نماز آيات

 

فصل نهم  : نماز آيات
1 . واجب است «نماز آيات» براى «كسوف آفتاب» و «خسوف ماه»، تمام آنها يا بعض آنها.

و اظهر دوران حكمِ كسوفِ به غير حايل شدنِ زمين ـ مثل بعض كواكب يا نحو آنها ـ مدارِ مخوّفِ نوعى بودن آيت است با خصوصيّت مختاره در آن در وجوب نماز آيات، و همچنين كسوف بعض كواكب به بعض ديگر غير آفتاب و ماه.و اگر اِخبار كرد منجِّم به كسوف يا مدّت آن، پس قطعِ استصحابِ در هر دو مقام، موقوف به اتّفاق ايشان كه اطمينان از آن حاصل شود، يا بيّنه عادله از ايشان است، و براى خودشان، علم و اطمينانِ حاصلِ از محاسبات، كافى است در عمل.و همچنين واجب است نماز آيات براى مخوِّفات نوعيّه از آيات، چه آسمانى باشند چه زمينى، مثل «زلزله» و «خسف» و «باد تندِ تاريك كننده» و «صاعقه مخوِّفه نوع» و «صيحه مخوِّفه نوع» و آتشهاى ظاهر در آسمان و غير اينها از آيات مخوّفات نوعيّه غير اختياريّه بشر بنا بر اظهر.

راه اثبات موجِب نماز آيات

ثابت مى شود آيتى كه موجب نماز است، به «علم» و به «شهادت عدلين» و به «ظنّ اطمينانى» اگر چه حاصل شود از قول صادقِ از اهل خبره؛ و در عدل واحد، تأمل است.و اگر جماعتى يا شاهدَين اِخبار به كسوف كردند [ و ] علم به صدق آنها در اوّل و به عدالت در دوّم پيدا نشد، بعد معلوم شد مجهول، اظهر لحوق به جهل موضوعى است در تفصيل بين احتراق تمام و بعض، اگر چه احتياط در فعل است.

وقت نماز خسوف و كسوف

وقت نماز خسوف و كسوف، از ابتداى انخساف يا انكساف است، تا منجلى شدن آنها، و احوط ترك نيّت ادا است بعد از شروع در انجلاء تا تمام آن. و با عدم وسعت وقت براى اخفِّ نماز، واجب نيست نماز بنا بر توقيت مشهور؛ و احوط ملاحظه ابتداى انكساف تا انتهاى انجلاء است در اين حدِّ وسعت، لكن در موقّت بودن نماز كسوفين، تأمّل است.و اگر وقت، واسع بود ولكن تأخير انداخت عمداً يا براى عذرى تا آن كه مقدار يك ركعت بيش باقى نماند، به جا مى آورد اداءً در ماقبل شروع در انجلاء، و بدون نيّت ادا در مابقى با مجموع.و همچنين احوط، به جا آوردن بدون نيّت ادا است بعد از شروع در انجلاء اگر چه قبل، جاهل بود و تمام قرص پنهان نشده بود.«زلزله» و «صاعقه» و نحو اينها از مخوّفات نوعيّه، از اسباب هستند نه موقّت، و نماز بعد از اينها، تا آخر عمر، ادا محسوب مى شود، اگر چه فوراً واجب است.

علم به سبب نماز آيات، بعد از تحقّق

اگر كسى عالِم به كسوفين نبود، مگر بعد از گذشتن وقت، كه شروع يا تمام انجلاء است، پس اگر قُرص را دانست كه تماماً كسوف كرده، قضا بر او لازم است، و گرنه لازم نيست؛ و همچنين اگر وقتى دانست كه قابل و وسيع براى اخفّ نماز نيست بنا بر توقيت. و اما در غير كسوفين از آيات، مثل «زلزله» و «صيحه آسمانى»، پس اظهر و احوط، وجوب قضا است، اگر چه عالم در حين حادثه، به وقوع آن نباشد، بلى اظهر اختصاص وجوب در آيات، به مكان هر مصلّى است، نه اعمّ، اگر چه از توابعِ هم و مسمّى به يك اسم باشند. در صورت علم و ترك براى عذر ـ از نسيان و غير ـ يا غير عذر، احوط قضا است در جميع آيات و در كسوفين مطلقا ـ يعنى بدون تفصيل متقدّم در آنها ـ به معنى فعل بعد از علم و اراده امتثال، و مثل آن است كسى كه بداند آن را كه به جا آورده بود، فاسد بوده است.

شك در نماز آيات

«نماز آيات» دو ركعت است، و ركوعات متعدّده، افعالِ متعدّده هر يك ركعت هستند، و شك در آنها، شك در فعل است اگر چه جزءِ ركنى است، نه [ شك ] در ركعت؛ و اطلاق ده ركعت از روى عنايت، صحيح است؛و همچنين تعدّد قنوت، مستلزمِ تعدّدِ ركعت نيست؛ پس با نسيان يكى از ركوعها به نحوى كه قابل تدارك نباشند، نماز باطل مى شود، بدون فرقى بين ركوع خامس و عاشر و غير اينها؛ و همچنين با زيادتى يك ركوع عمداً يا سهواً، نماز باطل مى شود.و همچنين قيام متّصل به ركوع به نحوى كه در يوميّه مذكور است، در هر ركوعى از ركوعهاى دهگانه، رعايت مى شود به نحو متقدّم در يوميّه.و آنچه را كه محلّ تدارك او باقى است، تدارك مى نمايد؛ و با شك و عدم دخول در فعل آخر، تداركِ ركوعِ مشكوك مى نمايد.و در قضاى آنچه قضا مى شود، متّحد است با يوميّه؛ و با شك در يك ركعت يا دو ركعت، باطل مى شود نماز، چون كه دو ركعتى است؛ و از اين قبيل است شك در اين كه اين ركوع، خامس است يا سادس.

كيفيّت نماز آيات

و كيفيّت نماز آيات كه اتّفاق بر صحّت آن است [ اين است كه ] هر يك ركعت را به اين ترتيب به جا مى آورد: بعد از حمد، سوره بخواند و به ركوع برود؛ پس اگر سوره را تمام كرده بوده، حمد را اعاده نمايد و سوره بخواند تماماً يا بعضاً، اگر چه تكرار همان سوره اوّل باشد، و گرنه از موضع قطع، شروع نمايد و هكذا تا پنج ركوع را با حمد و سوره كه اقلّ آن يك حمد و يك مقدار از يك سوره كه تكميل آن با ترتيب خود سوره قبل از ركوع پنجم مى شود، بنمايد.و بايد در هر ركعتى، يك سوره تكميل شود و تكميلِ ازيدِ از يك سوره اگر شروع در آن كرده، موافق احتياط است؛ و همچنين در ركعت دوم؛ و هرگاه سوره را اتمام نكرده، اعاده قرائتِ[ حمد ] لازم نيست، بلكه به قصد جزئيّت و توظيف، جايز نيست.

تبعيض سوره

و فرقى بين قرائت يك آيه كوچك و زيادتر در صورت تبعيض نيست، بلى هر سوره را كه بعضِ آن را بخواند، بايد اتمام نمايد آن را در ماقبل ركوع اخير، بنا بر آنچه گذشت در وجوب سوره كامله بعد از حمد در هر ركعتى.

قِران

و اظهر جريان حكم «قِران» در هر يك [ از ] قيام قبل از ركوع واحد، در اين نماز است، و امّا در مجموعِ پنج ركوع، جايز است پنج سوره و يك سوره و مابين اينها به نحو مذكور؛ بلكه اگر قِران، مخصوص به دو سوره كامله است، در هر قيامى بيش از يك سوره ـ يعنى يك سوره و چيزى از سوره ديگر ـ جايز است.و آنچه از مختصّات اين نماز است، زيادتى ركوع و حمد و سوره و تبعيض سوره و زيادتى قنوت است، چنانچه مذكور شده و خواهد شد، ان شاء اللّه .

جماعت در نماز آيات

و «جماعت» در اين نماز، مستحبّ است و «فرادى» هم جايز است، مثل يوميّه غير جمعه. و فرقى در اصل استحباب [ جماعت ] در كسوفين، بين استيعاب و غير آن، نيست؛ و امام جز قرائت ها را، متحمّل از مأموم نيست، مثل يوميّه.اشكالى نيست در ادراك جماعت، در صورت لحوق مأموم به امام، در ركوع اوّلِ ركعت اوّل، يا ركعت دوّم؛ و بر تقدير ثانى، منفرد مى شود بعد از سلامِ امام و اتمام مى نمايد نماز خود را فرادى، و محتمل است جواز ائتمام در غير اين صورت، لكن موافق احتياط، محافظت بر يكى از اين دو صورت است.

مستحبّات نماز آيات

و مستحبّ است اطاله نماز به قدر كسوفين، يا اشتغال به دعا بعد از نماز تا انجلاء تامّ؛ و اين كه اگر فارغ شد قبل از انجلاء، اعاده نمايد نماز را؛ و اين كه اطاله نمايد ركوع و سجود و قنوت را، به قدر قرائت به قصد قربت؛ و در قرائت، سوره هاى طويله را اختيار نمايد با وسعت وقت براى مذكورات؛ و اين كه تكبير بگويد بعد از رفع رأس از ركوعها، مگر در ركوع خامس و عاشر كه مى گويد: «سَمِعَ اللّه  لِمَنْ حَمِدَه» و اين تكبيرها زايد بر تكبير براى هر ركوعى از ده ركوع است؛ و همچنين رفع يدين در حال تكبيرات، مستحبّ است؛ و اين كه قنوت نمايد قبل از ركوعهاى زوج، مثل دوّم و چهارم و مى تواند اكتفا نمايد به قنوت قبل از خامس و عاشر و بخصوص قنوت قبل از عاشر؛ و مستحبّ است جهر به قرائت حتّى در كسوف آفتاب.

تزاحم وقت نماز فريضه و آيات

اگر وقت هر كدام از فريضه يوميّه و نماز كسوف ـ مثلاً ـ موسّع باشد، مى تواند ابتداى به هر كدام نمايد. و اگر خوفِ فوتِ وقتِ اجزاى فريضه يوميّه دارد، ابتدا به يوميّه نمايد؛ و اگر در اثناى نماز كسوف، خائفِ فوتِ وقت اجزاى يوميّه باشد، قطع مـى نمايد و مشغول يوميّه مى شود و بعد، اتمـام مى نمايد نمـاز كسوف را از آن جا كه قطع كرده بود؛ و در جريـان اين حكم در وقت فضيلت به نحو جواز، نه وجوب، تأمّل است.

اگر وقت يكى مضيّق باشد

اگر وقت يكى از آن دو، مضيّق است، واجب است تقديم مضيّق بر موسّع؛ و احتياط در تركِ قطع است براى ادراك فضيلت يوميّه در تقدير احتمال سببيّت در مقابل توقيت در كسوفين. و احوط ترك شروع در نماز كسوف است در صورت ضيق وقت يوميّه از اتمام نماز كسوف براى اينكـه تا وقت فوت اجزاى يوميّه، قطع نمايد كسوف را و اتمام نمايد يوميّه را و اعـاده نمايد كسوف را از محلّ قطع با وسعت وقت آن چنانچه فرض شده است.

اگر هر دو مضيّق باشند

و اگر هر دو، مضيّق بودند، تقديم مى نمايد يوميّه را، و اگر بعد از اتمام نماز كسوف، ادراك مى نمايد يك ركعت يوميّه را، احتمالِ تخيير دارد، و احوط شروع در يوميّه است؛ و با شروع در كسوف، اتمام آن و شروع در يوميّه بعد از آن احوط است، واللّه  العالم.

اتحاد نماز كسوفين با ديگر نمازهاى آيات در دوران

و آنچه مذكور شد در نماز كسوفين، جارى است در «زلزله» و ساير آيات با يوميّه بالنّسبه به مزاحمت فوريّت واجبه در آنها در صورت تقديم يوميّه و تخيير بين آنها و غير، اگر چه توسعه در نماز كسوف، به معنى امكان جمع بين يوميّه و نماز كسوف، در حال تحقّق كسوف است؛ و در غير آن، به معنى جمع بين يوميّه و مرتبه اى از مراتب فوريّت لازمه در نماز آيات است، يا فوت مرتبه ديگر اگر مؤخّر شد از يوميّه؛ پس در صورت عدم تضيّقِ يوميّه رأساً لازم است رعايت جميع مراتب فوريّت در آيات. و از آن جمله است «نماز كسوف» بعد از «كسوف» در تقدير فوريّتِ قضا، وگرنه تقديم يوميّه در يك ركعت و تخيير در مازاد با نماز آيات به تفصيل مقدّم در صورت شروع و عدم در نماز كسوف، در احتياط در آنها[ است ].و در تزاحمِ احتياطها اگر تقديم كرد رعايت احتياط را در يوميّه و بعداً غير را به قصد امر فعلى به جا آورد، منتهى به برائت ذمّه از هر دو به حسب وضع خواهد بود.

تزاحم نماز آيات با سعى براى وقوف عرفات

و در تزاحم بين نماز كسوف و آيات و بين سعى براى وقوفِ لازم در «عرفات» يا «مشعر»، احوط تقديم وقوف است حتى در غير مسمّى از مقدار واجب از آنها در صورت عدم امكان جمع اگر چه به نماز در حال مشى و ركوب باشد. و اظهر عدم فرق بين غير موقّت يقينى ـ مثل «زلزله» ـ و «كسوفين» است در آنچه ذكر شد در مزاحمت با وقوف واجب.

بعضى ديگر از موارد تزاحم

و اگر تعارضِ بين آيات كه نماز آنها واجب است، يا بين نماز آيات و مثل نافله منذوره است، پس با عدم تضيّقِ غيرِ نماز آيات، فوراً نماز آيات را به جا مى آورد، و با تعدّد، احوط تقديم نماز به سبب سابق است؛ و با تضيّق، تقديم مضيّق مى نمايد، و قطع و بناى ثابت در يوميّه در سابق در صورت اشتغال به غير نافله منذوره جريان آن در نافله منذوره محلّ تأمّل است. و در تزاحم نماز آيات و نماز عيد، اوّلى مقدم است در تقدير استحباب دوّمى، و گرنه، مثل يوميّه است، و خطبه مستحبّ است، چنانچه گذشت.

اشتغال به آيات با تكليف به نماز يوميه و حكم قضا و فروع ديگر

و در صورت وجوب تقديم فريضه براى ضيق وقت يا اهميّت آن، اگر مشغول به مزاحم از نماز آيات شد اظهر صحّت آن نماز است.و اگر مشغول به حاضره يوميّه شد در حال ضيق وقت، و در اثنا منجلى شد «كسوف» يا «خسوف»: پس اگر تفريط در تأخير نماز كسوف نموده است، قضا واجب است در صورت استيعاب و عدم آن.و اگر تفريط نكرده باشد، اظهر عدم وجوب قضا است، چه آن كه معذور بوده در تأخير يوميّه يا نه، عالم به كسوف بوده يا نه؛ بلى اگر عالم به كسوف نبوده و احتراقِ تمامِ قرص نشده، عدم وجوب قضا، بى اشكال است.و در اطلاق حكم با تفريط در تأخير حاضره و حصول احتراق تمام قرص، تأمّل است.و اقرب لحوق ناسى، به غير مفرّط است؛ و همچنين حايض در وقت كسوف، قضا بر او نيست؛ و در لحوق كافر اگر مسلمان شود در وقت ضيق، تأمّل است؛ و اظهر جَبّ اسلام است در فرض عدم تفريط به غير كفر؛ و در ساير مواردِ عذرِ متقدّمه، احتياطاً قضا، ترك نشود لزوماً، و همچنين اگر غير موقّت، مصادف «حيض» باشد، احوط فعل آن است بعد از طُهر از حيض.

رفع مانع در فرض غير موقّتات

و اظهر در غير موقّتات، يعنى اسباب مثل زلزله، وجوب فعل است بعد از ارتفاع مانع، مثل «حيض»، با وجود مقتضى، نه مثل «جنون» و «صغر» در حال تحقّق سبب.

اناطه صحت آيات به ثبوت تكليف

در هر موردى كه تكليف به صلات كسوف نباشد اگر چه مترتّب بر ترك اهمّ باشد، صحيح واقع نمى شود، به خلاف صورت ثبوت تكليف اگر چه مترتّب باشد.

اجتماع چند نماز آيات

اگر آياتى مجتمع باشند، پس اگر همه موقّت باشند ـ احتمالاً يا يقيناً ـ و مثل هم باشند در توقيت و وقت باقى باشد، مخيّر است در تقديم؛ وگرنه خصوصِ موقّتِ يقينى يا احتمالى را اگر چه به نحو احتياط باشد، مقدّم مى دارد.و اگر هيچ كدام موقّت نيست، مخيّر است در تقديم. و در صورت توقيتِ بيش از يكى، رعايت يقين به توقيت و بقاى وقت مى نمايد. و در صورت تساوى، مخيّر است و غير موقّت را قضاى آن را به جا مى آورد اگر چه در ابتدا، تمكّن از جمع نداشته، بلكه فوت شده از يكى از دو موقّت كه تمكّن از اداى بيش از يكى داشته است، احوط قضاى آن است.

تزاحم نماز آيات با نماز شب

در صورت عدم وسعت وقت مگر براى «نماز كسوف» يا «نماز شب»، نماز كسوف مقدّم است و نماز شب، قضا مى شود؛ و اگر مشغول به نافله شد، معصيت كرده و صحيح است، و نماز كسوف قضا مى شود، چنانچه گذشت. و در صورت وسعتِ وقت براى هر دو، تقديم هر كدام، مانع وضعى ندارد هر وقت نماز كسوف خوانده شد و ادا واقع شد، اگر چه مخالفت فوريّت نموده باشد.

اتحاد نماز كسوف با يوميّه در مسأله مشى

نماز كسوف، مثل يوميّه است در اين كه، اختياراً بر دابّه و ماشياً به جا آورده نمى شود و با ضرورت و عذر، مانعى ندارد.

س . كيفيّت نماز آيات و سبب آن را بيان فرماييد.

ج . بدان كه سبب [ نماز ] آيات عبارت از گرفتن آفتاب و ماه است، چه تمام قرص آنها گرفته شود و چه بعض آنها، از آن خوف حاصل بشود يا نه؛ و «زلزله» و «بادهاى سياه و سرخ و زرد» بر نحو غير معتاد و تاريكى شديد و صاعقه و علامات مخوِّفه كه در آسمان ظاهر مى شود يا در زمين، چون فرو رفتن آن. و مـدار در خوف،(1) بر اغلب ناس است ونترسيدن نادرى از ايشان، مناط حكم نيست.

وقت اداى خسوف و كسوف

س . نماز خسوف و كسوف تا چه وقت، ادا مى شود؟

ج . وقت اداى كسوف و خسوف، از اوّل گرفتن قرص تا تمام انجلاء است بنا بر اصحّ و همچنين نماز هر آيتى كه وقت آن وسعت نماز را داشته باشد، پس وقتِ اداى آن

1 . يعنى در جميع مذكورات غير كسوفين و زلزله.نماز، عبارت است از آن وقت.و احوط در كسوف و خسوف آن است كه پيش از شروع در انجلاء، نيّت قربت ادا نمايد و بعد از شروع در انجلاء و قبل از اتمام انجلاء، نيّت قربت مطلقه بكند؛ و اگر مقدار يك ركعت از وقت را درك نمايد، نماز او ادا است، چنانچه در يوميّه گذشت.امّا اگر آيت به نوعى باشد كه وقت آن وسعت نماز را نداشته باشد، مثل «زلزله» كه در اغلب اوقات بر اين وجه است و مثل صيحه و رعد و برق شديد، پس واجب است كه مقارن آن، شروع در نماز كند؛ و اگر عصيان نموده [ و [مقارن آن به جا نياورده، بايد در غير آن وقت به جا آورد و تا آخر عمر ادا است.

كيفيّت نماز آيات

س . نماز آيات چند ركعت است؟

ج . دو ركعت است در هر ركعت پنج ركوع و دو سجود.و تفصيل آن اين است كه تكبيرة الاحرام بگويد [ و [حمد و سوره بخواند و بعد برود به ركوع و ذكر ركوع را بگويد و بعد راست شود و حمد و سوره بخواند و برود به ركوع و ذكر ركوع را بگويد و راست شود و حمد و سوره بخواند و برود به ركوع و راست شود و حمد و سوره بخواند و برود به ركوع و راست شود و حمد و سوره بخواند و برود به ركوع و باز راست شود و برود به سجود و هر دو سجده را به جا آورد(4) و راست شود و شروع به ركعت دوّم كند و هم چنان كه در ركعت اوّل مذكور  . اين احتياط ترك نشود؛ و همچنين در صور تدارك بعد از اين وقت كه در تعليقه ذكر شد، قصد ادا و قضا ننمايد براى رعايت احتمال عدم توقيت.

2 . بنا بر اقوى در صورت وسعت تمام در واقع وگرنه احوط است.

3 . يعنى به فوريّت.

4 . و جايز است تفريق يك سوره بر پنج ركوع؛ و هر وقت ختم كرد سوره را در قيام بعد از ركوع، قرائت حمد، لازم است و قبل از ركوع اخيرِ هر ركعت، سوره را ختم مى نمايد، بنا بر وجوب سوره كامله در هر ركعت.شد ركعت دوم را به جا آورد و بعد تشهد بخواند و سلام بدهد، مثل ساير نمازهاى يوميّه.

س . نماز آيات چند قنوت دارد؟

ج . پنج قنوت، دو قنوت از آن در ركعت اوّل: يكى پيش از ركوع دوّم و يكى پيش از ركوع چهارم. و در ركعت دوّم سه قنوت: يكى پيش از ركوع اوّل و يكى پيش از ركوع سوّم و يكى پيش از ركوع پنجم؛ و اين قنوت ها مستحب است و واجب نيست.و همچنين مستحب است پيش از هر ركوع و بعد از آن، تكبير گفتن و همچنين مستحبّ است «سمع اللّه  لمن حمده» گفتن بعد از ركوعِ پنجم در ركعت اوّل و بعد از ركوع پنجم در ركعت دوّم.

عدم فرق بين نماز آيات با يوميّه در شك و سهو

س . آيا فرقى هست در شكيّات و سهويّات، ميان نماز آيات و يوميّه يا نه؟

ج . فرقى نيست و هر چه در آن جا معتبر است، در اين جا هم معتبر است، مگر در ركوعاتش، مثل اين كه شك مى كند كه آيا چهار ركوع كرده ام يا پنج يا بيشتر [ كه ] بنا را بر اقلّ مى گذارد و نماز او صحيح است، اگر چه شك در عدد ركعات نيست تا استثنا حقيقى باشد از يوميّه.
1 . در غير خامس و عاشر.

2 . در صورت عدم دخول در سجود، و با علم بر مى گردد در صورت عدم اتيان به دو سجده.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS