واجبات طواف

واجبات طواف

 واجبات طواف هفت تاست:
500 واجب اوّل طواف:
طواف بايد از برابر «حجر الاسود» (1) آغاز شود و مى توانند به خاطر اطمينان مقدارى از قبل از آن شروع به حركت نمايند، و نيّت آنها اين باشد كه طواف آنها از ابتداى حجر الاسود، آغاز شود. هر چند كه ـ بنابر اقوى ـ اگر به گونه اى باشد كه عرفا بگويند كه طواف از حجر الاسود شروع شده است، كافى است.
501 يك مسأله: كسى كه اشتباها طواف را از غير حجر الاسود شروع نمايد مثلاً از ركن يمانى شروع كند و بعد از طواف يا بعد از ساير اعمال متوجه شود، در صورتى كه كمبود آن را تا حجر الاسود جبران نمايد طوافش صحيح است.
1 ـ «حجر الاسود» سنگ بسيار مقدسى است كه طبق برخى روايات از بهشت بر زمين فرود آمده و در ابتدا سفيد بوده است و در يكى از گوشه هاى كعبه معظّمه نصب شده و به همين جهت اين گوشه «ركن حجر الاسود» ناميده مى شود.
 

502 واجب دوّم طواف:
هر دورى به حجر الاسود ختم شود و در دور آخر نيز همان طور كه گذشت مقدارى از حجر الاسود بگذرد تا اطمينان پيدا نمايد كه دور را به پايان رسانيده است.

503 واجب سوّم طواف:
كعبه معظّمه بايد در همه احوال طواف، در طرف چپ طواف كننده باشد؛ و ميزان آن صدق عرفى است همچنانكه از عمل حضرت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه سواره طواف مى نمودند، اين مطلب استفاده مى شود.

دو مسأله:
504 شخصى كه كودك را در بغل گرفته و طواف مى دهد، شانه چپ كودك نيز حتى الامكان به طرف كعبه باشد.
505 چنانچه طواف كننده در حال طواف بدون عمد، طرف جلوى او يا پشت سرش يا طرف راست او به طرف كعبه معظّمه شد، آن مقدار از طواف محسوب نمى شود و واجب است همان جزء را اعاده نمايد.

506 واجب چهارم طواف:
«حجر اسماعيل عليه السلام » در حال طواف، بايد داخل محدوده طواف باشد و طواف كننده داخل آن نرود و اگر طواف از داخل آن صورت گيرد، باطل است.
507 1 ـ هرگاه طواف كننده در بين طواف، داخل «حجر اسماعيل عليه السلام » برود، آن دور باطل است و لازم است اعاده شود و تدارك، از موضعى كه داخل حجر رفته كفايت نمى كند، بلكه بهتر است بعد از آن اصل طواف را نيز اعاده كند و همچنين است بالا رفتن بر ديوار حجر بلكه احوط اين است كه در حال طواف دست بر ديوار حجر نگذارد.
508 2 ـ اگر كسى يك دور طواف را از درون حجر اسماعيل عليه السلام انجام داده باشد و بقيه اعمال را بجا آورده باشد، بايد آن دور و نماز طواف را اعاده كند و احتياطا سعى و تقصير راهم اعاده كند.
509 3 ـ اگر در ابتدا نيّت طواف كننده بر طواف اصل بيت بوده و «حجر اسماعيل عليه السلام »داخل نيّت او نبوده، در اين صورت اگر چه در يك دور داخل حجر شده لكن اعاده اصل طواف، موافق احتياط است.

510 واجب پنجم طواف:
محدوده طواف بايد بين مقام ابراهيم عليه السلام و خانه خدا باشد، يعنى از هر طرف اين مسافت در نظر گرفته شود؛ و مسافت آن بيست و شش ذراع و نيم ـ حدود 5/12 متر ـ برآورد شده است كه در محدوده حجر اسماعيل عليه السلام تنها شش ذراع و نيم ـ يعنى حدود سه متر ـ باقى مى ماند.
511 1 ـ اگر در حال طواف شك كند كه از محدوده طواف خارج شده يا نه، بنا بگذارد كه خارج نشده و طواف او صحيح است.
512 2 ـ افرادى كه در اين محدوده نتوانند طواف نمايند، يا طواف براى آنها مشقت داشته باشد، به اندازه توانايى، لازم است مراعات احتياط را بنمايند و حتى الامكان طواف را در اوقات خلوت و توانايى انجام دهند و در صورتى كه اين امر هم ممكن نشد ـ بنابر اقرب ـ جايز است كه از نزديكترين فاصله ممكن به ملاحظه هر طرف طواف نمايند.
513 3 ـ اگر طواف كننده بدون عذر از محدوده طواف خارج شود، اگر پى در پى بودن عرفى از بين برود، طوافش باطل است؛ و چنانچه پى در پى بودن فوت نشود، واجب است كه آن را تمام نمايد.

واجب ششم طواف:
514 طواف بايد در بيرون كعبه معظّمه انجام شود؛ پس برآمدگى اطراف خانه كه دور تا دور خانه كعبه را احاطه كرده كه به آن «شاذروان» مى گويند ـ بنابر احوط ـ از جميع جوانب، جزء كعبه معظّمه محسوب مى شود و طواف كننده نبايد از روى آن طواف نمايد.
515 1 ـ هرگاه طواف كننده از محدوده طواف بيرون برود و داخل خانه كعبه شود، يا بالاى شاذروان برود، اگر پى درپى بودن عرفى طواف به هم نخورده باشد، از همان موضعى كه طواف را قطع نموده بوده، آن را تمام مى كند؛ و اگر پى در پى بودن عرفى قبل از اتمام چهار دور به هم خورده باشد، طواف را دوباره از سر مى گيرد؛ و اگر بعد از اتمام چهار دور به هم خورده باشد، احوط آن است كه همين طواف را تمام نمايد، سپس اعاده كند.
516 2 ـ هر گاه طواف كننده هنگام طواف روى بلندى اطراف خانه كعبه (شاذروان) رفت، آن مقدار از طواف كه روى «شاذروان» بوده باطل است و اعاده آن لازم است؛ و احتياط آن است كه هنگام طواف دست خود را از طرف «شاذروان» به ديوار كعبه يا اركان آن دراز ننمايد.

517 واجب هفتم طواف:

آنكه طواف هفت دور باشد و كمتر از هفت دور كافى نيست و بيشتر از هفت دور عمدا، طواف باطل است؛ و نيز بايد در حالت اختيار به صورت پى در پى انجام شود.

قطع طواف بدون عذر
518 چنانچه كسى بدون عذر، طواف را قطع نمايد، اگر موالات آن بهم خورده باشد، طوافش باطل است و اگر نه واجب است همان را تمام نمايد.

قطع طواف به سبب مريضى
519 اگر كسى به جهت عذر ـ مانند مريضى و امثال آن ـ طواف را قطع نمايد دو حالت دارد:
ـ اگر موالات طواف بهم خورده و قبل از تمام نمودن دور چهارم باشد، طواف باطل است.
ـ و اگر بعد از دور چهارم باشد چنانچه قدرت بر اتمام دارد، اتمام مى نمايد؛ و اگر قدرت ندارد ـ بنابر احوط ـ صبر كند تا وقت طواف تنگ شود (1) كه اگر تا آن زمان قادر نشد او را بر دوش طواف دهند تا طواف را تمام كند؛ و اگر ممكن نباشد مباشرت خودش جهت تمام نمودن طواف، نائب بگيرد.

قطع طواف براى انجام حاجت و عيادت مريض
520 طواف كننده مى تواند جهت عيادت مريض يا انجام حاجت خود يا حاجت برادر دينى از محدوده طواف بيرون برود ولى:
ـ اگر طواف او واجب باشد و پى در پى بودن عرفى بهم خورده و كمتر از چهار دور بجا آورده، طواف را اعاده نمايد.
1 ـ تنگ شدن وقت طواف به آن است كه اگر بخواهد صبر كند، به اعمال حج نمى رسد. ـ اگر چهار دور را بجا آورده، احتياط واجب آن است كه با فوت موالات طواف را تمام نمايد و بعد از آن اعاده نمايد.

نشستن و استراحت در اثناى طواف
521 نشستن جهت استراحت و رفع خستگى در اثناى طواف:
ـ بعد از دور چهارم مطلقا مانعى ندارد.
ـ قبل از دور چهارم، نيز جايز است ولى اگر به اندازه اى باشد كه پى در پى بودن طواف از بين برود، طواف باطل مى شود.

برقرار شدن نماز جماعت در اثناى طواف
522 مواردى كه بين طواف، نماز جماعت بر پا مى شود و طواف قطع مى شود؛ اگر موالات عرفيه به هم نخورده باشد يا بعد از شوط چهارم باشد از هر جا قطع كرده اتمام كند، ولى اگر قبل از اكمال شوط چهارم بوده و موالات به هم خورده آن را اعاده نمايد.

مصادف شدن طواف با نظافت مسجد الحرام
523 زمانى كه مأمورين نظافت دركنار خانه كعبه معظمّه به نظافت مى پردازند و طواف در داخل محدوده، ممكن نيست، طواف كننده، در كنارى قرار مىگيرد تا بعد از تمام شدن كار آنها، از همان جا كه طوافش را قطع كرده آن را ادامه دهد.

حركت و طواف غير اختيارى
524 1 ـ طواف بايد با اختيار و توسط خود طواف كننده صورت گيرد؛ پس اگر او را حركت دهند به نحوى كه سلب اختيار شود كافى نيست؛ ولى اگر در حالى كه جمعيت حركت مى كند، خود او با قصد و اختيار به حركت آنها حركت مى نمايد، مانعى ندارد.
2 ـ اگر شخصى در حال طواف در شوط پنجم يقين كند كه چند متر در شوط اول و چند متر در شوط سوم بدون اختيار حركت كرده است، دو شوط كامل به احتمال اينكه براى اتمام طواف لازم باشد انجام مى دهد و طواف او صحيح است.

تذكر:

نحوه تدارك قسمتى از يك دور طواف
525 در حال طواف اگر كسى قسمتى از طواف را بدون اختيار و اراده با فشار جمعيت انجام داده يا مثلاً سينه يا پشت او به طرف خانه شده اگر بتواند آن مقدار را برمى گردد و از آن جا طواف را ادامه دهد؛ وگرنه بدون نيّت دور مى زند تا به محلّى كه مى بايد تدارك نمايد برسد و از همانجا به طواف ادامه دهد و لازم نيست كه دقيقا بداند از كجا طواف او مشكل پيدا كرده، بلكه همين كه نيت دارد كه از مكانى كه وظيفه اوست طواف ادامه پيدا كند، كافى است.

كم كردن از طواف
1 ـ اگر طواف كننده مقدارى از طواف را كم كند، داراى چند حالت است:
526 الف ـ اگر كسى عمدا از طواف كم كند و موالات از بين برود، طواف باطل است؛ و اگر پى در پى بودن عرفى طواف از بين نرفته باشد، كمبود را جبران نمايد.
527 ب ـ اگر سهوا باشد:
ـ اگر پى در پى بودن عرفى به هم نخورده باشد، كمبود را جبران مى نمايد و طواف صحيح است.
ـ اگر پى در پى بودن عرفى بهم خورده باشد و حداقل چهار دور بجا آورده باشد، هر گاه يادش آمد، جبران مى نمايد؛ و اگر شخصا نتوانست ـ مثلاً به وطن برگشته ـ نائب مى گيرد تا آن را تمام نمايد. و اگر كمتر از نصف بجا آورده، بلكه بنابر احوط اگر كمتر ازچهار دور بجا آورده باشد بايد طواف را از سر بگيرد؛ و احتياط مستحب آن است كه اگر مقدار فراموش شده، يك دور باشد، طواف را تمام نمايد؛ و اگر بيشتر از يك دور باشد، آن را از سر بگيرد و اگر شخصاً نتوانست، نائب مى گيرد. بلكه احتياط آن است كه مطلقا بعد از اتمامِ طواف، آن را اعاده كند.

زيادى سهوى در طواف
528 1 ـ اگر كسى از روى سهو و فراموشى كمتر از يك دور به طواف اضافه نمود و قبل از اتمام آن دور يادش آمد، آن را از همان جا قطع نمايد و طوافش صحيح است.
529 2 ـ اگر زيادى سهوى در طواف، يك دور يا بيشتر باشد، احتياط آن است كه به قصد وظيفه فعلى، چهارده دور را تمام نمايد و دو نماز طواف بعد از آن بجاى آورد و احتياط آن است كه دو ركعت را به عنوان واجب، قبل از سعى بجا آورد و دو ركعت مستحبى را مى تواند بعد از سعى بجاى آورد.

زياد نمودن عمدى در طواف
زياد نمودن در دورهاى طواف از روى عمد، چند صورت دارد:
530 الف ـ اگر زيادى را به قصد جزئيت براى همين طوافى كه مشغول است يا طواف بعدى، بجا نياورده باشد، طوافش صحيح است.
ب ـ و اگر زيادى به قصد جزئيت باشد كه در اين صورت:
531 ـ اگر زيادى را جزء براى همين طواف قرار داده باشد اگر اين قصد را بعد از تمام شدن طواف نموده باشد طواف دوم محكوم به حكم «قران» است، كه حكم آن ذكر مى شود؛
و اگر اين قصد در آغاز طواف اول باشد، طوافش باطل است و بايد اعاده نمايد؛ و اگر در اثنا باشد، از زمان قصد، طوافش باطل است و از همان جا بايد اعاده نمايد.
532 ـ و اگر زيادى را به قصد طواف ديگر انجام داده و طواف را تمام نموده حكم «قران» دارد؛ و اگر طواف دوّم را به پايان نرسانده طواف اول صحيح است و حكم «قِران» را هم ندارد.

شك در دورهاى طواف واجب

شك در دورهاى طواف واجب، داراى چند صورت است:
533 الف ـ اگر بعد از فارغ شدن از طواف شك كند كه طواف هفت دور بوده يا كمتر يا بيشتر، اعتنا به شك خود ننمايد و طواف او صحيح است.
ب ـ اگر قبل از فارغ شدن از طواف شك كند:

534 ـ هر گاه يك طرف شك كمتر از هفت باشد، مثلاً بين پنج و شش يا پنج و هشت دور شك نمايد، در اين صورت حكم به بطلان، خالى از قوت نيست و فى الجمله هم احوط است. واحوط از اين آن است كه مثلاً اگر بين شش دور و هفت دور شك نمايد بنابر شش بگذارد و طواف را تمام نمايد، وسپس طواف را از سر بگيرد.
535 ـ هر گاه يقين داشته باشد كه هفت دور بجا آورده و شك كند كه زيادتر از آن هم بجا آورده يا نه، در اين صورت به شك خودش اعتنا نكند؛ و اگر قبل از تمام شدن دور آخر چنين شكى كند بنابر احتياط طواف او باطل است.
536 تذكر: اگر كسى در دورهاى طواف شك كرد و حكم به بطلان نمود و طواف ديگرى را شروع نمود و در اثناى آن، عدد دورهاى طواف اول يادش آمد، همان طواف اول را اتمام مى كند و آنچه در طواف دوم بجا آورده با حفظ شرائط تتمه طواف اول قرار مى دهد.

شك در طواف مستحب
537 2 ـ شك در عدد دورهاى طواف مستحبى در هيچ صورت موجب بطلان آن نيست، و هرگاه كسى در عدد دورهاى طواف مستحبى شك نمايد، بنا را بر كمتر بگذارد و طواف او صحيح است.

شك در صحيح بودن طواف يا دورهاى آن
538 1 ـ اگر كسى در اثناى طواف به منظور بوسيدن خانه كعبه يا مثل آن از مسير طواف خارج شده و نمى داند كه آيا در بازگشت طواف را از همان نقطه كه قطع نموده شروع نموده يا نه، طوافش صحيح و حمل بر صحت مى شود.
539 2 ـ اگر كسى بعد از طواف شك كند كه آيا طواف را صحيح انجام داده يا نه و شك او ناشى از جهل به مسأله نباشد ـ مثلاً شك كند آيا در حين طواف از محدوده طواف خارج بوده يا نه و امثال آن ـ به شك خود اعتنا نكند.
540 3 ـ اگر در هنگام طواف در صحيح بودن دور قبل يا اجزاى سابق همان دورى كه مشغول است شك كند، به شك خود اعتنا نكند.

شك نائب در نيّت طواف
541 اگر نائب در اثناى طواف شك كند كه آيا اين طواف را به نيّت طواف واجب از منوب عنه شروع نموده يا مثلاً به نيّت طواف مستحبى، بنا مى گذارد كه طواف نيابى است.

افرادى كه قدرت بدنى بر طواف ندارند
542 1 ـ هر گاه شخصى به جهت بيمارى يا شكستگى اعضاى بدن يا پيرى و امثال آن نتواند شخصا طواف نمايد، لازم است به كمك ديگرى طواف نمايد هر چند بر دوش وى سوار شود يا بر چرخ قرار داده شود.
543 2 ـ هر گاه شخصى خودش به هيچ وجه ولو با كمك ديگران نتواند طواف نمايد، واجب است نائب بگيرد كه بجاى او طواف نمايد؛ و همچنين نماز طواف كه شخص بايد خودش بجا آورد و اگر نتوانست نائب بگيرد. 544 3 ـ زنى كه قادر بر طواف نيست و يا بايد با تخت روان در خارج محدوده طواف، طواف نمايد و يا بايد نامحرم او را بر دوش بگيرد، در صورتى كه نتواند با كمك كس ديگر، خودش طواف نمايد، طواف با تخت روان در خارج محدوده كفايت مى كند.

معتبر بودن گمان (مظنّه) در طواف و حكم كثير الشك
545 1 ـ كفايت ظن در عدد دورهاى طواف و اجزاى آن خالى از وجه نيست.
546 2 ـ افرادى كه در طواف كثير الشك هستند به وظيفه اى كه در نماز براى آنها مشخص شده عمل مى نمايند.

طواف مستحبى
547 1 ـ انجام دادن طواف مستحبى قبل از طواف واجب، مانعى ندارد.
548 2 ـ محدوده طواف مستحبى همان محدوده طواف واجب است، ولى در صورت عدم امكان در بيرون آن محدوده نيز مانعى ندارد.
549 3 ـ طواف مستحبى نياز به وضو ندارد هر چند براى نماز آن بايد وضو بگيرد.
550 4 ـ همچنان كه گذشت شك در طواف مستحبى موجب بطلان نيست و بنا را بر اقل مى گذارد.

طواف احتياطى
551 1 ـ بعد از اين كه هفت دور طواف انجام شد، اگر بخواهد هفت دور ديگر احتياطا انجام دهد و بعد از آن نماز بخواند، مانعى ندارد ولى موجب وسواس نشود.
552 2 ـ اگر بعد از طواف و نماز طواف، احتياطا يك طواف ديگر و نماز آن را انجام دهد مانعى ندارد.
553 3 ـ اگر بعد از تمام نمودن طواف و قبل از نماز يك دور ديگر احتياطا به قصد جبران كمبود احتمالى انجام دهد، مانعى ندارد.

طواف ممنوع (قران)
554 1 ـ بعد از تمام شدن طواف واجب، بايد نماز طواف خوانده شود و قبل از خواندن نماز طواف، انجام دادن طواف ديگر، جايز نيست.
555 2 ـ قران در طواف واجب، حرام است ولى اگر از اول طواف واجب يا در اثناى آن نيّت كند كه بلافاصله طواف ديگرى بعد از اين طواف بجا آورد ـ يعنى قِران در طواف ـ اگر از باب تعدّد مقصود باشد، مبطل طواف نيست، اگر چه بر خلاف احتياط است.

احكام خاصّ طواف كودكان
556 1 ـ شخصى كه كودك را در بغل گرفته و طواف مى دهد، بايد شانه چپ كودك را حتى الامكان به طرف كعبه معظّمه قرار دهد.
557 2 ـ طهارت بدن و لباس كودك در حال طواف، لازم است؛ و چنانچه قبل از طواف بدن و لباس او را تطهير كرده اند و در اثناى طواف هم معلوم نشود كه چيزى از او خارج شده، تطهير اول كفايت مى كند و اگر در اثنا حدثى به وجود آيد، احتياط در تجديد طهارت است مگر اين كه موجب عسر و حرج باشد.
558 3 ـ كسى كه كودك را طواف مى دهد، مى تواند در همان حال خودش نيز، طواف نمايد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS