احكام هبه

احكام هبه

معناى هبه

1113. هبه به چه معنا است؟

ج. به معناى تمليك و بخشش است.

 

فرق هبه و صدقه

1114. فرق بين هبه و صدقه چيست؟

ج. در صدقه قصد قربت معتبر است و رجوع در آن بعد از قبض جايز نيست، به خلاف هبه.

 

مراد از ذى رحم

1115. ذى رحم دقيقا چه كسانى را شامل مى  شود؟

ج. همه  ى ارحام نسبى را شامل مى  شود و اختصاص به محرم در نكاح ندارد.

 

 

 

 

 

شروط هبه

 

شرايط هبه، هبه كننده و هبه شونده

1116. لطفا كليه شرايطى كه در هبه لازم است را بيان فرماييد؟

ج. بايد واهب و موهوب  له بالغ و عاقل و قاصد و مختارِ بدون اكراه باشد و واهب هم محجور عليه نباشد و در تأثير عقد هبه در ملكيت، تحقق قبض و اقباض معتبر است.

 

عدم قبض در هبه

1117. اگر ميّت در وصيّت نامه  ى خود گفته است فلان شى ء را به كسى بخشيده  ام، در حالى كه فردى كه به او هبه شده خبر نداشته و اكنون هم شكّ دارد كه به او اين مطلب را گفته است يا نه، آيا آن فرد مالك آن چيز مى  شود؟

ج. در هبه قبول شرط است و اگر بعد از بخشيدن و قبل از قبول فردى كه به او هبه شده واهب (بخشنده) بميرد، به ورثه منتقل مى  شود و قبول شخص بعد از مرگ واهب بى  تأثير است، بلكه اقباض هم در هبه شرط است.

 

معناى قبض

1118. اين كه فرموده  ايد در هبه قبض معتبر است، منظور و مراد از قبض چيست و آيا در قبض منزل، گرفتن كليد خانه كافى است يا سكونت در آن لازم است؟

ج. قبض در اين جا با ساير موارد فرقى ندارد و اگر با گرفتن كليد هم صدق عرفى قبض شود، كافى است.

 

هبه پول به شرط زيادى عوض

1119. اگر كسى يكصد هزار تومان به ديگرى هبه كرد، به شرط اين كه يك سال بعد دويست هزار تومان بدهد، آيا اين شرط درست است؟

ج. در فرض اين كه به رباى قرضى ارجاع شود صحيح نيست و اما رباى معاملى پس مبنىّ بر جريان ربا در پول است كه هر جا بيع آن جايز نباشد، هبه معوّضه  ى آن هم به حكم آن است.

 

پس گرفتن موهوب با تخلّف شرط

1120. در هبه  ى به ذى رحم در صورتى كه عوض شرط شده باشد و فردى كه به او هبه شده به شرط عمل نكند و مال عوض شرط شده را نداده باشد، آيا واهب مى  تواند بعد از گذشت چند سال شى ء بخشيده شده را استرداد كند؟

ج. با فرض تخلّف شرط مى  تواند شى ء بخشيده شده را پس بگيرد.

 

شرط عوض

1121. در هبه  اى  كه شرط عوض شده است، آيا فرقى بين ذى رحم و غير ذى رحم است؟

ج. در مورد تخلّف شرط، فرقى بين ذى  رحم و غير آن نيست.

 

هبه با نوشتار

1122. اگر شخصى در زمان حيات خود به اين عبارت مرقوم كرده باشد (برادرجان راجع به ملك كه نوشته بوديد، من به شما واگذار نمودم، احدى حقّ دخالت ندارد و هيچ كس حقّ ندارد شما را اذيّت كند). آيا ورثه بعد از فوت آن شخص مى توانند ادّعا كنند كه حقّ وراثت در ملك مزبور را دارند؟

ج. با توجّه به اين كه قبض شده است و عبارت فوق دلالت بر هبه دارد، ورثه حقّ دخالت ندارند.

 

هبه به شرط اختيار تصرّف تا زمان مرگ

1123. شخصى ملك و زمين خود را به نفر ديگر هبه مى  كند و مى  گويد: مشروط بر اين كه تا زنده ام اختيار آن را داشته باشم، آيا اين هبه نافذ و آن شرط لازم است؟

ج. ظاهرا نافذ است.

 

شرط خيار در هبه ى به ذى رحم

1124. در هبه به ذى رحم كه لازم است، آيا مى  شود براى بخشنده شرط خيار كرد؟

ج. ظاهرا مى  شود.

 

بخشش در مرض مرگ

1125. آيا بخشش و هبه كسى كه در مرض مرگ است، نافذ است؟

ج. در صورتى كه در كمال عقل و شعور باشد، بخشش او با حفظ شرايط در كلّ، مثل اقباض، نافذ است.

 

بخشش زن بدون اجازه شوهر

1126. آيا زن مى  تواند بدون اجازه شوهر چيزى از مالش را به ديگرى ببخشد؟

ج. اگر از مال خودش باشد، اشكال ندارد.

 

بخشش مهريه

1127. زنى كه به صورت شفاهى مهريه خود را به شوهر خويش مى  بخشد، آيا قبول شفاهى شوهر كافى است؟ و آيا زن حق رجوع مجدد دارد؟

ج. اگر به نحو ابراء ذمّه باشد، حق رجوع ندارد و قبول هم نياز ندارد و اگر بخشش و هبه باشد، قبول شفاهى كافى است؛ ولى حق رجوع ندارد، مثل ابراء.

 

فرق هبه  ى دين با ابراء ذمه

1128. تفاوت هبه دين با ابراء ذمه مديون چيست؟

ج. در هبه قبول لازم است به خلاف ابراء، و هبه دين تمليك است كه نتيجه  ى آن ابراء است، و ابراء اسقاط ذمّه است.

 

هديه  اى كه از راه حرام تهيه شده است

1129. اگر به انسان هديه داده شود و بداند كه از راه حرام تهيه شده است، چه حكمى دارد؟

ج. اگر عين آن مال حرام باشد، نمى  تواند آن را قبول كند و بايد آن را به صاحبش ردّ كند.

 

 

 

 

 

 

رجوع در هبه

 

موارد عدم رجوع در هبه

1130. در چه مواردى واهب و بخشنده حق رجوع به هبه را ندارد؟

ج. 1) جايى كه مال خود را قربة الى اللّه  و به قصد ثواب به كسى بخشيده باشد.

2) در عوض هبه چيزى از طرف گرفته باشد كه اصطلاحا آن را هبه معوّضه مى  گويند.

3) هبه به يكى از ارحام نسبى باشد.

4) هبه به حال خود باقى نمانده باشد، مثلاً پارچه بريده يا دوخته شده باشد.

5) يكى از طرفين فوت كند.

1131. لطفا مرقوم فرماييد كه رجوع در هبه به چند چيز محقق مى  شود؟

ج. به قول و به فعل، مثل پس گرفتن آن يا با فروختن يا اجاره يا رهن دادن شى ء هبه شده به قصد رجوع، محقق مى  شود.

 

هبه ارث به برادر

1132. يكى از برادرانم با رضايت سهم خود را از ارث به من بخشيد، ولى بعد از مدتى قبل از آن كه ارث بين ورثه تقسيم شود، از هبه خود رجوع كرد مسأله چه حكمى دارد؟

ج. اگر قبض و اقباض ولو به نحو مشاع نشده، حق رجوع دارد.

 

پس گرفتن هبه از غير ذى رحم

1133. آيا هديه اى را كه به شخص اجنبى داده شده و هنوز عين آن باقى است، مى توان پس گرفت؟

ج. با وجود عين قابل رجوع است و مى  توان پس گرفت، اگر عوض يا نيّت ثواب و قربت در كار نبوده است.

 

عدم جواز رجوع در هبه  ى ذى رحم

1134. اگر پدرى زمين مزروعى و خانه  ى خود و محوّطه  ى آن را در زمان حيات خود، طىّ يك نامه  ى عادّى با امضاى عدّه  ى زيادى از معتمدين به يكى از فرزندان خود بدون عوض مالى واگذار نمايد و از آن پسر خواسته كه پس از مرگ او برايش دو سال نماز و روزه و ده مجلس روضه  ى سالانه برگزار نمايد، امّا پس از چند ماه بر اثر فشارهاى فرزندان ديگر، پشيمان شده و بعد از آن هم از دنيا وفات نموده است، آيا آن اموال متعلّق به فرزند است يا اموال از جمله  ى ميراث است؟

ج. اگر پدر خانه و زمين را به فرزند هبه كرده و در زمان حياتش تحويل او داده است، ملك فرزند شده و واهب حقّ رجوع نداشته و ورثه در آن حقّى ندارند.

 

عدم جواز رجوع در صدقه

1135. شخصى پولى را صدقه داده است و حال پشيمان شده است. آيا مى  تواند آن را پس بگيرد؟

ج. نمى  تواند.

رجوع مادرزن از هبه  ى به داماد

1136. مادرزن به داماد خود چيزى بخشيده، آيا مى  تواند رجوع كند؟

ج. مى  تواند رجوع كند.

 

رجوع بدون اطلاع

1137. آيا هنگام رجوع در هبه لازم است فردى كه به او بخشيده شده را مطلع كند؟

ج. اطلاع دادن به او، شرط رجوع در هبه نيست.

 

 

 

 

 

متفرقات هبه

 

هبه زن و شوهر

1138. آيا هبه زن به شوهر و بالعكس حكم هبه به اجنبى را دارد كه بتوانند رجوع كنند؟

ج. جواز رجوع دارد، ولى خلاف احتياط است.

1139. آيا شوهر در آن چه كه از طلا و هدايا به زن بخشيده تا وقتى كه عين آن موجود است، مى تواند رجوع كند؟

ج. مى  تواند، ولى خلاف احتياط است.

 

اختصاص زمين به امور خيريّه

1140. اشخاصى زمين داشته اند كه به صورت موروثى بوده است، تمام وارثين تصميم بر اين گرفتند كه زمين مذكور را جهت امور خيريّه در اختيار هيأت امناى مسجد جامع آن شهرستان بگذارند تا با صلاح ديد هيأت امنا، در امور خيريه هزينه نمايند. در حال حاضر اداره تعاون شهرستان، زمين مذكور را براى احداث ساختمان ادارى خود انتخاب كرده كه مورد موافقت هيأت امنا قرار گرفته است. آيا هيأت امناى مسجد مى  توانند زمين مذكور را به اداره تعاون شهرستان هديه نمايند.

ج. اداره تعاون قيمت زمين را بدهد و هيأت امنا آن را در امور خيريّه هزينه نمايند.

هبه به طفل در شكم

1141. آيا مى  توان به حمل (در شكم مادر) چيزى را هبه نمود؟ اگر هبه  ى مذكور امكان پذير است، چه كسى بايد آن را قبول كند؟ آيا پدر يا جدّ پدرى قبل از تولد، بر طفل در شكم مادر ولايت دارد؟ در صورتى كه پاسخ مثبت باشد، آيا اهليّت تملّك حمل، منوط به زنده متولّد شدن آن است؟

ج. مالكيت طفل، مشروط به شرط متأخّر است كه ولادت مى باشد كه اگر زنده متولّد نشد، كاشف از عدم مالكيت است؛ ولى اگر مالكيت پس از ولادت با قبل از ولادت در آثار فرق دارد، احتياط در صلح با ولّى است، واللّه  العالم.

 

صرف پول اهدايى براى مدرسه در غير آن

1142. اگر پولى جهت ساخت مدرسه هديه شود و اداره آموزش و پرورش آن را به مجموعه  اى آموزشى (غير از مدرسه) اختصاص دهد، لطفا حكم شرعى موارد زير را بيان فرماييد:

1) مكث و ماندن در داخل محوطه  ى مجموعه.

2) نماز خواندن در محل آن.

3) حقوق گرفته شده بابت تدريس در اين مجموعه.

ج. تصرفات در آن ساختمان اشكال ندارد، گرچه اداره مربوطه ضامن پول هاى مردم است كه بايد آن ها را برگرداند، واللّه  العالم.

 

اهداى خون

1143. آيا اهداى خون جايز است؟

ج. اگر احتمال ضرر نباشد، اشكال ندارد.

 

احتمال دزدى در گردن بند بخشيده شده

1144. كسى كه يك عدد زنجير طلاى گران قيمت به مادرش هديه نموده است، با توجّه به اين كه امكان مالى اهداءكننده طورى نبوده است كه بتواند چنين طلايى را تهيّه نمايد و احتمال قوى است كه از دزدى باشد. مرقوم فرماييد مصرف و تصرّف در اين طلا چگونه مى  باشد؟

ج. احتمال مذكور اثرى ندارد؛ با احتمال اين كه اختيار هديه دادن داشته است، هديه محكوم به صحّت است.

 

پس گرفتن زمين بخشيده شده به اداره

1145. اگر فردى زمينى را براى مصرف خيريه  اى هبه كرده و تحويل داده است، آيا مى  تواند رجوع كند؟

ج. در فرض مرقوم كه هبه و قبض معتبر در هبه محقّق شده است، موهوبٌ له مالك شده است و چنان چه هبه به قصد قربت بوده لازم است و نمى  توانند پس بگيرند.

 

تبديل پول صدقه

1146. شخصى پولى را به قصد صدقه كنار گذاشته و هنوز به فقير نداده است، آيا مى  تواند آن را بردارد و مصرف كند و مجددا پولى به جاى آن صدقه دهد؟

ج. اشكال ندارد.

 

كمك هزينه ساخت مسكن

1147. يكى از اقوام مبلغى وجه نقد، براى ساخت منزل قديمى، براى رفاه حال خانواده داده است، آيا هبه صدق مى  كند يا نه؟

ج. بله، اگر قرينه  اى بر خلاف ظاهر نيست هبه صدق مى  كند.

 

هداياى زندگى مشترك

1148. آيا هدايايى كه در طول زندگى زناشويى زن و شوهر به آنان هديه مى  شود، ملك شوهر است يا زن يا هر دو؟

ج. منوط به قصد دهنده  گان آن ها است.

 

هبه اموال پس از استطاعت

1149. پس از آن كه فرد از لحاظ مالى مستطيع شد، آيا مى  تواند با هبه اموال خود حج را از عهده خويش ساقط سازد؟

ج. اگر وقت حركت كاروان رسيده است، خير نمى  تواند.

 

مطالبه هدايا پس از طلاق

1150. آيا در صورتى كه مردى زنش را طلاق دهد، جايز است آن زن اموالى را كه خانواده  اش هنگام ازدواج به او داده  اند (مانند فرش، لباس و...) از شوهرش مطالبه كند؟

ج. بله، جايز است مطالبه كند هر چه ملك او است و يا دين بر ذمّه  ى شوهر است.

 

هداياى پدر عروس

1151. شخصى با دخترى ازدواج مى  كند و شيربها را پرداخت مى  كند، پس از مراسم عروسى والدين و ساير اقوام هدايايى را به آنان اهدا مى  كنند، پدر دختر نيز هدايايى به دخترش مى  دهد كه مقدار اين هدايا به مبلغ شيربهاى پرداخت شده بستگى دارد و چنين كارى در بين مردم مرسوم است، آيا هدايايى كه پدر به دخترش مى  دهد، جزو اموال زن محسوب مى  شود يا زن و شوهر؟

ج. جزو اموال زن است.

 

هداياى دوران نامزدى

1152. هدايايى كه در دوران نامزدى بين طرفين ردّ و بدل مى  شود، اگر اين نامزدى به ازدواج ختم نشود، آيا براى طرفين حق پس گرفتن آن ها وجود دارد يا خير؟

ج. اگر هبه  ى معوضه يا ديگر موانع رجوع نباشد، حق رجوع دارند.

 

هبه تمام اموال به يكى از فرزندان

1153. آيا جايز است شخصى همه اموال خود را به يكى از فرزندانش هبه كند و بقيه را محروم نمايد؟

ج. جايز است؛ ولى كار مناسبى نيست و مساوى دادن به همه اولاد مستحب است بلكه تفضيل فى  الجمله مكروه است.

 

هديه به كفار

1154. گرفتن يا دادن هديه به كفار چه حكمى دارد؟

ج. گرفتن از آن ها اشكال ندارد و دادن هم اگر به غرض متمايل ساختن آن ها به اسلام باشد، جايز است.

 

عيدى به اطفال

1155. اموالى مانند عيدى كه به كودك صغير هديه داده مى شوند و يا در بدو تولد نوزاد هديه مى  دهند، آيا ملك خود صغير محسوب مى  شوند يا پدر و مادر او؟ و اگر والدين آن را خرج كردند مديون فرزند هستند يا خير؟

ج. پدر كودك فقط مى  تواند آن را در راه صلاح و نفع بچه خرج كند، در غير اين صورت مديون هستند.

 

فروش زمين هديه شده توسط پدر

1156. زيد، زمينى را به پسر نابالغ خويش هبه شرعى نموده است، ولى مدتى بعد پدر، مقدارى از آن زمين را مى  فروشد.

1) آيا معامله پدر نسبت به زمين پسر نابالغ صحيح است يا پدر ضامن مى  باشد؟

2) اگر پسر بالغ شود، حق فسخ دارد و اگر حق فسخ دارد، آيا پسر بايد به مشترى رجوع كند و مال خودش را بگيرد يا بايد به پدرش رجوع كند؟

ج. اگر پدر به عنوان ولىّ طفل از طرف او قبض كرده، امر هبه تمام است؛ پس اگر آن فروش به مصلحت پسر بوده، صحيح است و پسر بعد از بلوغ هم حق فسخ ندارد و اگر قبض صورت نگرفته بوده، هبه باطل است و معامله مربوط به خود پدر است.

 

هبه قرآن

1157. اگر كسى به ديگرى قرآنى را هديه بدهد، آيا مى  تواند آن را پس بگيرد؟

ج. بله.

 

هبه منافع

1158. آيا هبه ى منافع صحيح است؟

ج. خير، صحيح نيست به عنوان عقد خاصّ مصطلح.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS