نماز قضا

« نماز قضا »
    « 171 » كسى كه نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده، بايد قضاى آن را بجا آورد، اگر چه در تمام وقت نماز، خواب مانده يا به سبب مستى نماز نخوانده باشد؛ ولى كسى كه در تمام وقت نماز، هنوز بالغ نشده و يا ديوانه و يا بيهوش است و يا زنى كه در تمام وقت نماز در حال حيض يا نفاس است، نمازى كه اينها نخوانده اند قضا ندارد، مگراين كه قبل از تمام شدن وقت نماز، اين افراد از چنين حالى خارج شوند يعنى شخص غيربالغ به تكليف برسد و بيهوش به هوش آيد و زن از حيض و نفاس پاك شود و مجنون عاقل شود، كه دراين صورت نمازى را كه لااقل يك ركعت از آن را ولو با تيمّم و حذف مستحبات، در وقت مى توانسته بخواند و نخوانده، بايد قضا نمايد.
    « 172 » اگر كسى به اختيار خود سبب حصول ديوانگى يا بيهوشى، يا حيض و نفاس در خود شود، بنابر احتياط واجب بايد نمازهاى فوت شده در آن حال را قضا نمايد، خصوصاً اگر اين عمل بعد از دخول وقت باشد.
    « 173 » نمازهايى كه واجب است قرائت در آنها بلند خوانده شود هنگام قضا هم بايد بلند خوانده شود و همچنين نمازهايى كه واجب است آهسته بخواند هنگام قضا نيز واجب است آهسته بخواند . و بلند يا آهسته خواندن قضاى نافله ها تابع خود آنها است .
    « 174 » كسى كه وضو، غسل و تيمم برايش ممكن نيست، در خود وقت، نماز بر او واجب نيست و بنابراحتياط واجب بايد در وقتى كه قادر بر تحصيل طهارت است نماز را قضا نمايد، خصوصاً اگر خودش با اختيار سبب از بين رفتن تمكن شده باشد، بلكه اگر اين عمل بعد از گذشتن وقت كافى براى انجام نماز صورت گيرد، بايد نمازش را قضا كند.
    « 175 » كافر اصلى، به جميع اقسام آن، در صورتى كه مسلمان شود، نمازهاى سابق او قضا ندارد، و امّا مسلمانى كه نماز نخوانده اگر چه معذور بوده يا مسلمانى كه مرتد شده، اگر چه مرتد فطرى باشد بنابر اظهر، و يامسلمانى كه محكوم به كفر است، مثل خوارج، در صورت توبه بر همه اينها قضا لازم است، ولى مسلمانى كه شيعه شده و نمازهايش را قبلاً مطابق مذهب خودش يا مطابق مذهب شيعه با نيت قربت خوانده است بنابراظهر قضا براو واجب نيست. و امّا اگر اصلاً نمازش را نخوانده بايد قضا كند.

    « 176 » اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى را كه خوانده باطل بوده، بايد قضاى آن را بخواند.
    « 177 » كسى كه نماز قضا دارد، بايد در خواندن آن كوتاهى نكند ولى واجب نيست فورا آن را بجا آورد، و كسى كه نماز قضا دارد تا وقتى كه وقت فريضه تنگ نشده مى تواند نماز قضا يا نماز مستحبى بخواند.
    « 178 » قضاى نمازهاى يوميه در صورتى كه ترتيب آنها معلوم باشد بايد به ترتيب خوانده شود ، مثلاً كسى كه يك روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده ، بنا بر اظهر و احوط بايد اول نماز عصر و بعد از آن نماز ظهر را قضا نمايد .
    « 179 » اگر بخواهد قضاى چند نماز غير يوميه، مانند نماز آيات را بخواند يا مثلاً بخواهد قضاى يك نماز يوميه و چند نماز غير يوميه را بخواند، لازم نيست آنها را به ترتيب بجا آورد.
    « 180 » اگر كسى نداند و گمان هم ندارد كه نمازهايى كه از او قضا شده كداميك جلوتر بوده، بنابر اقوى لازم نيست به طورى بخواند كه ترتيب حاصل شود و مى تواند هر كدام را خواست مقدم بدارد، اگر چه احتياط، در صورتى كه عسر و حرج پيش نيايد و موجب فوت آنچه يقينا فوت شده، نشود، تحصيل يقين به ترتيب است، پس اگر نداند نماز مغرب و ظهر كه از او فوت شده كداميك جلوتر بوده يك نماز مغرب بين دو ظهر يا يك نماز ظهر بين دو مغرب بنابراحتياط مستحب بخواند.
    « 181 » اگر نماز ظهر و عصر از او قضا شده ولى نمى داند از يك روز بوده يا از دو روز و نمى داند كدام زودتر قضاشده، مى تواند دو نماز چهارركعتى بخواند : چهار ركعت اول به قصد نمازى كه اوّل فوت شده و چهار ركعت دوم به قصد نماز دوم .
    « 182 » كسى كه چند نماز از او قضا شده و تعداد آنها را نمى داند مثلاً نمى داند چهار تا بوده يا پنج تا ، چنانچه براى او مشكل نيست و عسر و حرج در كار نباشد ، لازم است آن قدر نماز بخواند تا علم پيدا كند به مقدار نمازهاى قضا شده يا اينكه بيشتر نماز قضا خوانده است ، و اگر تحصيل علم ممكن نيست ، به مقدارى كه اطمينان پيدا كند نماز بخواند ، و اگر آن هم نشد به قدرى كه گمان پيدا كند ، و اين احتياطات در صورتى است كه مى داند يا احتمال مى دهد كه سابقاً مقدار آنها را مى دانسته و الاّ فقط به قدرى كه يقين دارد نماز بخواند و در مورد مقدار بيشتر ، احتياط كردن خوب است ولى ظاهر اين است كه لازم نيست .
    « 183 » كسى كه نماز قضا از همين روز يا روزهاى پيش دارد، مى تواند قبل از خواندن نمازى كه قضا شده، نماز ادايى را بخواند و لازم نيست نماز قضا را جلو بيندازد، گر چه مطابق احتياط است.
    « 184 » كسى كه مى داند يك نماز چهار ركعتى نخوانده و نمى داند نماز ظهر است يا عصر است يا عشا، اگر يك نماز چهار ركعتى به نيت قضاى نمازى كه نخوانده بخواند كافى است.
    « 185 » كسى كه مى داند يكى از نمازهاى پنجگانه از او فوت شده و نمى داند كدام بوده، كافى است يك نماز صبح و يك مغرب و يك چهار ركعتى به قصد ما فِى الذمّه بخواند ، و در بلند يا آهسته خواندن آن مخيّر است ، و اگر مسافر بوده ، كافى است يك مغرب و يك دو ركعتى به قصد ما فى الذمه بخواند.
    « 186 » اگر از روزهاى گذشته نمازهاى قضا دارد و يك نماز يا بيشتر هم از همان روز از او قضا شده، چنانچه براى قضاى تمام آنها وقت ندارد، يا نمى خواهد همه را در آن روز بخواند، مستحب است نماز قضاى آن روز را پيش از نماز ادا بخواند، بلكه مطابق احتياط است.
    « 187 » نماز قضا را با جماعت مى شود خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد يا قضا، و لازم نيست هر دو يك نماز را بخوانند مثلاً اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر يا عصر امام بخواند اشكال ندارد .
    « 188 » نمازهاى مستحبّى كه وقت خاص دارند در صورت ترك، قضاى آنها مستحب است ولى اگر در اثر بيمارى فوت شد، استحباب قضا تأكد ندارد، و اگر نمازهاى مستحبى فوت شده را قضا نكرد مستحب است براى هر نماز فوت شده يك مُدّ طعام صدقه بدهد .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS