راه هاى اثبات اجتهاد و اعلميّت، و به دست آوردن، عمل كردن

راه هاى اثبات اجتهاد و اعلميّت، و به دست آوردن، عمل كردن

و پاسخگويى به فتاوا

تعارض گواهى بر اعلميّت

79. اگر عده اى از علما ـ كه توانايى تشخيص مجتهد اعلم را دارند ـ فردى را معرفى نمايند، امّا خود انسان به اعلميّت فرد ديگرى يقين داشته باشد و يا ببيند جمع ديگرى از علما، مجتهد ديگرى را معرفى نموده اند، تكليف چيست؟

ج. در صورتى كه يقين انسان به اعلم بودن فرد ديگر، بر اساس موازين ذكر شده باشد، عمل به يقين مقدم است و در صورت تعارض نظرات علما، اگر مرجحات ديگر، هم چون اورعيت در يكى از آنان بود، بايد از وى تقليد كرد و در صورت يأس از ترجيح يكى از آن دو بر ديگرى، فرد اختيار دارد كه از هر يك از آن دو مجتهد تقليد نمايد.

تحقيق كردن از يك مرجع

80. آيا مى توان بدون تحقيق مرجع تقليد را انتخاب كرد؟

ج. بايد از مرجع اعلم تقليد كرد.

رابطه شلوغى درس خارج با اعلميّت

81. آيا شلوغى درس خارج يك مجتهد، دليل اعلميّت او در استنباط احكام فقهى مى تواند باشد؟

ج. از آن جا كه ملاك اعلم بودن، فهم بهتر حكم الهى است و اين مطلب با نحوه بيان و چگونگى تدريس ملازمه اى ندارد، پس شلوغى درس خارج نمى تواند ملاك اعلم بودن مجتهد محسوب گردد.

راه شناخت اورع بودن مجتهد

82. طريق شناخت مجتهد اورع چيست؟

ج. طريق شناخت مجتهد اورع، همان طريق شناخت اعلم است.

پيروى از ديگران در انتخاب مرجع تقليد

83. اگر بزرگ يك قوم، عشيره و خانواده از فردى تقليد كند، آيا افراد ديگر مى توانند به تبعيت از او از همان مجتهد تقليد نمايند؟

ج. خير؛ مگر آن كه او توانايى تشخيص مجتهد و اعلم را داشته باشد و به واسطه گفتار وى، براى ديگران علم يا اطمينان به اجتهاد و اعلميّت آن فرد پيدا شود.

تقليد بدون تحقيق

84. اگر فردى بى سواد با راهنمايى يك عالم بدون تحقيق از كسى تقليد كند، جايز است؟

ج. اگر فهميد از مرجع اعلم تقليد كرده مشكلى ندارد وگرنه در صورتى اعمال او صحيح است كه بفهمد به وظيفه واقعى خود رفتار كرده است، يا عمل او با فتواى مجتهدى كه وظيفه اش تقليد از او بوده، يا با فتواى مجتهدى كه فعلاً بايد از او تقليد كند مطابق باشد و عباداتى را كه قبلاً انجام داده با قصد قربت انجام داده باشد.

عدم تشخيص فالأعلم در رجوع مرجع در احتياط هاى واجب

85. اگر مجتهد اعلم بعدى را نتوانستيم بشناسيم، احتياط هاى واجب را به چه كسى رجوع كنيم؟

ج. در صورت تساوى مراجع از نظر علم و يا عدم امكان تشخيص اعلم، مخيّر هستيد به هر كدام رجوع كنيد؛ مگر اين كه يكى از آن ها اورع باشد كه بر ديگران مقدّم است.

اختيار زن در انتخاب مرجع

86. آيا زن در انتخاب مرجع تقليد مستقل است، يا بايد تابع شوهرش باشد؟

ج. خير، زن در انتخاب مرجع تقليد مستقل است.

وظيفه ى كسى كه به سنّ بلوغ مى رسد

87. اگر بچّه اى به سنّ بلوغ برسد ولى هنوز از جهت نداشتن رشد كافى نتواند مرجع تقليدش را بشناسد، والدين او در قبال وى چه وظيفه اى دارند؟

ج. سيره ى مؤمنين بر ارشاد اين دسته افراد و تحقيق براى آن ها است.

88. اگر شك نمودم كه آيا در زمان تقليد از مرجع قبلى، واجد شرط تقليد [تكليف يا تمييز [بوده ام يا نه، وظيفه ام چيست؟

ج. اگر در تمييز شك داريد، بايد به مجتهد زنده اى كه شرايط تقليد را داراست، رجوع كنيد.

نيّت كردن هنگام تقليد از مرجع

89. آيا براى تقليد از مرجع تقليد نيّت زبانى لازم است؟

ج. خير بلكه عمل بر طبق فتاواى او لازم است.

احراز صلاحيّت مرجع بعد از مدّتى تقليد

90. اگر كسى پس از مدّتى كه از مجتهدى تقليد كرد، صلاحيّت مجتهد را براى تقليد احراز كرد، آيا حكم كسى را دارد كه مى خواهد از آغاز از او تقليد نمايد، مثلاً در صورتى كه صلاحيّت وى، بعد از فوت او احراز شد، مى تواند بر تقليد وى باقى باشد؟

ج. اعمال او در اين مدت محكوم به صحّت است، ولى در فرض سؤال، بقاى بر تقليد مشكل است.

تقليد از غير اعلم

91. در مسأله اى مرجع تقليد فتوا داشته و مقلّد نمى دانسته كه رجوع در فتوى جايز نيست، به همين جهت رجوع به غيراعلم كرده است، آيا اعمالش صحيح است؟

ج. عملى را كه انجام داده است، اگر مخالف با فتواى اعلم بوده، به شرحى كه در مسأله ى 20 رساله آمده است جبران نمايد.

اعمال بر خلاف تقليد

92. شخصى مدتى اعمالى را انجام داده و بعد متوجه شده كه بر خلاف فتواى مجتهد است، حكم اعمال گذشته اش چيست؟

ج. اگر مكلف مدتى اعمال خود را بدون تقليد انجام دهد، در صورتى اعمال او صحيح است كه بفهمد به وظيفه ى واقعى خود رفتار كرده است، يا عمل او با فتواى مجتهدى كه وظيفه اش تقليد از او بوده يا با فتواى مجتهدى كه فعلاً بايد از او تقليد كند مطابق باشد، و عباداتى را كه قبلاً انجام داده با قصد قربت انجام داده باشد.

عدم شناخت مرجع اعلم

93. من مقلد امام بودم و بعد از رحلت ايشان بنا به فتواى آقاى اراكى بر تقليد از ايشان باقى ماندم، اكنون مرجع اعلم را نمى شناسم آيا الآن هم مى توانم بر امام باقى باشم؟

ج. اگر احراز و يا احتمال اعلميّت ميّت در بين نباشد، رجوع به مجتهد زنده جايز است؛ و در صورتى كه مجتهد زنده اعلم باشد يا احتمال اعلميّت او در بين باشد رجوع به او واجب است (جهت اطلاع بيشتر به مسأله هاى 12 و 13 رساله رجوع شود.)

مطابقت اجمالى عمل با فتاوى

94. چنان چه انسان يقين نمايد كه عملش با فتاواى يكى از مراجع محترم ـ كه تقليد از آن ها جايز است ـ منطبق مى باشد، آيا همين مقدار كفايت مى كند؟

ج. مطابقت عمل با نظرات مجتهدِ اعلم، شرط است.

مطالعه ى رساله و يادگيرى احكام

95. آيا لازم است براى تقليد از يك نفر، تمام رساله وى را بخوانيم؟

ج. نه، فقط مسايلى را كه انسان غالبا به آن ها احتياج دارد، واجب است ياد بگيرد.

در دست نبودن فتواى مرجع

96. اگر در شرايطى دسترسى به مرجع تقليد يا رساله ايشان نباشد، آيا مى توان از رساله ى ساير مراجع در مسأله ى مورد ابتلاء استفاده كرد؟

ج. اگر صبر ممكن است، وظيفه، به دست آوردن فتواى مرجع است؛ و در غير اين صورت، اگر احتياط ممكن است، به احتياط عمل نمايد؛ و اگر احتياط ممكن نباشد، چنان چه از انجام عمل محذورى پيش نيايد، مى تواند عمل را به جا آورد و بعد از دسترسى به فتواى مرجع، در صورت مخالفت، اعاده كند، و اين ها در صورتى است كه عدم دسترسى در تمام مسايل نباشد، در غير اين صورت، مى تواند به مجتهد اعلم پس از او مراجعه كند.

رجوع به اعلم بعدى در احتياط ها

97. اگر مجتهد اعلم در مسأله اى احتياط واجب كرد و مجتهد اعلم بعدى نيز احتياط واجب كرد، آيا مى توان به مجتهد سوم با مراعات اعلم بودن نسبت به ديگر مجتهدين رجوع كرد؟

ج. بله، مى توان به مجتهد سوم رجوع كرد.

98. اگر مجتهد اعلم بعدى پس از فتوا دادن بر خلاف احتياط مجتهد اعلم، احتياط مستحبّى كرده باشد، چه بايد كرد؟

ج. عمل به اين احتياط خوب است.

كفايت مطابقت عمل با فتواى مجتد اعلم

99. مقلّدى به احتياط واجب مرجع تقليدش در مسأله اى اعتنا نمى كند (نه به احتياط عمل مى كند و نه به مجتهد اعلم بعدى رجوع مى كند)، اما پس از مدّتى به مجتهد اعلم بعدى رجوع مى كند كه وى آن مسأله را واجب نمى داند، آيا عملش صحيح بوده است؟

ج. با فرض عدم اختلال شرطى ـ مثل قصد قربت ـ مطابقت عمل با فتواى او در صحيح بودن عمل كافى است.

تقليد از غير اعلم

100. آيا اعمال كسى كه به جهت عدم وجود شرايط معتبر تقليد در مجتهد اعلم، از مجتهد غير اعلم تقليد نموده، باطل است؟

ج. اگر مراد از شرايط، فقدان شرايط ذكر شده در رساله است، با رعايت اعلم بودن مجتهد بعدى اعمالش محكوم به صحت است.

شرايط حاكم شرع

101. آيا در عمل به دستورات حاكم شرع، شرايط تقليد از مجتهد نيز معتبر است؟

ج. بله، حاكم شرع همان مجتهد جامع الشرايط است.

متابعت از مجتهد در موضوعات

102. در صورت اختلاف نظر مجتهد و مقلد در تشخيص موضوع، نظر كدام مقدم است و آيا متابعت از نظر مجتهد در موضوع نيز واجب است.

ج. در موضوعات، مقلد به نظر خودش عمل مى كند.

تعارض قوانين با فتوا

103. در تعارض قوانين تصويب شده در مجلس و شوراى نگهبان با فتواى مرجع تقليد، وظيفه مكلف و يا قاضى مقلِّد چيست؟

ج. وظيفه ى مقلّد رجوع به فتواى مرجع تقليد خود است.

تعارض بين حكم و فتوا

104. در موارد تعارض بين حكم قاضى و فتواى مرجع به كدام يك بايد عمل نمود؟

ج. فتوا در كليات است و حكم در قضاياى شخصيه، بنابراين تعارض بين اين دو وجود ندارد.

105. آيا عمل به حكم يا فتواى ولى امر مسلمانان براى غير مقلدين او واجب است و در صورت تعارض با رأى مجتهد اعلم، كدام يك مقدم است؟

ج. مقلد بايد به فتواى مرجع تقليد خودش رجوع كند و موارد خاصّه را سؤال كند.

اختلاف زن و شوهر در مرجع تقليد

106. اگر زن و شوهر هر كدام مرجع تقليد متفاوتى داشته باشند، در موارد مشترك و اختلافى كه به هر دو نفر آنان مربوط مى گردد ـ مثل جواز و يا عدم جواز دخول بعد از پاك شدن و قبل از غسل حيض ـ وظيفه ى آنان چيست؟

ج. بايد به احتياط عمل نمايند.

علت اختلاف فتواى مراجع

107. در حالى كه كليه احكام و مسايل از قرآن استخراج مى شود، چرا مراجع نظرات گوناگونى دارند؟

ج. احكام از ادله ى اربعه (قرآن، روايت، عقل و اجماع) استخراج مى شود و اين اختلاف در غير مسلّمات و قطعيات در مقام استنباط است.

اختلاف بين طرق به دست آوردن نظر مجتهد

108. اگر برخى از طريق هاى چهارگانه ارايه شده براى به دست آوردن نظر مجتهد با يكديگر منافات پيدا كرد، وظيفه چيست؟

ج. شنيدن از خود مجتهد و يا دو نفر عادل، مقدم بر ديدن از رساله و يا شنيدن از فرد مورد اطمينان است و در صورت تعارض بين دو راه اخير بايد تا كسب نظر مجتهد در آن مسأله به احتياط عمل نمايد.

عدم مطابقت نظر مجتهد با واقع

109. اگر مكلف طبق موازين شرعى اعلم بودن مجتهدى را احراز نمود و به دستورات او عمل كرد ولى نظرات او مطابق واقع و دستورات واقعى شارع نبود؛

1) آيا اعمال او باعث رشد و كمال وى مى شود و مستوجب ثواب براى او مى گردد؟

2) آيا در قيامت مورد مؤاخذه قرار مى گيرد؟

ج. در فرض مزبور عمل به حجّت كرده و مأجور است.

وظيفه ى نايب در تقليد

110. كسى كه براى انجام عباداتى چون نماز و روزه و حجّ نايب مى شود، آيا بايد به فتواى مرجع خودش عمل كند يا به فتواى مرجع تقليد كسى كه از جانب وى نايب گرديده است؟

ج. نايب بايد به فتواى مرجع تقليد خودش عمل كند و در نيابت از حىّ در حجّ، فى الجمله احتياط كند.

اختلاف وصى يا ورثه با متوفّى در تقليد

111. اگر وصىّ يا ورثه با متوفّى در مرجع تقليد متفاوت باشند، در محاسبه بايد طبق فتواى مرجع خود عمل كنند يا مرجع تقليد ميّت؟

ج. در مقدار محاسبه ديون بر ميّت، ميزان و معيار تكليفِ ميّت در زمان حياتش مى باشد، امّا در كيفيّت پرداخت، اگر مورد اختلاف باشد، ميزان، تقليد وصى و ورثه است.

پاسخگويى به مسايل

112. پاسخگويى به مسايل و فتاوا براى عالمى كه از آن ها اطلاع دارد واجب است؟

ج. از باب ارشاد جاهل بدون عسر و محذور، لازم است.

وظيفه مسأله گويان

113. كسى كه در مقام بيان مسايل شرعى است، آيا بايد به نظريات مجتهد يقين داشته باشد يا اطمينان و گمان كافى است و در صورت كشف خلاف تكليف او چيست؟

ج. اطمينان هم كافى است و اگر فهميد اشتباه كرده تا جايى كه ممكن است بايد اشتباه را برطرف كند.

وظيفه مسؤول عنه در پاسخ به مسايل اختلافى

114. اگر از كسى مسأله شرعى ـ كه مورد اختلاف مراجع معظم تقليد مى باشد ـ پرسيده شود، آيا وى موظّف است نظر خود (در صورتى كه مجتهد باشد) يا مرجع تقليد خود (در صورتى كه مقلّد باشد) را در پاسخ بگويد، يا نظر مرجع تقليد سؤال كننده را؟

ج. اگر از كسى مسأله ى مورد اختلافى را سؤال كنند، او نمى تواند، نظر و فتواى خودش را اجتهادا يا تقليدا بگويد، بلكه بايد بر طبق فتواى مرجع سؤال كننده جواب بگويد، چون فرد سؤال كننده از وظيفه ى فعليه خودش سؤال كرده، كه همان فتواى مرجع خودش است.

وجوب ارشاد جاهل

115. اگر تقليد كسى اشكال داشته باشد، آيا وظيفه داريم به او گوشزد كنيم؟

ج. اگر جاهل به مسأله است، ارشاد نماييد.

نحوه ى تحقق تقليد

116. تقليد به چه چيز محقّق مى شود؟ به عمل يا به التزام يا به أخذ رساله و يا...؟

ج. تقليد به وسيله ى عمل بر وِفق فتواى مجتهد جامع الشّرايط محقّق مى شود، و التزام و... از مقدّمات تقليد به شمار مى روند.

ظهور و اطلاق كلام مجتهد

117. آيا مى شود به اطلاق كلام مجتهد عمل نمود و يا به ظهور آن اكتفا كرد؟

ج. در مواردى كه عقلا به ظهور و اطلاق تمسك مى كنند مانع ندارد، به شرطى كه جستجوى كامل از مظانّ آن شده باشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS