نماز مسافر

« نماز مسافر »
    مسافر بايد نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت شرط ، شكسته بجا آورد يعنى دو ركعت بخواند :
    1 ـ آن كه سفر او كمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد .
    2 ـ از اول مسافرت، قصد هشت فرسخ را داشته باشد .
    3 ـ در بين راه از قصد خود برنگردد .
    4 ـ قبل از رسيدن به هشت فرسخ از وطن خود يا جايى كه مى خواهد ده روز يا بيشتر در آنجا بماند نگذرد.
    5 ـ براى كار حرام سفر نكند.
    6 ـ از صحرانشين هايى نباشد كه در بيابان ها گردش مى كنند.
    7 ـ شغل او مسافرت نباشد.
    8 ـ از شهر خارج شده به حد ترخُّص برسد .
تفصيل شروط ذكر شده در مسائل بعدى بيان مى شود .

شرط اول : آن كه سفر او كمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد .
    « 91 » كسى كه مجموع مسافت رفت و برگشت او هشت فرسخ است ، و بخواهد همان روز كه رفته است برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند. و همچنين اگر رفت و برگشت در شب يا در روز و شب باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
    « 92 » اگر مجموع رفت و برگشت هشت فرسخ باشد ولى همان روز كه رفته نمى خواهد برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند و روزه را افطار نمايد، و اگر رفت و برگشت به تنهايى هشت فرسخ يا بيشتر باشد، و در بين راه و مقصد، قصد ماندن ده روز نكرده باشد، بايد نماز را شكسته بخواند و روزه را افطار نمايد.
    « 93 » اگر علم يا اطمينان داشته باشد و يا دو نفر عادل بگويند كه سفر او هشت فرسخ است بايد ترتيب اثر بدهد و نماز را شكسته بخواند، بلكه كافى بودن مطلق گمان اگر چه اطمينان نداشته باشد خالى از وجه نيست، و اگر براى او سؤال كردن مشكل نيست و حرج ندارد بايد بنابر احتياط سؤال كند.

    « 94 » اگر دو نفر عادل بگويند سفر هشت فرسخ است و دو نفر عادل ديگر بگويند نيست، بنابراحوط بايد قول دوم را بگيرد و نماز را تمام بخواند و اگر شكسته خوانده اعاده كند، حتى اگر بعداً هم معلوم شود كه هشت فرسخ بوده؛ مگر اينكه نماز اول را با قصد قربت خوانده باشد كه در اين صورت همان نماز كافى است.
    « 95 » كسى كه يقين دارد سفرش هشت فرسخ نيست ، يا شك دارد كه هشت فرسخ هست يا نه ، چنانچه در بين راه بفهمد كه سفر او هشت فرسخ بوده ، اگر چه كمى از راه باقى باشد ، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر تمام خوانده دوباره شكسته بجا آورد .
    « 96 » اگر طفل مميزى كه قصد سفر دارد در بين راه بالغ شود، در صورتى كه مجموع حركت از ابتداى سفر هشت فرسخ باشد ، واجب است از زمان بلوغ نماز را شكسته بخواند .
    « 97 » اگر دو همسفر يكى معتقد به مقدار مسافت شرعى يعنى هشت فرسخ است و ديگرى معتقد است كه هشت فرسخ نيست، بايد هركدام به وظيفه خود عمل كند و بنا بر احتياط واجب هيچ كدام به ديگرى اقتدا نكند .
    « 98 » اگر بين دو محلى كه فاصله آنها كمتر از چهار فرسخ است، چند مرتبه رفت و آمد كند به نحوى كه به حدّ ترخّص برگردد، اگر چه روى هم رفته هشت فرسخ شود، بايد نماز را تمام بخواند.
    « 99 » اگر محلى دو راه داشته باشد، يك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت فرسخ يا بيشتر باشد، چنانچه انسان از راهى كه هشت فرسخ است، به آنجا برود ، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر از راه ديگر بدون قصد برگشت برود ، بايد تمام بخواند.
    « 100 » اگر شهر ديوار دارد، بايد ابتداى مسافت را از ديوار شهر حساب كند، و اگر ديوار ندارد، بايد از خانه هاى آخر شهر حساب نمايد.
شرط دوم : از اول مسافرت، قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگر به جايى كه كمتراز هشت فرسخ است مسافرت كند و بعداز رسيدن به آنجا قصد كند جايى برود كه با مقدارى كه آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته، بايد نماز را تمام بخواند، ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود يا چهار فرسخ برود و به وطنش يا به جايى كه مى خواهد ده روز بماند برگردد بايد نماز را شكسته بخواند.
    « 101 » كسى كه نمى داند سفرش چند فرسخ است، مثلاً براى پيدا كردن گمشده اى مسافرت مى كند و نمى داند كه چه مقدار بايد برود تا آن را پيدا كند، بايد نماز را تمام بخواند، ولى در برگشتن، چنانچه تا وطنش يا جايى كه مى خواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ يا بيشتر باشد، بايد نماز را شكسته بخواند، و نيز اگر در بين رفتن مثلاً قصد كند كه چهار فرسخ برود و برگردد، چنانچه رفت و برگشت هشت فرسخ شود، بايد نماز را شكسته بخواند.
    « 102 » مسافر در صورتى بايد نماز را شكسته بخواند كه تصميم داشته باشد هشت فرسخ برود، پس كسى كه از شهر بيرون مى رود و مثلاً قصدش اين است كه اگر رفيق پيدا كند، سفر هشت فرسخى برود چنانچه اطمينان دارد كه رفيق پيدا مى كند، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر اطمينان ندارد بايد تمام بخواند و احتمال دارد كه مطلق گمان كافى باشد.
    « 103 » كسى كه در سفر به اختيار ديگرى است مانند نوكرى كه با آقاى خود مسافرت مى كند، چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است ، بايد نماز را شكسته بخواند.
    « 104 » كسى كه در سفر به اختيار ديگرى است، اگر بداند يا گمان داشته باشد، بلكه اگر احتمال نيز بدهد كه پيش از رسيدن به چهار فرسخ از او جدا مى شود و برمى گردد، بايد نماز را تمام بخواند.
    « 105 » كسى كه در سفر به اختيار ديگرى است، اگر نداند كه آن ديگرى قصد هشت فرسخ را دارد يا نه، بنابراحوط بايد تحقيق كند و اگر تحقيق ممكن نيست بايد نماز را تمام بخواند، و اگر معلوم شد كه از اول قصد هشت فرسخ را داشته بنابراظهر بايد نماز را شكسته بخواند، و احوط جمع بين شكسته و تمام است مگر اين كه مسافت باقيمانده هشت فرسخ باشد كه در اين صورت بايد شكسته بخواند.
شرط سوم : در بين راه از قصد خود برنگردد، پس اگر پيش از رسيدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد، يا مردّد شود، بايد نماز را تمام بخواند.
    « 106 » اگر براى رفتن به محلى حركت كند و بعد از رفتن مقدارى از راه بخواهد جاى ديگرى برود، چنانچه از محل اولى كه حركت كرده تا جايى كه مى خواهد برود، هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
    « 107 » اگر پيش از آن كه به هشت فرسخ برسد مردّد شود كه بقيه راه را برود يا نه، و در موقعى كه مردّد است راه نرود و بعد تصميم بگيرد كه بقيه راه را برود، بايد تا آخر مسافرت نماز را شكسته بخواند.
    « 108 » اگر پيش از آن كه به هشت فرسخ برسد مردّد شود كه بقيه راه را برود يا نه، و در موقعى كه مردّد است مقدارى راه برود و بعد تصميم بگيرد كه هشت فرسخ ديگر برود يا چهار فرسخ رفته و برگردد و يا اين كه تصميم بگيرد بقيه راه را برود و باقيمانده سفر او هشت فرسخ باشد يا چهار فرسخ باشد ولى بخواهد برود و برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند.
    « 109 » اگر در حال سفر بعد از گذشتن از حدّ ترخص مانعى براى مسافرت پيش بيايد ، تا وقتى كه تصميم او بر سفر باقى است و مشروط به تحقق امر ديگر نيست، بايد نماز را شكسته بخواند، ولى اگر از تصميم سفر برگردد و يا بخواهد در همان مكان ده روز بماند بايد نماز را تمام بخواند.

شرط چهارم : قبل از رسيدن به هشت فرسخ از وطن خود نگذرد، يا نخواهد ده روز يا بيشتر در جايى بماند، پس كسى كه مى خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، يا ده روز در محلى بماند، بايد نماز را تمام بخواند.
    « 110 » كسى كه نمى داند پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش مى گذرد يا نه، يا ده روز در محلى مى ماند يا نه، بايد نماز را تمام بخواند.

    « 111 » كسى كه مى خواهد پيش از رسيدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، يا ده روز در محلى بماند، و نيز كسى كه مردّد است كه از وطنش بگذرد يا ده روز در محلى بماند، اگر از ماندن ده روز يا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر باقيمانده راهش هشت فرسخ باشد، يا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند.

شرط پنجم : براى كار حرام سفر نكند، و اگر براى كار حرامى مانند دزدى سفر كند، بايد نماز را تمام بخواند، و همچنين است اگر خود سفر حرام باشد، مثل آن كه براى او ضرر داشته باشد، يا زن بدون اجازه شوهر و فرزند با وجود نهى پدر و مادر سفرى بروند كه بر آنان واجب نباشد، ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، بايد نماز را شكسته بخوانند.
    « 112 » كسى كه سفر او حرام نيست و براى كار حرام هم سفر نمى كند، اگر چه در سفر، معصيتى انجام دهد، مثلاً ـ نعوذ باللّه ـ غيبت كند يا شراب بخورد، بايد نماز را شكسته بخواند. و اگر مقصود از سفر هم طاعت و هم معصيت باشد اگر هردو قصد مستقل باشد بايد نماز را تمام بخواند ولى اگر مقصود اصلى طاعت است و معصيت مقصود فرعى و تبعى است، نماز را شكسته مى خواند.
    « 113 » اگر مخصوصا براى آن كه كار واجبى را ترك كند، مسافرت نمايد نمازش تمام است، پس كسى كه بدهكار است، اگر بتواند بدهى خود را بدهد و طلبكار هم مطالبه كند، چنانچه در سفر نتواند بدهى خود را بدهد و مخصوصا براى فرار از دادن بدهى مسافرت نمايد، بايد نماز را تمام بخواند . ولى مسافرت براى ترك روزه ، حرام نيست .
    « 114 » اگر سفر او سفر حرام نباشد ولى حيوان سوارى يا مركب ديگرى كه سوار است غصبى باشد، و يا اين كه در زمين غصبى سفر مى كند، بنا بر اظهر نمازش تمام است.
    « 115 » كسى كه با ظالم مسافرت مى كند اگر ناچار نباشد و مسافرت او كمك به ظالم باشد، بايد نماز را تمام بخواند، و اگر ناچار باشد يا مثلاً براى نجات دادن مظلومى با او مسافرت كند، نمازش شكسته است.

    « 116 » اگربه قصد تفريح و گردش مسافرت كند حرام نيست و بايد نماز را شكسته بخواند.
    « 117 » اگر براى لهو و خوشگذرانى به شكار رود نمازش تمام است و چنانچه براى تهيه معاش به شكار رود، نمازش شكسته است و اگر براى كسب و زياد كردن مال برود، پس اگر از كسانى مى شود كه شغلشان در مسافرت كردن است نمازش تمام است و روزه مى گيرد . و گرنه احتياط واجب در جمع بين شكسته و تمام است ولى روزه را افطار مى كند .
    « 118 » كسى كه سفرش براى معصيت است اگر در بين راه توبه كرده ، در صورتى كه باقيمانده سفر به اندازه مسافت شرعى باشد نمازش شكسته است و اگر توبه نكرده و پس از ارتكاب معصيت و يا بدون آن برگشت در صورتى كه بقيه سفر به اندازه مسافت شرعى باشد بنابر اظهر نماز را شكسته مى خواند.
    « 119 » اگر قسمتى از سفر براى كار حرام و قسمتى ديگر براى كار غير حرام باشد آن قسمت سفر كه براى غير حرام است ملاك شروع مسافت شرعى براى شكسته بودن نماز است.

شرط ششم : از صحرانشين هايى نباشد كه در بيابان ها گردش مى كنند و هرجا آب و خوراك براى خود و حيواناتشان پيدا كنند مى مانند و بعد از چندى به جاى ديگر مى روند، و صحرانشين ها در اين مسافرت ها بايد نماز را تمام بخوانند .

شرط هفتم : شغل او مسافرت نباشد ، بنا بر اين شتردار و راننده و چوبدار و كشتيبان و مانند اينها ، اگر چه براى بردن اثاثيه منزل خود مسافرت كنند ، نمازشان تمام است .
    « 120 » كسى كه شغلش مسافرت است اگر براى كار ديگرى، مثلاً براى زيارت يا حج مسافرت كند، بايد نماز را شكسته بخواند، ولى اگر مثلاً راننده، عده اى را براى زيارت با اتومبيل خود ببرد و در ضمن خودش هم زيارت كند، بايد نماز را تمام بخواند.

    « 121 » مسافرت هايى كه هميشه لازمه شغل انسان است، مثل سفر براى پيداكردن منزل قبل از حركت كاروان، مانند همان شغل است بخلاف مسافرت هاى اتفاقى كه نماز در آن شكسته است.
    « 122 » كسى كه در مقدارى از سال شغلش مسافرت است، مثل راننده اى كه فقط در تابستان يا زمستان اتومبيل خود را كرايه مى دهد، در سفرى كه مشغول به كارش است اگر به او راننده گفته مى شود، بايد نماز را تمام بخواند و احتياط مستحب آن است كه هم شكسته و هم تمام بخواند.
    « 123 » در كثيرالسفر لازم نيست كه انسان سفرهاى متعدد داشته باشد بلكه يك سفر طولانى كه بيشتر سال را فرا گيرد مثل سفرهاى متعدد است؛ پس همين كه بگويند فلانى راننده است و يا شغلش سفر است اگر چه در يك سفر طولانى و بدون تكرار و تعدّد باشد كافى است.
    « 124 » راننده و دوره گردى كه در دو سه فرسخى شهر رفت و آمد مى كند، چنانچه اتفاقا سفر هشت فرسخى برود ولى اين سفر جزء شغل او باشد، بايد نماز را تمام بخواند.
    « 125 » كسى كه شغلش مسافرت است، اگر در وطن يا غير وطن خود ده روز بماند، در سفر اولى كه بعد از ده روز مى رود، مانند سفر اولى است كه اين شغل را در ابتدا شروع كرده بود و بنابراين تا زمانى كه اين سفر، عرفاً شغل او حساب نمى شود، بايد نماز را شكسته بخواند. بلى ماندن ده روز متصل در غيروطن ، بايد با قصد اقامه باشد ، ولى در وطن اگرچه بدون قصد هم باشد ، همين حكم را دارد .
    « 126 » كسى كه در شهرها سياحت مى كند و براى خود وطنى اختيار نكرده ، بايد نماز را تمام بخواند .
    « 127 » كسى كه شغلش مسافرت نيست ، اگر مثلاً در شهرى يا در دهى جنسى دارد كه براى حمل آن مسافرت هاى پى در پى مى كند ، بايد نماز را شكسته بخواند .
شرط هشتم : به حد ترخُّص برسد ، يعنى از وطنش يا جايى كه قصد كرده ده روز در آنجا بماند، به قدرى دور شود كه ديوار شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود ولى بايد در هوا غبار يا چيز ديگرى نباشد كه از ديدن ديوارو شنيدن اذان جلوگيرى كند، و لازم نيست به قدرى دور شود كه مناره ها و گنبدها را نبيند، يا ديوارها هيچ پيدا نباشد، بلكه همين قدر كه ديوارها كاملاً معلوم نباشد، كافى است.
    « 128 » كسى كه به سفر مى رود اگر به جايى برسد كه اذان را نشنود ولى ديوار شهر را ببيند، يا ديوارها را نبيند و صداى اذان را بشنود، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند، بنابر احتياط واجب بايد هم شكسته و هم تمام بخواند.
    « 129 » اگر كسى بدون قصد سفر تا حد ترخّص رفته و از آن جا قصد سفر كرده، همين كه از آن محل شروع به حركت كرد به طورى كه عرفاً بگويند سفرش را آغاز كرده، بايد نمازش را شكسته بخواند و در اين صورت ديگر خروج از حد ترخصِ آن محل اعتبارى ندارد و ابتداى مسافت شرعى را هم بايد از همان جا حساب كرد؛ و همچنين اگر درجايى بود كه نه وطن او بود و نه قصد ماندن ده روز را در آن جا داشت و نه سى و يك روز به طور ترديد در آنجا مانده بود و در عين حال نمازش در آن شهر يا محل تمام بود مثل اينكه به دنبال گمشده اى، بدون قصد سفر به آن جا رسيده بود و از آن جا قصد سفر كرد، خروج از حد ترخّصِ آن محل اعتبارى ندارد و همين كه مسافت شرعى را عرفاً شروع كرد، نمازش را شكسته مى خواند.
    « 130 » اگر مسافر به اجبار يا به اختيار خود بدون اينكه از قصد سفر برگردد به كمتر از حد ترخص برگشت، نمازش در آن جا تمام است، ولى اگر برگشتن او به كمتر از حدّ ترخص نبود نماز شكسته است، مگر آن كه از قصد سفر برگردد.
    « 131 » مسافرى كه به وطن خود برمى گردد، براى اين كه نماز را تمام بخواند بنا بر احتياط بايد هم ديوار وطن را ببيند و هم اذان آن جا را بشنود ، اگر چه اظهر كفايت شنيدن اذان است. ولى مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند، اگر به جايى برسد كه ديوار آن محل را ببيند و صداى اذانش را بشنود، چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند، بنا بر احتياط واجب بايد هم شكسته و هم تمام بخواند .
    « 132 » هر گاه شهرى در بلندى باشد كه از دور ديده شود، يا به قدرى گود باشد كه اگر انسان كمى دور شود ديوار آن را نبيند، كسى كه از آن شهر مسافرت مى كند، وقتى به اندازه اى دور شود كه اگر آن شهر در زمين هموار بود، ديوارش از آنجا ديده نمى شد، بايد نماز خود را شكسته بخواند، و نيز اگر پَستى و بلندى خانه ها بيشتر از معمول باشد، بايد ملاحظه معمول را بنمايد.
    « 133 » در شهرهاى بزرگى، مثل تهران، همين كه عرفاً صدق كند كسى كه در آن شهر زندگى مى كند براحتى مى تواند در نواحى مختلف شهر رفت و آمد كند بدون اين كه عرف او را مسافر حساب كند، بنابراظهر آن شهر حكم شهرهاى ديگر را دارد.
    « 134 » اگر از محلى مسافرت كند كه خانه و ديوار ندارد، وقتى به جايى برسد كه اگر آن محل ديوار داشت از آنجا ديده نمى شد، بايد نماز را شكسته بخواند.
    « 135 » اگر به قدرى دور شود كه اذان خانه ها را نشنود ولى اذان شهر را كه معمولاً در جاى بلند مى گويند بشنود ، بايد نماز را تمام بخواند .
    « 136 » اگر به جايى برسد كه اذان شهر را كه معمولاً در جاى بلند مى گويند نشنود ولى اذانى را كه در جاى خيلى بلند مى گويند بشنود، بايد نماز را شكسته بخواند.
    « 137 » اگر چشم يا گوش او يا صداى اذان، غيرمعمول باشد، در محلى بايد نماز را شكسته بخواند كه چشم متوسط ديوار خانه ها را نبيند و گوش متوسط صداى اذان معمولى را نشنود.
    « 138 » مسافرى كه در سفر از وطن خود عبور مى كند، وقتى به جايى برسد كه ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود بايد نماز را تمام بخواند.
    « 139 » مسافرى كه در بين مسافرت به وطنش رسيده، تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، يا چهار فرسخ برود و برگردد، وقتى به جايى برسد كه ديوار وطن را نبيند و صداى اذان آن را نشنود، بايد نماز را شكسته بخواند.
    « 140 » محلى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن اوست، چه در آنجا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده باشد، پس وطن انسان بنا بر اقوى جايى است كه عرفا آنجا را وطن شخص بدانند و لازم نيست در آنجا ملكى داشته باشد و يا اينكه شش ماه آنجا زندگى كرده باشد بلكه همين قدر كه عرفا آنجا وطن او به حساب بيايد كافى است.

    « 141 » كسى كه در دو محل زندگى مى كند، مثلاً شش ماه در شهرى و شش ماه ديگر در شهرى ديگر مى ماند، هر دو وطن او است؛ و نيز اگر بيشتر از دو محل را براى زندگى خود اختيار كرده باشد، همه آنها وطن او حساب مى شود. و زن در صورتى كه زندگيش در اين گونه وطن به همراه شوهرش است در مسأله وطن تابع شوهر خواهد بود. و در صورتى كه فاصله بين دو وطن به اندازه مسافت شرعى باشد، نمازش در آن فاصله شكسته است و در غير اين صورت نمازش تمام است.
    « 142 » غير از وطن اصلى و وطن غير اصلى كه ذكر شد در جاهاى ديگر اگر قصد اقامت ده روز نكند نمازش شكسته است ولى اگر جايى وطن او بوده و در آنجا شش ماه به قصد وطن بودن مانده است و ملك هم داشته و حالا اعراض كرده است، احتياط كردن در جمع بين نماز قصر و تمام و همچنين گرفتن روزه و قضاى آن خوب است ، و همين احتياط جارى است اگر در جايى شش ماه بدون قصد وطن بودن بماند و ملكى داشته باشد.
    « 143 » اگر به جايى برسد كه وطن او بوده و از آنجا صرف نظر كرده نبايد نماز را تمام بخواند مگر اين كه قبلاً شش ماه با داشتن ملك در آنجا مانده باشد كه خوب است احتياط مسأله قبلى رعايت شود، اگر چه وطن ديگر هم براى خود اختيار نكرده باشد.
    « 144 » مسافرى كه قصد دارد، ده روز پشت سر هم در محلى بماند، يا مى داند كه بدون اختيار ده روز در محلى مى ماند، در آن محل بايد نماز را تمام بخواند.
    « 145 » مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند، لازم نيست قصد ماندن شب اول يا شب يازدهم را داشته باشد، و همين كه قصد كند از اذان صبح روزاول تا غروب روز دهم بماند ، بايد نماز را تمام بخواند ، و همچنين اگر مثلاً قصدش اين باشد كه از ظهر روز اول تا ظهر روز يازدهم بماند ، بايد نماز را تمام بخواند ، و احوط اين است كه جبران كمبود را از شب يازدهم حساب نكند .
    « 146 » مسافرى كه مى خواهد ده روز در محلى بماند، اگر از اول قصد داشته باشد كه در بين ده روز به اطراف آنجا برود، چنانچه جايى كه مى خواهد برود از مقدار ترخص دورتر نباشد ، بايد در همه ده روز نماز را تمام بخواند ، و اگر از مقدار ترخص دورتر باشد ولى كمتر از مقدار مسافت يعنى چهار فرسخ شرعى باشد، چنانچه قسمت عمده روز را در محل اقامت باشد كافى است و نمازش تمام است و عرفا صدق اقامت ده روز در آنجا مى كند.
    « 147 » مسافرى كه تصميم ندارد ده روز در جايى بماند ، مثلاً قصدش اين است كه اگر رفيقش بيايد يا منزل خوبى پيدا كند ، ده روز بماند، بايد نماز را شكسته بخواند.
    « 148 » اگر مسافر قصد كند ده روز در محلى بماند، چنانچه پيش از خواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود، يا مردّد شود كه در آنجا بماند يا به جاى ديگربرود،بايد نماز را شكسته بخواند، واگربعداز خواندن يك نماز چهار ركعتى از ماندن منصرف شود يا مردّد شود، تا وقتى در آنجا هست، بايد نماز را تمام بخواند. و بنابراظهر چه اين نماز چهار ركعتى را به طور اداء خوانده باشد يا قضاى يك نماز چهار ركعتى باشد كه در همان محل از او فوت شده باشد، ولى فقط گذشتن وقت نماز چهار ركعتى كافى نيست، مثل اين كه در تمام وقت حائض يا بيهوش يا در حال جنون باشد، و اگر قبل از قضاى نمازش از نيت عدول كرده، بايد نمازش را شكسته بخواند.
    « 149 » مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، اگر روزه بگيرد و بعدازظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه يك نماز چهار ركعتى خوانده باشد، روزه اش صحيح است و تا وقتى در آنجا هست بايد نمازهاى خود را تمام بخواند و اگر يك نماز چهار ركعتى نخوانده باشد، روزه آن روزش صحيح است، اما نمازهاى خود را بايد شكسته بخواند و روزهاى بعد هم نمى تواند روزه بگيرد.
    « 150 » اگر مسافر به نيت اين كه نماز را شكسته بخواند مشغول نماز شود و در بين نماز تصميم بگيرد كه ده روز يا بيشتر بماند، بايد نماز را چهار ركعتى تمام نمايد. و اگر بعد از سلام نماز از نيّت خود برگشت، بنابراظهر اين برگشت از نيت بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى تأثيرى ندارد، و بقيه نمازهايش نيز تمام است.

    « 151 » مسافرى كه قصد كرده ده روز در جايى بماند، اگر در بين نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد، چنانچه مشغول ركعت سوم نشده،بايد نماز را دو ركعتى تمام نمايد وبقيه نمازهاى خود را شكسته بخواند. و اگر داخل ركوع ركعت سوم شده و قبل از سلام نماز از قصد اقامت منصرف شود احتياط در تمام كردن آن نماز و اعاده آن به صورت شكسته است و در بقيه مدتى كه در آنجا مى ماند بنابر احتياط نمازها را هم شكسته و هم تمام مى خواند.
    « 152 » مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، اگربيشتر از ده روز در آنجا بماند، تا وقتى مسافرت نكرده بايد نمازش را تمام بخواند و لازم نيست دوباره قصد ماندن ده روز كند.
    « 153 »مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند، بايد روزه واجب را بگيرد و مى تواند روزه مستحبى هم بگيرد و نافله ظهر و عصر و عشا را هم بخواند.
    « 154 » مسافرى كه قصد كرده ده روز در جايى بماند اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد به جايى كه كمتر از چهار فرسخ است برود و به محل اقامت خود برگردد تا وقتى كه سفر شرعى جديدى را آغاز نكرده ، بايد نماز را تمام بخواند . حتى اگر طورى خارج شود كه به اقامه او صدمه بزند ، مثل اين كه يك روز آنجا بماند ، تا وقتى كه قصد سفر جديد شرعى نكرده ، نماز تمام است .
    « 155 » مسافرى كه قصد كرده ده روز در جايى بماند اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد به جاى ديگرى كه كمتر از هشت فرسخ است برود و ده روز در آنجا بماند، بايد در رفتن و در جايى كه قصد ماندن ده روز كرده، نمازهاى خود را تمام بخواند، ولى اگر جايى كه مى خواهد برود هشت فرسخ يا بيشتر باشد بايد موقع رفتن نمازهاى خود را شكسته بخواند و چنانچه در آنجا قصد ماندن ده روز كرد نمازش را تمام بخواند.
    « 156 » مسافرى كه قصد كرده ده روز در محلى بماند اگر بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بخواهد به جايى كه كمتر از چهار فرسخ است برود، چنانچه مردّد باشد كه به محل اولش برگردد يا نه، يا به كلى از برگشتن به آنجا غافل باشد، يا بخواهد برگردد ولى مردّد باشد كه ده روز در آنجا بماند يا نه، يا آن كه از ده روز ماندن در آنجا و مسافرت از آنجا غافل باشد، بايد در طول مدتى كه مى رود و برمى گردد و بعد از برگشتن، نمازهاى خود را تمام بخواند.

    « 157 » اگر به خيال اين كه رفقايش مى خواهند ده روز در محلى بمانند، قصد كند كه ده روز در آنجا بماند و بعد از خواندن يك نماز چهار ركعتى بفهمد كه آنها قصد نكرده اند، اگر چه خودش هم از ماندن منصرف شود، تا مدتى كه در آنجا هست، بايد نماز را تمام بخواند.
    « 158 » اگر مسافر بعد از رسيدن به هشت فرسخ، سى روز در محلى بماند و در تمام سى روز در رفتن و ماندن مردّد باشد، بعد از گذشتن سى روز اگر چه مقدار كمى در آنجا بماند، بايد نماز را تمام بخواند.
    « 159 » مسافرى كه مى خواهد نُه روز يا كمتر در محلى بماند اگر بعد از آن كه نُه روز يا كمتر در آنجا ماند، بخواهد دوباره نُه روز ديگر يا كمتر بماند، و همين طور تا سى روز، روز سى و يكم بايد نماز را تمام بخواند.
    « 160 » مسافرى كه سى روز مردّد بوده، در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه سى روز در يك جا بماند، پس اگر مقدارى از آن را در جايى و مقدارى را در جاى ديگر بماند، بعد از سى روز هم بايد نماز را شكسته بخواند، مگر اين كه قسمت عمده روز را در جايى بماند و بقيه روز را در جاى ديگرى كه كمتر از چهار فرسخ شرعى است به طورى كه عرفا صدق كند سى روز يك جا مانده است ، كه در اين صورت بعد از سى روز مثل محل اقامت، نماز را در آنجا تمام مى خواند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS