ازدواج

ازدواج
    عقد نكاح يا ازدواج عقدى است كه به وسيله آن زن به مرد حلال مى شود و آن بر دو قسم است :
    1 ـ عقد دائم ؛ و آن عبارت است از ازدواجى كه مدت در آن معين نشود و زنى را كه به اين صورت عقد مى كنند « دائمه » گويند.
    2 ـ عقد غيردائم ؛ و آن عبارت است از ازدواجى كه مدت در آن معين شود و زنى را كه به اين صورت عقد كنند « متعه » يا « صيغه » مى نامند، مثل آن كه به مدت يك ساعت يا يك روز يا يك ماه يا بيشتر عقد نمايند.

احكام عقد
    « 66 » در زناشويى دائم يا غير دائم، بايد صيغه عقد خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نيست، و صيغه را يا خود زن و مرد مى خوانند، يا ديگرى را وكيل مى كنند كه از طرف آنان بخواند.
    « 67 » وكيل لازم نيست مرد باشد، زن هم مى تواند براى خواندن صيغه از طرف ديگرى وكيل شود.
    « 68 » اگر زن كسى را وكيل كند كه او را مثلاً ده روز به عقد مردى در آورد و ابتداى ده روز را معين نكند، در صورتى كه از گفته زن معلوم شود كه به وكيل اختيار كامل داده، آن وكيل مى تواند هر وقت كه بخواهد او را ده روز به عقد آن مرد درآورد، و اگر معلوم باشد كه زن، روز يا ساعت معينى را قصد كرده، بايد صيغه را مطابق قصد او بخواند.

صيغه عقد دائم
    « 69 » اگر صيغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اول زن بگويد : « زَوَّجْتُكَ نَفْسي عَلَى الصِّداقِ الْمَعْلُوم » ، يعنى : « خود را زن تو نمودم به مهرى كه معين شده » ، و پس از آن مرد بلافاصله بگويد : « قَبِلْتُ التَّزويجْ » ، يعنى : « ازدواج را قبول كردم » ، عقد صحيح است ، و اگر ديگرى را وكيل كنند كه از طرف آنها صيغه عقد را بخواند، چنانچه مثلاً اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وكيل زن بگويد : « زَوَّجْتُ مُوَكِّلَتي فاطِمَة ، مُوَكِّلَكَ اَحْمَد ، عَلَى الصِّداقِ الْمَعْلُوم » ، و سپس وكيل مرد بلافاصله بگويد : « قَبِلْتُ لِمُوَكِّلي اَحْمَد ، عَلَى الصِّداقِ » ، صحيح مى باشد .

صيغه عقد غيردائم
    « 70 » اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غير دائم را بخوانند، بعد از آن كه مدت و مهر را معين كردند، چنانچه زن بگويد : « زَوَّجْتُكَ نَفْسي فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلوُمَة عَلَى الْمَهْرِ المَعْلُوم » ، و سپس مرد بلافاصله بگويد : « قَبِلْتُ » ، صحيح است، و اگر ديگرى را وكيل كنند و اول وكيل زن به وكيل مرد بگويد : « مَتَّعْتُ مُوَكِّلَتي مُوَكِّلَكَ فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُوم » ، پس بلافاصله وكيل مرد بگويد : « قَبِلْتُ لِمُوَكِّلي هكَذا » ، صحيح مى باشد .
 

شرايط عقد
    « 71 » بنا بر اظهر ، ترجمه صيغه عقد به فارسى يا زبان ديگر با وجود قدرت بر عربى كافى است ، و احتياط مستحب عربى بودن صيغه است ، و براى كسى كه آشنا به معناى عربى صيغه نيست و فقط مى داند كه صيغه عقد، به اين لفظ جارى مى شود، احتياط مستحب اين است كه هم صيغه عربى و هم ترجمه اش را بخواند، و اكتفاكردن او به عربى خالى از تأمل نيست، و اگر نمى توانند صيغه عربى را بخوانند و يا وكيل بگيرند، قطعاً ترجمه كافى است.
    « 72 » كسى كه صيغه عقد را مى خواند، چه براى خود و چه به عنوان وكيل، بنا بر احتياط واجب، بايد بالغ و عاقل باشد و در هنگام خواندن صيغه قصد ايجاد عقد نكاح داشته باشد، و اگر در حال مستى صيغه را بخوانند، عقد صحيح نيست.
    « 73 » ولىّ يا وكيل زن يا مرد كه صيغه عقد را مى خوانند، بايد زن و شوهر را به قصد و لفظ معين كنند و در صورتى كه زن يا شوهر به لفظ يا قصد معين نشود، چه از روى غفلت باشد يا با قصد خلاف، عقد باطل است.
    « 74 » حضور دو شاهد عادل ، در عقد دائم و غيردائم لازم نيست، ولى احتياط مستحب آن است كه حضور داشته باشند .
    « 75 » زن و مرد بايد به عقد راضى باشند، ولى اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعدا زن و مرد بگويند به آن عقد راضى هستيم، عقد صحيح است.
    « 76 » اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند به آن عقد راضى هستيم ، عقد صحيح است .
    « 77 » پدر و جد پدرى مى توانند براى فرزند نابالغ يا ديوانه خود، كه در حال ديوانگى بالغ شده است، در صورتى كه مصلحت باشد ازدواج كنند و بعد از آن كه آن طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد ، نمى تواند آن را به هم بزند ، حتى اگر طفل ، پسر باشد بنا بر اظهر .

    « 78 » دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است، يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد، اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد بنا بر احتياط تكليفا بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد ؛ ولى در غيرباكره در صورتى كه بكارتش به سبب شوهركردن از بين رفته باشد ، اجازه پدر و جد پدرى لازم نيست .
    « 79 » اگر پدر و جد پدرى غايب باشند، به طورى كه نشود از آنان اذن گرفت و ازدواج براى دختر لازم باشد ، يا در ازدواج نكردن ضرر يا حرج ( يعنى مشقّت شديدى ) باشد ، و همچنين اگر پدر يا جد پدرى از ازدواج او با كسى كه هم كفو اوست ، با وجود تمام مقدمات و شرايط ، ممانعت كنند ، و او نيز تمايل به ازدواج دارد و ازدواج هم به مصلحت او باشد ، با اجتماع تمام شرايط مى تواند ازدواج نمايد .

موارد فسخ عقد
    « 80 » اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكى از اين هفت عيب را دارد، مى تواند عقد را به هم بزند:
    1 ـ ديوانگى.            2 ـ بيمارى خوره.        3 ـ بيمارى برص.        4 ـ كورى.     5 ـ شل بودن، به طورى كه معلوم باشد.        6 ـ افضا شده باشد؛ يعنى مجراى بول و حيض يا مجراى حيض و غائط او يكى شده باشد، ولى اگر مجراى حيض و غائط او يكى شده باشد، به هم زدن عقد مشكل است و بايد احتياط شود.     7 ـ گوشت يا استخوان يا غده اى در فرج او باشد، كه مانع نزديكى شود.
    « 81 » اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهر او ديوانه است، يا آلت مردى ندارد، يا عِنّين است و نمى تواند نزديكى نمايد، يا بيضه هاى او را كشيده اند، مى تواند عقد را به هم بزند.
    « 82 » اگر مرد يا زن، به سبب يكى از عيوب كه در دو مسأله قبل گفته شد عقد را بهم بزند، از هم جدا مى شوند و طلاق لازم نيست.

    « 83 » اگر به علّت آن كه مرد عِنّين است و نمى تواند نزديكى كند، زن عقد را به هم بزند، شوهر بايد نصف مهر را بدهد، ولى اگر به علّت يكى از عيوب ديگر كه گفته شد، مرد يا زن عقد را به هم بزند، چنانچه مرد با زن نزديكى نكرده باشد، چيزى بر او نيست و اگر نزديكى كرده، بايد تمام مهر را بدهد.

احكام عقد دائم
    « 84 » زنى كه عقد دائم شده، نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود، و بايد خود را براى هر لذتى كه او مى خواهد تسليم نمايد و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند، و اگر در اين امور از شوهر اطاعت كند، تهيه غذا، لباس، منزل و لوازم ديگرى كه در كتب فقهى ذكر شده بر شوهر واجب است، و اگر تهيه نكند، چه توانايى داشته باشد، يا نداشته باشد، مديون زن است.
    « 85 » اگر زن در كارهايى كه در مسأله پيش گفته شد، اطاعت شوهر را نكند، گناهكاراست و حق غذا، لباس، منزل و همخوابى ندارد، ولى مهر او از بين نمى رود.
    « 86 » اگر در عقد دائم مهر را معين نكنند، عقد صحيح است و چنانچه مرد با زن نزديكى كند، بايد مهر او را مطابق مهر زنانى كه مثل او هستند، بدهد.
    « 87 » اگر هنگام خواندن عقد دائم براى دادن مهر، مدتى معين نكرده باشند، زن مى تواند قبل از گرفتن مهر از نزديكى كردن شوهر جلوگيرى كند، چه شوهر توانايى دادن مهر را داشته باشد چه نداشته باشد. ولى اگر قبل از گرفتن مهر به نزديكى راضى شود و شوهر با او نزديكى كند، ديگر نمى تواند بدون عذر شرعى از نزديكى شوهر، جلوگيرى نمايد.
    « 88 » در صورت فوت زن يا مرد قبل از دخول ، بنا بر اقوى ، مهر نصف مى شود.

متعه ( يا صيغه )
    « 89 » صيغه كردن زن، اگر چه براى لذت بردن نيز نباشد ، صحيح است .
    « 90 » زنى كه صيغه مى شود اگر در عقد شرط كند كه شوهر با او نزديكى نكند ، عقد و شرط او صحيح است و شوهر فقط مى تواند، لذت هاى ديگر از او ببرد ، ولى اگر بعدا به نزديكى راضى شود ، شوهر مى تواند با او نزديكى نمايد .
    « 91 » مرد مى تواند زنى را كه صيغه او بوده و هنوز عدّه اش تمام نشده، بعد از تمام شدن مدّت ازدواج يا بخشيدن آن مدت، به عقد دائم خود در آورد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS