق به زرتشتيان بوده و اين زمين ها جهت قبرستان به انجمن زرتشتيان ايران وقف شده است، ليكن نهاد، آن ها را تصاحب نموده است.پس از شكايت انجمن زرتشتيان، قرار شد آن ها را راضى و اجاره آن ها را پرداخت نمايد. ولى چندى است اجاره اى پرداخت نمى شود و دو تن از اعضاى انجمن در صحبتى كه با كارگران خود (كه مسلمان و ساكنان منطقه هستند) داشته اند اكيدا عدم رضايت خود را از اين عمل نهاد مذكور اعلام كرده اند. اينك با عنايت به مسايل فوق حكم موارد ذيل را بفرماييد.

1) سكونت در آن منطقه چه حكمى دارد؟

2) ادامه كار، تردد و انجام فرايض دينى در آن منطقه جايز است؟

3) حكم نمازهايى كه تاكنون در آن منطقه خوانده ايم چيست؟

ج. سكونت در آن منطقه جايز نيست و تصرّفاتى كه تاكنون كرده اند به آن ها اعلام كنند كه مربوط به ما نبوده و نمازهايى كه سابقا خوانده اند صحيح بوده و قضا ندارد، واللّه  العالم.

زمين مجهول الهويّه

1443. زمينى است كه سال ها در آن آجرپزى مى شده و به همين نام معروف است. در همين زمين اطفال ميّت نيز دفن مى شده اند، بدون اين كه نام قبرستان برآن گذاشته باشند. اين زمين هم جوار قبرستان است و الآن مدّتى است ـ شايد نزديك به 10 ـ 15 سال يا بيشتر ـ كه ديگر در آن، طفل ميّتى دفن نشده است، با اين كه افرادى داعيه ى ملكيّت آن را دارند، قسمتى از آن براى شركت نفت روستا زيربنا رفته و قسمتى هم براى نانوايى و قسمتى هم به عنوان مغازه در نظر گرفته شده و قسمت قابل توجهى هم باقى مانده است، آيا مى توانيم آن قسمت اخير را كه باقى مانده، براى مصارف عامّ المنفعة چون خانه روحانى يا ساير مصارف تصرّف كنيم، يا اگر شخصى حاضر شود آن را بخرد و پولش را اهالى روستا صرف امور عامّ المنفعه بنمايند، اين كار را انجام دهيم؟ البته در صورتى كه مدّعيان ملكيت هم راضى باشند يا نتواند مدّعاى خود را ثابت كنند.

ج. وقفيّت به صِرف دفن ثابت نمى شود، پس هزينه نمودن آن ـ بعد از فراغ از آن چه مربوط به مدّعى مالكيت است ـ براى امور مذكور اشكال ندارد.

تبديل زمين وقف براى قبرستان

1444. شخصى زمين بايرى كه در اطراف قبرستان قديمى بوده خريدارى كرده و وقف قبرستان نموده است. و پس از مدتى، واقف فوت كرده است چند نفر از اهالى تصميم گرفته اند آن زمين را تبديل به زمين زراعى نمايند تا مقدارى از سود حاصله را صرف مسجد كنند. حكم شرعى را مرقوم فرماييد.

ج. در صورتى كه وقف براى قبرستان شده است، جايز نيست.

وقف براى قبرستان و عدم احتياج به آن

1445. شخصى مدّت بيست سال است يك جريب زمين توتون كارى واقع در روستاى... را وقف مؤبّد و حبس مخلّد نموده است كه قبرستان شود. ولى تاكنون براى قبرستان از آن زمين مذكور استفاده نكرده اند چون فعلاً نيازى به قبرستان ندارند حال مى شود با تعهّد، زمين نامبرده را با شرايطى اجاره داد كه از آن استفاده شود و هر وقت نياز شد، خلع يد شود يا خير؟

ج. مادامى كه مورد نياز دفن اموات نباشد با نظر متولّى اشكال ندارد و درآمد بايد صرف قبرستان شود.

حصار كشيدن در قبرستان

1446. آيا مى توان دور قبرستان عمومى را حصار كشيد به نحوى كه حصار در زمين قبرستان واقع مى شود؟

ج. اگر قبرستان وقف باشد و حصار مانع دفن اموات ـ ولو در مقدارى كه حصار دارد ـ جايز نيست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS