رساله مناسك حجّ

فصل ششم : رساله مناسك حجّ

مرحوم علامه شيخ مرتضى انصارى رحمة اللّه عليه:

بسم اللّه الرَّحمن الرَّحيم الحمد للّه ربّ العالمين والصَّلاة والسَّلام على خير خلقه محمَّد وآله الطّاهرين، ولعنة اللّه على أعدائهم أجمعين إلى يوم الدّين.

و بعد، پس مى گويد أحوج العباد إلى عفو ربّه الباري «مرتضى بن محمّد أمين الأنصاري»: اين مختصرى است در بيان واجبات و اكثر مستحبّات حجّ بيت اللّه الحرام به زبان فارسى [ كه ] به جهت اجابت بعض مؤمنين و اعانت ساير حُجّاج و معتمرين، تحرير شد؛ و غالبا طريق احتياط در او مسلوك شده تا انتفاع از آن، اختصاصى به حيات اين مقصّر نداشته باشد. اميد كه انتفاع مؤمنين به آن، موجب عفو معاصى اين عاصى شده؛ و ما توفيقيباللّه عليه توكّلت وإليه اُنيب.

بدان كه «حَجَّةالاسلام» كه در تمام عمر، يك بار واجب مى شود بر هر مكلَّف كه جامع شرايط مقرّره بوده باشد، بر سه نوع است: «حجّ تمتّع»، و «حجّ قِران»، و «حجّ اِفراد»؛ و چون نوع واجبِ بر اغلب فارسى زبانان كه غرض اصلى از تحرير اين رساله هستند، حجّ تمتّع است، لهذا اكتفا مى شود به بيان همين نوع.

1. و اظهر در حدّ تحقيقى وجوب تمتّع، «چهل و هشت ميل» از نواحى مكّه است، چنانچه مشهور است، نه «دوازده ميل»، چنانچه جمعى اختيار فرمودهاند

تحقيق فيترجيح ثمانية و اربعين ميلاً

و ذلك لتوافق الروايات الكثيرة على الدلالة عليه و عدم الدليل على القول الآخر؛ ففي صحيحى «زرارة»، التصريح بثمانية و أربعين ميلاً، وفي أحدهما أنّه الحدّ؛ و في الصحيح عن «سليمان بن خالد» و «أبي بصير» نفى المتعة عن أهل «مرّ» و «سرف»؛ و عن «المعتبر» أنّها أكثر من إثنى عشر ميلاً، وفي خبر «أبي بصير» نفى المتعة عن «ذات عرق» و «عسفان»، وفاقا لما يمكن استفادته من صحيحى «زرارة»، ويؤيدها صحيحا «حمّاد بن عثمان» و «الحلبي» الدالاّن على التحديد بالمواقيت؛ فلو كان الحكم لإثنى عشر ميلاً، كان فى التحديد بالميقات ما لا يخفى؛ فقد حكى عن «العلاّمة» أنّ أقربها «ذات عرق» وهى على مرحلتين؛ وكذلك نفى المتعة عن «ذات عرق» و «عسفان» مع بُعدهما بكثير عن المفروض موضوعا؛ هذا بخلاف قرب الميقات و الحدّ المشهور المختار؛ فإنّه يصحّح جعل أحدهما معرّفاً للآخر. و أمّا الآية الشريفة فالموضوع [فيها [الحصور.

والدليل على تنزيل من في أربعة فراسخ منزلة الحاضر فى الصلاة، لا يقتضى التنزيل في وجوب نوع الحجّ؛ ولو سلّم، فحيث لادليل على الخلاف، و قد عرفت توافقها على الخلاف؛ مضافا إلى إمكان ارتكاب التقييد فى هذا الدليل للتنزيل بالنسبة إلى دليل تنزيل الصلاة والصوم المقتضى بالمفهوم عدم التنزيل فى الأزيد من الأربع؛ فحيث لا إشكال في مقتضى الدليل، فلا داعى إلى ارتكاب خلاف الأظهر فى الصحيحين لزرارة بالحمل على إرادة مجموع النواحى المقتسط على كلّ ناحية يكون قسطها إثنى عشر ميلاً؛ كما أنّ الأظهر من الصحيحين خروج المواقيت أنفسها عن الحدّ الثابت له الحكم؛ كما صرّح به في صحيح «سليمان بن خالد»، وهو تصريح بخلاف الحمل على التقسيط على الجوانب.

هذا، مع أنّ الاعتبار بمسافة التقصير، يلغى اعتبار الميقات و ما يقاربه، بخلاف العكس؛ فلكّل مورد مغاير، أعنى الحجّ والصلاة والصيام.

وهل الموضوع الميقات والآخر معرّف أو بالعكس؟ يمكن أن لايكون له أثر بعد خروج نفس الميقات بالدليل و أقربه على مرحلتين على ما مرّ؛ و ذلك يقتضى حدّيّة الميقات للحضور و معرفيّة الأميال للميقات؛ فمع المخالفة، يكون الحكم للميقات، وكذا مع الجهل إن اتّفق، والله العالم.

پس بدان كه حجّ تمتّع، مركّب است از دو عبادت، يكى را «عمره تمتّع» مى گويند و ديگرى را «حجّ تمتّع».

پس حجّ تمتّع، اطلاق بر مجموعِ دو عبادت مىشود و بر يك جزء از اين مركّب نيز اطلاق مى شود. و جزء اوّل، يعنى عمره تمتّع، مقدّم است بر جزء ثانى، يعنى حجّ. چنانچه اگر كسى را ممكن نشود كه آن را پيش از حجّ به جا آورد به جهت عذر؛ حجّ او، حجّ اِفراد مى شود، چنانچه خواهد آمد بعد از فراغ از بيان افعال عمره، ان شاء اللّه تعالى.

اعمال حجّ تمتّع

بدان كه قسم اوّل از اقسام ثلاثه ـ كه حجّ تمتّع است ـ صورت آن اجمالاً ـ كه مكلَّف قبل از شروع در آن، بايد اجزاى آن را اجمالاً بداند، چنانچه اجزاى نماز را قبل از شروع بايد بداند ـ آن است كه:

اوّلاً احرام مى بندد از براى عمره تمتّع، به تفصيلى كه خواهد آمد؛بعد از آن كه داخل مكّه شد، طواف عمره مى كند، يعنى هفت بار مى گردد به دور خانه كعبه، كه هر دور را شوط مى گويند؛و بعد از آن، دو ركعت نماز طواف مى كند، در مقام ابراهيم ـ عليه السلام ـو بعد از آن، سعى مى كند، يعنى راه مىرود ميان صفا و مروَه، كه دو مكانند، هفت بار؛ و رفتن از «صفا» به «مروه»، يك بار است و مراجعت از مروه به سوى صفا، بار ديگر محسوب است؛

بعد از آن، تقصير مى كند، يعنى اندكى از ناخن يا موى خود مى گيرد؛ [ و ]چون از اين فارغ مى شود، هر چه بر او به سبب اِحرام، حرام شده بود، از براى او حَلال مى شود. و به اين جهت آن را «عمره تمتّع» مى نامند و حجّ او را «حج تمتّع» مى گويند كه شخص مكلَّف بعد از اداى عمره، مى تواند متمتّع شود، يعنى منتفع و متلذِّذ شود به چيزهايى كه بعد از احرام بر او حرام شده بودند.و چون نزديكِ روز نهم شود، باز ثانيا احرام مىبندد از براى حجّ تمتّع از مكّه به تفصيلى كه خواهد آمد؛ و مىرود به سوى «عرفات» كه نام موضعى است در چهار فرسخى مكّه، و از ظهر روز نهم تا مغرب در آن جا مى ماند، و شب از آن جا كوچ مى كند و به «مشعر الحرام» مىآيد كه در دو فرسخى مكّه است تخمينا، و در آن جا مى ماند از طلوع فجر روز عيد قربان تا طلوع آفتاب؛و از آن جا مى آيد به سوى «مِنى» كه نام موضعى است قريب به مكّه و در آن جا سه عمل به جا مى آورد: اوّل: «رَمْىِ جَمَره»، يعنى انداختن سنگريزه بر جمره عقبه؛ دوّم: ذبح يا نَحرِ هَدْى؛ سوّم، تراشيدن سر يا گرفتن از مو يا ناخن؛

و بعد از آن به مكّه مراجعت مى كند و طواف زيارت مىكند به دستور سابق؛

بعد از آن، نماز طواف مى كند؛

بعد از آن، سعى ميان صفا و مروه مى نمايد به طور گذشته؛

و بعد از آن، طواف نساء مى كند، چه زن باشد و چه مرد باشد و چه طفل؛

و بعد از آن، دو ركعت نماز طواف مى كند؛

و بعد از آن مراجعت مى كند به منى از براى ماندن در آن جا شب يازدهم و شب دوازدهم؛ و در روز يازدهم و دوازدهم نيز رَمْىِ جَمَرات مى كند و بعد از اين اعمال در مِنى، فارغ مى شود از تمام اعمال حَجَّةالاسلام كه در ذمّه او بود.و اگر شخصِ مكلّفِ به حجّ، جاهل به اين افعال باشد در ابتداى احرام لكن قصد كند كه حجّ واجب بر ذمّه او را به جا بياورد، به هر نحوى كه بعد از اشتغال به عمل بر او مشخّص خواهد شد ـ مثل اكثر عوام كه قصد مى كنند اِتيان عمل را بر طبق رسالهاى كه در دست است، يا بر طبق قول يا عمل مجتهدينى كه به همراه او هستند ـ ظاهرا عمل او صحيح باشد، چنانچه از بعضى روايات مستفاد مى شود.

و اما صورت حجّ تمتّع تفصيلاً، پس اوّلِ افعال آن عمره است، چنانچه دانستى؛ و چون واجبات عمره پنج بود، [ و ] واجبات حجّ پانزده بُوَد، پس مجموع بيست واجب در دو باب و دوازده فصل بيان مى شود، ان شاء اللّه.

1 . در صورتى كه در احرامش از نساء و صيد اجتناب كرده باشد، و الاّ بيتوته شب سيزدهم و رمى در روز آن مىنمايد بنا بر وجهى كه خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى.

2 . و اين، استدراكِ.آنچه فرمود سابقا كه مانند نماز است، مى باشد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS