ذبح و شكار

ذبح و شكار

    « 36 » اگر حيوان حلال گوشت را به دستورى كه بعدا گفته مى شود سر ببرند، وحشى باشد يا اهلى، بعد از جان دادن، گوشت آن حلال و بدن آن پاك است، ولى حيوان نجاستخوار كه استبراء نشده و هم چنين حيوانى كه انسان با آن نزديكى كرده گوشت آن حلال نيست.
    « 37 » حيوان حلال گوشت وحشى، مانند آهو، كبك و بز كوهى، و حيوان حلال گوشتى كه اهلى بوده و بعدا وحشى شده، مثل گاو و شترى كه فرار كرده و وحشى شده است، اگر به دستورى كه بعدا گفته مى شود آنها را شكار كنند، پاك و حلال است، ولى حيوان حلال گوشت اهلى، مانند گوسفند و مرغ خانگى، با شكار كردن پاك و حلال نمى شود.
    « 38 » حيوان حلال گوشت وحشى در صورتى با شكار كردن پاك و حلال مى شود كه بتواند فرار كند يا پرواز نمايد. بنابر اين، بچه آهو كه نمى تواند فرار كند و بچه كبك كه نمى تواند پرواز نمايد، با شكار كردن پاك و حلال نمى شود.
    « 39 » حيوان حلال گوشتى كه مانند ماهى خون جهنده ندارد، اگر به خودى خود بميرد، پاك است ولى گوشت آن را نمى شود خورد.
    « 40 » حيوان حرام گوشتى كه خون جهنده ندارد، مانند مار، با سر بريدن حلال نمى شود.
    « 41 » سگ و خوك به وسيله سر بريدن و شكار كردن پاك نمى شوند، و خوردن گوشت آنها هم حرام است، و حيوان حرام گوشت درنده و گوشتخوار، مانند گرگ و پلنگ، اگر به دستورى كه گفته مى شود سر ببرند، بنابر اظهر پاك است ولى گوشت آن حلال نمى شود.

    « 42 » فيل، خرس، بوزينه، سوسمار ، موش و حيوان هايى كه مانند مار در داخل زمين زندگى مى كنند، اگر خون جهنده داشته باشند و به خودى خود بميرند نجسند، ولى اگر سر آنها را ببرند پاك شدن بدنشان در سه مورد اول خالى از وجه نيست، ولى در بقيه خلاف احتياط است.
    « 43 » اگر هنگام بريدن سر حيوان، پيش از بيرون آمدن روح، سر حيوان را از بدنش جدا كنند مانعى ندارد و حيوان پاك و حلال است، ولى اگر عمدا بخواهند سرش را از بدن جدا كنند، بنابر اظهر خوردن گوشت آن مكروه است، بلكه خلاف احتياط است.
    « 44 » اگر از شكم حيوان زنده، بچه مرده اى بيرون آيد يا آن را بيرون آورند، خوردن گوشت آن حرام است.
    « 45 » پيش از بيرون آمدن روح و سرد شدن بدن حيوان ، مكروه است بلكه خلاف احتياط است پوست حيوان را بكَنَند و يا اين كه اعضاى بدنش را قطع كنند .

دستور ذبح

    « 46 » دستور سر بريدن حيوان آن است كه چهار رگ بزرگ گردن آن را از پايين برآمدگى زير گلو به طور كامل ببرند ، و آن چهار رگ عبارتند از : « حلقوم » كه مجراى تنفس حيوان است، و « مرى » كه زير حلقوم است و مجراى غذاى حيوان است، و دو رگ خونى ديگر ، كه دو طرف حلقوم است و به آنها « ودج » گفته مى شود ، و اگر آنها را بشكافند كافى نيست .
    « 47 » اگر بعضى از چهار رگ را در حال اختيار ببرند و صبر كنند تا حيوان بميرد بعد بقيه را ببرند، فايده ندارد.
    « 48 » اگر گرگ گلوى گوسفندى را به طورى بكَنَد كه از چهار رگى كه در گردن است و بايد بريده شود، چيزى نماند، آن حيوان حرام مى شود، ولى اگر مقدارى از گردن را بكَنَد و چهار رگ باقى باشد، يا جاى ديگر بدن را بكند، در صورتى كه گوسفند زنده باشد، و به دستورى كه گفته مى شود سر آن را ببرند، حلال و پاك مى باشد.
 

شرايط ذبح
    « 49 » سر بريدن حيوان پنج شرط دارد :
    1 ـ كسى كه سر حيوان را مى بُرد ، چه مرد باشد يا زن و يا بچه مميز، بايد مسلمان باشد و اظهار دشمنى با اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله وسلم نكند . و مرتدّ از مسلمين ، غُلاة ، خوارج و منكر ضروريات اسلام ، محكوم به حكم كافر است .
    2 ـ سر حيوان را با چيزى ببرند كه از آهن باشد، ولى چنانچه آهن پيدا نشود و طورى باشد كه اگر سر حيوان را نبرند مى ميرد، يا ذبح آن حيوان عرفاً براى انسان ضرورت داشته باشد، با چيز تيزى كه چهار رگ آن را جدا كند، مانند شيشه و سنگ تيز، مى شود سر آن را بريد . بلكه اگر آلت ذبح غيرآهن باشد ولى در حدّت و استحكام و تيزى و اطّرادِ تا آخر ذبح مثل آهن باشد به نحو يقين ، بعيد نيست به الغاء خصوصيت ملحق به آهن باشد .
    3 ـ در موقع سر بريدن، جلو بدن حيوان رو به قبله باشد، و كسى كه مى داند بايد رو به قبله سر ببرد، اگر عمدا حيوان را رو به قبله نكند، حيوان حرام مى شود، ولى اگر فراموش كند، يا مسأله را نداند، يا قبله را اشتباه كند، يا نداند قبله كدام طرف است، يا نتواند حيوان را رو به قبله كند، بنابراظهر، اشكال ندارد.
    4 ـ وقتى مى خواهد سر حيوان را ببرد، يا كارد به گلويش بگذارد، به نيت سر بريدن، نام خدا را ببرد و همين قدر كه بگويد : « بسم اللّه » ، كافى است، و اگر بدون قصد سر بريدن، نام خدا را ببرد آن حيوان ، بنا بر اظهر پاك نمى شود و گوشت آن هم حرام است، ولى اگر از روى فراموشى نام خدا را نبرد، اشكال ندارد.
    5 ـ حيوان بعد از سر بريدن حركتى بكند، اگر چه مثلاً چشم يا دُم خود را حركت دهد، يا پاى خود را به زمين زند كه معلوم شود زنده بوده، و لازم نيست خون از بدنش خارج شود.
 

دستور كشتن شتر
    « 50 » اگر بخواهند شتر را بكشند كه بعد از جان دادن پاك و حلال باشد، بايد با پنج شرطى كه ـ در مسأله قبل ـ براى سر بريدن حيوانات گفته شد، كارد يا چيز ديگرى را كه از آهن و برنده باشد، در گودى بين گردن و سينه اش فرو كنند .
    « 51 » اگر شتر در حالى كه زانوها را به زمين زده، يا به پهلو خوابيده و جلو بدنش رو به قبله است، كارد را در گودى گردنش فرو كنند، اشكال ندارد.
    « 52 » اگر به جاى اينكه كارد در گودى گردن شتر فرو كنند ، سر آن را ببرند ، يا گوسفند و گاو و مانند اينها را مثل شتر بكشند، يعنى كارد در گودى گردنشان فرو كنند، گوشت آنها حرام و بدن آنها نجس است. ولى اگر چهار رگ شتر را ببرند و تا زنده است به دستورى كه گفته شد كارد در گودى گردنش فرو كنند، گوشت آن حلال و بدن آن پاك است، و نيز اگر كارد در گودى گردن گاو يا گوسفند يا مانند اينها فرو كنند و تا زنده است سر آن را ببرند، حلال و پاك مى باشد.
    « 53 » اگر حيوانى سركش شود و نتوانند آن را به دستورى كه در شرع معين شده بكشند، يا مثلاً در چاه بيفتد و احتمال بدهند كه در آنجا بميرد و كشتن آن به دستور شرع ممكن نباشد ، هرجاى بدنش را كه زخم بزنند و در اثر زخم زدن جان بدهد حلال مى شود ، و رو به قبله بودن آن لازم نيست ، ولى بايد شرط هاى ديگرى را كه براى سربريدن حيوانات گفته شد ، دارا باشد .

شكار با اسلحه
    « 54 » اگر حيوان حلال گوشت وحشى را با اسلحه شكار كنند، با پنج شرط حلال و بدنش پاك است :
    1 ـ اسلحه شكار مثل كارد و شمشير برنده باشد، يا مثل نيزه و تير، تيز باشد كه به واسطه تيز بودن، بدن حيوان را پاره كند، و اگر به وسيله دام يا چوب و سنگ و مانند اينها حيوانى را شكار كنند بنابر اظهرپاك نمى شود و خوردن آن هم حرام است؛ و اگر حيوانى را با تفنگ شكار كنند، چنانچه گلوله آن تيز باشد كه در بدن حيوان فرو رود و آن را پاره كند پاك و حلال است، و اگر گلوله تيز نباشد، بلكه با فشار در بدن حيوان فرو رود و حيوان را بكشد، يا به سبب حرارتش بدن حيوان را بسوزاند و در اثر سوزاندن، حيوان بميرد، پاك و حلال بودنش، اشكال دارد.

    2 ـ كسى كه شكار مى كند بايد مسلمان باشد يا بچه مسلمان باشد كه خوب و بد را بفهمد، و اگر كافر يا كسى كه اظهار دشمنى با اهل بيت پيغمبر(ص) مى كند، حيوانى را شكار نمايد، آن شكار حلال نيست.
    3 ـ اسلحه را براى شكار كردن حيوان بكار ببرد، و اگر مثلاً جايى را نشانه گيرى كند و ناخواسته حيوانى را بكشد، آن حيوان پاك نيست و خوردن آن هم حرام است.
    4 ـ در وقت به كار بردن اسلحه، نام خدا را ببرد و چنانچه عمدا نام خدا را نبرد شكار حلال نمى شود . ولى اگر فراموش كند، در صورتى كه معتقد به وجوبِ بردنِ نام خدا در اين هنگام بوده، و يا اگر معتقد نبوده، عادت به بردن نام خدا را داشت، اشكال ندارد.
    5 ـ وقتى به حيوان برسد كه مرده باشد، يا اگر زنده است به اندازه سر بريدن آن وقت نباشد؛ و چنانچه به اندازه سر بريدن وقت باشد و سر حيوان را نبُرد تا بميرد، حرام مى شود.
    « 55 » اگر دو نفر حيوانى را شكار كنند، و يكى از آنان مسلمان و ديگرى كافر باشد، يا يكى از آن دو نام خدا را نبرد، آن حيوان حلال نيست.
    « 56 » اگر بعد از آن كه حيوانى را تير زدند در آب بيفتد، و انسان بداند كه حيوان به سبب تير و افتادن در آب جان داده، حلال نيست، بلكه اگر شك كند كه مردن حيوان فقط در اثر تير بوده يا نه، حلال نمى باشد.
    « 57 » اگر با سگ غصبى يا اسلحه غصبى حيوانى را شكار كند، شكار حلال است و مال خود او مى شود ولى علاوه بر اين كه گناه كرده بايد اجرت اسلحه يا سگ رابه صاحبش بدهد.
    « 58 » اگر با شمشير يا چيز ديگرى كه شكار كردن با آن صحيح است، با شرط هايى كه در مسائل گذشته گفته شد، حيوانى را شكار كنند و در اثر آن، حيوان دو قسمت شود، و سر و گردن در يك قسمت بماند و وقتى انسان برسد كه حيوان جان داده باشد، هر دو قسمت حلال است، در صورتى كه به همين قطع كردن جان داده باشد؛ و اگر حيوان زنده باشد، آن قسمت كه سر ندارد حرام است و آن قسمت ديگر، اگر سر آن را به دستورى كه در شرع معين شده ببرند، حلال است.
    « 59 » اگر با چوب يا سنگ يا چيز ديگرى كه شكار كردن با آن صحيح نيست حيوانى را دو قسمت كنند، قسمتى كه سر و گردن ندارد، حرام است، و قسمتى كه سر و گردن دارد، اگر زنده باشد، و سر آن را به دستورى كه در شرع معين شده ببرند حلال است.
    « 60 » اگر حيوانى را شكار كنند، يا سر ببرند و بچه زنده اى از آن بيرون آيد، چنانچه آن بچه را به دستورى كه در شرع معين شده سر ببرند، حلال است و اگر خودش بميرد، حرام مى باشد.
    « 61 » اگر حيوانى را شكار كنند يا سر ببرند و بچه مرده اى از شكمش بيرون آيد، چنانچه خلقت آن بچه كامل باشد و مو يا پشم در بدنش روييده باشد، پاك و حلال است.

شكار با سگ شكارى
    « 62 » اگر سگ شكارى، حيوان وحشى حلال گوشتى را شكار كند، پاك و حلال بودن حيوان شش شرط دارد :
    1 ـ سگ به طورى تربيت شده باشد كه هر وقت آن را براى گرفتن شكار بفرستند برود و هر وقت از رفتن جلو گيرى كنند بايستد، ولى اگر در وقت نزديك شدن به شكار با جلو گيرى نايستد مانع ندارد؛ و تربيت شدن سگ به اين است كه غالبا موقع كشتن شكار آن را نخورد، ولى اگر اتفاقا شكار را بخورد، اشكال ندارد.
    2 ـ صاحبش آن را بفرستد، و اگر از پيش خود دنبال شكار رود و حيوانى را شكار كند خوردن آن حيوان حرام است، بلكه اگر از پيش خود دنبال شكار رود و بعدا صاحبش بانگ بزند كه زودتر خود را به شكار برساند، اگر چه به واسطه صداى صاحبش شتاب كند، بنابر اظهر بايد از خوردن آن شكار، خوددارى نمايند.

    3 ـ كسى كه سگ را مى فرستد بايد مسلمان باشد يا بچه مسلمان باشد كه خوب و بد را مى فهمد، و اگر كافر يا كسى كه اظهار دشمنى با اهل بيت پيغمبر(ص) مى كند سگ را بفرستد، شكار آن سگ، حرام است.
    4 ـ وقت فرستادن سگ، نام خدا راببرد، و اگر عمدا نام خدا را نبرد، آن شكار حرام است، ولى اگر از روى فراموشى باشد، در صورتى كه معتقد به وجوب بردن نام خدا در اين هنگام بود و يا اگر معتقد نبوده عادت به بردن نام خدا داشت، اشكال ندارد، و اگر وقت فرستادن، نام خدا را عمدا نبرد و پيش از آن كه سگ به شكار برسد نام خدا را ببرد بنابر احتياط، بايد از آن شكار اجتناب نمايند، اگر چه بنابراظهر مانعى ندارد.
    5 ـ شكار به وسيله زخمى كه از دندان سگ پيدا كرده بميرد، پس اگر سگ شكار را خفه كند، يا شكار بدليل دويدن يا ترس بميرد، حلال نيست.
    6 ـ كسى كه سگ را فرستاده، وقتى برسد كه حيوان مرده باشد، يا اگر زنده است به اندازه سر بريدن آن وقت نباشد، و چنانچه وقتى برسد كه به اندازه سر بريدن وقت باشد، مثلاً حيوان چشم يا دُم خود را حركت دهد، يا پاى خود را به زمين بزند، چنانچه سر حيوان را نبُرد تا بميرد، حلال نيست . و بنا بر احوط، شكارچى بايد خودش را زود به شكار برساند كه اگر زنده است، آن را به دستور شرع سر ببرد، و اگر عجله نكرد، چه معذور باشد يا نه، و احتمال بدهد كه بعد از شكار كردن هنوز زنده بوده و بعدا مرده است، پاك و حلال بودن شكار، مشكل است.
    « 63 » اگر چند سگ را بفرستد و با هم حيوانى را شكار كنند، چنانچه همه آنها داراى شرايطى كه در مسأله قبل گفته شد بوده اند، شكار حلال است و اگر يكى از آنها داراى آن شرايط نبود، شكار حرام است.
    « 64 » اگر سگ را براى شكار حيوانى بفرستد و آن سگ حيوان ديگرى را شكار كند، آن شكار حلال و پاك است، و نيز اگر آن حيوان را با حيوان ديگرى شكار كند، هر دوى آنها حلال و پاك مى باشند.

    « 65 » اگر چند نفر با هم سگ را بفرستند و يكى از آنها كافر باشد يا عمدا نام خدا را نبرد، آن شكار حرام است، و نيز اگر يكى از سگ هايى را كه فرستاده اند به صورتى كه در مسأله 2096 گفته شد تربيت شده نباشد، آن شكار حرام مى باشد.
    « 66 » اگر باز يا حيوان ديگرى غيراز سگ شكارى، حيوانى راشكار كند، آن شكار حلال نيست، ولى اگر وقتى برسند كه حيوان زنده باشد و به دستورى كه در شرع معين شده سر آن راببرند، حلال است.

صيد ماهى
    « 67 » اگر ماهى فَلْس دار را زنده از آب بگيرند و بيرون آب جان دهد، پاك و خوردن آن حلال است، و چنانچه در آب بميرد پاك است ولى خوردن آن حرام مى باشد . و ماهى بى فلس را اگر چه از آب بگيرند و بيرون آب جان دهد ، حرام است . و فلس، همان پولك هايى است كه روى پوست ماهى مى باشد.
    « 68 » اگر ماهى بيرون از آب بيفتد، يا آب فرو رود و ماهى در خشكى بماند، چنانچه پيش از آن كه بميرد، كسى با دست يا به وسيله ديگر آن را بگيرد، بعد از جان دادن حلال است.
    « 69 » كسى كه ماهى را صيد مى كند، لازم نيست مسلمان باشد و در موقع گرفتن ، نام خدا را ببرد ولى مسلمان بايد بداند يا اطمينان داشته باشد كه آن را زنده گرفته اند و در خارج آب مرده است.
    « 70 » ماهى مرده اى كه معلوم نيست آن را زنده از آب گرفته اند يا مرده، چنانچه در دست مسلمان باشد، حلال است ؛ و اگر در دست كافر باشد، اگر چه بگويد آن را زنده گرفته ام ، حرام مى باشد ، مگر آن كه از حرف او يا از راه ديگر علم يا اطمينان حاصل شود.
    « 71 » خوردن ماهى زنده ، بنا بر احوط جايز نيست .

صيد ملخ

    « 72 » اگر ملخ را با دست يا به وسيله ديگرى زنده بگيرند، بعد از جان دادن خوردن آن حلال است، و لازم نيست كسى كه آن را مى گيرد مسلمان باشد و در موقع گرفتن نام خدا را ببرد، ولى اگر ملخ مرده اى در دست كافر باشد و معلوم نباشد كه آن را زنده گرفته يا نه، اگر چه بگويد زنده گرفته ام ، حلال نيست مگر اين كه انسان بداند يا اطمينان داشته باشد كه آن را زنده گرفته است.
    « 73 » خوردن ملخى كه بال درنياورده و نمى تواند پرواز كند، حرام است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS