ازدواج هاى حرام

« ازدواج هاى حرام »
    « 92 » ازدواج با زن هايى كه به انسان مَحرَم هستند مثل مادر و خواهر و مادر زن حرام است.
    « 93 » اگر كسى زنى را براى خود عقد نمايد، اگر چه با او نزديكى نكند، مادر و مادرِ مادر آن زن و مادر پدر او، هر چه بالا روند به آن مرد مَحرَم مى شوند.
    « 94 » اگر زنى را عقد كند و با او نزديكى نمايد، دختر و نوه دخترى و پسرى آن زن هر چه پايين آيند، چه در وقت عقد باشند، يا بعدا به دنيا بيايند، به آن مرد مَحرم مى شوند.
    « 95 » اگر با زنى كه براى خود عقد كرده، نزديكى هم نكرده باشد، تا وقتى كه آن زن در عقد اوست نمى تواند با دختر او ازدواج كند.
    « 96 » عمه و خاله پدر، عمه و خاله پدرِ پدر، عمه و خاله مادر، و عمه و خاله مادرِ مادر هرچه بالا روند، به انسان محرم هستند.
    « 97 » پدر و جدّ مرد، هرچه بالا روند، و پسر ونوه پسرى و دخترى او هر چه پايين آيند، چه در موقع عقد باشند، يا بعدا به دنيا بيايند، به زن او محرم هستند.
    « 98 » اگر زنى را براى خود عقد كند، دائم باشد، يا غيردائم، تا وقتى كه آن زن در عقد اوست، نمى تواند با خواهر آن زن، ازدواج نمايد.
    « 99 » انسان نمى تواند بدون اجازه زن خود، با خواهر زاده و برادر زاده او ازدواج كند، ولى اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نمايد و بعدا زن بگويد به آن عقد راضى هستم، بنا بر اقرب اشكال ندارد.
    « 100 » اگر انسان قبل از آن كه دختر عمه يا دختر خاله خود را بگيرد، نعوذ باللّه با مادر آنان زنا كند، بنا بر احوط، ديگر نمى تواند با آنان ازدواج نمايد.
    « 101 » اگر با دختر عمه يا دختر خاله خود ازدواج نمايد و پيش از آن كه با آنان نزديكى كند، با مادرشان زنا نمايد، عقد آنان اشكال ندارد.
    « 102 » اگر با زنى غير از عمه و خاله خود زنا كند، بنا بر اظهر ، مى تواند با دختر او ازدواج نمايد، ولى احتياط در عدم ازدواج است، ولى اگر زنى را عقد نمايد و با او نزديكى كند بعد با مادر او زنا كند، آن زن بر او حرام نمى شود، و همچنين است اگر پيش از آن كه با او نزديكى كند با مادر او زنا نمايد.
    « 103 » زن مسلمان، نمى تواند با مرد غير مسلمان ازدواج نمايد و مرد مسلمان هم نمى تواند با زنان كافرى كه اهل كتاب نيستند، ازدواج كند، ولى با زنانى كه يهودى و يا نصرانى باشند، موقتا به صورت صيغه مى تواند ازدواج نمايد.
    « 104 » اگر با زنى كه در عدّه طلاق رجعى است زنا كند، آن زن بر او حرام مى شود، و اگر با زنى كه در عدّه طلاق بائن، يا عدّه وفات است زنا كند، بعدا مى تواند او را عقد نمايد.
    « 105 » اگر با زن بى شوهرى كه در عدّه نيست، زنا كند، بنا بر اظهر مكروه است كه بعدا آن زن را براى خود عقد نمايد، بلكه احتياط مستحب آن است كه با او ازدواج ننمايد، مگر اين كه زن از كار خود توبه نموده باشد.
    « 106 » اگر زنى را كه در عدّه ديگرى است براى خود عقد كند، چنانچه مرد و زن ، يا يكى از آنان بدانند كه عدّه زن تمام نشده و بدانند عقد كردن زن در عدّه حرام است ، آن زن بر او حرام مى شود ، اگرچه مرد بعد از عقد با آن زن نزديكى نكرده باشد .

    « 107 » اگر زنى را براى خود عقد كند و بعد معلوم شود كه در عدّه بوده، چنانچه هيچ كدام نمى دانسته اند كه زن در عدّه است و يا اين كه نمى دانسته اند كه عقد كردن زن در عدّه حرام است، در صورتى كه مرد با او در زمان عدّه نزديكى كرده باشد، آن زن بر او حرام مى شود و اگر نزديكى كردن بعد از زمان عدّه بوده، عقد باطل است، ولى زن بر او حرام نمى شود، بلكه مى تواند بعدا زن را عقد نمايد.
    « 108 » اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و با او ازدواج كند، بايد از او جدا شود و بعدا هم نمى تواند او را براى خود عقد كند، مگر اين كه نداند زن شوهر دارد و با او هم نزديكى نكرده باشد، كه دراين صورت فقط عقد باطل است، ولى بعد از طلاق او و تمام شدن ايام عدّه، ازدواج با آن زن، بنابراظهر مانعى ندارد.
    « 109 » اگر زن شوهردار ـ نَعوذُ بِاللّه ـ زنا كند ، بر شوهر خود حرام نمى شود و چنانچه توبه نكند و بر عمل خود باقى باشد، بهتر است كه شوهر، او را طلاق دهد ولى بايد مهرش را بدهد .
    « 110 » مادر ، خواهر و دختر كسى كه لواط داده، بر لواط كننده حرام است، اگر چه لواط كننده و لواط دهنده بالغ نباشند، ولى اگر گمان كند كه دخول شده، يا شك كند كه دخول شده يا نه، بر او حرام نمى شوند.
    « 111 » اگر با مادر يا خواهر يا دختر كسى ازدواج نمايد و بعد از ازدواج، با آن شخص لواط كند، بنا بر اظهر آنان بر او حرام نمى شوند، گر چه احوط باطل كردن عقد است به سبب طلاق .
    « 112 » اگر كسى در حال احرام، كه يكى از اعمال حج است، با زنى ازدواج نمايد عقد او باطل است، و چنانچه مى دانسته كه در حال احرام زن گرفتن بر او حرام است، ديگر نمى تواند آن زن را عقد كند.
    « 113 » اگر زنى كه در حال احرام است، با مردى كه در حال احرام نيست، ازدواج كند، عقد او باطل است، و اگر زن مى دانسته كه ازدواج كردن در حال احرام، حرام است، احتياط واجب آن است، كه بعدا با آن مرد ازدواج نكند.
    « 114 » اگر مرد طواف نساء را، كه يكى از اعمال حج است، بجا نياورد، زنش كه به واسطه مُحْرِم شدن بر او حرام شده بود، حلال نمى شود، و نيز اگر زن طواف
نساء نكند، شوهرش بر او حلال نمى شود، ولى اگر بعدا طواف نساء را انجام دهند به يكديگر حلال مى شوند.

    « 115 » اگر كسى دختر نابالغى را براى خود عقد كند و پيش از آن كه نُه سال دختر تمام شود، با او نزديكى و دخول كند، چنانچه او را افضا نمايد بنا بر احتياط واجب ، ديگر هيچ وقت نبايد با او نزديكى كند . ولى از زوجّيت او بدون طلاق بيرون نمى رود، در هرصورت تا وقتى هردو زنده هستند نفقه زن بر مرد است و غير از مهر، ديه هم بر مرد واجب مى شود، و چنانچه افضا نكرده باشد، هرچند مرتكب حرام شده، ولى بنا بر اظهر آن زن بر او حرام نمى شود .
    « 116 » زنى را كه سه مرتبه طلاق داده اند بر شوهرش حرام مى شود، ولى اگر با شرايطى كه در كتاب طلاق گفته مى شود با مرد ديگرى ازدواج كند، آنگاه آن مرد او را طلاق دهد، شوهر اول مى تواند دوباره او را براى خود عقد نمايد.
    « 117 » ازدواج دائم با زن پنجم براى كسى كه چهار زن دائم دارد، جايز نيست مگر آن كه بعضى از آنها را طلاق دهد، كه اگر طلاق رجعى است بايد عدّه به سر آيد و اگر طلاق بائن است سرآمدن عدّه لازم نيست، اگر چه در زمان عدّه مكروه است و بلكه خلاف احتياط است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS