نصاب ها

نصاب ها :

نصاب طلا

    « 286 » طلا دو نصاب دارد :

    نصاب اول : بيست مثقال شرعى است كه هرمثقال آن 18 نخود است، پس اگر طلا به بيست مثقال شرعى، كه پانزده مثقال معمولى است برسد، اگر شرايط ديگر را هم كه قبلاً گفته شد داشته باشد، بايد « چهل يك » آن را، كه نُه نخود مى شود، به عنوان زكات داد، و اگر به اين مقدار نرسد زكات آن واجب نيست.

    نصاب دوم : چهار مثقال شرعى است كه سه مثقال معمولى مى شود، يعنى اگر سه مثقال به پانزده مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام 18 مثقال را از قرار « چهل يك » بدهد، و اگر كمتر از سه مثقال اضافه شود، فقط بايد زكات 15 مثقال آن را بدهد و زيادى آن زكات ندارد، و همچنين است هرچه بالا رود، يعنى اگر سه مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام آنها را بدهد و اگر كمتر اضافه شود، مقدارى كه اضافه شده زكات ندارد.

 

 

نصاب نقره

    « 287 » نقره دو نصاب دارد :

    نصاب اول : 105 مثقال معمولى است، كه اگر نقره به 105 مثقال برسد و شرايط ديگر را هم كه گفته شد داشته باشد، بايد « چهل يك » آن را كه دو مثقال و پانزده نخود مى شود، به عنوان زكات داد، و اگر به اين مقدار نرسد زكات آن واجب نيست.

    نصاب دوم : 21 مثقال است، يعنى اگر 21 مثقال به 105 مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام 126 مثقال را بطورى كه گفته شد ـ بدهد، و اگر كمتر از 21 مثقال اضافه شود، فقط بايد زكات 105 مثقال آن را بدهد و زيادى آن زكات ندارد، و همچنين است هر چه بالا رود، يعنى اگر 21 مثقال اضافه شود بايد زكات تمام آنها را بدهد و اگر كمتر اضافه شود مقدارى كه اضافه شده زكات ندارد. بنابر اين اگر انسان چهل يك هر چه طلا و نقره دارد بدهد، زكاتى را كه بر او واجب بوده داده و گاهى هم بيشتر از مقدار واجب داده است، مثلاً كسى كه 110 مثقال نقره دارد، اگر چهل يك آن را بدهد، زكات 105 مثقال آن را كه واجب بوده داده و مقدارى هم براى 5 مثقال آن داده كه واجب نبوده است.

    « 288 » زكات طلا و نقره در صورتى واجب مى شود كه آن را سكه زده باشند و معامله با آن رايج باشد، و اگر چه سكه آن نيز از بين رفته باشد، بايد زكات آن را بدهند.

    « 289 » طلا و نقره سكه دارى كه زنها براى زينت به كار مى برند، اگر معامله با آن رايج باشد، زكات دارد ولى اگر طورى شود كه معامله با آن به عنوان مسكوك رايج نباشد زكات ندارد.

    « 290 » همان طور كه سابقا گفته شد زكات طلا و نقره در صورتى واجب مى شود كه انسان يازده ماه مالك مقدار نصاب باشد و اگر در بين يازده ماه، طلا و نقره او از نصاب اول كمتر شود، زكات بر او واجب نيست.

    « 291 » اگر در بين يازده ماه، طلا و نقره اى را كه دارد با طلا يا نقره يا چيز ديگر عوض نمايد يا آنها را آب كند، بنابر اظهر زكات بر او واجب نيست، ولى مكروه است كه براى فرار از دادن زكات اين كارها را بكند.

    « 292 » اگر طلا و نقره اى را كه دارد خوب و بد داشته باشد، مى تواند زكات هركدام از خوب و بد را از خود آن بدهد، ولى بهتر است زكات همه آنها را از طلا و نقره خوب بدهد ، اگر چه بنا بر اظهر جايز است زكات همه را از جنس بد بدهد .

    « 293 » طلا و نقره اى كه بيشتر از اندازه معمول ناخالصى دارد، اگر خالص آن به اندازه نصاب ـ كه مقدار آن گفته شد ـ برسد ، انسان بايد زكات آن را بدهد، و چنانچه شك دارد كه خالص آن به اندازه نصاب هست يانه، زكات آن واجب نيست، ولى احتياط در اين است كه با تصفيه كردن و مانند آن تحقيق كند، تا بداند اگر خالص آن به مقدار نصاب است زكاتش را بپردازد، يا اين كه بدون تصفيه و تحقيق، احتياط كرده و زكاتى را كه احتمال مى دهد واجب شده، بپردازد.

    « 294 » اگر طلا و نقره اى را كه دارد ، به مقدار معمول ، فلز ديگر با آن مخلوط باشد، نمى تواند زكات آن را از طلا و نقره اى بدهد كه بيشتر از معمول فلز ديگر دارد، ولى اگر به قدرى بدهد كه يقين كند طلا ونقره خالصى كه در آن هست، به اندازه زكاتى مى باشد كه بر او واجب است اشكال ندارد، و نيت كند مقدارى را كه زيادتر داده است به عنوان زكات نباشد، بلكه به عنوان هديه و احسان بدهد.

 

زكات شتر ، گاو و گوسفند

    « 295 » زكات شتر، گاو و گوسفند غير از شرط هايى كه گفته شد، دو شرط ديگر دارد :     1 ـ حيوان در تمام سال بيكار باشد، و ملاك تشخيص بيكار بودن نظر مردم و عرف است.

    2 ـ در تمام سال از علف بيابان بچرد، پس اگر تمام سال يا مقدارى از آن را از علف چيده شده، يا از زراعتى كه ملك مالك يا ملك ديگرى است بچرد، زكات ندارد.

 

نصاب شتر

    « 296 » شتر دوازده نصاب دارد:

    1 ـ پنج شتر، و زكات آن يك گوسفند است و تا شماره شتر به اين مقدار نرسد زكات ندارد.

    2 ـ ده شتر، و زكات آن دو گوسفند است.

    3 ـ پانزده شتر، و زكات آن سه گوسفند است.

    4 ـ بيست شتر، و زكات آن چهار گوسفند است.

    5 ـ 25 شتر، و زكات آن پنج گوسفند است.

    6 - 26 شتر، و زكات آن يك شتر است كه داخل سال دوم شده باشد و مادرش قابليت حمل را داشته باشد .

    7 ـ 36 شتر، و زكات آن يك شتر است كه داخل سال سوم شده باشد، و مادرش قابليت حمل و مقاربت را داشته باشد .

    8 ـ 46 شتر، و زكات آن يك شتر است كه داخل سال چهارم شده باشد و قابليت حمل را داشته باشد.

    9 ـ 61 شتر، و زكات آن يك شتر است كه داخل سال پنجم شده باشد.

    10 ـ 76 شتر، و زكات آن دو شتر است كه داخل سال سوم شده باشند.

    11 ـ 91 شتر، و زكات آن دو شتر است كه داخل سال چهارم شده باشند.

    12 - 121 شتر، و بالاتر از آن؛ كه بايد يا چهل تا، چهل تا، حساب كند و براى هرچهل تا، يك شتر بدهد كه داخل سال سوم شده باشد، يا پنجاه تا، پنجاه تا، حساب كند و براى هرپنجاه تا، يك شتر بدهد كه داخل سال چهارم شده باشد و يا با هردو راه، يعنى چهل تايى و پنجاه تايى حساب كند، ولى در هرصورت بايد طورى

حساب كند كه چيزى باقى نماند، يا اگر چيزى باقى مى ماند، از نُه تا بيشتر نباشد، مثلاً اگر 140 شتر دارد، بايد براى صدتا ، دو شترى كه داخل سال چهارم شده و براى چهل تا ، يك شترى كه داخل سال سوم شده بدهد .

    « 297 » شترى كه به عنوان زكات داده مى شود، بايد مادّه باشد .

 

 

نصاب گاو

    « 298 » گاو و گاوميش دو نصاب دارد :

    نصاب اول : سى گاو است . هنگامى كه تعداد گاوها به سى برسد، اگر شرايطى را كه گفته شد داشته باشد، بايد يك گوساله كه داخل سال دوم شده و مادرش قابليت حمل را داشته باشد به عنوان زكات داد .

    نصاب دوم : چهل گاو است، و زكات آن يك گوساله ماده است كه داخل سال سوم شده و مادرش قابليت حمل را داشته باشد.

    « 299 » زكات مابين سى و چهل گاو واجب نيست، مثلاً كسى كه 39 گاو دارد، فقط بايد زكات سى تاى آنها را بدهد، و نيز اگراز چهل گاو زيادتر داشته باشد، تا به شصت نرسيده، فقط بايد زكات چهل تاى آن را بدهد و بعد از آن كه به شصت رسيد، چون دو برابر نصاب اول را دارد، بايد دو گوساله كه داخل سال دوم شده باشند زكات بدهد، و همچنين هرچه بالا رود بايد يا سى تا، سى تا، حساب كند يا چهل تا، چهل تا، يا با سى و چهل حساب كند و زكات آن را به دستورى كه گفته شد بدهد، ولى بايد طورى حساب كند كه چيزى باقى نماند، يا اگر چيزى باقى مى ماند از نُه تا بيشتر نباشد، مثلاً اگر هفتاد گاو دارد، بايد به حساب سى و چهل حساب كند و براى سى تاى آن ، زكات سى تا، و براى چهل تاى آن، زكات چهل تا را بدهد، چون اگر تنها با روش سى تايى، حساب كند، ده گاو زكات نداده باقى مى ماند .

 

 

نصاب گوسفند

    « 300 » گوسفند پنج نصاب دارد :

    اول : چهل گوسفند، و زكات آن يك گوسفند است، و تا گوسفند به چهل نرسد زكات ندارد.

    دوم : 121 گوسفند، و زكات آن دو گوسفند است.

    سوم : 201 گوسفند، و زكات آن سه گوسفند است.

    چهارم : 301 گوسفند، و زكات آن چهار گوسفند است.

    پنجم : چهار صد و بالاتر از آن، كه بايد آنها را صدتا، صدتا، حساب كند و براى هرصدتاى آنها يك گوسفند بدهد، و لازم نيست زكات را از خود گوسفندها بدهد، بلكه اگر گوسفند ديگرى بدهد، يا مطابق قيمت گوسفند، پول بدهد كافى است، ولى اگر بخواهد جنس ديگر بدهد در صورتى كه براى فقرا بهتر باشد، اشكال ندارد.

    « 301 » زكات ما بين دو نصاب واجب نيست، پس اگر شماره گوسفندهاى كسى از نصاب اول كه چهل است بيشتر باشد تا به نصاب دوم كه 121 است نرسيده، فقط بايد زكات چهل تاى آن را بدهد و زيادى آن زكات نداردو همچنين است در نصابهاى بعد.

    « 302 » گوسفندى را كه براى زكات مى دهد اگر داخل سال دوم شده باشد كافى است، ولى اظهر اين است كه اگر هفت ماه گوسفند هم تمام شده باشد كافى است، و اگر بُز را به عنوان زكات بدهد، بايد داخل سال سوم شده باشد.

    « 303 » اگر يك نفر در چند جا، گاو يا شتر يا گوسفند داشته باشد و روى هم به اندازه نصاب باشند، بايد زكات آنها را بدهد.

    « 304 » اگر گاو، گوسفند و شترى كه دارد همه مريض يا معيوب يا پير باشند، مى تواند زكات را از خود آنها بدهد، ولى اگر همه سالم و بى عيب و جوان باشند نمى تواند زكات آنها را از حيوان مريض يا معيوب يا پير بدهد، بلكه اگر بعضى از آنها سالم و بعضى مريض و دسته اى معيوب و دسته ديگر بى عيب و مقدارى پير و مقدارى جوان باشند، مستحب آن است كه براى زكات آنها، همه را در مجموع و به طور متوسط در نظر بگيرد، گرچه اظهر آن است كه پرداخت آنچه كه اسم حيوان بر او صدق كند كافى است.

    « 305 » اگر قبل از تمام شدن ماه يازدهم، گاو، گوسفند و شتر را با چيز ديگر عوض كند، يا نصابى را كه دارد با مقدار نصاب از همان جنس عوض نمايد، مثلاً چهل گوسفند بدهد و چهل گوسفند ديگر بگيرد، زكات بر او واجب نيست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS