شروط تحليل

فصل ششم : شروط تحليل

تحليل از طلاق سوّم كه موجب حرمت بر زوج مطلِّق است قبل از نكاح محلِّل، حاصل مى شود با حصول شروطى كه از آنها، «بلوغ محلل» است؛ پس غير بالغ، نكاح او محلل نيست اگر چه مراهق باشد. و در نكاح مستمرِ تا بعد از بلوغ تأمل است.

و از آنها، «وطى در قُبُل» است، به حدى كه موجب غسل است كه ادخال حشفه يا مقدار آن از مقطوع الحشفه است، واحوط اين است كه به نحو متعارف به انتشار عضو، نه به استعانت باشد، و هم چنين احوط اعتبار حصول انزال است.

 

و از آنها اينكه وطى محلل به عقد نكاح باشد نه به ملك يمين يا اباحه وطى در امه، فضلاً از وطى به شبهه و به نحو حرام.

و از آنها اينكه عقد موجب تحليل، دائم باشد نه منقطع. و فرقى در محلِّل بين حرّ بودن زوج و امه بودن او نيست. و به عقد انقطاعى تحليل نمى شود.

هدم مطلق طلاق توسط نكاح محلّل

 

نكاح محلّل كما اينكه هادم سه طلاق است، هادم يك طلاق و دو طلاق است؛ و بعد از نكاح محلل، استقبال مى نمايد سه طلاق ديگر را بنابر اظهر، اگر چه افضل و احوط ترك ازدواج است بعد از طلاق سوّم كه در اثناى سه نكاح، محلل بوده مگر بعد از نكاح محلل.

سه طلاق در اهل ذمّه

 

اگر ذمى ذميّه را سه طلاق داد، و بعد از آن ذمى ديگرى ازدواج نمود مطلقه را و بعد طلاق داد و بينونت حاصل شد، و ترافع كردند نزد حكام مسلمين، حكم به حلّ بر زوج اوّل مى نمايد به قاعده تكليف به فروع قبل از محلل، و رفع آن بعد از محلل. و اگر ذمى بعد از اين عملها اسلام اختيار كرد و پس از آن ذميّه، اسلام اختيار نمود، جايز است براى ذمى اوّل، نكاح آن ذمّيه به عقد جديد.

دو طلاق در امه موجب حرمت قبل از نكاح محلّل است

 

امه اگر دو طلاق بر او واقع شد، حرام است بر زوج، تا نكاح نمايد غير، او را، چه آنكه زوج عبد باشد يا حر. و اعتبار در عدد طلاق به زوجه است، نه زوج ، پس حرّه تحت عبد، طلاق او سه و عدّه او سه قرء (طهر) است؛ و امه تحت حر، طلاق او دو و عدّه او دو قرء (طهر) است.

محلل فقط نكاح زوج ديگر است، و وطى مولاى امه بعد از دو طلاق، يا ملك مطلقِ امه مطلّقه به دو طلاق را، محلل براى زوج اوّل نيست.

عتق امه در اثناى دو طلاق، تاثيرى در نكاح محلل ندارد؛ پس عتق بعد از يك طلاق، مثل عدم عتق است در اينكه طلاق دوّم موجب تحريم است تا نكاح زوج ديگر. و عتق زوج ـ همچنان كه گذشت ـ تاثيرى در طلاقها و عدد موجب تحريم ندارد.

 

حصول تحليل به نكاح خصّى

 

و به واسطه نكاح خصىّ در صورت مقاربت مخصوصه با شروط سابقه و احتياطهاى سابقه، تحليل حاصل مى شود.

ارتداد محلّل يا زوجه

 

اگر محلل بعد از وطى مفيد، مرتد شد، تحليل حاصل مى شود؛ به خلاف ارتداد قبل از وطى مفيد، كه وطى بعد از انفساخ نكاح به ارتداد، وطى اجنبى است.

 

و هم چنين مفيد نيست وطى بعد از طلاق غير مدخول بها كه عده ندارد، چه عمدى باشد و چه شبهه.

و اگر صاحبه عده بود به وطى دبر، و بعد از ارتداد وطى در قُبُل كرد در عده، بعد در عده مسلمان شد، تحليل بى وجه نيست.

 

و در ارتداد زوجه، احكام مذكوره به نحو ارتداد زوج جارى است در ثبوت تحليل و انتفاى آن.

حكم ادّعاى نكاح با محلّل و دخول او، توسط زن

 

اگر زن ادّعا كرد در مدت ممكنه، كه ازدواج با محلل كرده و منقضى شده عده او، تصديق مى شود با وثاقت در كلام و عدم انكار زوج. و هم چنين اگر ادّعا كرد دخول محلل را، با وثاقت او و عدم معارضه محلل؛ و هم چنين قبول مى شود قول زن با اطمينان به صدق او اگر چه معارَض به قول زوج باشد بنابر اظهر مِن قيام الاطمئنان مقام العلم.

رجوع از ادّعا قبل يا بعد از عقد

 

اگر زن بعد از ادّعاى اصابه، رجوع نمود از ادّعاى خودش، حلال نمى شود بر زوج اوّل به سبب اقرار او، مگر آنكه رجوع بعد از عقد باشد كه اقرار در حق غير است، و تصديق بعد از تكذيب كه مانع از حليت بوده موجب حليت مى شود.

حصول تحليل به وسيله وطىّ محرّمِ محلّل

 

اگر وطى محلِّل به نحو محرَّم انجام گرفت، مثل وطى در حال احرام يا صوم واجب يا حيض يا ضيق وقت نماز واجب، اقرب حصول شرط تحليل است اگر چه تحصيل آن حرام است. وهم چنين اگر حرمت به واسطه عدم بلوغ بنت باشد اگر چه منتهى به افضاء شود در صورتى كه مراهقه باشد يا مطلقا بنابر آنچه گذشت در محلّش، و مراعات احتياط مناسب اَولى است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS