ارث

ارث
    « 1 » كسانى كه به واسطه خويشى ارث مى برند سه دسته يا طبقه هستند:
    طبقه اول: پدر و مادر و اولاد ميّت است و با نبودن اولاد، اولاد اولاد، هرچه پايين آيند، كه هر كدام آنان كه به ميّت نزديكتر است ارث مى برد بدين معنى كه مثلاً اگر نوه ميّت هست نتيجه او ارث نمى برد. و تا يك نفر از اين طبقه هست طبقه دوم ارث نمى برند، مگر اين كه كسى كه از طبقه اول وجود دارد، شرعا از ارث ممنوع شود، كه در اين صورت نوبت به طبقه دوم مى رسد.
    طبقه دوم: جدّ، يعنى پدر بزرگ و پدر او، هرچه بالا رود، و جدّه، يعنى مادربزرگ و مادر او، هر چه بالا رود، پدرى باشد يا مادرى؛ و خواهر و برادر، و با نبودن برادر و خواهر، اولاد ايشان، هركدام آنان كه به ميت نزديكتر است ارث مى برد كه معناى آن در طبقه اول گفته شد. و تا يك نفر از اين طبقه هست طبقه سوم ارث نمى برند.
    طبقه سوم: عمو، عمه، دايى، خاله، هرچه بالا روند، و اولاد آنان هرچه پايين آيند، و تا يك نفر از عموها، عمه ها، دايى ها و خاله هاى ميت زنده اند، اولاد آنان ارث نمى برند، ولى اگر ميت عموى پدرى و پسر عموى پدر و مادرى داشته باشد، و غير از اينها وارثى نداشته باشد، ارث به پسر عموى پدر و مادرى مى رسد و عموى پدرى ارث نمى برد. اگر ميت وارثى از قبيل پسر يا دختر عمو، يا پسر يا دختر عمه، يا پسر يا دختر دايى، يا پسر يا دختر خاله كه از طرف پدر و مادر هستند و از طرف ديگر عمو يا عمه يا دايى يا خاله از طرف پدر يا فقط مادر دارد، احتياط در اين است كه دو طبقه با هم صلح نمايند.
    « 2 » اگر عمو، عمه، دايى و خاله خود ميت و اولاد آنان و اولاد اولاد آنان نباشند، عمو، عمه، دايى و خاله پدر و مادر ميت ارث مى برند، و اگر اينها نباشند اولادشان ارث مى برند، و اگر آنها هم نباشند عمو، عمه، دايى و خاله جد و جده ميت، و اگر اينها هم نباشند، اولادشان ارث مى برند.

    « 3 » زن و شوهر به تفصيلى كه گفته خواهد شد از يكديگر ارث مى برند.

ارث طبقه اول
    « 4 » اگر وارث ميت فقط يك نفر از طبقه اول باشد، مثلاً پدر يا مادر يا يك پسر يا يك دختر باشد، همه مال ميت به او مى رسد؛ و اگر چند پسر يا چند دختر باشند، همه مال به طور مساوى بين آنان تقسيم مى شود؛ و اگر يك پسر و يك دختر باشد، مال را سه قسمت مى كنند، دو قسمت را پسر و يك قسمت را دختر مى برد؛ و اگر چند پسر و چند دختر باشند، مال را طورى تقسيم مى كنند كه هر پسرى دو برابر دختر ببرد.
    « 5 » اگر وارث ميت فقط پدر و مادر او باشند، مال سه قسمت مى شود، دو قسمت آن را پدر و يك قسمت را مادر مى برد، ولى اگر ميت دو برادر، يا چهار خواهر، يا يك برادر و دو خواهر داشته باشد كه همه آنان پدرى باشند، يعنى پدر آنان با پدر ميت يكى باشد، خواه مادرشان هم با مادر ميت يكى باشد يا نه اگرچه تا پدر و مادر ميت هستند اين افراد ارث نمى برند، ولى وجود آنها موجب مى شود كه مادر شش يك ( 61 ) مال را ببرد و بقيه به پدر برسد، به شرط آن كه برادران يا خواهران كافر نباشند و در حالى كه مادرشان آزاد و مسلمان است آنها بنده نباشند، و هنگام مردن ميت، از مادر متولد شده باشند.
    « 6 » اگر وارث ميت فقط پدر و مادر و يك دختر باشد، چنانچه ميت دو برادر يا چهار خواهر يا يك برادر و دو خواهر پدرى نداشته باشد، مال را پنج قسمت مى كنند، پدر و مادر، هر كدام يك قسمت و دختر سه قسمت آن را مى برد و اگر دو برادر يا چهار خواهر يا يك برادر و دو خواهر پدرى داشته باشد، مال را شش قسمت مى كنند، پدر و مادر، هركدام يك قسمت و دختر سه قسمت مى برد و يك قسمت باقيمانده را چهار قسمت مى كنند يك قسمت را به پدر و سه قسمت را به دختر مى دهند، مثلاً اگر مال ميت را 24 قسمت كنند 15 قسمت آن را به دختر و 5 قسمت آن به پدر و 4 قسمت آن را به مادر مى دهند، ولى در آن تأمل است.

    « 7 » اگر وارث ميت فقط پدر، مادر و يك پسر باشد، مال را شش قسمت مى كنند، پدر و مادر هر كدام يك قسمت و پسر چهار قسمت آن را مى برد و اگر چند پسر يا چند دختر باشند، آن چهار قسمت را بطور مساوى بين خودشان قسمت مى كنند و اگر پسر و دختر باشند، آن چهار قسمت را طورى تقسيم مى كنند كه هر پسرى دو برابر دختر ببرد.
    « 8 » اگر وارث ميت فقط پدر و يك پسر يا مادر و يك پسر باشند مال را شش قسمت مى كنند، يك قسمت آن را پدر يا مادر و پنج قسمت را پسر مى برد.
    « 9 » اگر وراث ميت فقط پدر يا مادر، با پسر و دختر باشد، مال را به شش قسمت مساوى تقسيم مى كنند، يك قسمت آن را، پدر يا مادر مى برد و بقيه را طورى قسمت مى كنند كه هر پسرى دو برابر دختر ببرد.
    « 10 » اگر وارث ميت فقط پدر و يك دختر، يا مادر و يك دختر باشد، مال را چهار قسمت مى كند، يك قسمت آن را پدر يا مادر و بقيه را دختر مى برد.
    « 11 » اگر وارث ميت فقط پدر و چند دختر، يا مادر و چند دختر باشند، مال را پنج قسمت مى كنند، يك قسمت را پدر يا مادر مى برد و چهار قسمت را دخترها به طور مساوى بين خودشان تقسيم مى كنند.
    « 12 » اگر ميت اولاد نداشته باشد، نوه پسرى او، اگرچه دختر باشد، سهم پسر ميت را مى برد و نوه دخترى او، اگرچه پسر باشد، سهم دختر ميت را مى برد؛ مثلاً اگر ميت يك پسر از دختر خود و يك دختر از پسرش داشته باشد، مال را سه قسمت مى كنند، يك قسمت را به پسر دختر و دو قسمت را به دختر پسر مى دهند.

 

ارث طبقه دوم
    « 13 » طبقه دوم از كسانى كه به واسطه خويشى ارث مى برند، جدّ و جدّه، يعنى پدربزرگ و مادربزرگ، و همچنين برادر و خواهر ميت است، و اگر برادر و خواهر نداشته باشد، اولادشان ارث مى برند.
    « 14 » اگر وارث ميت فقط يك برادر يا يك خواهر باشد، همه مال به او مى رسد، و اگر چند برادر پدر و مادرى، يا چند خواهر پدر و مادرى باشد، مال به طور مساوى بين آنان تقسيم مى شود، و اگر برادر و خواهر پدر و مادرى با هم باشند، هر برادرى دو برابر خواهر مى برد، مثلاً اگر دو برادر و يك خواهر پدر و مادرى دارد، مال را پنج قسمت مى كنند، هر يك از برادرها دو قسمت و خواهر يك قسمت آن را مى برد.
    « 15 » اگر ميت برادر و خواهر پدر و مادرى دارد، برادر و خواهر پدرى كه از مادر با ميت جداست ارث نمى برند، و اگر برادر و خواهر پدر و مادرى ندارد، چنانچه فقط يك خواهر يا يك برادر پدرى داشته باشد همه مال به او مى رسد، و اگر چند برادر يا چند خواهر پدرى داشته باشد، مال به طور مساوى بين آنان تقسيم مى شود؛ و اگر هم برادر و هم خواهر پدرى داشته باشد، هر برادرى دو برابر خواهر مى برد.
    « 16 » اگر وارث ميت فقط يك خواهر يا يك برادر مادرى باشد كه از پدر با ميت جداست، همه مال به او مى رسد؛ و اگر چند برادر مادرى يا چند خواهر مادرى يا چند برادر و خواهر مادرى باشند؛ مال به طور مساوى بين آنان تقسيم مى شود.
    « 17 » اگر ميت برادر و خواهر پدرى و مادرى، و برادر و خواهر پدرى، و يك برادر يا يك خواهر مادرى داشته باشد، برادر و خواهر پدرى ارث نمى برند و مال را شش قسمت مى كنند، يك قسمت آن را به برادر يا خواهر مادرى و بقيه را به برادر و خواهر پدر و مادرى مى دهند و هر برادرى دو برابر خواهر مى برد.
    « 18 » اگر ميت برادر و خواهر پدر و مادرى، و برادر و خواهر پدرى، و برادر و خواهر مادرى داشته باشد، برادر و خواهر پدرى ارث نمى برد و مال را سه قسمت مى كنند، يك قسمت آن را برادر و خواهر مادرى به طور مساوى بين خودشان تقسيم مى كنند و بقيه را به برادر و خواهر پدر و مادرى مى دهند و هر برادرى دو برابر خواهر مى برد.
    « 19 » اگر وارث ميت فقط برادر و خواهر پدرى و يك برادر مادرى يا يك خواهر مادرى باشد، مال را شش قسمت مى كنند، يك قسمت آن را برادر يا خواهر مادرى مى برد و بقيه را به برادر و خواهر پدرى مى دهند و هر برادرى دو برابر خواهر مى برد.
    « 20 » اگر وارث ميت فقط برادر و خواهر پدرى و چند برادر و خواهر مادرى باشد، مال را سه قسمت مى كنند، يك قسمت آن را برادر و خواهر مادرى به طور مساوى بين خودشان قسمت مى كنند و بقيه را به برادر و خواهر پدرى مى دهند و هر برادرى دو برابر خواهر مى برد.
    « 21 » اگر وارث ميت فقط برادر و خواهر و زن او باشد، زن ارث خود را به تفصيلى كه بعدا گفته مى شود مى برد و خواهر و برادر به طورى كه در مسائل گذشته گفته شد ارث خود را مى برند، و نيز اگر زنى بميرد و وارث او فقط خواهر و برادر و شوهر او باشد، شوهر نصف مال را مى برد و خواهر و برادر به طورى كه در مسائل قبل گفته شد ارث خود را مى برند، ولى ارث بردن زن يا شوهر موجب نمى شود كه از سهم برادر و خواهر مادرى چيزى كم شود اما از سهم برادر و خواهر پدر و مادرى يا پدرى كم مى شود مثلاً اگر وارث ميت شوهر و برادر و خواهر مادرى و برادر و خواهر پدر و مادرى او باشد، نصف مال به شوهر مى رسد و يك قسمت از سه قسمت اصل مال را به برادر و خواهر مادرى مى دهند و آنچه مى ماند مال برادر و خواهر پدر و مادرى است، پس اگر همه مال او شش تومان باشد، سه تومان به شوهر و دو تومان به برادر و خواهر مادرى و يك تومان به برادر و خواهر پدر و مادرى مى دهند.
    « 22 » اگر ميت خواهر و برادر نداشته باشد، سهم ارث آنان را به اولادشان مى دهند و سهم برادرزاده و خواهرزاده مادرى به طور مساوى بين آنان تقسيم مى شود و از سهمى كه به برادرزاده و خواهرزاده پدرى يا پدر و مادرى مى رسد هر پسرى دو برابر دختر مى برد.

    « 23 » اگر وارث ميت فقط يك جد يا يك جده است، چه پدرى باشد يا مادرى، همه مال به او مى رسد، و با بودن جدّ ميّت، پدر جدّ او ارث نمى برد.
    « 24 » اگر وارث ميت فقط جد و جده پدرى باشد، مال سه قسمت مى شود، دو قسمت را جد و يك قسمت را جدّه مى برد، و اگر جد و جده مادرى باشد، مال را به طور مساوى بين خودشان تقسيم مى كنند.
    « 25 » اگر وارث ميت فقط يك جد يا جده پدرى و يك جد يا جده مادرى باشد بنابر اظهر مال سه قسمت مى شود، دو قسمت را جد يا جده پدرى و يك قسمت را جد يا جده مادرى مى برد.
    « 26 » اگر وارث ميت جد و جده پدرى و جد و جده مادرى باشد مال سه قسمت مى شود، يك قسمت آن را جد و جده مادرى به طور مساوى بين خودشان تقسيم مى كنند و دو قسمت آن را به جد و جده پدرى مى دهند، و جد دو برابر جده مى برد.
    « 27 » اگر وارث ميت فقط زن و جد و جده پدرى و جد و جده مادرى او باشد، زن ارث خود را به تفصيلى كه بعدا گفته مى شود مى برد، و يك قسمت از سه قسمت اصل مال را به جد و جده مادرى مى دهند كه به طورى مساوى بين خودشان تقسيم مى كنند، و بقيه را به جد و جده پدرى مى دهند و جد دو برابر جده مى برد؛ و اگر وارث ميت شوهر و جد و جده باشد، شوهر نصف مال را مى برد و جد و جده به دستورى كه در مسائل گذشته گفته شد ارث خود را مى برند.

 

ارث طبقه سوم
    « 28 » طبقه سوم عمو، عمه، دايى، خاله و اولاد آنان است به تفصيلى كه گفته شد، كه اگر از طبقه اول و دوم كسى نباشد، اينها ارث مى برند.
    « 29 » اگر وارث ميت فقط يك عمو يا يك عمه است، چه پدر و مادرى باشد يعنى با پدر ميت از يك پدر و مادر باشد، يا پدرى باشد يا مادرى، همه مال به او مى رسد، و اگر چند عمو يا چند عمه باشند و همه پدر و مادرى، يا همه پدرى، يا همه مادرى باشند، مال به طور مساوى بين آنان تقسيم مى شود، و اگر عمو و عمه هر دو باشند و همه پدر و مادرى، يا همه پدرى باشند، عمو دو برابر عمه مى برد، مثلاً اگر وارث ميت دو عمو و يك عمه باشد، مال را پنج قسمت مى كنند، يك قسمت را به عمه مى دهند و چهار قسمت را عموها به طور مساوى بين خودشان تقسيم مى كنند.
    « 30 » اگر وارث ميت فقط چند عموى مادرى يا چند عمه مادرى باشند مال به طور مساوى بين آنان تقسيم مى شود، و همچنين است اگر فقط چند عمو و عمه مادرى داشته باشد ولى در صورت اخير، بنابر احتياط بايد با هم صلح كنند.
    « 31 » اگر وارث ميت عمو و عمه باشد بعضى پدرى و بعضى مادرى و بعضى پدر و مادرى باشند، عمو و عمه پدرى ارث نمى برند، پس اگر ميت يك عمو يا يك عمه مادرى دارد، مال را شش قسمت مى كنند، يك قسمت را به عمو يا عمه مادرى و بقيه را به عمو و عمه پدر و مادرى مى دهند، و عموى پدر و مادرى دو برابر عمه پدر و مادرى مى برد، و اگر هم عمو و هم عمه مادرى دارد، مال را سه قسمت مى كنند دو قسمت را به عمو و عمه پدر و مادرى مى دهند، و عمو دو برابر عمه مى برد، و يك قسمت را به عمو و عمه مادرى مى دهند، كه به طور مساوى با هم تقسيم نمايند.
    « 32 » اگر وارث ميت فقط يك دايى يا يك خاله باشد، همه مال به او مى رسد و اگر هم دايى و هم خاله باشد و همه پدر و مادرى، يا پدرى، يا مادرى باشند، مال به طور مساوى بين آنان قسمت مى شود، و احتياط در افرادى كه فقط از طرف مادر ارث مى برند اين است كه در تقسيم بين خود صلح نمايند.

    « 33 » اگر وارث ميت فقط يك دايى، يا يك خاله مادرى و دايى و خاله پدر و مادرى و دايى و خاله پدرى باشد، دايى و خاله پدرى ارث نمى برند، و مال را شش قسمت مى كنند، يك قسمت را به دايى يا خاله مادرى و بقيه را به دايى و خاله پدر و مادرى مى دهند كه به طور مساوى بين خودشان تقسيم كنند.
    « 34 » اگر وارث ميت فقط دايى و خاله پدرى و دايى و خاله مادرى و دايى و خاله پدر و مادرى باشد، دايى و خاله پدرى ارث نمى برد و بايد مال را سه قسمت كنند، يك قسمت آن را دايى و خاله مادرى به طور مساوى بين خودشان قسمت نمايند و احتياط در مصالحه است، و بقيه را به دايى و خاله پدر و مادرى بدهند كه به طور مساوى بين خودشان تقسيم كنند.
    « 35 » اگر وارث يك دايى يا يك خاله و يك عمو يا يك عمه باشد مال را سه قسمت مى كنند، يك قسمت را دايى يا خاله و بقيه را عمو يا عمه مى برد.
    « 36 » اگر وارث ميت يك دايى يا يك خاله و عمو و عمه باشد چنانچه عمو و عمه پدر و مادرى يا پدرى باشند، مال را سه قسمت مى كنند، يك قسمت را دايى يا خاله مى برد و از بقيه، دو قسمت به عمو و يك قسمت به عمه مى دهند، بنابراين اگر مال را نُه قسمت كنند سه قسمت را به دايى يا خاله و چهار قسمت را به عمو و دو قسمت را به عمه مى دهند.
    « 37 » اگر وارث ميت يك دايى يا يك خاله و يك عمو يا يك عمه مادرى و عمو و عمه پدر و مادرى يا پدرى باشد، مال را سه قسمت مى كنند، يك قسمت آن را به دايى يا خاله مى دهند و دو قسمت باقيمانده را شش قسمت مى كنند، يك قسمت را به عمو يا عمه مادرى و بقيه را به عمو و عمه پدر و مادرى يا پدرى مى دهند و عمو دو برابر عمه مى برد، بنابراين اگر مال را نُه قسمت كنند، سه قسمت را به دايى يا خاله و يك قسمت را به عمو يا عمه مادرى و پنج قسمت ديگر را به عمو و عمه پدر و مادرى يا پدرى مى دهند.
    « 38 » اگر وارث ميت يك دايى يا يك خاله و عمو و عمه مادرى و عمو و عمه پدر و مادرى يا پدرى باشد، مال را سه قسمت مى كنند يك قسمت را دايى يا خاله مى برد و دو قسمت باقيمانده را سه سهم مى كنند، يك سهم آن را به عمو و عمه مادرى مى دهند كه بين خود تقسيم مى نمايند، و احتياط در مصالحه بين خودشان است، و دو سهم ديگر را بين عمو و عمه پدر و مادرى يا پدرى تقسيم مى نمايند و عمو دو برابر عمه مى برد، بنابراين مال را نُه قسمت كنند، سه قسمت آن، سهم خاله يا دايى و دو قسمت سهم عمو و عمه مادرى و چهار قسمت سهم عمو و عمه پدر و مادرى يا پدرى مى باشد.

    « 39 » اگر وارث ميت چند دايى و چند خاله باشند كه همه پدر و مادرى يا پدرى يا مادرى باشند و عمو و عمه هم داشته باشد، مال سه سهم مى شود، دو سهم آن را به دستوى كه در مسأله قبل گفته شد، عمو و عمه بين خودشان قسمت مى كنند و يك سهم آن را دايى ها و خاله ها به طور مساوى بين خودشان تقسيم مى نمايند.
    « 40 » اگر وارث ميت دايى يا خاله مادرى و چند دايى و خاله پدر و مادرى يا پدرى و عمو و عمه باشد، مال سه سهم مى شود، دو سهم آن را به دستورى كه سابقا گفته شد عمو و عمه بين خودشان تقسيم مى كنند، پس اگر ميت يك دايى يا يك خاله مادرى دارد، يك سهم ديگر آن را شش قسمت مى كنند، يك قسمت را به دايى يا خاله مادرى مى دهند و بقيه را به دايى و خاله پدر و مادرى يا پدرى مى دهند و به طور مساوى قسمت مى كنند، و اگر چند دايى مادرى يا چند خاله مادرى يا هم دايى مادرى و هم خاله مادرى دارد، آن يك سهم را سه قسمت مى كنند، يك قسمت را دايى ها و خاله هاى مادرى به طور مساوى بين خودشان قسمت مى كنند، گرچه احتياط در مصالحه بين آنهاست، و بقيه را به دايى و خاله پدر و مادرى يا پدرى مى دهند كه به طور مساوى بين خود تقسيم كنند.
    « 41 » اگر ميت عمو و عمه و دايى و خاله نداشته باشد مقدارى كه به عمو و عمه مى رسد، به اولاد آنان و مقدارى كه به دايى و خاله مى رسد، به اولاد آنان داده مى شود.
    « 42 » اگر وارث ميت عمو، عمه، دايى و خاله پدر و عمو، عمه، دايى و خاله مادر او باشند، مال سه سهم مى شود، يك سهم آن مال عمو، عمه، دايى و خاله مادر ميت است به طور مساوى، ولى احتياط آن است كه با هم صلح كنند، ودو سهم ديگر آن را سه قسمت مى كنند يك قسمت را دايى و خاله پدر ميت به طور مساوى بين خودشان قسمت مى نمايند و دو قسمت ديگر آن را به عمو و عمه پدر ميت مى دهند و عمو دو برابر عمه مى برد.

    « 43 » كسى كه دو نسبت در او جمع شود از هر دو سبب ارث مى برد، مثل اين كه كسى هم پسر عموى پدرى باشد و هم پسر دايى مادرى، يا كسى هم شوهر ميت باشد و هم پسر عموى او، يا زنى هم عمه پدرى ميّت باشد و هم خاله مادرى او، مگر آن كه دو نسبت او در دو طبقه باشد، مثل اين كه هم برادر مادرى باشد و هم پسر عمو كه فقط ارث برادر بودن را مى برد.

ارث زن و شوهر
    « 44 » زن و شوهر در ازدواج دائم با وجود جميع طبقات سه گانه اى كه گفته شد از يكديگر ارث مى برند، و وجود هيچ يك از اين طبقات مانع ارث بردن آن دو از يكديگر نيست.
    « 45 » اگر زنى بميرد و اولاد نداشته باشد، نصف همه مال را شوهر او، و بقيه را ورثه ديگر مى برند، و اگر از آن شوهر يا از شوهر ديگر اولاد داشته باشد، چهار يك ( 41 ) همه مال را شوهر و بقيه را ورثه ديگر مى برند.
    « 46 » اگر مردى بميرد و اولاد نداشته باشد، چهار يك ( 41 ) مال او را زن، و بقيه را ورثه ديگر مى برند، و اگر از آن زن يا از زن ديگر اولاد داشته باشد، هشت يك ( 81 ) مال را زن، و بقيه را ورثه ديگر مى برند. و زن از همه اموال منقول ارث مى برد ولى از زمين و قيمت آن ارث نمى برد، چه زمين خانه مسكونى باشد يا زمين باغ و زراعت و غير آن، و از قيمت هوايى مثل بنا و درخت ارث مى برد، و بنابر اظهر با رضايت وارثان از خود هوائى هم مى تواند ارث ببرد، و بنابر اظهر در آنچه كه گفته شد فرق ندارد، زن از اين شوهر اولاد داشته باشد يا نه، اگرچه احتياط در مورد زن بچه دار در ارث بردن از زمين، خوب است.

    « 47 » اگر زن غير از شوهر وارثى ندارد، بنابر اقوى همه مال به شوهر مى رسد، ولى اگر شوهر غير از زن وارث ندارد زن سهم خود را كه چهار يك ( 41 ) است مى برد و بقيه بنابر اقرب، از آن امام عليه السلام است.
    « 48 » اگر براى پرداخت سهم زن بخواهند بنا و درخت و مانند آن را قيمت نمايند بايد اجزاى آن را قيمت كنند، ولى احتياط مستحب در اين است كه ببينند اگر آنها بدون اجاره در زمين بمانند تا از بين بروند چقدر ارزش دارند، و آن را براى پرداخت مبنا قرار دهند.
    « 49 » اگر ميت بيش از يك زن داشته باشد، چنانچه اولاد نداشته باشد چهار يك ( 41 ) مال، و اگر اولاد داشته باشد هشت يك ( 81 ) مال به شرحى كه گفته شد، به طور مساوى بين زنهاى دائمى او تقسيم مى شود، اگرچه شوهر با هيچ يك از آنان يا بعض آنان نزديكى نكرده باشد.
    « 50 » اگر مردى در حال مرض با زنى ازدواج دائم نمايد و در آن مرض بميرد و نزديكى هم نكرده باشد، زن از آن مرد ارث نمى برد و حق مهر هم ندارد، و اگر نزديكى كرده باشد و يا از آن مرض خوب شده و به غير آن مرض از دنيا رفته باشد آن زن هم از او ارث مى برد و هم حق مهر دارد، و اگر زنى كه شوهرش با او نزديكى نكرده در زمان مريضى شوهر از دنيا رفت شوهر از آن زن ارث نمى برد و حق مهر هم براى زن نيست بنابر اظهر، اگرچه احتياط مستحب در صلح است.
    « 51 » اگر زن را به ترتيبى كه در احكام طلاق گفته شد طلاق رجعى بدهد و آن زن قبل از اتمام عدّه بميرد، شوهر از او ارث مى برد، و نيز اگر شوهر قبل از اتمام عدّه زن بميرد، زن از او ارث مى برد، ولى اگر بعد از اتمام عدّه رجعى يا در عدّه طلاق بائن يكى از آنان بميرد، ديگرى از او ارث نمى برد.
    « 52 » اگر شوهر در حال مرض عيالش را طلاق دهد، اگرچه طلاق بائن باشد، و قبل از گذشتن دوازده ماه هلالى بميرد، زن با دو شرط از او ارث مى برد: اول آن كه در اين مدت شوهر ديگر نكرده باشد. دوم آن كه شوهر در ادامه همان مرضى كه در آن مرض زن را طلاق داده، به واسطه آن مرض يا به جهت ديگرى بميرد، پس اگر از آن مرض خوب شود و به جهت ديگرى از دنيا برود، زن از او ارث نمى برد.

    « 53 » زنى كه به عقد موقت به نكاح مردى درآمده از مرد ارث نمى برد و مرد نيز از او ارث نمى برد اما ارث بين پدر و فرزند يا مادر و فرزند ثابت است.

مسائل متفرقه ارث
    « 54 » قرآن، انگشتر، شمشير ميت و لباسى را كه پوشيده يا براى پوشيدن گرفته و دوخته است، اگرچه نپوشيده باشد، در صورتى كه براى مصرف و استفاده كردن، نه فقط براى ملكيّت، آن ها را گرفته باشد، مال پسر بزرگتر است اگرچه فرزند بزرگتر دختر باشد، و بر پسر بزرگ نيز واجب است كه نمازها و روزه هايى كه از پدرش قضا شده بجا آورد و حكم رسيدن اين اموال به پسر بزرگ، بنابر احتياط واجب در صورتى است كه ميت غير از اينها مال ديگرى نيز داشته باشد.
    « 55 » اگر پسر بزرگ ميت بيش از يكى باشد، مثلاً از دو زن او در يك وقت دو پسر به دنيا آمده باشد اگر چنين فرضى صحيح باشد، بايد لباس، قرآن، انگشتر و شمشير ميت را به طور مساوى بين خودشان قسمت كنند.
    « 56 » اگر ميت قرض داشته باشد، چنانچه قرضش به اندازه مال او يا زيادتر باشد، بايد چهار چيزى را هم كه مال پسر بزرگتر است و در مسأله 2256 گفته شد، براى اداى قرض او بدهند، و اگر قرضش كمتر از مال او باشد، بنابر اظهر بايد از آن چهار چيز هم كه به پسر بزرگتر مى رسد به نسبت، براى اداى قرض او بدهند، مثلاً اگر همه دارايى او شصت تومان است و به مقدار بيست تومان آن از چيزهايى است كه مال پسر بزرگتر است و سى تومان هم قرض دارد پسر بزرگ بايد به مقدار ده تومان از آن چهار چيز را بابت قرض ميت بدهد.
    « 57 » مسلمان از كافر ارث مى برد ولى كافر اگرچه پدر يا پسر ميت باشد از مسلمان ارث نمى برد. ولى اگر ميت مسلمان پسر كافرى دارد و او پسرى مسلمان دارد، آن پسر مسلمان از جدّ خود ارث مى برد، و همچنين اگر پسر ميت مسلمان، كافر باشد ولى عموى ميت يا برادر ميت مسلمان باشد ارث به آنها مى رسد، و در صورت كافر بودن اين دو پسران مسلمان عمو و برادر ارث مى برند.

    « 58 » اسلام آوردن وارث قبل از تقسيم كردن ارث، در صورت تعدد ورثه مسلمان، مثل اسلام آوردن آن وارث قبل از مردن آن ميّت است پس اگر قبل از تقسيم مال اسلام آورد، در استحقاق ارث مانند بقيه ورثه است، پس اگر طبقه او مقدم است بر طبقه بقيه، تمام ارث مال او خواهد بود چه ميت كافر باشد يا مسلمان، و اگر اسلام آوردن او بعد از تقسيم بخشى از مال باشد، نسبت به بقيه اموال ارث مى برد و از آن بخش كه تقسيم شده ارث نمى برد.
    « 59 » افراد تمام مذاهب مختلفى كه محكوم به اسلام هستند، همه از يكديگر ارث مى برند، چه حق باشند چه باطل، مگر غُلاة و خوارج و نواصب و منكرين ضرورى دين، كه محكوم به كفرند و از مسلمان ارث نمى برند ولى مسلمان از آنها ارث مى برد چنانكه از كافر ارث مى برد.
    « 60 » اگر كسى يكى از خويشان خود را عمدا و به ناحق بكشد، از او ارث نمى برد، ولى اگر از روى خطا باشد، چه خطاى محض باشد يا خطاى شبيه به عمد، بنابر اظهر از او ارث مى برد، ولى از ديه او بنابر اظهر ارث نمى برد، اگرچه احتياط مستحب در صلح كردن است، و در قتل عمدى، كه ارث نمى برد، فرقى نيست بين اين كه خودش مستقيما اقدام به قتل نمايد و يا طورى واسطه قتل باشد كه قتل به او نسبت داده شود.
    « 61 » مرد و زن زناكار و خويشان آنها از فرزندى كه از زنا به دنيا آمده ارث نمى برند، ولى اولاد چنين فرزندى و شوهر يا زن او، از او ارث مى برند.
    « 62 » هرگاه بخواهند ارث را تقسيم كنند در صورتى كه ميت بچه اى داشته باشد كه در شكم مادر است و در طبقه او وارث ديگرى هم مانند اولاد و پدر و مادر باشد، براى بچه اى كه در شكم است، كه اگر زنده به دنيا بيايد ارث مى برد، بنابر احتياط واجب سهم دو پسر را كنار مى گذارند، البته سهم كسانى كه ميت چه اولادى داشته باشد يا نه در هر صورت از ميت ارث مى برند، مانند كمترين سهم زن، بايد از اول داده شود، و همچنين كمترين سهم پدر و مادر را نيز بايد به آنها بدهند. و اگر احتمال بدهند بيشتر است مثلاً احتمال بدهند كه زن سه قلو حامله باشد، سهم سه پسر را كنار مى گذارند، و چنانچه مثلاً يك پسر يا يك دختر به دنيا آمد، ورثه، زيادى آن را بين خودشان تقسيم مى كنند. و براى كنار گذاشتن سهم بچه، انعقاد نطفه و وجود حمل در وقت مردن آن ميت كافى است و دميده شدن روح در آن حمل شرط نيست، ولى زنده به دنيا آمدن شرط است، پس اگر زنده به دنيا آمد و در همان ساعت مرد باز هم ارث مى برد و ديگران هم از او ارث مى برند.

    « 63 » شخص مفقودالاثرى كه زنده بودنش معلوم نيست و وارث هم دارد مالش را كنار مى گذارند و بنابر اظهر تا مدت چهار سال وضعيت او را پيگيرى مى كنند سپس مالش را بين ورثه تقسيم مى كنند، ولى اگر بعدا زنده بودن او معلوم شد آن تقسيم مال از بين مى رود و تمام مال به خود او بر مى گردد، و احتياط مستحب آن است كه منتظر بمانند تا وقتى كه علم عادى يا اطمينانى به مردن او پيدا شود.
    « 64 » اگر چند نفر كه هر كدام وارث ديگرى است با هم مثلاً زير آوار بمانند، در صورتى كه معلوم نباشد كدام زودتر مرده، هر كدام از ديگرى ارث مى برد، ولى اگر معلوم شود كه كدام يك زودتر مرده، كسى كه ديرتر مرده ارث مى برد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS