صُلـح

صُلـح
    صلح آن است كه انسان با ديگرى توافق كند كه مقدارى از مال يا منفعت مال خود را ملك او كند، يا از طلب يا حق خود بگذرد كه او هم در عوض، مقدارى از مال يا منفعت مال خود را به او واگذار نمايد يا از طلب يا حقى كه دارد بگذرد.
    « 181 » بنا بر اظهر ، صلح عقد مستقلى است و در احكام و شرايط، تابع ساير عقود نيست، و فرقى نمى كند كه صلح بعد از نزاع انجام گيرد و يا اصلاً نزاعى در بين نباشد، بنا بر اظهر ، ولى لازم است در عقد صلح حرامى را حلال و يا حلالى را حرام نكنند، كه در اين صورت صلح ، صحيح و نافذ نيست .
    « 182 » دو نفر كه چيزى را با يكديگر صلح مى كنند، بايد بالغ و عاقل باشند و كسى آنها را مجبور نكرده باشد و قصد صلح داشته باشند و حاكم شرع هم آنان را از تصرف در اموالشان جلوگيرى نكرده باشد.
    « 183 » لازم نيست صيغه صلح به عربى خوانده شود، بلكه با هر لفظ يا فعلى كه بفهماند با هم صلح و سازش كرده اند صحيح است.
    « 184 » اگر كسى بخواهد طلب يا حق خود را با ديگرى صلح كند در صورتى صحيح است كه او قبول نمايد.
    « 185 » اگر انسان مقدار بدهى خود رابداند و طلبكار او نداند، چنانچه طلبكار طلب خود را به كمتر از مقدارى كه هست صلح كند، مثلاً پنجاه تومان طلبكار باشد و طلب خود را به ده تومان صلح نمايد، زيادى براى بدهكار حلال نيست، مگر آن كه مقدار بدهى خود را به او بگويد و او را راضى كند، يا طورى باشد كه اگر مقدار طلب خود را مى دانست، باز هم به آن مقدار صلح مى كرد.
    « 186 » در عقد صلح كه در آن دو چيز با يكديگر معاوضه مى شوند، اگر يكى از آن دو قابل ملكيت و معامله نباشد، اصل عقد باطل است، و اگر بعد از صلح معلوم شد كه يكى از دو چيزى كه مورد مصالحه واقع شده معيوب است، حق فسخ براى كسى كه ضرر ديده ثابت است، و همچنين است اگر يكى از دو طرف مغبون شده باشد.
    « 187 » اگر بخواهند دو چيزى را كه از يك جنس و وزن آن معلوم است با يكديگر صلح كنند، بنا براحتياط در صورتى صحيح است كه وزن يكى بيشتر از ديگرى نباشد، ولى اگر وزن آنها معلوم نباشد، اگر چه احتمال دهند كه وزن يكى بيشتر از ديگرى است صلح صحيح است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS