احكام وصيّت

احكام وصيّت

لزوم نوشتن وصيّت نامه

1393. آيا نوشتن وصيّت نامه واجب است؟

ج. اگر علامت ها و نشانه  هاى مرگ ظاهر شد، اگر نياز به وصيت كردن باشد لازم است.

 

موارد لزوم وصيت

1394. اگر ذمه  ى كسى به هيچ دينى مشغول نباشد، آيا وصيت كردن بر او لازم است؟

ج. خير، اگر هيچ حقّى از حقوق الهى و مردمى بر او نيست و يا امانتى كه نتوانسته ردّ كند نزد او نيست لازم نيست؛ بلكه مستحب است.

 

عدم رضايت ورثه در عمل به وصيت

1395. در عمل نمودن وصىّ به وصيت، آيا رضايت و موافقت بقيه ورثه آيا لازم است؟ و آيا آنان حق اظهار نظر و دخالت دارند؟

ج. اگر در امور مالى باشد و زايد بر ثلث باشد، رضايت تمام ورثه لازم است و غير آن ارتباطى به ورثه ندارد مگر در وصيّت، به عنوان ناظر تعيين شده باشند. (مسأله  ى 2175 رساله)

 

فرق شهادت بر وصيت با عمل به آن

1396. آيا فردى كه شاهد بر وصيت نمودن كسى شد و آن را امضا كرد، پس از مرگ او آيا لازم است به آن وصيت عمل كند؟

ج. اگر وصى نباشد عمل به وصيت بر او لازم نيست، بلى در مورد مناسب اداى شهادت مى نمايد.

 

وصيت نكردن به نماز و روزه

1397. فردى كه از دنيا رفته و نسبت به نماز و روزه وصيتى ننموده است و مسلما نماز و روزه هاى قضا شده زياد داشته است، آيا لازم است از اصل مال، كسى را براى او اجير نمايند؟ يا از ثلث او بايد اجير بگيرند؟ يا اصلاً لزومى بر اجير گرفتن نيست؟

ج. اگر پسر بزرگ دارد، بر عهده ى او واجب است و در غير اين صورت، از اصل مالش اجير بگيرند.

 

هزينه  هاى عمل به وصيت

1398. آيا وصى مى  تواند هزينه  هاى عمل به وصيت را از تركه  ى ميّت محاسبه كند؟

ج. از همان ثلت مى  تواند محاسبه كند، نه از اصل تركه.

 

خيانت يا عجز وصىّ

1399. هرگاه خيانت يا عجز وصى كشف شود، تكليف چيست؟

ج. حاكم شرع به جاى او يا براى كمك به او وصى را معين مى كند. (به مسأله  ى 2185 و 2186 رساله رجوع شود.)

 

عمل نكردن وصى به وصيت

1400. آيا عمل نكردن وصى به وصيت ـ به هر جهت ـ حرام است؟

ج. بله، وصى مكلف است، به وصيت عمل كند.

وصيت به مهريه همسر

1401. شخصى براى ثلث اموال خود مصرفى را معين كرده و علاوه بر آن اظهار داشته كه مهريه همسر او كه اكثريت اموال او را شامل مى  شود بدهند، آيا چنين وصيتى كه از مال ارثى چيزى باقى نمى  گذارد جايز است؟ و آيا مى  شود مهريه زن او را به صورت قسطى پرداخت كرد؟

ج. ثلت مورد وصيّت همان ثلث باقيمانده  ى مال پس از اداى مهريه و ساير ديون است، نه تمام مال، و مهريه  ى زن جزو ديون ميّت است كه اگر وصيت هم نكند، از اصل اموال او خارج مى  شود، هر چند چيزى هم براى ارث باقى نماند.

 

تفاوت وصيت با وكالت

1402. فردى در وصيت نامه خود افراد متعددى را براى هر يك از امور و كارهاى خود معين كرده و شرح وظايفى براى آنان نوشته است؛ پس از مرگ او عده  اى مى  گويند عمل او وكالت است و با مرگ وى عزل شده و عده  اى مى  گويند او وصيت كرده و لازم است اجرا شود، كدام يك از اين دو قول صحيح مى  باشد؟

ج. هر كارى را كه گفته است بعد از مرگ من انجام دهيد، همان وصيت تلقّى مى  شود.

 

وصيّت اجير به نماز و روزه و نحوه ى محاسبه  ى قيمت

1403. شخصى پنج سال قبل، مبلغى به عنوان اجرت نماز و روزه گرفته ولى به انجام آن موفّق نشده و فوت كرده، در وصيّت نامه ذكر كرده مبلغ مذكور را ورثه بابت نماز و روزه براى فلانى صرف كنند. با توجه به اين كه مقدار نماز و روزه مشخّص نيست، وظيفه  ى ورثه چيست. آيا به قيمت آن روز به مقدار پولى كه گرفته بايد نماز و روزه بگيرند، يا به مبلغ و نرخ امروز هر قدر كه باشد؟

ج. در صورتى كه اجاره باطل يا فسخ شود، مثل صورت شرط مباشرت، ذمّه  ى او به همان مال الاجاره كه به او داده  اند، مشغول است و در صورتى كه اجاره باطل و يا فسخ نشود ذمّه  ى او به عمل مشغول است كه همان مقدار نماز و روزه بايد از تركه او استيجار شود.

 

وصيّت به گذاشتن مفاتيح  الجنان در قبر

1404. شخصى وصيّت كرده كه كتاب مفاتيح  الجنان را كه مدّت ها مى  خوانده با او در قبر بگذارند، آيا اين وصيّت جايز و نافذ است؟

ج. ظاهرا جايز است.

 

وصيّت شفاهى

1405. كسى به اولاد و دوستان و آشنايان خود وصيّت كرده و مطالبى را شفاهى در زمان حيات گفته ـ از قبيل دفن در مكان معيّن و غيره... ـ و وصىّ معيّن نكرده است. آياعمل به آن واجب است؟

ج. بله، واجب است.

 

منجّزات مريض

1406. منجّزات مريض از اصل است يا از ثلث محاسبه م ى شود؟

ج. اگر كسى در مرضى كه به آن مرض مى  ميرد، مقدارى از مالش را به شخصى ببخشد و به او تحويل دهد و وصيت كند كه بعد از مردن او هم مقدارى به شخص ديگر بدهند، آن چه را كه در حال حيات بخشيده و تحويل داده، از اصل مال است و احتياج به اذن ورثه ندارد و چيزى را كه وصيت كرده، اگر به مقدار ثلت ميراث يا كمتر باشد، وصيت نافذ است و اگر زيادتر از ثلث باشد، زيادى آن به اذن ورثه احتياج دارد.

وصيّت هاى بيشتر از ثلث

1407. اگر كسى وصاياى متعدّد غيرمتضاد كرده و مقدار آن از ثلث بيشتر است و و ورثه اجازه نمى  دهند، تكليف چيست؟

ج. بيشتر از ثلث، مال ورثه است. (به مسأله  ى 2197 رساله و بعد آن مراجعه شود.)

 

تضادّ در دو وصيّت نامه

1408. چنان چه فردى در يك وصيّت نامه براى ثلث اموال خود مصرفى را معيّن كرده و در وصيّت نامه  ى ديگر ضدّ آن را مشخص كرده است، تكليف چيست؟

ج. به وصيّت نامه  ى دومى بايد عمل شود.

 

زياد آمدن ثلث از مورد وصيّت

1409. شخصى وصيّت كرده ثلث مالش را در موارد معيّنى كه ذكر كرده صرف كنند، در صورتى كه از موارد مذكوره زياد آمد چه كنند؟ به ورثه مى  دهند يا در مطلق خيرات صرف مى  شود؟

ج. اگر معلوم است كه وصيت به تمام ثلث شده و ذكر موارد از باب تعدّد مقصود بوده است، زيادى آن بايد در امور خيريه مصرف شود و اگر معلوم نيست و احتمال دارد منظورش اخراج از ثلث بوده نه وصيت به تمام ثلث، با اجازه ورثه در امور خيريّه مصرف شود.

 

تعيين ما در بچه  ها و يك بچه  ى صغير بعنوان وصىّ

1410. شخصى وصيّت كرده و وصى خود را مادر بچّه  ها و يكى از بچّه  هاى صغير خود قرار داده است، آيا اين وصايت باطل است؟

ج. صحيح است و تا وقتى كه صغير بالغ نشده است، مادر در تصرّف مستقلّ است.

عدم وصيّت ميّت و حقّ وى

1411. اگر ميّت وصيت نكرده باشد، آيا از اصل مال حقّى دارد؟

ج. پس از كفن و واجبات تجهيز و پرداخت بدهى و حج واجب و حقوقى كه مثل خمس و زكات و مظالم عباد، ادا كردن آن ها واجب مى  باشد، آن چه اضافى مى  ماند، اگر وصيت نكرده باشد، مال ورثه است.

 

عدم تعيين ثلث و تعيين وصىّ

1412. اگر ميّت تعيين وصىّ نموده، امّا وصيّت به ثلث ننموده باشد، آيا لازم است ثلث او را در كارهاى خير مصرف كنند؟

ج. لازم نيست.

 

عدم لزوم حضور ورثه هنگام وصيّت

1413. در زمان تنظيم صلح نامه يا وصيّت نامه، آيا حضور تمامى ورثه الزامى است؟

ج. خير.

 

قبول نداشتن وصىّ توسّط ورثه

1414. اگر وارثين ميّتى اوصياى او را قبول نداشه باشند ـ با اين كه وصيّت شرعا ثابت باشد ـ ، آيا هر كدام مى  توانند ثلث از سهم  الارث خود را طبق وصيّتِ وصيت كننده خرج نمايند؟

ج. بايد با نظر اوصيا باشد.

 

عدم عمل وصىّ به وصيّت و تكليف ورثه

1415. اگر اوصياى ميّتى حاضر به انجام وصيّت نبودند، آيا خود وارث ها مى  توانند عمل نمايند؟

ج. ورثه نمى توانند خود تصرّف كنند و در صورت معذور بودن اوصيا از عمل كردن به وصيّت، به حاكم شرع ارجاع مى گردد تا جانشينى براى آن ها معيّن كند.

 

وصيّت به تساوى پسر و دختر در ارث

1416. اگر پدر و مادر وصيّت كنند كه دختران و پسران يكسان و مساوى هم ارثيّه را تقسيم كنند، آيا عمل به اين وصيّت صحيح است؟

ج. وصيّت به اين كه اولاد پسر و دختر مساوى ارث ببرند، باطل است؛ مگر اين كه وصيّت نمايد از ثلث بدهند.

 

وصيّت به بهترين مصرف خير

1417. شخصى وصيّت كرده كه ثلث اموال اينجانب را در بهترين مواردى كه از قرآن و سنّت استفاده مى  شود و بهتر از آن مورد وجود ندارد خرج كنيد. نظر مبارك را در اين خصوص بيان فرماييد.

ج. بعيد نيست كه افضل و بهترين موارد براى اين مورد وصيّت، در تبليغ تشيّع، يعنى ائمّه  ى اثنى  عشر ـ عليهم  السّلام ـ باشد، واللّه  العالم.

 

وصيّت به ثلث قبل از فوت و حكم ديه

1418. شخصى كه مجروح شده، به ثلث وصيّت مى  كند و بعد وفات مى  نمايد. آيا اين وصيّت او ثلث ديه  اى را كه بعدا از قاتل مى  گيرند شامل مى  شود؟

ج. بله، شامل مى  شود مگر قرينه  اى بر خلاف باشد.

 

از بين رفتن غير مورد وصيّت به ثلث

1419. شخصى به عنوان وصيّتِ به ثلث، خانه  اى را براى مصرف خاصّ تعيين كرده است، ولى بعد از وفات او تمام اموالش ـ غير از اين خانه ـ از بين رفته است، چه بايد بكنند؟

ج. تمام منزل مذكور، چنان كه تعيين نموده است، ثلث مى  باشد.

 

تعيين ثلث و تقسيم آن

1420. شخصى مقدارى زمين از مالكيّت شخصى خود به عنوان ثلث تعيين نموده است و مورد مصرف آن را نيز مشخّص كرده است. آيا اين ثلث بايد در مصرف مشخّص شده هزينه شود يا ورّاث مى  توانند آن زمين را بين خود تقسيم نمايند؟

ج. بايد به عين وصيّت او عمل شود.

 

وجود دو وصيّت نامه

1421. اگر موصى داراى دو وصيّت نامه است؛ يكى به نحو مقيّد كه وصيّت اوّلش مى  باشد و ديگرى به طور مطلق، وظيفه عمل به وصيت اوّل است، يا به اطلاق (وصيت دوم) و يا به هر دو؟

ج. اگر دو وصيّت اثباتى باشند و اگر دوّمى ناظر به همان اوّلى نيست، تنافى ندارند، به هر دو عمل كنند و اگر تنافى داشته باشند به دوّمى عمل كنند، واللّه  العالم.

 

اعتراض بعضى از وارثين

1422. متوفّى در وصيّت نامه  اش ـ به شهادت پنج نفر عادل ـ سه دانگ يك ساختمان مسكونى را به همسرش و يك و نيم دانگ آن را به يكى از فرزندانش و يك و نيم دانگ باقيمانده را بين وارثان تقسيم كرده است. اكنون يكى از وارثين به سهم سه دانگ همسر مرحوم و به آن يك و نيم دانگ ديگر اعتراض دارد. آيا اعتراض او شرعا قابل توجه و ملاحظه است؟

ج. در فرض مسأله آن چه كه در متن ذكر شده، بر حسب ظاهر، وصيّت است و وصيّتِ وصيت كننده در ثلث تركه  اش نافذ است و در اضافه  ى بر ثلث محتاج به امضاى ورثه است. بلى اگر شخص متوفّى چيزى از اموال خود را به فردى يا افرادى در زمان حيات بخشيده باشد و به قبض آن ها داده باشد، كسى حقّ اعتراض ندارد و در نزاع موضوعى، محتاج به مرافعه  ى شرعيّه است.

 

ارث فرزند خوانده و حجّ ميّت

1423. فردى فاقد اولاد، داراى همسر و دو برادر و يك خواهر مى  باشد. فرزند برادرش را از زمان طفوليّت به عنوان فرزندخوانده نگهدارى نموده است، او وصيّت كرده كه مبلغ سيصد هزار تومان جهت كفن و دفنش و يكصد هزار تومان صرف مساجد بنمايند، و خمس خانه  ى غير مسكونى  اش نيز پرداخت شود و برايش حجّ بلدى انجام دهند و خانه  اى در روستا و منزل مسكونى كه در دست عيالش است بعد از فوت عيال به فرزندخوانده  اش واگذار نمايند. مرقوم فرماييد آيا فرزندخوانده ارث مى  برد و ديگر اين كه بعد از اخراج سى  صدهزار تومان مال  الوصيّه و خمس آن خانه و صرف يك صد هزار تومان جهت مساجد، استطاعت حاصل و گرفتن حجّ بلدى يا ميقاتى لازم است و سهميّه  ى وارثين مذكور چگونه خواهد بود؟

ج. در فرض مسأله وصيّت ميّت در ثلث تركه اش نافذ است و در زايد بر ثلث محتاج به امضاى ورثه است و فرزندخوانده، فرزند نمى  شود و احكام فرزندى ندارد، ولى آن چه را وصيّت شده كه به او بدهند، اگر با ساير مصارف ثلث، زايد بر ثلث نباشد بايد به او بدهند و مقدار بدهى بابت خمس از اصل تركه داده شود و اجرت استيجار حجّ، اگر حجّ واجب در ذمّه داشته از اصل تركه برداشته شود، و تفاوت اجرت حجّ ميقاتى و بلدى از ثلث پرداخت مى  شود و در فرض مسأله، باقىِ تركه، بين ورثه تقسيم مى  شود و يك ربع آن به زوجه و باقى به دو برادر و خواهر او مى  رسد، به اين نحو كه اگر خواهر و برادر پدر و مادرى هستند يا همگى پدرى هستند، مال پنج قسمت مى  شود: چهار قسمت آن به دو برادر و يك قسمت به خواهر داده مى شود و حكم صورت هاى ديگر هم در رساله ذكر شده است، واللّه  العالم.

 

ضمان وصىّ

1424. فردى ثلث اموالش را مورد وصيّت قرار داده است و در اثر تصادف با كاميون فوت كرده است، چون راننده خطاكار از شغل رانندگى عايله  اش را اداره مى  كرده است و او را زندانى كرده بودند، كبار ورثه رضايت دادند تا او را از زندان بيرون آورند. سپس به او تذكّر مى  دهند كه مقتول چهار صغيره دارد، بايد به آن ها رسيدگى كنى تا كبير شوند، بعد از بلوغ و رشد مى  توانند سهم  الارث خود را مطالبه نمايند. اكنون قاتل ناپديد و مفقودالاثر شده است، وصىّ هم بر اثر جهل به مسأله نمى  دانست كه ثلث ديه داخل در وصيّت است و بايد مطالبه مى  كرد كه نكرده است. حال آيا وصىّ، ثلث ديه را مديون است يا كبار ورثه و در صورت ضمان، ثلث يوم  التّلف را بايد بدهد يا يوم  الادا را؟

ج. اگر مى  توانست وصول كند و نكرد، ضامن است و تفاوت بين دو زمان را احتياطا ضامن است.

 

بخشش تمام اموال به فرزندان و حكم طلاهاى باقيمانده

1425. مادرى در حال حيات، تمام اموالش را به فرزندانش بخشيده و بين آن ها تقسيم نموده است و وصيّت كتبى و تاكيد مكرّر شفاهى نزد خويشان و غير آن ها نمود كه فقط طلاهاى زينتى مرا صرف نماز و روزه  ى من و شوهرم كنيد و آن را نزد يكى از پسرهايش سپرده است. آيا اكنون كه وفات كرده، وارثين در طلاها حقّى دارند؟

ج. ظاهرا فقط در ثلث طلاها حق وصيّت دارد و زايد از آن مال ورثه است؛ مگر نماز و روزه اى كه خودش تعيين نموده كه از اصل مال اخراج مى  شود بنابر اظهر، و هم چنين اگر ورثه وصيت او را اجازه داده اند، ديگر نمى  توانند برگردند.

 

وصيّت به اهداى اعضا

1426. آيا وصيّت به اين كه بعض اعضاى موصى را پس از وفات به مريضى مسلمان كه در معرض خطر مرگ قرار گرفته بدهند، جايز است؟ و مريض غير مسلمان چگونه است؟ و اگر چنين وصيّتى صورت گرفته، آيا اهل او مى  توانند ممانعت كنند؟

ج. با وجود عضو بدن غيرمحترم مثل كافر و حاصل شدن مقصود به آن، نسبت به بدن مسلمان و محترم جايز نيست و امّا با حاصل نشدن نجات يك محترم از مرگ مگر به اين، پس مانعى ندارد، بلكه با فرض توقّف نجات بر اين، واجب است و بايد از نظر و لمس حرام دورى شود مگر در موارد اضطرار و واجب است بعد از حصول مقصود بقيّه ى اعضا را دفن كنند.

 

ادّعاى وارث نسبت به ثلث

1427. پدرى تمام اموال خود را طبق نوشته  اى به وارثين داده است، فقط گاو و گوسفند و طويله را بابت ثلث مال خود تعيين نموده است كه بعد از فوت جهت مراسم سوّم و هفتم و... و بدهكارى صرف شود و بقيّه ى اموال اگرمانده باشد به دو فرزندش مربوط است، آيا وارثين ديگر مى  توانند ادّعا كنند كه از اين گاو و گوسفند سهم مى  برند و يا مربوط است به همان دو فرزندى كه متوفّى در وصيت از آن ها نام برده است؟

ج. مجموع وصاياى ميّت در ثلث تركه اش نافذ است و در زايد، به اجازه ى ورثه موقوف است كه اگر اجازه داده اند، نمى توانند برگردند و راه احتياط اين است كه اگر بين ورثه صغير نيست، ورثه با هم مصالحه نمايند و به نحوى كه پدر گفته عمل كنند.

تبديل مورد وصيّت و حكم وصيّت

1428. شخصى وصيّت كرده كه بعد از وفاتش از فروش اتومبيل سوارى براى انجام خيريّه و مراسم و دفن و كفن و... و براى اقامه  ى عزاى سيّدالشهداء ـ عليه  السّلام ـ مصرف شود و از ثلث درآمد كاميونش جهت تهيّه  ى جهيزيه  ى دخترانش استفاده شود. ولى بعد از اين وصيّت وصيت كننده شخصا اقدام به فروش ماشين سوارى و كاميون نموده است و به جاى كاميون اوّل، بعد از فروش، كاميون ديگرى خريده است. آيا با تغيير محلّ برداشت هزينه  ها، وصيّت سابق هم چنان به قوّت خود باقى است يا از ثلث منافع حاصل، در موارد مختلف وصيّت هزينه نمايند؟

ج. احتمالاً منظور وى خصوص كاميون و سوارى نبوده است، با اين حال با رضايت ورثه انجام دهند.

1429. در صورت نافذ بودن وصيّت قبلى در مورد كاميون، اگر ورثه بخواهند كاميون را بفروشند ـ با توجّه به اين كه خريد جهيزيّه  ى دخترانش را از ثلث منافع لحاظ كرده بود ـ ، تكليف چه خواهد بود؟ آيا مى شود از اصل ثلث مبلغى را به اين منظور قرار داد يا اين كه تمام ورثه از تمام ماترك ميّت سهم مى  برند؟

ج. ثلث را تماما با اجازه  ى ورثه به مصارف مذكور برسانند و در صورت فروش كاميون، بعد از انجام امور وصيّت، چيزى كه منفعت  دار باشد براى تهيّه  ى جهيزيّه بخرند.

 

زيادى از مبلغ مورد وصيّت براى ساخت مسجد

1430. لو اوصى بمبلغ ليصرف على وقف ـ كأن ينبى به مسجد... ـ ففضل ما اوصى به على الجهة الموصى بصرفه فيها فهل يصرف الباقى فى اعمال البرّ او يعود ميراثا؟

ج. يجوز الصّرف فى مكمّلات الموقوفة و فيما ينتفع به فى الموقوف.

قرار دادن منفعت ملك به عنوان ثلث

1431. منفعت ملكى تا 50 سال به عنوان ثلث قرار داده شده است. آيا مى  شود ملك مزبور را به صورت مسلوب  المنفعه تا 50 سال به فروش رساند (يعنى تا 50 سال اجاره باشد) و منافع آن را بر طبق وصيّت مصرف كنند؟

ج. در فرض مرقوم اگر عمل به وصيّت مى  شود، مانع ندارد.

 

وصيّت مقتول براى نگرفتن ديه از قاتل

1432. اگر مقتول وصيّت كند كه از قاتل ديه نگيريد، چه حكمى دارد؟

ج. وصيّت به اين كه ديه نگيريد، مثل ساير وصاياى در مال شخص است، كه در ثلث نافذ است.

 

ميزان در محاسبه  ى قيمت ثلث

1433. ماترك همسرم ساختمانى بود، طبق وصيّت او، ثلث مال را با نظارت وصىّ و قيّم جهت نماز و روزه و كفّارات روزه و... به مصرف رسانيديم، به اين شرط كه ثلث از ساختمان براى من باشد. اكنون قصد داريم ساختمان را بفروشيم. بعد از فروش، آيا ثلث مبلغى كه به فروش مى  رسد سهم من مى باشد و يا اين كه ثلث قيمت زمان فوتش به من مى  رسد؟

ج. وصيّتنامه ملاحظه شد، بنابر محتويات وصيّت نامه چيزى به عنوان ثلث براى زوجه قرار داده نشده و وجهى براى اشتراط زوجه به نظر نمى  رسد. ولى زوجه سهم  الارث خود را از تركه شوهر از منقولات و قيمت ساختمان و درختان حقّ دارد و علاوه بر اين تمام مهريّه  ى خود را حقّ دارد كه بايد به او بدهند، و اگر منظور از شرط اين بوده كه شما از مال خود پول مصارف ثلث را بدهيد و در عوض ثلث خانه براى شما باشد، پس بر حسب اين معاوضه ثلث مبلغ فعلى از آن شما است، مگر اين كه به عنوان قرض به وصىّ داده باشيد كه به همان مبلغ طلبكار هستيد، واللّه  العالم.

 

وصيّت به نماز و روزه از ثلث و صرف آن در ردّ مظالم

1434. ميّتى براى نماز و روزه به ثلث وصيّت نموده است، با فرض اين كه مى  دانيم وى اهل نماز و روزه بوده است، ولى احتمال قوى در كسب و كار حقّ النّاس و مظالم بر عهده  ى او است. آيا مى  توان بخشى از ثلث را ردّ مظالم داد؟

ج. وصيّت نبايد تغييرداده شود. بلى اگر شما يقين داريد كه مظالم عباد به گردن ايشان هست، از اصل برداشته خواهد شد، نه از ثلث، و تغيير وصيّت جايز نيست.

 

وصيّت به عدم تقسيم خانه تا مدّتى معيّن

1435. متوفّى ـ كه داراى دو زوجه مى  باشد ـ وصيّت نموده است، تا وقتى كه دو زوجه  اش زنده هستند، وارثان، ساختمان منزل مسكونى و اثاث خانه را تقسيم ننمايند، آيا اين وصيّت شرعا صحيح است؟

ج. وصيّت در زايد بر ثلث تركه به اجازه  ى ورثه موقوف است، ولى اگر ورثه وصيّت او را اجازه داده  اند، نافذ شده است و ورثه دو مرتبه نمى  توانند اجازه  ى خود را لغو كنند، واللّه  العالم.

 

انتقال بدن ميّت جهت انجام وصيّت

1436. اينجانب بر آن شدم وصيّت پدر بزرگوارم مبنى بر اين كه مزار او در جوار قطعه  ى شهدا باشد را انجام دهم، لذا از آن مقام معظّم استدعا دارم انتقال پيكر مطهّر را به جوار قطعه  ى شهدا اجازه بفرماييد؟

ج. در صورتى كه عمل به وصيّت موقوف و متوقّف بر انتقال به قطعه  ى شهدا باشد، انتقال به آن قطعه صورت بگيرد.

عدم عمل به وصيّت

1437. در وصيّت نامه  ى متوفّى در مورد قطعه  اى باغ در عقدنامه  ى نكاحيه آمده است: اين قطعه زمين را به دخترها بدهند، به شرط اين كه هر سالى پنج شب يا روز روضه  ى سيّدالشهداء ـ عليه  السّلام ـ را اقامه نمايند و اگر چنين نكردند، وصىّ من فلانى چنين كارى را انجام دهد و زمين را تصرّف كند، نسل اندر نسل، تا به حال وصىّ چنين مى  كرد ولى فرزندان وصىّ چنين نكرده  اند. آيا جايز است زمين را بفروشند و پولش را صرف روضه  خوانى و يا در امور خيريّه مصرف نمايند؟

ج. فروش جايز نيست و بايد به وصيّت عمل نمايند و اگر هيچ كدام قبول نمى  كنند، احتياط آن است كه با اجازه  ى حاكم شرع به كسى واگذار كنند كه به وصيّت عمل كند.

 

وصيّت مادر به نام گذارى نوه

1438. مادر من فوت شده، وصيّت كرده بود كه اگر پسرت متولّد شد، اسم او را «على  اقبال» بگذار و من قصد كردم اگر خداوند متعال امسال به من فرزندى داد اسم آن بچّه را «مهدى» بگذارم، وظيفه  ى من چيست؟

ج. بهتر است به وصيّت مادر عمل شود، ولى واجب نيست.

 

ناظر و شاهد شدن زن براى وصيّت

1439. آيا زن مى  تواند ناظر يا شاهد وصيّت نامه باشد؟

ج. مانعى ندارد.

 

خريد رايانه با ثلث وصيّت شده براى نشر كتب دينى

1440. فردى وصيّت كرده كه ثلث او را براى نشر كتاب هاى دينى مصرف كنند، آيا مى  توان با ثلث وى دستگاه رايانه خريد؟

ج. مى  توان، ولى تنها بايد از آن در نشر كتب دينى استفاده كرد.

وصيت در قالب شرط ضمن عقد

1441. فردى باغى را به مبلغ كمترى فروخته است، به اين شرط كه تا زمان حياتش از مقدارى از آن استفاده كند و پس از حياتش، خريدار مقدارى را براى او صرف خيرات كند. آيا چنين معامله  اى صحيح است؟

ج. معامله صحيح است.

 

صرف ثلثِ وصيت شده  ى براى خيرات، در احتياجات ورثه

1442. شخصى وصيت كرده است ثلث اموالش را در خيرات براى خودش صرف كنند، آيا فرزندان مى  توانند آن را در احتياجات خودشان صرف كنند؟

ج. اگر فقير باشند، جايز است و در غير اين صورت خلاف احتياط است.

 

دفن ميّت در مكان بهتر از وصيت

1443. آيا جايز است فردى را كه وصيّت به محلّ دفن كرده است، در جاى بهترى دفن كنند؟

ج. جايز است، زيرا وصيت او براى نفى افضل اطلاق ندارد، بلكه بايد در محل پايين تر و كم تر از وصيت نباشد و احتياطا در همانند هم نباشد.

 

نحوه  ى تقسيم اموال مشترك بين صغار و كبار

1444. اگر بين چند وارث، يك، يا دو نفر صغير و بقيه كبير باشند، تصرف در اين اموال موروثى و تقسيم آن ها چگونه صحيح مى  باشد؟

ج. اگر ولىّ شرعى يا وصيّى ـ كه ولايت بر صغار دارد ـ باشد، با او اين امر را از حيث تقسيم يا استيجار و نحو آن، انجام دهند و اگر نباشد با حاكم شرع.

 

اگر ثلث از مورد وصيت زياد بيايد

1445. شخصى فوت شده و در وصيّت به ثلث تركه ـ كه يك باب منزل مسكونى است ـ ، چنين آورده است:

«هستى من يك باب منزل مى  باشد، يك ثلث خرج مجالس سوّم، هفتم و سال و بقيه بين ورّاث تقسيم شود.»

آيا مفهوم وصيّت فوق اين است كه اگر مبالغى را وارث ها در سوّم و هفتم و سال او خرج كردند، بقيه ثلث بين وارثين تقسيم شود (با توجه به اين قرينه كه متعارف نيست تمام ثلث يك منزل را در سوّم و هفتم و سال خرج كنند)؟ در صورت شك، آيا مراجعه به اصل برائت مى  شود؟

ج. در اضافه آن مخارج از ثلث، احتياط در مصرف نمودن در راه  هاى خير است، با اجازه گرفتن از ورثه.

 

وصيّت به نماز و روزه بيش از عمر وصيت كننده

1446. ميّتى به مقدارى نماز و روزه وصيت كرده است كه آن مقدار بيش از مدت عمر وى مى  باشد. از طرفى به اندازه عمرش را استيجار كرده  اند. آيا بايد به مقدارى كه وصيت كرده عمل شود يا همان مقدار كافى است؟

ج. بايد به تمام مقدارى كه وصيت كرده عمل شود، زيرا شايد آن نماز و روزه  ها استيجارى بوده كه به جا نياورده بوده يا روزه  ها از باب كفاره بر او واجب شده بوده است.

 

حكم خنثى در وصيّت

1447. فردى براى حمل وصيت كرده است سهم پسر و دختر متفاوت است. حال اگر طفل خنثاى مشكل متولد شود، تكليف چيست؟

ج. قدر متيقّن كه موافق احتياط هم هست، سهم دختر براى او است، كه كمتر است.

ارايه  ى وصيت نامه بعد از مرگ

1448. بعد از فوت پدرمان برادر كوچك وصيت نامه  اى آورده كه نوشته است؛ صد هزار تومان از اموال را براى خودم و مابقى را به پسر كوچكم مى  دهم، آيا نافذ است؟

ج. اگر مربوط به پس از مرگ او است و مورد اطمينان ورثه است، در ثلث نافذ است و در بيشتر نياز به اجازه  ى ورثه دارد و اگر منظور او انجام دادن اين كار در زمان حياتش بوده است، پس آن چه نوشته و عده  اى بيش نيست و حكم وصيت را ندارد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS