احكام حجر

احكام حجر

معاملات غير معوّض براى فرار از دين

1059. آيا معاملات حقيقى غير معوّضى كه مديون غير محجور نسبت به اموالش به قصد فرار از دين انجام مى  دهد، نافذ است؟

ج. تكليفا جايز نيست، چون ضرر رساندن به غير است، ولى وضعا نافذ است.

 

شرايط نفوذ معامله  ى مديون

1060. اصولاً حضرت عالى تحت چه شرايطى معاملات مديون غير محجور را نافذ نمى  دانيد؟

ج. تا وقتى كه حاكم شرع او را حجر نكرده، تمام معاملاتش نافذ است.

 

حكم اموال كسى كه حقّ تصرّف ندارد

1061. شخصى بنابر رأى و نظر عرف توانايى، اداره و دخل و تصرّف عرفى و عقلايى اموال و ثروت و دارايى خود را ندارد، چه كسى حقّ تصرف در اموال و كارهايش را دارد؟

ج. اگر بعد از بلوغ سفيه شده امر او با حاكم شرع است و بدون حكم حاكم هم تصرّفات او نافذ نيست، و اگر قبل از بلوغ سفيه بوده، ولايت او براى پدر و جدّ پدرى و وصىّ اين دو است، بنابر اظهر.

وكيل كردن پسر سفيه توسّط وى

1062. آيا شخص سفيه مى  تواند پسر خود را در دخل و تصرّف كارهاى خود تصرف قراردهد؟ موارد وصيّت و هبه... از وى قبول است؟

ج. اگر سفاهت او متّصل به كودكى او باشد، ولايت او با پدر و جدّ پدرى است و تصرّفات او بايد با اذن ايشان باشد و توكيل سفيه در آن چه كه تصرفات خودش بالمباشره در آن ها نافذ نيست، نيز صحيح نيست.

 

منجّزات مريض

1063. آيا منجّزات مريض مطلقا نافذ است يا فقط به مقدار ثلث نافذ است؟

ج. منجّزات از اصل است.

 

حكم اموال كسى كه تعادل فكرى ندارد

1064. شخصى دو سال قبل از مرگ، تعادل فكرى خود را از دست داده و قادر به حفظ و حساب و مصرف عقلايى مال خود نبوده است. تصرّف بستگان و نزديكان و فرزندان او در مال او چه صورتى داشته است؟

ج. در صورتى كه اموال صرف در ضروريات ـ هر چند به حسب شأن ـ شده كه اگر در حال عادّى بود، همان  ها بدون ترديد در همان امور صرف مى  شد، هر چند براى بستگان و ميهمان  ها نه زيادتر از آن، مورد اجازه  ى حاكم وقت بوده و در زيادتى بر آن اجازه لازم است.

 

وظيفه  ى پدر در قبال اموال فرزند بى  موالات

1065. فرزندى بعد از گذشت چند سال از سنّ بلوغ، دست مزد خود را بيهوده تلف مى  كند و هيچ در فكر آينده  ى خود نيست. آيا اجازه مى  فرماييد اينجانب ـ كه پدر او مى  باشم ـ گاهى پولش را از جيب او بردارم و به حساب دفترچه  ى پس اندازش واريز نمايم، بدون اين كه متوجّه شود، ولى حقّ برداشت با خود فرزند باشد تا از هدر دادن پولش جلوگيرى شود؟

ج. اگر سفيه است يا به حدّ رشد نرسيده، پدر در حفظ مالش، بر او ولايت دارد در حفظ مالش هر طور صلاح بداند.

 

ولايت پدر و جد

1066. آيا ولايت پدر و جد پدرى نسبت به فرزند صغير در عرض هم قرار دارد يا در طول هم است؟

ج. در عرض همديگر و به صورت استقلال است.

 

حجر كسى كه كارهاى غير عاقلانه انجام مى  دهد

1067. شخصى است كارهاى غير عاقلانه انجام مى  دهد، مثلاً پول هاى خود را در اختيار افراد قمارباز قرار مى  دهد و فقط به گرفتن چك بى  محلّ از قمارباز اكتفا مى  كند، يا با اين كه زن و بچّه  ى او به خانه احتياج دارند، خانه را به ديگرى واگذار مى  كند.

1) آيا مى  توان او را از اين دخل و تصرّفات بازداشت؟ نظر شارع در مورد اين معضل چيست؟

2) آيا فرزندان او مى  توانند به محاكم قضايى شكايت كنند؟

3) آيا حاكم شرع و نماينده ى ولى فقيه، با نبود شاكى مى  تواند رأسا اقدام نمايد؟

ج. اگر به حدّ سفيه باشد، با عدم ولىّ شرعى از پدر يا جدّ پدرى، حاكم شرع جامع الشرايط او را حجر و منع مى كند.

 

 

 

 

 

 

 

احكام وكات

 

 

 

 

 

1068. در وكالت نامه  اى، موكّل به وكيل وكالت بلاعزل ضمن عقد خارج لازم براى معامله  هايى در مدت سى سال داده است و بين مدّت، موكّل فوت مى  كند. حكم شرعى چيست؟

ج. اگر به نحو شرط فعل او را وكيل كرده است، وكالت باطل مى  شود و اگر به نحو شرط نتيجه بوده، اگر وكيل خواست به وكالت عمل كند، احتياطا از ورثه  ى موكّل اجازه بگيرد.

 

عزل وكيل توسط خود

1069. آيا وكيل مى  تواند بدون اطلاع موكل، خودش را عزل كند؟

ج. وكيل مى  تواند از وكالت كناره  گيرى كند و اگر موكل غايب هم  باشد، اشكال ندارد.

 

فسخ معامله پس از مرگ وكيل

1070. آيا زمينى كه به وسيله وكيل صاحب زمين فروخته شده، بعد از فوتِ وكيل، مالك قبلى زمين حق فسخ معامله را دارد يا نه؟

ج. خير حق فسخ ندارد، مگر در موردى كه خود وكيل هم حق فسخ داشته باشد.

 

اجرت وكيل

1071. در چه صورت وكيل مى  تواند از موكل اجرت دريافت كند؟

ج. اگر انسان كسى را براى كارى وكيل كند و چيزى به عنوان مزد براى او قرار بگذارد، بعد از انجام آن كار، چيزى را كه قرار گذاشته، بايد به او بدهد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS