فصل دوم شرايط واجب شدن حجّ تمتّع

فصل دوم شرايط واجب شدن حجّ تمتّع

 15 چنانچه اشاره شد بايد شرايط خاصى فراهم شود تا «حَجّة الاسلام » بر شخصى واجب شود، اين شرايط عبارتند از:

16 :اول و دوم ـ «بلوغ» و «عقل»

17 سوّم ـ اين كه «مستطيع» باشد؛ و معناى مستطيع بودن، توانايى بر تمامى امور ذيل است:

18 1 ـ «توانايى مالى براى سفر به حج يا توانايى بذلى» يعنى هزينه سفر و وسيله نقليّه برايش فراهم باشد.
19 2 ـ «توانايى مالى در اداره زندگى تا بازگشت از حج».
20 3 ـ توانائى اداره زندگى پس از بازگشت از حج (رجوع به كفايت).
21 4 ـ «توانايى جسمى» يعنى قادر بر انجام دادن اعمال حج يا سفر كردن باشد، وگر نه بايد نائب بگيرد.
22 5 ـ «توانايى طريقى» يعنى راه باز و امن باشد.
23 6 ـ «توانايى زمانى» يعنى وقت كافى براى رسيدن به مكه و انجام اعمال حج داشته باشد.
 

چند تذكر:
24 1 ـ رفتن به حج نبايد باعث شود كه انسان كار واجبى را كه اهميّت آن از حج بيشتر است، ترك نمايد؛ يا حرامى را انجام دهد كه ترك آن مهمتر از حج باشد؛ يا ضررى كه عادتا تحمّل آن ممكن نيست بر او وارد شود.
25 2 ـ كسى كه شرايط وجوب حج را دارا نيست، مى تواند حج مستحبى يا نيابى انجام دهد و در صورتى كه بعدا شرايط وجوب را پيدا نمايد، كفايت از حجِ واجب نمى نمايد.
26 3 ـ اگر كسى شرايط وجوب حج برايش فراهم شده بوده ولى نمى دانسته و تصور مى كرده كه وظيفه او حج مستحبى است و آن را به قصد و ظيفه فعلى بجا آورده، حج او كفايت از حجِ واجب مى نمايد.

كوتاهى در انجام حج واجب (مستقر شدن حج)
27 1 ـ كسى كه داراى شرايط وجوب حج باشد، بايد در اولين سال، حج بجا آورد؛ و اگر در انجام آن كوتاهى كند، علاوه بر اين كه معصيت نموده حج بر او «مستقر» مى شود، يعنى حج بر ذمّه و عهده او ثابت مى شود، و بايد آن را به هر نحو ممكن در اولين وقت ممكن، انجام دهد؛ حتى اگر هزينه سفر را از دست داده باشد، بايد با قرض يا مثل آن به حج برود هرچند برايش سخت باشد، مگر اين كه به حدّ غير مقدور برسد؛ و چنانچه وفات كند و حج را بجا نياورده باشد، بايد از طرف او قضا شود.
28 2 ـ كسى كه حج بر ذمّه و عهده او ثابت و مستقر شده، يعنى حج بر او واجب شده ولى در انجام آن كوتاهى كرده باشد، هنگام مرگ واجب است وصيّت كند كه براى او حج بجا آورند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS