عـارِيَه

عـارِيَه

    عاريه آن است كه انسان مال خود را به ديگرى بدهد كه از آن استفاده كند و در عوض، چيزى هم از او نگيرد.
    « 46 » در عاريه، استفاده هايى جايز است كه عادتاً و به حسب زمان و مكان مناسب آن چيز باشد و استفاده هايى غير از منافع ظاهره آن جايز نيست، مگر اين كه بداند يا قرينه باشد كه مى تواند از همه منافع آن استفاده كند، و اگر چيزى بود كه منافع متعددى داشت، و قرينه اى هم بر منع بعضى از منافع وجود نداشت، استفاده از تمام منافع آن، جايز است.
    « 47 » اگر از مقدارى كه در عاريه معين شده تعدى و تجاوز نمايد، مثلاً زيادتر از مقدارى كه مجاز بوده بر حيوان عاريه اى حمل كرد يا سوار بر آن شد، يا زمين را زيادتر از مقدارى كه اجازه داشت زراعت كرد، پس اجرت استفاده هاى زيادتر از آن مقدار را ضامن است، و اگر آن را براى استفاده معينى عاريه كرده ولى استفاده ديگرى از آن نموده پس اجرت تمام آن را ضامن است، و اگر آن مال تلف شود عين آن را هم ضامن است.
    « 48 » لازم نيست در عاريه صيغه بخوانند، و اگر مثلاً لباس را به قصد عاريه به كسى بدهد و او به همين قصد بگيرد، عاريه صحيح است.
    « 49 » عاريه دادن چيز غصبى و چيزى كه مال انسان است ولى منفعت آن را به ديگران واگذار كرده، مثلاً آن را اجاره داده، در صورتى صحيح است كه مالك چيز غصبى يا كسى كه آن چيز را اجاره كرده، بگويد، به عاريه دادن راضى هستم.
    « 50 » چيزى را كه منفعتش مال انسان است مثلاً آن را اجاره كرده مى تواند عاريه بدهد، ولى اگر در اجاره شرط كرده باشند كه خودش از آن استفاده كند، نمى تواند آن را به ديگرى عاريه دهد.
    « 51 » اگر ديوانه و بچّه، مال خود را عاريه بدهند صحيح نيست، اما اگر ولىّ بچه مصلحت بداند كه مال او را عاريه دهد و بچه آن مال را به دستور ولىّ به عاريه كننده برساند، اشكال ندارد.
    « 52 » اگر در نگهدارى چيزى كه عاريه كرده كوتاهى نكند و در استفاده از آن هم زياده روى ننمايد و اتفاقا آن چيز تلف شود ضامن نيست؛ ولى چنانچه شرط كنند كه اگر تلف شود عاريه كننده ضامن باشد، يا چيزى را كه عاريه كرده طلا و نقره باشد، بنابر اظهر بايد عوض آن را بدهد.
    « 53 » اگر طلا ونقره را عاريه نمايد و شرط كند كه اگر تلف شود ضامن نباشد، چنانچه تلف شود ضامن نيست.
    « 54 » اگر عاريه دهنده بميرد، گيرنده بايد چيزى را كه عاريه كرده به ورثه او بدهد.
    « 55 » اگر عاريه دهنده طورى شود كه شرعا نتواند در مال خود تصرف كند ، مثلاً ديوانه شود، عاريه كننده بايد مالى را كه عاريه كرده به ولىّ او بدهد.
    « 56 » كسى كه چيزى عاريه داده هروقت بخواهد مى تواند آن را پس بگيرد، و كسى هم كه عاريه كرده هروقت بخواهد مى تواند آن را پس دهد.
    « 57 » اگر زمينى را براى دفن ميت مسلمان يا كسى كه در حكم مسلمان است عاريه داد و بعد از دفن از عاريه برگشت ، نمى تواند عاريه گيرنده را وادار به نبش قبر نمايد ، مگر آن كه بدن ميت از بين رفته باشد.
    « 58 » اگر ظرف طلا و نقره را براى زينت اُطاق عاريه بدهند، اشكال ندارد، ولى اگر براى استفاده حرام بدهند باطل است.
    « 59 » عاريه دادن گوسفند براى استفاده از شير و پشم آن، و عاريه دادن حيوان نر براى جفت گيرى صحيح است.
    « 60 » اگر چيزى را كه عاريه كرده به مالك يا ولىّ او بدهد و بعد آن چيز تلف شود، عاريه كننده ضامن نيست، و در غير اين صورت ضامن است، اگر چه مثلاً آن را به جايى ببرد كه صاحبش معمولاً به آنجا مى برده؛ مثلاً اسب را در اصطبلى كه صاحبش براى آن درست كرده ببندد.
    « 61 » چيزى را كه عاريه كرده بدون اجازه صاحب آن، نمى تواند به ديگرى اجاره يا عاريه دهد.
    « 62 » اگر چيزى را كه عاريه كرده با اجازه صاحب آن، به ديگرى عاريه دهد، چنانچه كسى كه اول آن چيز را عاريه كرده، بميرد يا ديوانه شود، عاريه دومى باطل نمى شود.
    « 63 » اگر بداند مالى را كه عاريه كرده غصبى است، بايد آن را به صاحبش برساند و نمى تواند به عاريه دهنده بدهد.
    « 64 » اگر مالى را كه مى داند غصبى است عاريه كند و از آن استفاده اى ببرد و در دست او از بين برود، مالك مى تواند عوض مال را از او يا از كسى كه مال را غصب كرده مطالبه كند، و همچنين مى تواند عوض استفاده هايى را كه عاريه گيرنده برده، از او و يا از غاصب مطالبه نمايد، و اگر مالك چيزى از غاصب گرفت، غاصب مى تواند عوض آن را از عاريه گيرنده بگيرد، و اگر مالك، عوض مال يا عوض استفاده آن را از عاريه كننده بگيرد،اونمى تواند چيزى را كه به مالك مى دهداز عاريه دهنده مطالبه نمايد.
    « 65 » اگر نداند مالى را كه عاريه كرده غصبى است و در دست او از بين برود، چنانچه صاحب مال عوض آن را از او بگيرد، او هم مى تواند آنچه را به صاحب مال داده از عاريه دهنده مطالبه نمايد، ولى اگر چيزى را كه عاريه كرده طلا و نقره باشد، يا عاريه دهنده با او شرط كرده باشد كه اگر آن چيز از بين برود، بايد عوضش را بدهد، نمى تواند چيزى را كه به صاحب مال مى دهد، از عاريه دهنده مطالبه نمايد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS