ديه

ديه
    قتل بر سه قسم واقع مى شود:
    1 ـ قتل عمدى؛ كه شخصى به قصد كشتن، كسى را به ناحق به قتل مى رساند.
    2 ـ قتل شبه عمد؛ كه شخصى به قصد ديگرى غير از كشتن، مثل ادب كردن يا كتك زدن (با وسيله اى كه غالبا كشنده نيست، مثل عصا) صدمه اى به كسى مى زند كه موجب قتل او مى شود.
    3 ـ قتل خطايى؛ كه شخصى بدون قصد كشتن و بدون اين كه بخواهد به مقتول آسيبى برساند كارى كند كه او كشته شود، مثلاً به حيوانى سنگ پرتاب كند اتفاقا موجب قتل كسى شود.
    « 65 » اگر طفل يا ديوانه، كسى را بكشد، اگرچه عمدى باشد، ملحق به قتل خطايى است. و اگر شخص ديگرى را به تصور اين كه مستحق كشته شدن است، مثل كفر و قصاص، بكشد و بعدا معلوم شود كه استحقاق كشته شدن را نداشته، اين قتل ملحق به شبه عمد است.
    « 66 » اگر كسى عمدا و به ناحق ديگرى را بكشد، ولىّ مقتول مى تواند قاتل را عفو كند يا بكشد، يا به مقدارى كه در مسأله بعد گفته مى شود از او ديه بگيرد، امّا اگر از روى خطا بكشد، ولىّ مقتول حق ندارد او را بكشد، امّا مى تواند ديه بگيرد.
    « 67 » اگر قتل عمدى واقع شود ديه اى كه قاتل بايد بدهد يكى از شش چيز است:
    1 ـ صد شتر كه داخل سال ششم شده باشند، و افضل و احوط اين است كه شترها نر باشند، گرچه بنابر اظهر اين شرط لازم نيست.
     2 ـ دويست گاو.     3 ـ هزار گوسفند.     4 ـ دويست حُلّه، و هر حُلّه دو پارچه ردا و ازار است، و احتياط در اين است كه از بُردهاى يمنى باشد، كه در يمن مى بافند.
    5 ـ هزار مثقال شرعى طلاى سكه دار كه هر مثال آن 18 نخود است و بنابر اظهر نمى تواند طلاى غير سكه دار بدهد.
    6 ـ ده هزار درهم، كه هر ده درهمى در زمان تشريع اين قانون در اسلام به قيمت يك دينار كه 18 نخود طلاى سكّه دار است بوده. و اختيار تعيين هر كدام از اين شش چيز به دست قاتل است.
    « 68 » ديه قتل شبه عمد و قتل خطا هر يك صد شتر است ولى سن شترها در هركدام مختلف است كه توضيح آن در كتاب هاى مفصل داده شده است.
    « 69 » ديه چند چيز مثل ديه قتل است كه مقدار آن در مسأله 2269 گفته شد:
    1 ـ اگر دو چشم كسى را كور كند، يا چهار پلك چشم او را از بين ببرد؛ و اگر يك چشم او را كور كند، بايد نصف ديه قتل را بدهد.
    2 ـ اگر دو گوش كسى را ببُرد، يا كارى كند كه هر دو گوش او كر شود؛ و اگر يك گوش او را ببرد يا كر كند، بايد نصف ديه قتل را بدهد؛ و اگر نرمه گوش او را ببرد بايد ثلث ديه قتل را بدهد.
    3 ـ اگر تمام بينى يا نرمه بينى كسى را ببُرد.
    4 ـ زبان كسى را از بيخ ببُرد، در صورتى كه شخص لال نباشد.
    5 ـ تمام دندان هاى كسى را از بين ببرد و ديه هر كدام از دوازده دندان جلو دهان كه شش عدد بالا و شش عدد پايين مى باشد، پنجاه مثقال شرعى طلا است و هر مثقال شرعى 18 نخود است، و اگر يكى از شانزده دندان عقب را كه هشت عدد آنها بالا و هشت عدد پايين است از بين ببرد، بايد 25 مثقال شرعى طلا بدهد.
    6 ـ اگر هر دو دست كسى را از مچ جدا كند، و اما اگر يك دست را از مچ جدا كند، بايد نصف ديه قتل را بدهد.
    7 ـ اگر ده انگشت كسى را ببرد. و ديه هر انگشت، ده يك ( 101 ) ديه قتل است.
    8 ـ اگر پشت كسى را طورى بشكند كه ديگر درست نشود و يا خميده بماند.
    9 ـ اگر هر دو پستان زنى را ببرد، و اما اگر يكى از آنها را ببرد، بايد نصف ديه قتل را بدهد.
    10 ـ اگر هر دو پاى كسى را تا مفصل يا بالاتر، يا همه ده انگشت پا را قطع كند؛ و ديه هر انگشت، ده يك ( 101 ) ديه قتل است.
    11 ـ اگر بيضه هاى مردى را از بين ببرد و يا آلت مردىِ كسى را از ختنه گاه يا بيشتر قطع كند، و براى حكم ديه زن ها در اين مورد بايد به كتاب هاى مفصّل مراجعه شود.
    12 ـ اگر طورى به كسى آسيب برساند كه عقل او از بين برود.
    13 ـ اگر به كسى صدمه اى بزند كه ديگر بوها را احساس نكند.
    14 ـ اگر تمام موى سر و يا موى ريش كسى را از بين ببرد، به طورى كه ديگر نرويَد، و اگر موى ريش بعدا برويَد، بنابر اظهر و احوط، يك سوم ديه بايد داده شود، و اگر موى سر برويَد بايد تفاوت قيمت كسى كه بنده است و چنين نقصى پيدا كرده داده شود.
    15 ـ شكسته يا كوبيده شدن تمام گردن، به طورى كه نتواند آن را به طرف ديگر برگرداند.
    16 ـ كندن و يا قطع كردن تمام دو استخوان فك به طورى كه همراه دندان ها نباشد (مانند كودك يا پير كه دندان ندارند) وگرنه براى از بين رفتن دندان ها ديه جداگانه لازم است.
    17 ـ از بين بردن يا قطع نخاع، اگرچه صاحبش بعدا زندگى كند.
    18 ـ افضا كردن زن به طورى كه ديگر سالم نشود، البته اگر شوهر او بعد از تمام شدن نُه سال زن به وسيله نزديكى كردن موجب اين كار بشود ديه بر او لازم نيست.
    19 ـ اگر دو قسمت برجسته پشت (اليتين) كسى را از بين ببرند.
    20 ـ اگر هر دو لب كسى را ببُرند.
    21 ـ اگر كارى كنند كه شخص ديد چشمش از بين برود و يا صدايش بيرون نيايد و صوت او از بين برود و يا مبتلا به بيمارى ريزش بول شده و نتواند جلو ادرار خود را بگيرد كه در هر يك از اين موارد ديه كامل است. و بعضى موارد ديگر نيز موجب ديه كامل مى شود كه به كتاب هاى مفصل مراجعه شود.

    « 70 » اگر انسان كسى را عمدا و به ناحق بكشد، در صورت عفو و يا گرفتن ديه علاوه بر توبه، به عنوان كفاره بايد دو ماه روزه بگيرد و شصت فقير را سير كند و يك بنده آزاد نمايد، ولى اگر اشتباها بكشد، بايد ديه او را بدهند (يعنى ديه بر عاقله است) و يك بنده آزاد كند و اگر نتواند بنده آزاد كند دو ماه روزه بگيرد و اگر اين را هم نتواند، شصت فقير را سير كند.
    « 71 » كسى كه سوار حيوان است، اگر كارى كند كه آن حيوان مضطرب شده به كسى آسيب برساند، ضامن است، و نيز اگر ديگرى كارى كند كه حيوان به سوار خود يا به كس ديگر صدمه بزند، ضامن مى باشد.
    « 72 » اگر انسان كارى كند كه زن حامله سقط كند، چنانچه چيزى كه سقط شده نطفه باشد، ديه اش بيست مثقال شرعى طلا است، كه هر مثقال آن هجده نخود مى باشد، و اگر عَلقَه، يعنى خون بسته باشد، چهل مثقال، و اگر مُضغه، يعنى پاره گوشت باشد، شصت مثقال، و اگر داراى استخوان شده باشد، هشتاد مثقال، و اگر گوشت آورده ولى هنوز روح در او دميده نشده، صد مثقال است، اگرچه افضل و احوط در اين صورت ديه كامل است، و اگر روح در او دميده شده، چنانچه پسر باشد، ديه او هزار مثقال و اگر دختر باشد، ديه او پانصد مثقال شرعى است.
    « 73 » اگر زن حامله كارى كند كه بچه اش سقط شود، بايد ديه آن را به تفصيلى كه در مسأله قبل گفته شد، به وارث بچّه بدهد و به خود زن چيزى از آن نمى رسد.
    « 74 » اگر كسى زن حامله را بكشد، بايد ديه زن و بچه، هر دو را بدهد.
    « 75 » اگر پوست سر يا صورت مردى را پاره كند و خون خارج نشود بايد يك شتر به او بدهد. و اگر به گوشت برسد و قدرى از آن را هم ببرد، بايد بنابر اظهر دو شتر بدهد، و اگر خيلى از گوشت را پاره كند، بايد سه شتر بدهد. و اگر به پرده نازك استخوان برسد، چهار شتر، و اگر استخوان نمايان شود، پنج شتر، و اگر استخوان بشكند، ده شتر، و اگر بعضى از ريزه هاى استخوان از جاى خود بيرون آيد، پانزده شتر، و اگر به پرده مغز برسد بايد يك سوم ديه كامل را بدهد.
    « 76 » اگر به صورت كسى سيلى يا چيز ديگر بزند به طورى كه صورت او سرخ شود، بايد يك مثقال و نيم شرعى طلا، كه هر مثقال آن هجده نخود است بدهد، و اگر كبود شود، سه مثقال، و اگر سياه شود، بنابر اظهر بايد شش مثقال شرعى طلا بدهد، ولى اگر جاى ديگر بدن كسى را بوسيله زدن، سرخ يا كبود يا سياه كند، بايد نصف آنچه را كه گفته شد بدهد.

    « 77 » اگر به حيوان حلال گوشت كسى زخم بزند، يا چيزى از بدن آن را ببُرد، بايد تفاوت قيمت سالم و معيوب آن را به صاحبش بدهد.
    « 78 » اگر انسان سگ شكارى كسى را بكشد، بنابر احوط بايد بر چهل درهم توافق نمايند، و اگر سگى كه خانه را حفاظت مى كند، يا سگ گله كسى را تلف نمايد، بنابر احتياط بايد بيست درهم و يا يك گوسفند بدهد، و اگر سگى كه باغ را حفاظت مى كند بكشد، بايد بيست درهم و يا قيمت فعلى آن را بدهد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS