امورى كه بر امام يا مأموم، مكروه يا مستحب است

 

امورى كه بر امام يا مأموم، مكروه يا مستحب است

ائتمام مسافر به حاضر و عكس

مكروه است ائتمام مسافر به مقيم و به عكس؛ و در صورت وقوع، هر كدام به وظيفه خودش عمل نمايد.و اظهر اختصاص كراهت، به رباعيّه است كه فريضه هر كدام، مخالف است در كميّت با فريضه ديگرى؛ پس مانعى از اقتداى در صبح و مغرب و اقتداى مسافر به حاضر در قضاى ظهرين تماماً، و عكس در قضاى ظهرين قصراً، نيست؛ و از اين جهت، دور نيست كراهت با اختلاف دو فرض در دو مسافر يا دو حاضر، به سبب ادا و قضا و غير اينها.

نحوه مفارقت نماز مسافر از حاضر در جماعت

و مفارقت ناقص، به سلام، از كامل اگر چه در دو حاضر يا دو مسافر باشد، جايز است، و انتظار سلام [ گفتن ] با ديگرى محتمل است جواز آن، بلكه فرموده اند افضل است، لكن از شبهه، صافى نيست جواز، فضلاً از افضليّت؛ لكن در صورت عدم طول فصل به اشتغالِ به اَذكار و نحو آن، جوازش ظاهر است؛ و در اين تقدير، لازم نيست اقتصار بر سلام، بلكه جايز است انتظار براى تشهد با امام، اگر چه احوط، اقتصار است.و نشستن امام بعد از نماز خود تا فراغ همه مأمومين از نماز، مستحبّ مؤكّد است.

كراهت امامت

و ظاهر، كراهت امامت است در صورت كراهت ائتمام. و تقديمِ مسبوقِ به ركعتى يا ازيد، مكروه است از امام و غير. و دور نيست كراهت با عدم حضور اقامه با امام؛ و نماز با تقديم، صحيح است، چنانچه خواهد آمد، ان شاءاللّه .مكروه است امامت «ابرص» و «مجذوم» و ائتمام به آنها مگر براى مماثل، و اشدّ است كراهت با ظهور اثر برص و جذام در وجه.

و همچنين امامت محدود ـ بعد از توبه و حكم به عدالت او ـ مكروه است؛ و ائتمام به او مكروه است، و براى مماثل، اظهر عدم كراهت است.و «اغلف» كه مقصّرِ در ترك خِتان باشد، فاسق مى شود بنا بر تحريم ترك، و از اين جهت، اقتداى به او جايز نيست، نه از جهت تنجّس غلفه كه از بواطن است، يا حمل عينِ بول كه در باطن است، و غير مقصّر كه معذور باشد، مكروه است امامت او، و اظهر كراهيّت ائتمام به او است؛ و در اطلاق كراهت براى مماثل، تأمّل است.و مكروه است امامت كسى كه مأمومين، كارِهِ او باشند براى امور دنيا.و مكروه است امامت «اعرابى» براى مهاجرين؛ و مقتضاى اطلاق با حفظ عدالت، اراده ساكنين قُرى و شهرها است؛ لكن مناسبت بين حكم و موضوع اقتضا مى كند، حمل بر كسانى كه تأخّر دينى دارند نسبت به مقدّم بر آنها در تعاليم دينيّه. و دور نيست كراهت در امامت جاهل در دينيّات، براى عالم، نه براى مماثل با حفظ عدالت، چنانكه گذشت.و مكروه است امامت متيمّمِ از اصغر يا اكبر، براى متوضّى، يا مغتسِل.

امامت صاحبان عذر

و امّا امامت صاحبان عذر كه بعضى از واجبات، از آنها فوت مى شود براى عذرى، مثل دست بريده يا پا بريده، كه متمكّن از واجباتِ سجود نيستند و امثال اينها، احوط ترك آن است؛ و همچنين ائتمام؛ و همچنين عذرِ در شرايط، مثل فاقد جبيره با صاحب آن، و مسلوس و مستحاضه با غير مماثل از صحيح و طاهر با مناسبت.

اقتدا با مخالفتِ در اجتهاد يا تقليد

و همچنين احوط، ترك اقتدا است با مخالفت اجتهاديّه يا تقليديّه با امام در موارد اختلاف كه ترتيب اثر داده مى شود در نماز، به طورى كه اگر ديگرى آن را به جا نياورد، نماز او فاقد شرط يا واجد مانع، خواهد بود، اگر چه مأموم، قاطع به فساد نماز امام نبود، بلكه ظانّ بود به ظنّ معتبر در حقّ خودش و تابع يا متبوعش.و همچنين اختلاف در قرائت، بلكه عدم تحمّل، واضح است؛ پس اگر در فروع سابقه، ائتمام جايز باشد در اين جا هم با قرائت مأموم سوره را كه امام از روى عقيده عدم وجوب ترك كرده بخواند و بگوييم جايز و مجزى است، نماز صحيح خواهد بود، لكن احتياطِ متقدّم، در اين جا مقتضىِ ترك ائتمام است. و اگر امام به قصد امر فعلى، قرائت سوره بنمايد، از محلّ بحث و اشكال خارج است.

علم به نجاست لباس امام جماعت

و اگر در جامه يا بدن امام، نجاست غير معفوّ عنها ببيند، احوط ترك اقتدا است، مگر با علم به جهل او به اصل نجاست و عدم ارتفاع جهل تا آخر نماز، يا امكان ازاله و فعليّت آن در اثنا اگر مرتفع شد جهل در اثنا.

فضيلت نماز در مساجد و مشاهده مشرّفه

نماز در «مسجد» افضل است از نماز در غير مسجد با اختلاف مساجد در مقدار افضليّت، و در مساجد ثلاثه يعنى «مسجدين» و «مسجد كوفه» افضل از غير آنها است و در «مسجد سهله» و «مسجد خيف» و «مسجد غدير» و «مسجد بيت المقدس» و «مسجد براثا» و «مسجد قبا» منصوص است كثرت فضيلت و همچنين قبور ائمّه و اهل بيت عصمت ـ عليهم السلام ـ و قبور انبيا و اوصيا، ـ عليهم السلام ـ معلوم است در شرع فضيلت نماز در مشاهد مشرّفه ايشان.

مكان افضل براى نافله

و آيا نافله، در مسجد ايقاع آن افضل است يا در منزل؟ در صورت انطباق عناوين و مرجّحات هر كدام، معلوم است؛ و در غير اين صورت، بعيد نيست نماز نافله در منزل، افضل از تخصيص مسجد به آن باشد، و در مسجد، افضل از تخصيص منزل به آن باشد، و حيازت افضليّت مطلقه، با تشريك مسجد و منزل در نافله است، در صورت عدم مرجّحات شخصيّه براى هر فردى در زمانى و مكانى، و با تخصيص «مكتوبه» به مسجد.و «مشاهد مشرّفه» در جهت مذكوره، در حكم مساجد مى باشند. و غير بيت، ملحق به آن نيست در حيثيّت بيت و مسجد، نه در مثل حيثيّت اسرار و اعلان و جهات خارجيّه كه محل بحث، خارج از آن است.

مكان افضل براى زنها

و نماز مكتوبه در مساجد، براى مردها افضل از غير مساجد است، چنانچه گذشت.و اما زنها، پس در بيوت ايقاع مكتوبه بنمايند، افضل است از ايقاع در مسجد به جهت مسجديّت؛ و اما مساجد خاصّه، پس ممكن است مساوات بعضى از آنها با بيوت و افضليّت بعضى از آنها از بيوت، و حيثيّت ضميمه جماعت، خارج است از حيثيّتى كه عنوان مسأله است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS