در وقوف به عرفات است

فصل دوّم : در وقوف به عرفات است

و در آن، دو مقصد است :

مقصد اوّل : در واجبات است

بدان كه واجب است وقوف به عرفات و آن موضعى است محدود به حدود معروفه. و مراد از وقوف، همين بودن است در آن مكان چه سواره و چه پياده چه متحرك چه ساكن، بلى اگر در مجموع زمان، خوابيده باشد يا بى هوش باشد، وقوف آن باطل است.

و واجب است بنا بر احوط، بودن در آن جا، از ما بعد زوال تا غروب شرعى كه وقت افطار و نماز مغرب است؛ پس كافى نيست حضور در آن مكان در وقت عصر مثلاً.

و واجب است در آن، نيّت به اين نحو كه: «مى باشم در عرفات از پيشين امروز تا شام در حج تمتّع حجّةالاسلام به جهت اطاعت خداوند عالم.»

و بدان كه بودن در مجموع اين زمان اگر چه واجب است الاّ آن كه ركن نيست؛ پس اگر ترك كند آن را به سبب ترك كردن بعض اجزاى آن، مثل آن كه مقدارى از ما بعد زوال وقوف نكند، حج او صحيح خواهد بود اگر چه گناهكار بوده باشد، بلى مسمّاى وقوفْ ركن است و ترك آن عمدا( يعنى ترك وقوف اختيارى عرفه. و هم چنين است تعمّد ترك وقوف اضطرارى آن كه از شب عيد تا طلوع فجر است على الأحوط.)، موجب بطلان حج تمتّع است؛ و سهوا مبطل نيست مگر آن كه وقوف مشعر را نيز سهوا ترك كند، و در اين جا چند مسأله است:

تأخير وقوف عرفات از ظهر

اوّل: آن كه هرگاه كسى تأخير كند وقوف را از ظهر، به آن كه حاضر نشود در عرفاتبعد از گذشت مقدارى از ظهر، پس بنا بر آن كه گذشت كه واجب است وقوف از زوال تا غروب، اين شخص گناهكار خواهد بود، و جمعى بر آن اند كه بودن از زوال واجب نيست، چنانچه ظاهرِ بعضى اخبار است و اوّل احوط است.

كوچ عمدى و سهوى از عرفات قبل از غروب

دوّم: آن كه هرگاه كسى پيش از غروب از آن جا كوچ كند عمدا و بيرون رود از حدود عرفات، پس اگر نادم شد و برگشت و ماند تا غروب، كفّاره ساقط؛ و اگر برنگشت، واجب است بر او شترى كه او را در راه خدا در مكّه نحر كند(ظاهر اين است كه در منى بايد نحر كند در روز عيد، و احوط ثبوت كفّاره است در صورت برگشتن ايضا.)؛ و اگر قادر نباشد، هجده روز متوالى روزه بگيرد(اظهر عدم وجوب توالى است.).و اگر سهوا كوچ كرد و بيرون رفت، پس اگر متذكّر شد، مراجعت مى كند؛ و اگر نكرد، ظاهرا در حكم عامد است( بلكه احتياطا.) و اگر به خاطرش نيايد، چيزى بر او نيست، و حكم جاهل به مسأله حكم ناسى است.

ترك عمدى و سهوى وقوف عرفات

سوّم: كسى كه بالمرّه وقوف را ترك كند در مدّت مذكوره عمدا، حج او باطل است و كفايت نمىكند در باره او وقوف در شب عيد كه وقوف اضطرارى عرفه است اگر چه در باره غير عامد، كافى است، چنانچه خواهد آمد.

چهارم: اگر كسى به سبب عذرى ـ مثل نسيان و ضيق وقت و نحو آن ـ ادراك وقوف در جزئى از مدّت مذكوره نكند، پس كفايت مىكند او را بودن به عرفات در مقدارى از شب عيد هر چند اندك باشد؛ و اين زمان را «وقت اضطرارى عرفه» مىگويند؛ و اگر كسى ترك كند آن را عمدا، پس ظاهر، الحاق آن است به وقوف اختيارى عرفه در افساد حج، هر چند ادراك نمايد وقوف مشعر را.

پنجم: اگر كسى فراموش كند وقوف به عرفات را در وقت اختيارى و اضطرارى، كفايت مىكند از براى صحّت حج او ادراك وقوف به مشعر الحرام در زمان اختيارى او، چنانچه خواهد آمد.

اختلاف در تشخيص روز عرفه

ششم: آن كه هرگاه در پيش قاضى عامّه، هلال ثابت شود و حكم كند، و در پيش شيعه شرعا ثابت نشده باشد، لهذا روز عرفه در نزد عامّه روز هشتم باشد در پيش شيعه، پس اگر ممكن است مخالفت ايشان در بيرون رفتن به سوى عرفات كه روز خروج ايشان است از مكّه، يا ممكن باشد ماندن شب آن روز در عرفات تا فردا كه روز عرفه است يا رفتن و برگشتن فردا پيش از غروب آفتاب به جهت ادراك وقوف اختيارى عرفه يا بعد از غروب آفتاب به جهت ادراك اضطرارى آن اگر متمكّن شود از مراجعت قبل از آن، پس واجب است كه چنين كند تا ادراك وقوف اختيارى يا اضطرارى نمايد، از آن جا به مشعر رفته ادراك آن نيز نمايد و اعمال روز عيد را در منى به عمل آورد؛ و اگر ممكن نشود ادراك وقوف عرفه اصلاً، پس اگر ممكن است ادراك وقوف مشعر الحرام، پس آن نيز كفايت مىكند و حج او صحيح است و الاّ حج او در آن سال فاسد خواهد بود. الحاصل تقيّه در اين مقام مصحّحِ عمل نمى شود على الأحوط و الأقوى.  بلكه با عدم علم به خلاف و عدم قيام حجّت شرعيّه بر خلاف و با صدق تقيّه به نحو معهودِ متعارف، اقوى كفايت موافقت با عامّه است، چنانچه سيره قطعيه غير مردوعه بر آن دلالت دارد؛ و عدم مانعيّت علمِ به خلاف، از صحّت عمل با ناچارى و تقيّه، خالى از وجه نيست؛ و عمل به واقع در جميع صور ظاهرا مجزى است. و با عدم شرايط تقيّه، صحّت عمل، مورد تأمّل است با موافقت عامّه ولو علم به خلاف عمل ايشان بر حسب حكم حاكم ايشان نباشد، واللّه العالم.

مقصد دوّم : در مستحبات وقوف عرفات است

مستحب است كه در وقت وقوف با طهارت باشد و غسل كند و آنچه موجب تفرّق حواسّ است از خود دور كند تا دل متوجّه جناب اقدس بارى شود. در اين وقت، نماز ظهر و عصر را در اوّل وقت به جا آورد به يك اذان و دو اقامه و وقوف كند در دست چپ كوه نسبت به كسى كه از مكّه آيد؛ و در پايين كوه وقوف كند در زمين هموار؛ و با اصحاب خود مجتمع باشند به پهلوى يكديگر؛ و بعد از نماز بايستد و مشغول دعا شود.و مكروه است كه بالاى كوه رود و آن كه در حال وقوف سواره باشد يا نشسته، اگر تواند ايستادن را و اگر نه هر قدر كه مى تواند.

و رو به قبله كند و دل خود را متوجّه حقّ سبحانه و تعالى سازد و حمد و ثناى الهى به جا آورد و تمجيد و تهليل بكند و تكبير صد نوبت بگويد و «ألحمد لله» صد نوبت، و «سبحان اللّه» صد نوبت، و «لا إله الاّ اللّه» صد نوبت، و آية الكرسى صد نوبت، و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد نوبت، و سوره «إنا أنزلناه» صد نوبت، و «لا حول ولا قوة الاّ بالله» صد نوبت، و «قل هو اللّه أحد» صد نوبت.

و هر دعايى كه خواهد بكند؛ و سعى بكند در دعا كه اين روز، روز دعا و مسألت است؛ و هيچ چيز نزد شياطين خوشتر از آن نيست كه تو را غافل سازند از جناب اقدس الهى. و پناه گير به خداوند عالم از شرّ شياطين و زنهار كه به جانب مردمان نظر مينداز و متوجّه خود باش و استغفار به دل و زبان كن و گناهان خود را بشمار و گريه بكن و اگر نتوانى خود را به گريه بدار

و دعا كن از جهت پدر و مادر و برادر مؤمن و اقلّ آن چهل كس است و در حديث است كه «ملَكى موكَّل است كه آنچه آن كس به جهت برادر مؤمن بطلبد، آن ملَك از حق تعالى از براى او صد هزار مثل آن را بطلبد»

و تمام اين زمان را صرف دعا و استغفار و ذكر كند كه بعضى از علما قائل شدهاند به وجوب آن، و دعاهاى منقوله بخواند خصوصا دعاى صحيفه كامله و دعاهاى حضرت امام حسين ـ عليه السلام ـ و دعاى حضرت امام زين العابدين ـ عليهالسلام ـ و سنّت است كه بگويد: أللهم إني عبدك، فلا تجعلني من أخيب وفدك، وارحم مسيري إليك من الفج العميق أللهم ربّ المشاعر كلها، فُك رقبتي من النار، و أوسع على من رزقك الحلال، وادرأْعني شر فسقة الجن والإنس. أللهم لا تمكر بي ولا تخدعني ولا تستدرجني أللهم إني أسألك بحولك وجودك و كرمك و منّك وفضلك، يا أسمع السامعين، يا أبصر الناظرين، يا أسرع الحاسبين، يا أرحم الراحمين، أن تصلىّ على محمّد و آل محمّد، و أن تفعل بي كذا و كذا...» و حاجت خود را نام برد [ أللهم إني أسألك حاجتي الّتي إن أعطيتنيها ] لم يضرّني ما منعت، و إن منعتنيها لم ينفعني ما أعطيت. أسألك خلاص رقبتي من النار. أللهم إني عبدك و ملك يدك، ناصيتي بيدك، و أجلي بعلمك. أسألك أن توفّقني لما يرضيك عني، وأن تسلم مني مناسكى التي أريتها خليلك إبراهيم ـ صلوات اللّه عليه ودللت عليها نبيك محمّدا ـ صلى اللّه عليه وآله أللهم اجعلني ممن رضيت عمله و أطلت عمره، وأحييته بعد الموت حياة طيبة؛ پس بگو: «لا إله الاّ اللّه وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد، يحيي و يميت و هو حىّ لا يموت بيده الخير و هو على كل شىء قدير. أللهم لك الحمد كالّذي تقول و خيرا مما نقول وفوق ما يقول القائلون. أللهم لك صلاتي و نسكي و محياى و مماتي، ولك تراثي، وبك حولي و منك قوتي. أللهم إني أعوذ بك من الفقر و من وساوس الصدر، ومن شتات الأمر و من عذاب القبر. أللهم إني أسألك خير الرياح وأعوذبك من شر ما تجىء به الرياح، و أسألك خير الليل و خير النهار. أللهم اجعل في قلبي نورا، و في سمعي نورا و في بصري نورا، و في لحمي و دمي و عظامي و عروقي و مقعدي و مقامي و مدخلي و مخرجي نورا، و أعظم لي نورا يا رب يوم القاك إنك على كل شىء قدير.» و تا توانى در اين روز از خيرات تقصير مكن خصوصا بنده آزاد كردن.

و ديگر [ آنكه ] رو به قبله كند و بگويد: «سبحان اللّه» صد بار، و: «ألله أكبر و ما شاء اللّه، لاقوة الاّ بالله. أشهد أن لا إله الاّ اللّه وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد يحيي ويميت وهو حى لا يموت بيده الخير و هو على كلّ شىء قدير.» صد بار، پس دو آيه اوّل سوره بقره را بخواند.

ديگر [ آنكه ] «قل هو اللّه أحد» سه نوبت بخواند، و آيةالكرسى را و آيه سخره را كه اوّل آن «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ السَّمَـوَ تِ وَالأَْرْضَ فِى سِتَّةِ أَيَّامٍ» تا به آخر بخواند و آن در سوره اعراف است؛ پس معوّذتين را بخواند؛ پس نعم الهى را يك يك بشمارد آنچه داند از اهل و مال و نعمت و رفع بلاء و بگويد: «لك الحمد على نعمائك التي لا تُحصى بعدد ولا تُكافَىءُ بعمل»؛ و حمد كند حق سبحانه و تعالى را به هر آيهاى كه حمد كرده است خداوند عالم خود را در قرآن؛ و تكبير كند به هر تكبيرى كه خداوند عالم به آن تكبير خود كرده است در قرآن و تهليل كند به هر لا إله الاّ اللّه كه حق سبحانه و تعالى تهليل خود كرده به آن در قرآن و صلوات بر محمّد و آل محمّد بفرستد و جهد و سعى كند در آن و دعا كند حق سبحانه و تعالى را به هر نام كه خود را به آن نام خوانده است در قرآن و به هر اسمى كه داند و به اسماء آخر سوره حشر بخواند و بگويد: «أسألك يا ألله يا رحمان، بكل اسم هو لك، و أسألك بقوّتك وقدرتك و عزّتك و جميع ما أحاط به علمك و بأركانك كلها، و بحق رسولك ـ صلواتك عليه وآله ـ ، و باسمك الأكبر الأكبر، وباسمك العظيم الذي من دعاك به كان حقا عليك أن لاتردّه و أن تعطيه ما سألك، أن تغفر لي جميع ذنوبي في جميع علمك فىّ.»

و هر حاجت كه دارى بخواه و از حق سبحانه و تعالى طلب كن كه توفيق حج بيابى در سال آينده و هر سالى؛ و هفتاد مرتبه بگويد: «أسألك الجنة»، و هفتاد مرتبه «أستغفر اللّه ربي وأتوب إليه» بگويد؛ پس بخواند دعايى را كه جبرئيل در اين مقام به حضرت آدم ـ عليهالسلام ـ تعليم نمود براى قبول توبه او: «سبحانك اللهم وبحمدك لا إله الاّ أنت، عملت سوء و ظلمت نفسي و اعترفت بذنبي، فاغفر لي إنّك أنت خير الغافرين. سبحانك اللهم وبحمدك لا إله الاّ أنت، عملت سوء و ظلمت نفسي فاعترفت بذنبي، فاغفر لي إنّك أنت التوّاب الرحيم.»

چون آفتاب فرو رود بگويد: «أللهم إني أعوذبك من الفقر و من تشتّت الأمر و من شر ما يحدث بالليل والنهار. أمسى ظلمي مستجيرا بعفوك، و أمسى خوفى مستجيرا بأمانك، و أمسى ذلّى مستجيرا بعزتك، و أمسى وجهى الفاني مستجيرا بوجهك الباقي. يا خير من سئل، و يا أجود من أعطى، يا أرحم من استرحم، جللني برحمتك و ألبسني عافيتك، و اصرف عني شر جميع خلقك.»پس روانه شود به جانب مشعر الحرام به آرام تن و استغفار كند و اين دعا بخواند كه: «أللهم لا تجعله آخر العهد من هذا الموقف، وارزقنى العود أبدا ما أبقيتني، و أقلبنى اليوم مفلحا منجحا مستجابا لي مرحوما مغفورا لي، بأفضل ما ينقلب به اليوم أحد من وفدك وحجاج بيتك الحرام، واجعلنى اليوم من أكرم وفدك عليك، وأعطني أفضل ما أعطيت أحدا منهم من الخير و البركة و الرحمة والرضوان والمغفرة، و بارك لي فيما أرجع إليه من أهل أو مال أو قليل أو كثير وبارك لهم فىّ.»؛ و بسيار بگويد: «أللهم أعتقني من النار.»

فصل سوّم : در وقوف به مشعر الحرام است

و در آن، دو مقصد است:

مقصد اوّل : در واجبات است

بدان كه چون از عرفات در شب عيد قربان كوچ كند، به سوى مشعر الحرام آيد در آن جا شب را به روز آورد؛ و بعضى اين بيتوته را واجب مىدانند و نسبت به اكثر دادهاند و اين احوط است.و نيّت چنين كند كه: «شب را به روز مى آورم در مشعر الحرام به جهت رضاى الهى». و چون طلوع فجر شود، نيّت وقوف كند كه: «مىباشم در مشعر الحرام تا طلوع آفتاب در حج تمتّع به جهت وجوب آن قربةً إلى اللّه تعالى».

و اشهر و احوط وجوبِ ماندن است تا طلوع آفتاب؛ پس اگر عمدا پيش از طلوع آفتاب بيرون رود و از وادى محسّر تجاوز كند، گناهكار است؛ و بعضى يك گوسفند كفّاره، واجب دانستهاند. و در اين جا چند مسأله است:

ركنيّت وقوف و افرادى كه از آنها ساقط مى شود

اوّل: آن كه وقوف به مشعر ركن است و مجموع آن متّصف به وجوب است؛ پس اگر كسى بالمرّه آن را ترك كند حج او باطل است؛ لكن وقوف به مشعر، گاهى ساقط مى شود در حق كسى كه شب را در آن جا به روز آورده باشد به قصد وقوف(با قصد قربت بنا بر احتياط متقدّم.) و دشوار باشد بر او ماندن بعد از طلوع فجر، مثل زنها و مردان پير و بيماران كه به جهت ازدحام، مشقّت بسيار به ايشان روى مىدهد، يا كسانى كه كار ضرورى دارند؛ پس جايز است كه قبل از طلوع فجر از آن جا بيرون رود به سوى منى. و اگر عذر نداشته باشد، بعضى گفتهاند كه اگر بيرون رود پيش از طلوع فجر به شرطى كه علاوه بر بيتوته مشعر، وقوف عرفه از او فوت نشده باشد باز حج او صحيح است و لكن بر او يك گوسفند كفّاره لازم است و احوط خلاف آن است(بلكه اين قول، مشهور و قوى است.).

عدم درك وقوف مشعر و اوقات سهگانه آن

دوّم: آن كه كسى كه ادراك نكند وقت مذكور را، كفايت مى كند در حق او ماندن در زمانى قبل از زوال؛ پس وقوف مشعر از براى او سه وقت است: يكى در شب عيد در حق كسانى كه متمكّن از ماندن در مشعر بعد از طلوع فجر نبوده باشند، چنانچه گذشت، و ديگرى ما بين طلوع فجر، و طلوع آفتاب، و سوّم از طلوع آفتاب تا زوال.

 آن كه چون معلوم شد كه هر يك از وقوف به عرفات و وقوف به مشعر، وقت اختيارى و وقت اضطرارى دارند، پس مى گوييم مكلّفْ به ملاحظه ادراك دو موقف يا يكى از آنها در وقت اختيارى يا اضطرارى و عدم ادراك آنها، بر نُه قسم است:

اوّل: آن كه ادراك هر دو موقف كند در وقت اختيارى هر دو، پس اشكال در صحّت حج نيست.

دوّم: آن كه هيچ يك را ادراك نكند( آن در صورتى بى اشكال است كه هيچ يك از اختيارى و اضطرارىِ هيچ يك را ادراك نكند، چنانكه خواهد آمد؛ و در اين صورت، فرقى بين عمد و غير آن نيست.)، پس اشكال نيست در عدم ادراك حج؛ پس به همان احرام(با نيّت عدول به عمره مفرده على الأحوط، و وجوب ذبح گوسفند كه همراه داشته باشد، محتاج به تأمّل است؛ بلى موافق احتياط و مروىّ در خبر «داود رقّى» و صحيح «ضريس» به نقل «فقيه» است.) حج، عمره مفرده كه عبارت از طواف و نماز و سعى و تقصير و طواف نساء و نماز آن باشد، به جا مى آورد و از احرام مُحلّمىشود؛ و اگر چنانچه گوسفند همراه داشته باشد، ذبح مىكند؛ و مستحبّ است كه بماند در منى با حجاج و چون به مكّه رود، افعال عمره را به جا مىآورد و در سال آينده حج مى كند اگر شرايط مقرّره وجوب حج در باره او متحقّق بشود.

سوّم: آن كه ادراك بكند اختيارى عرفه را با اضطرارى مشعر.

چهارم: عكس آن. و در هر صورت حج صحيح است و دعواى اجماع( در صورتى كه فوت اختيارىِ ديگر عمدى نباشد، مگر آنچه در صورت ادراك اختيارى عرفه با اضطرارى سابق مشعر گذشت؛ و هم چنين فوت اختياريها در صور آينده، مقّيد به عدم تعمّد است.) بر صحّت در هر دو مسأله شده است.

پنجم: آن كه ادراك كند اضطرارى هر دو وقوف را. و در صحّت حج در اين صورت، خلاف است، [ و ] صحّت بعيد نيست(چه اضطرارى مشعر ليلى سابق آن يا نهارىِ لاحقِ آن باشد، على الأظهر.)، لكن احوط اعاده حج است در سال آينده با شرايط وجوب.

ششم: آن كه ادراك كند اضطرارى مشعر را تنها. در اين جا نيز خلاف است؛ و عدم صحّت در اين جا، اقوى و اشهر است.

هفتم: ادراك اختيارى عرفه تنها. [ و ] اشهر در اين صورت صحّت است، بلكه بعضى نفى خلاف در آن كرده اند، لكن حكم به آن مشكل است(اقوائيتِ آن در هر دو اضطرارى مشعر، مورد تأمّل است.) و خلاف در آن متحقّق است.

هشتم: آن كه ادراك كند اختيارى مشعر را. [ و ]ظاهر در اين صورت صحّت، و ظاهر عدم خلاف است در آن.

نهم: اضطرارى عرفه را ادراك كند تنها. و حج در اين صورت صحيح نيست.

مقصد دوّم : در مستحبّات وقوف به مشعر الحرام است

بدان كه سنّت است كه متوجّه مشعر الحرام شود به آرام تن و دل و استغفار كند؛ و چون به «تَلّ سرح» رسد از جانب دست راست راه بگويد: «أللهم ارحم موقفي، و زد في عملي، وسلم لي ديني، و تقبّل مني مناسكي.» و شهيد در «دروس» فرموده كه بعد از اين دعا بگويد: «أللهم لا تجعله آخر العهد من هذا الموقف، وارزقنيه أبدا ما أبقيتني.»؛ و شتر را تند نراند و كسى را آزار نرساند در حال راندن؛ و بسيار بگويد: «أللهم أعتق رقبتي من النار.» و نماز شام و خفتن را تأخير كند تا مشعر الحرام و اگر چه ثُلث شب بگذرد؛ و اگر مانعى به هم رسد كه نتواند پيش از ثلث شب رسد، نماز را ادا بكند و جمع كند ميان هر دو نماز به يك اذان و دو اقامه؛ و نوافل شام را در ميان نكند بلكه بعد از خفتن بكند.

و احوط آن است كه چون به مشعر الحرام آيد، نيّت كند كه شب را به روز مى آورم در مشعر الحرام در حج تمتّع از جهت رضاى خدا؛ و پيش از اين گذشت كه اظهر و احوط وجوب شب ماندن به مشعر است، و مستحب است كه در شكم [ وسط ] وادى فرود آيد در جانب راست راه و اين [ را ] دعا بخواند: «أللهم إني أسألك أن تجمع لي فيها جوامع الخير. أللهم لا تؤيسني من الخير الذي سألتك أن تجمعه لي في قلبي، ثمّ أطلب منك أن تعرفني ما عرفت أولياءك في منزلي هذا، و أن تقيني جوامع الشر.» و تا مقدور باشد آن شب را به عبادت و طاعت الهى به روز آورد كه در خبر است كه: «درهاى آسمان در اين شب بسته نمىشود و آوازهاى مؤمنان بالا مىرود و خداوند عالم مىفرمايد: من خداوند سمائم و شما بندگان من هستيد، ادا كرديد حق مرا و بر من لازم است كه اجابت نمايم دعاهاى شما را، پس بعضى از ايشان را تمام گناهان مىآمرزد و بعضى را بعض مى آمرزد».

و سنّت است كه هفتاد سنگريزه را براى رمى جمرات در اين شب از اين جا بردارد؛ و سنّت است كه غسل بكند و با وضو باشد در حال وقوف و دعاى منقول از ائمه ـ عليهمالسلام ـ را بخواند و حمد و ثناى الهى را به جا بياورد و اين دعا [ را ] نيز بخواند: «أللهم ربّ المشعر الحرام، فك رقبتي من النار، و أوسع على من رزقك الحلال الطيب، وادرأْعني شر فسقة الجن والإنس. أللهم أنت خير مطلوب إليه وخير مدعوّ و خير مسؤول، و لكل وافد جائزة، فاجعل جائزتي في موضعي هذا، أن تقيلني عثرتي و تقبّل معذرتي و أن تتجاوز عن خطيئتي، ثم اجعل التقوى من الدنيا زادي، و تقلبني مفلحا منجحا مستجابا لي بأفضل ما يرجع به أحد من وفدك و زُوّار بيتك الحرام.»

و دعا بسيار كند به جهت خود و پدر و مادر و برادران و اهل و مال و فرزندان؛ و بعضى قائل به وجوب دعا شده اند، و بهتر آن است كه غير از امام، پيش از طلوع آفتاب از آن جا روانه شوند، اما از وادى محسّر تجاوز نكند تا آفتاب طلوع نكند، و چون آفتاب به كوه ثبير افتد، هفت مرتبه اعتراف به گناهان خود كند و هفت مرتبه استغفار كند، و چون روانه شود با ذكر و استغفار و سكينه و وقار برود، چون به وادى محسّر برسد، تند برود مانند شتر اگر پياده باشد، و اگر سواره باشد تند براند راحله خود را، و اگر فراموش كند، هروله را برگردد و تدارك كند؛ و بگويد در وقت هروله: «أللهم سلّم عهدي، واقبل توبتي، و أجب دعوتي، واخلفني بخير فيمن تركت بعدي.» و بگويد: «رب اغفر وارحم، وتجاوز عما تعلم، إنك أنت الأعزّ الأكرم.»

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS