كتاب وصيّت

 

كتاب وصيّت

فصل اوّل: اقسام و شرايط وصيّت

بسم اللّه  الرحمن الرحيم

الحمد للّه  رب العالمين والصلاة على سيد الانبياء محمد وآله سادة الاوصياء

الطاهرين واللعن الدائم على اعدائهم اجمعين.

وصيت بر دو قسم است: «تمليكيّه» و «عهديّه».

وصيّت تمليكيّه و احتياج آن به ايجاب و قبول

اوّل: تمليك شخصى يا صنفى است بعد از وفات، به نحو مشتمل بر تبرّع.

و آن محتاج به ايجاب وقبول است، يعنى مشروط است در تأثير در ملكيت، به تعقّب ايجاب به قبول متعلق به مضمون ايصاء و كاشف از تأثير آن در زمان تحقق موت.

و ايجاب آن محقّق مى شود به هر لفظى كه دلالت كند (اگر چه با ضميمه قرينه باشد) بر انشاى تمليك بعد از وفات؛ پس اگر «أوصيتُ» گفت، قيد «بعد الوفاة» لازم نيست؛ و اگر گفت: «هذا لفلان»، تقييد به ما بعد الوفاة لازم است، وگرنه اقرار است. و در غيرمنازعه، محتمل است اكتفاى به قصد اين قصد اگرچه مدلول دالّى برآن نباشد.

كفايت معاطات

و لازم نيست در [آن،] ايجاب و قبول لفظا، بلكه معاطات كافى در تحقق وصيت تمليكيّه است، مانند ساير عقود تنجيزيّه.

و قبول وصيت، به هر دالّى بر رضا به مضمون ايجاب آن، محقّق مى شود.احوطيّت اعتبار قبول در تحقق تمليك به وصيّت و احوط اعتبار قبول است (به نحو متقدّم) در تحقق تمليك به وصيت، اگر چه به غير معيّن مثل جنس، يا جهت مثل مدرسه و مسجد وقنطره باشد، اگر چه از ناظر يا حاكم شرع باشد.

كفايت اشاره و كتابت

و اظهر كفايت اشاره و كتابت است در وصيت، با قرينه انشاى آن، اگر چه متمكن از نطق باشد؛ بلى عدم تمكّن از نطق و معلوميّت آن غالبا قرينه انشاى وصيت است. واظهر تحقق عقديّت واحكام آن است با اينها در صورت تمكّن با قرينه انشا، مثل صورت عجز معلوم كه از قراين است.

فرق بين وصيّت عهديّه و تمليكيّه و ابطال تمليكيّه به رد

پس وصيت عهديه ايقاع است؛ و وصيت تمليكيه، متوسط است بين عقد و ايقاع. و ردّ، مانع از تأثير و مبطل است. وتعقّب به قبول موصىله ، شرط تأثير از زمان موت بعد از ايجاب است.

مطلق قبول كافى است ولو قبل يا بعد موت باشد

و كفايت مى كند قبول موصى له اگر چه قبل از وفات باشد، به نحوى كه مثل ايجاب، متعلق به ملكيت بعد از وفات باشد. و هم چنين قبول بعد از وفات موصى كافى است. و اتصال قبول به ايجاب لازم نيست. بلكه اتصال قبول به وفات موصى معتبر نيست.

گونه هاى مختلف رد موصى له

و اگر رد موصى له وصيت را، بعد از وفات وقبول و تحقق ملكيت واقع بشود، مؤثر در زوال ملكيت نيست. و اگر بعد از موت و قبل از قبول واقع بشود، مؤثر در بطلان وصيت است، اگر چه بعد از قبض باشد درتقدير فرض قبض بدون قبول اگر چه فعلى باشد. و اگر رد بعد از قبول بعد از موت و قبل از قبض باشد، اظهر عدم بطلان وصيت است، مثل صورت موت وقبول و قبض قبل از ردّ.و اگر در زمان حيات موصى واقع بشود قبل از قبول، بطلان وصيت، خالى از وجه نيست، به خلاف صورت وقوع آن بعد از قبول. و احوط در صورت وقوع قبول بعد از موت موصى در دو صورت اخيره، صلح است.

تبعّض در قبول توسط موصىله

اگر قبول نمود بعض موصى به را و رد نمود بعض ديگر را، صحيح است در بعض مقبول و باطل است در بعض مردود. و صحّت در صورت فهم ارتباط بين ابعاض در قصد موصى، خالى از اشكال نيست؛ و هم چنين در صورت مشكوك بودن و عدم استظهار تعدد وصيت اگر چه از قراين باشد.و هم چنين است اشكال در صورت مخالفت قبول با موصى به، به كلّيت و جزئيت، يا اشاعه و تعيّن، مگر در صورت استظهار وحدت در قصد موصى يا تعدد، كه رفع اشكال ممكن است.

رجوع موصى در بعض

و هم چنين است رجوع موصى در بعض، كه مبطل وصيت در همان بعض است نه غير آن، به نحو مذكور.

وفات موصىله قبل از قبول وصيّت

اگر موصى له وفات نمود قبل از قبول وصيت، وارث او قائم مقام او است در قبول وصيت و رد آن، چه آنكه موت موصى له در حيات موصى باشد يا آنكه بعد از وفات او باشد. و اين از فروع وسطيّت وصيّت است بين عقد و ايقاع، كه حق تملك، به قبول، ثابت و موروث مى شود براى وارث؛ پس با قبولْ متملّك مى شود (بنابر كشف) از حين امكان تملك كه بعد از موت موصى و موصى له باشد، يا آنكه از زمان موت موصى له بعد از موت موصى، تا قابل ملك به وراثت ملك باشد، يعنى يكى از دو طريقه كشف قبول از ملكيت موروثه از ، يا از تلقّى ملك از موصى بعد از موت او و موت موصى له ، كه حق تملك به قبول را فقط از او وارث است. و بر هر تقدير، زمان مالكيّت وارثِ قابل، زمان اجتماع موت موصى و موت موصى له است.

وصيّت به كنيز و حمل او و فوت موصىله قبل از قبول

اگر شخصى كنيز خود و حمل او را وصيت كرد براى زوج او يا براى شخصى ديگر، پس موصىله وفات نمود قبل از قبول، وارث موصىله حق تملك به قبول را دارد؛ پس با قبول، وارث ولد و والده او مى شود. و ولدْ منعتق بر موصىله نمى شود، به واسطه عدم تملك در حيات. و ولد وارثِ مال پدر نمى شود، به واسطه رقيّت، مگر در صورت انعتاق او بر ورثه كه جماعتى باشند، كه در اين تقدير كه منعتق قبل از قسمت مى شود، شريك با ساير ورثه در ساير اموال پدر مى شود؛ و وارث خود پدر نمى شود، زيرا مملوك موصىله نبوده است؛ مگر بنابر كاشفيت قبول وارث از مالكيّت موصىله بعد از موت موصى، كه ولد منعتق بر موصىله مى شود، [و [وارث مادر هم مى شود و منعتقه بر ولد مى شود.و اگر موصىله درفرض مسأله، وارث خاصى نداشته باشد، وصى تصدّق مى نمايد، واحوط استيذان از حاكم شرع در غيبت است. و اگر وارث خاص موجود باشد ومتمكن از ايصال به او نباشند (اگر چه به امانت نگاه داشتن باشد) تصدّق مى نمايند، مثل تصدّق به مال غايب غير ممكن الايصال يا مجهول المالك.

عدم جواز وصيت به صرف مال در معصيت

جايز نيست وصيت به صرف مال در معصيت، و صحيح نيست در خصوصيت. و اگر فهمِ تعددِ مطلوب شد، دور نيست صحّت وصيت در ساير قربتها و امور برّيّه، مثل صورت تعذر عمل يا نسيان خصوصيت موصى به. و در صورت عدم فهم تعدد مطلوب به وصيت، اصل وصيت باطل مى شود و داخل در ميراث مى شود.

پس وصيت به مالى براى كنايس نصارى و بِيَع يهود (يعنى معابد خاصه ايشان) وكتب خاصه آنها كه تورات يا انجيل باشد، به نحوى كه مشتمل باشد موصى به بر باطل آنها يا براى اعانت ظالم در ظلم او يا فاسق در فسق او، باطل است، چنانكه فعل اين امور در حال حيات براى موصى جايز نيست. اگر چه در مواردى ـ مثل تأليف قلوب كفّار ـ در حال حيات، يا وصيت به صرف مال در آن، بنا بر جواز آن باشد.و وصيت يهود مثلاً براى بِيَع خودشان، اقرار مى شود و حكم به صحت ظاهريّه مى شود در صورت ارجاع به حكام مسلمين.

وصيت تمليكيّه جايز از طرفين است

وصيت تمليكيه، جايز است از طرف موصى و مى تواند رجوع نمايد از آن، اگر چه بعد از قبول موصى له در زمان حيات موصى باشد. و از طرف موصىله جايز است در حال حيات موصى اگر چه بعد از قبول باشد. و هم چنين بعد از وفات موصى و قبل از قبول موصى له ، و بعد از قبول او و قبل از قبض موصى له بنابر اعتبار قبض در تملك او، اگر چه اظهر عدم اعتبار است.

الفاظ رجوع از وصيت و حكم وصيّت موصى به، براى ديگرى

و رجوع از وصيت محقّق مى شود به ذكر الفاظ صريحه يا ظاهره در رجوع، مانند «رجعتُ» و «فسخت» و نحو اينها مثل اينكه بگويد: «ميراث است از من» يعنى موصى به، يا آنكه بگويد: «حرام است بر موصىله » با التفات به وصيت، يا آنكه وصيت نمايد همان عين موصى به را براى ديگرى با التفات به وصيّت سابقه مگر با قرينه بر اراده تشريك. و در صورت صدور وصيت ثانيه با فراموشى وصيت اولى، تأمل است، از جهت عدم قصد رجوع و عدم واقعيت ابتداييت مقصوده.

تعقّب وصيّت به مقدارى بعد از وصيّت به آن يا اقلّ از آن

و اگر وصيت به الْف نمايد بعد از وصيت به الْف، حمل بر تأكيد (مگر با قرينه اراده مغايرت) خالى از رجحان نيست. و هم چنين اگر وصيت به الْفَين نمايد بعد از وصيت به الْف، كه حمل بر الْفَين، يعنى تأكيد در الْف مى شود.

تحقق رجوع از وصيّت به فعل منافى

و محقّق مى شود رجوع از وصيت، با فعل منافى با آن، مثل بيع موصى به يا وصيت به بيع آن. و در صورت صدور فعل از روى نسيان وصيت سابقه، تأمل است؛ و بطلان وصيت سابقه، خالى از رجحان نيست در اين مورد و در هر صورتى كه وصيت در قصد، معلَّق بر عدم لحوق منافى يا بر وجود صفتى است، مثل تصرّفات مُتلِفه يا مغِّيره اسم، مثل حنطه موصى بها اگر دقيق شود، يا دقيق موصى به اگر عجين بشود. و قراين معينه بقا يا عدم آن هم متّبع مى شود در خصوص موارد.

دلالت خلط بر بطلان وصيت و عدم آن

و در صورت خلط موصىبه، به مساوى واجود و اردء، از جانب موصى، پس اظهر عدم بطلان وصيت و عدم تحقق رجوع است در خلط به مساوى. و اما خلط به غير مساوى، پس با معلوميّت عدم انتهاى امر به تنازع، رجوع محقّق نمى شود؛ و با معلوميّت انتهاى به آن، اظهر رجوع است.و هم چنين در صورت قرينه ديگر بر رجوع يا عدم آن، عمل به آن مى شود. و در صورت مشكوك بودنِ حال، باقى و مستصحبْ وصيت است، و لازمِ بقاى وصيتْ تحقق شركت به نسبت قيمت هركدام از ممتزجين است به قيمت مجموع.

و در صورت وقوع خلط با فعل غير مربوط به موصى، بقاى وصيت و تحقق شركت، اظهر است. و در صورت وقوع خلط از موصى بدون اختيار يا با نسيان وصيت، اظهر بقاى وصيت است، مگر در صورت معلوميّت يا معرضيّت امر اختلاط مخصوص، به تنازع.

اخذ به قرينه در تشخيص بقاى وصيت و عدم آن

و هم چنين با قرينه، تشخيص بقاى وصيت يا عدم آن [مى شود و]يا استصحاب مى شود با عدم احراز هيچكدام، اگر وصيت به نانى نمود پس آن را ريز ريز كرد. و حكم كلّى ندارد در كشف رجوع يا عدم آن.اگر وصيت كرد عينى را براى زيد، و عين ديگرى را پس از آن براى عمرو، و ثلثْ وافى نشد، نقص بر وصيت دوّم واقع مى شود. و اگر رجوع از اولى كرد و عين اولى را براى بكر وصيت نمود پس از وصيت عين ديگر براى عمرو، نقص (به واسطه رجوع) بر متأخر (كه وصيت براى بكر است) واقع مى شود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS