نذر و عهد

نذر و عهد
    « 94 » انسان مى تواند با نذر كردن، انجام كارى كه مطلوب شارع است و يا ترك كارى را كه مورد نهى واقع شده بر خود واجب كند.
    « 95 » كسى كه نذر مى كند بايد عاقل، بالغ و مسلمان باشد. بنا بر اين نذر از غيربالغ يا ديوانه، يا كافر صحيح نيست.
    « 96 » كسى كه نذر مى كند بايد به اختيار خود نذر كند، بنابراين اگر كسى مجبور شده باشد، يا عصبانى باشد به طورى كه بى اختيار شده باشد، يا كسى در حال غفلت و بى توجهى يا اشتباهى و بدون تصميم نذر كند، نذر او صحيح نيست.
    « 97 » سفيه و كسى كه مفلّس است يعنى ورشكست شده، نذرى كه مربوط به مسائل مالى باشد از آنان صحيح نيست.
    « 98 » كسى كه نذر مى كند بايد به قصد قربت و نزديك شدن به خداوند متعال نذر كند، بنابراين اگر براى خدا نذر نكند، صحيح نيست، بنابراين كافى است موقع نذر كردن بنا بر اظهر بگويد : « لِلّهِ عَلَىَّ » ، يعنى : « براى خداوند، به عهده من باشد كه فلان كار را انجام بدهم » ، و اگر كسى كه عربى نمى داند ترجمه آن را به هر زبانى بگويد كافى است.
    « 99 » اگر نذر كند كارى را انجام دهد، بايد بنابراقرب، آن كار واجب يا مستحب باشد، پس اگر نذر كند كار مباحى انجام دهد، صحيح نيست، و اگر نذر كند كارى را ترك كند، بايد آن كار حرام يا مكروه باشد.
    « 100 » بايد به آنچه كه نذر كرده قدرت و توانايى داشته باشد، بنابراين اگر به چيزى عقلاً يا عادتا قدرت نداشت و نذر كرد، صحيح نيست.
    « 101 » اگر در نذر خصوصيت معيّنى قرار دهد، مثلاً نذر كند، اين پول را در فلان مسجد مصرف كنم، يا فلان روز را روزه بگيرم، يا اين مال را خرج روضه حضرت سيدالشهداء نمايم، بايد به همان صورتى كه نذر كرده عمل كند و مخالفت با آن نمى تواند بكند.
    « 102 » نذر زن ، بدون اجازه شوهر ، بنا بر احتياط واجب وضعا منعقد مى شود .
    « 103 » اگر از روى اختيار به نذر خود عمل نكند، بايد كفاره بدهد، و كفاره آن ـ بنا بر اظهر ـ كفاره «قَسَم» و بنابر احتياط مستحب، كفاره افطار عمدى روزه ماه رمضان است. و نيز اگر نذر روزه معين كرده باشد، كفاره آن بنابر احتياط واجب، همان كفاره افطار عمدى است.
    « 104 » اگر نذر كند كه در هر هفته، مثلاً روز جمعه را روزه بگيرد، چنانچه يكى از جمعه ها عيد فطر يا قربان باشد كه روزه گرفتن در آن حرام است، يا عذرى جهت روزه گرفتن دارد، مثلاً حيض براى او پيدا شد، بايد آن روز را روزه نگيرد، بلكه قضاى آن را بجا آورد.
    « 105 » اگر نذر كند كه مقدار معينى از مال را صدقه دهد، چنانچه پيش از دادن صدقه بميرد، بايد آن مقدار از مال او صدقه داده شود.
    « 106 » اگر نذر كند كه به فقير معيّنى صدقه دهد، نمى تواند آن را به فقير ديگر بدهد، و اگر آن فقير بميرد بايد به ورثه او بدهد.
    « 107 » اگر براى حرم يكى از امامان يا امام زادگان چيزى نذر كند، بايد آن را در تعمير و روشنايى و فرش حرم و مانند اينها مصرف كند.
    « 108 » اگر چيزى را براى يكى از امامان نذر كند، چنانچه مصرف معيّنى را قصد كرده، بايد به همان مصرف برساند، و اگر مصرف معينى را قصد نكرده ، بايد به فقرا و زوّار بدهد و يا مسجد و مانند آن بسازد و ثواب آن را به آن امام هديه كند ؛ و همچنين است اگر چيزى را براى امامزاده نذر كند .
    « 109 » هرگاه گوسفند معينى را براى صدقه، يا يكى از امامان نذر كند، پشم و چاقى و آنچه از او متولّد مى شود بعد از نذر، جزء نذر خواهد بود.
    « 110 » هرگاه نذر كند كه اگر مريض او خوب شود و يا مسافرش به سلامت برسد، عملى را انجام دهد و بعداً معلوم شود كه قبل از نذر مريض خوب شده و مسافر به سلامت برگشته، عمل به نذر واجب نيست.
    « 111 » عهد آن است كه انسان با خداوند پيمان مى بندد كه كارى را انجام دهد يا ترك نمايد و تمام شرايطى كه براى صحيح بودن نذر بيان شد، در عهد نيز معتبر است.
    « 112 » صيغه عهد براى كسى كه مى خواهد انجام كار يا ترك كارى را بر خود واجب كند، چنين است : « عاهَدْتُ اللّه اَنْ اَفْعَلَ كَذا اَوْ اَتْرُكَ كَذا » يا « عَلَىَّ عَهْدُ اللّه اَنْ اَفْعَلَ كَذا اَوْ اَتْرُكَ كَذا » ، به جاى « اَفْعَلَ كَذا » تا آخر، آن كار را به زبان بياورد، و مى تواند هنگام خواندن صيغه عهد، انجام كار يا ترك آن كار را مشروط به تحقق امر ديگرى نمايد و يا به طور مطلق بگويد، و شرايط عهد كننده مثل شرايطى است كه در نذر و قسم بيان شد.
    « 113 » هرگاه با خدا عهد كند كه اگر به حاجت شرعى خود برسد كار خيرى را انجام دهد بايد بعد از آن كه حاجتش برآورده شد آن كار را انجام دهد، و نيز اگر بدون اين كه حاجتى داشته باشد عهد كند كه عمل خيرى را انجام دهد، آن عمل بر او واجب مى شود.
    « 114 » اگر به عهد خود وفا نكند بايد كفاره بدهد و كفاره آن بنابراحتياط كفاره افطار عمدىِ روزه ماه رمضان است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS