نمازهاى واجب

« نمازهاى واجب »
    نمازهاى واجب به شرح ذيل مى باشد :
    1 ـ نماز يوميّه و آنچه ملحق به آن است ، مانند نماز جمعه ، نماز احتياط ، نماز قضا و نمازى كه نمازگزار دوباره آن را اعاده مى كند، كه احكام هريك گفته خواهد شد .
    2 ـ نماز آيات ، كه شامل زلزله و خسوف و كسوف و مانند اينها مى شود .
    3 ـ نماز ميّت .
    4 ـ نماز طواف واجب خانه كعبه براى حج و عمره اى كه واجب شده باشند .
    5 ـ نماز قضاى والدين بر پسر بزرگ .
    6 ـ نمازى كه به سبب اجير شدن يا نذر و قسم و عهد واجب مى شود .

نمازهاى يوميّه
    پنج نماز در هرشبانه روز واجب مى باشد :    1 و 2 ـ ظهر و عصر هركدام چهار ركعت        3 ـ مغرب سه ركعت    4 ـ عشا چهار ركعت    5 ـ صبح دو ركعت .
    « 164 » در سفر بايد نمازهاى چهار ركعتى را با شرايطى كه در احكام نماز مسافر گفته مى شود دو ركعت خواند .
    « 165 » نمازگزار براى بجا آوردن نماز صحيح ، چند شرط را بايد قبل از نماز رعايت كند :
    اول : طهارت ، كه مسائل آن گذشت .
    دوم : وقت هرنماز .
    سوم : قبله .
    چهارم : پوشش در حال نماز و شرايط آن .
    پنجم : مكان نماز و مسائل مربوط به آن ؛ و تفصيل هريك از شرايط و ساير مستحبات بيان خواهد شد .

وقت نماز ظهر و عصر
    « 166 » براى تعيين ظهر شرعى مى توان از « شاخص » استفاده كرد و آن چوب يا چيزى مانند آن است كه به صورت عمودى در زمين مسطح فرو مى برند. صبح كه خورشيد بيرون مى آيد، سايه اين شاخص به طرف مغرب مى افتد و هرچه آفتاب بالا مى آيد اين سايه كم مى شود و در اكثر شهرها در اول ظهر شرعى به آخرين درجه كمى مى رسد و ظهر كه گذشت، سايه آن به طرف مشرق برمى گردد و هرچه خورشيد رو به مغرب مى رود، سايه زيادتر مى شود ؛ بنا بر اين وقتى سايه به آخرين درجه كمى رسيد و دومرتبه رو به زياد شدن گذاشت معلوم مى شود ظهر شرعى شده است . ولى در بعضى شهرها مثل مكه كه گاهى موقع ظهر سايه به كلى از بين مى رود ، بعد از آن كه سايه دوباره پيدا شد ، معلوم مى شود ظهر شده است .
    « 167 » نماز ظهر و عصر هر كدام وقت مخصوص و مشتركى دارند؛ وقت مخصوص نماز ظهر : از اول ظهر است تا وقتى كه از ظهر به اندازه خواندن نماز ظهر و تحصيل شرايط نماز ـ اگر تحصيل نكرده است ـ بگذرد؛ و اگر كسى اشتباها عصر را در اين وقت بخواند نمازش باطل است . و وقت مخصوص نماز عصر : هنگامى است كه به اندازه خواندن نماز عصر ، وقت به مغرب مانده باشد ، كه اگر كسى تا اين موقع نماز ظهر را نخواند ، نماز ظهر او قضا شده و بايد نماز عصر را بخواند . و مابين اين دو وقتِ مخصوص ، وقت مشترك نماز ظهر و عصر است .
    « 168 » وقت مخصوص و مشترك ـ كه معنى آن در مسأله قبل گفته شد ـ براى اشخاص فرق مى كند ؛ مثلاً اگر به اندازه خواندن دو ركعت نماز از اول ظهر بگذرد ، وقت مخصوص نماز ظهر كسى كه مسافر است تمام شده و داخل وقت مشترك مى شود ، و براى كسى كه مسافر نيست ، بايد به اندازه خواندن چهار ركعت نماز بگذرد .
    « 169 » اگر پيش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود و در بين نماز بفهمد اشتباه كرده است، چنانچه در وقت مشترك باشد، بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند، يعنى نيت كند كه آنچه تا حال خوانده ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد مى خوانم همه نماز ظهر باشد، و بعد از آن كه نماز را تمام كرد، نماز عصر را بخواند . و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد پس اگر بعد از نماز فهميد، نمازش باطل است مگر آن كه به قصد آنچه الآن وظيفه اوست بجا آورده و در تطبيق آن بر عصر اشتباه كرده باشد نظير اين كه به جاى ظهر ، كلمه عصر بگويد ؛ و اگر در اثناء متوجه شود بايد عدول كرده ، نيت را به نماز ظهر برگرداند ، و احتياط به اعاده هردو نماز بعد از آن ترك نشود . و اگر موقعى ملتفت شد كه داخل وقت مشترك شده است عدول به نماز ظهر مى نمايد، و اگر بعد از نماز فهميد نماز او صحيح است و عصر حساب مى شود و اعاده عصر بعد از نماز ظهر لازم نيست.
    « 170 » اگر در وقت مشترك سهوا نماز عصر را بر ظهر مقدم داشت و در وقت مختص به نماز عصر فهميد ، آن را با همان نيت نماز عصر تمام كند و سپس احتياطا نماز ظهر را به قصد ما فى الذمّه ( يعنى آنچه بر ذمّه اوست ) بخواند .
    « 171 » اگر مسافر، فقط وقت چهار ركعت نماز را داشت و نيت ظهر كرد و در اثناء نماز نيّت اقامت ده روز يا بيشتر نمود، نماز او باطل است؛ پس آن نماز را قطع مى كند و شروع به نماز عصر مى نمايد و بعد قضاى ظهر را بجا مى آورد؛ ولى اگر اين نيت اقامت با اختيار اوست ، احتياطا اين كار را نكند .
    « 172 » در روز جمعه انسان مى تواند بنا بر اظهر به جاى نماز ظهر دو ركعت نماز جمعه بخواند ؛ و در عصر غيبت وجوب آن تخييرى است يعنى نماز جمعه كفايت از نماز ظهر مى كند . شرايط و احكام نماز جمعه در بخش مربوط به آن بيان خواهد شد .


 

وقت نماز مغرب و عشا
    « 173 » مغرب موقعى است كه آفتاب از زمينى كه مسطح است غروب كند . و منطقه اى كه پستى و بلندى دارد، مغربِ آن موقعى است كه اگر زمين مسطح بود آفتاب غروب مى كرد، ولى احتياط مستحب اين است كه سرخى طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پيدا مى شود از بين برود.
    « 174 » نماز مغرب و عشا هركدام وقت مخصوص و مشترك و وقت فضيلتى دارند؛ وقت مخصوص نماز مغرب : از اول مغرب است، تا وقتى كه از مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز بگذرد، كه اگر كسى مثلاً مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهواً در اين وقت بخواند نمازش باطل است؛ و وقت مخصوص نماز عشا : براى شخص مختار ، موقعى است كه به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد كه اگر كسى تا اين موقع نماز مغرب را نخواند، بايد اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند، ولى احتياط در اين است كه در صورت اضطرار و تأخير نماز از نيمه شب، آخر شب را ملاك براى وقت مخصوص نماز عشا قرار دهد، بنا بر اين اگر به مقدار پنج ركعت به آخر شب وقت دارد هر دو نماز را به قصد ما فى الذمه بخواند ، و اگر كمتر وقت دارد اگرچه يك ركعت باشد اول نماز عشا را به قصد اين كه احتمالاً وظيفه او نماز عشا است بخواند بعد نماز مغرب را قضا كند و بعد از آن احتياطا نماز عشا را دو مرتبه به نيت قضا بخواند. و بين وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترك نماز مغرب و عشا است كه اگر كسى در اين وقت اشتباهاً نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت شود، نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.
    « 175 » اگر پيش از خواندن نماز مغرب، سهواً مشغول نماز عشا شود و در بين نماز بفهمد كه اشتباه كرده، چنانچه تمام آنچه را خوانده يا مقدارى از آن را، در وقت مشترك خوانده و به ركوع ركعت چهارم نرفته، بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام كند و بعد نماز عشا را بخواند ؛ و اگر به ركوع ركعت چهارم رفته بايد نماز را تمام كند ، بعد نماز مغرب را بخواند. اما اگر تمام آنچه را خوانده در وقت مخصوص نماز مغرب خوانده باشد نمازش خالى از اشكال نيست حتى اگر به مغرب عدول كرده باشد.

    « 176 » آخر وقت نماز عشا نصف شب است ولى رعايت احتياطى كه در مسأله 620 گفته شد بنمايد . و مقصود از نصف شب نصف مابين غروب آفتاب و طلوع فجر است نه طلوع آفتاب .
    « 177 » اگر از روى معصيت يا به واسطه عذرى نماز مغرب يا نماز عشا را تا نصف شب نخواند، بنا بر احتياط واجب بايد تا قبل از اذان صبح ، بدون اينكه نيت ادا و قضا كند بجا آورد .

وقت نماز صبح
    « 178 » نزديك اذان صبح از طرف مشرق نور سفيدى رو به بالا حركت مى كند كه آن را فجر اول گويند؛ موقعى كه آن سفيدى پهن شد، فجر دوم و اول وقت نماز صبح است؛ و آخر وقت نماز صبح موقعى است كه آفتاب بيرون مى آيد.

احكام اوقات نماز
    « 179 » در حال توانائى بر تحصيل علم موقعى انسان مى تواند مشغول نماز شود كه يقين كند وقت داخل شده است؛ و يا اينكه بنابر اظهر شخص عادلى كه آشنا با اوقات نماز است اذان بگويد؛ و يا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند.
    « 180 » نابينا يا كسى كه در زندان است همين قدر كه گمان به داخل شدن وقت پيدا كرد، داخل نماز مى شود؛ ولى احتياط در اين است كه نماز را تأخير بيندازد تا يقين و يا اطمينان و يا گمان قويتر به داخل شدن وقت پيدا كند . و اشخاص ديگر ـ غير از نابينا و زندانى ـ كه به واسطه ابر و غبار و مانند اينها توانائى بر تحصيل يقين يا علامات معتبر را ندارند ، در صورتى كه احتمال مى دهند دسترسى به چيزى پيدا كنند كه به واسطه آن علم و يا ظن به وقت پيدا مى كنند، احتياط در تأخير نماز است . ولى اگر به خاطر تأخير ، خود به خود علم و يا ظن به وقت پيدا مى شود احتمال دارد همين قدر كه گمان به وقت پيدا كردند بتوانند نماز بخوانند ولى اگر عُسر و حرج نباشد احتياط در تأخير نماز است .

    « 181 » اگر با ملاك هايى كه گفته شد داخل شدن وقت را احراز كند و مشغول نماز شود و در بين نماز بفهمد كه هنوز وقت داخل نشده، نماز او باطل است، مگر اينكه بتواند عدول كند به نماز نافله و يا نمازى كه از او قضا شده باشد ؛ و همچنين است اگر بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را پيش از وقت خوانده ؛ ولى اگر در بين نماز بفهمد وقت داخل شده ، يا بعد از نماز بفهمد كه در بين نماز وقت داخل شده ، نماز او صحيح است .
    « 182 » اگر انسان نداند و يا فراموش كند كه بايد با يقين به داخل شدن وقت مشغول نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد كه تمام نماز را در وقت خوانده، نماز او صحيح است در صورتى كه موقع نماز قصد قربت داشته باشد.
    « 183 » اگر وقت نماز به قدرى تنگ است كه به سبب بجا آوردن بعضى از كارهاى مستحب نماز، مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى شود، بايد آن مستحب را بجا نياورد. مثلاً اگر به سبب خواندن قنوت مقدارى از نماز بعد از وقت خوانده مى شود، بايد قنوت نخواند.
    « 184 » كسى كه فقط به اندازه خواندن يك ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز را به نيت ادا بخواند.
    « 185 » كسى كه مسافر نيست، اگر تا مغرب به اندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر هردو را بخواند و اگر كمتر وقت دارد بايد فقط نماز عصر را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا كند ؛ و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند و اگر كمتر وقت دارد ، بايد فقط عشا را بخواند و بعداً بايد نماز مغرب را به قصد ما فى الذمه بخواند .

    « 186 » كسى كه مسافر است اگر تا مغرب به اندازه خواندن سه ركعت نماز وقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر را بخواند و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا كند. و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار ركعت نماز وقت دارد بايد نماز مغرب و عشا را بخواند و اگر كمتر وقت دارد بايد فقط عشا را بخواند و بلافاصله مغرب را احتياطاً به قصد ما فى الذمه بجا آورد .
    « 187 » مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند و راجع به آن خيلى سفارش شده است و هرچه به اول وقت نزديكتر باشد بهتر است ، مگر مواردى كه شارع مقدس استثنا كرده است ، كه خواهد آمد .

ترتيب نمازها
    « 188 » انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً نماز عصر را پيش از نماز ظهر و نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند باطل است.
    « 189 » اگر به نيت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بين نماز يادش بيايد كه نماز ظهر را خوانده است، نمى تواند نيت را به نماز عصر برگرداند مگر اينكه قصدش اين بوده كه نمازى كه بر او واجب است بخواند و اشتباهاً كلمه ظهر را در نيت آورده است و يا اينكه خيال كرده ظهر را بايد بخواند ؛ و در صورت جائز نبودن عدول بايد نماز را بشكند و نماز عصر را بخواند . و همين طور است در نماز مغرب و عشا .
    « 190 » اگر بعد از خواندن نماز عصر شك كرد كه نماز ظهر را خوانده يا نه، بنا بر اظهر خواندن نماز ظهر واجب نيست اگر چه در وقت مشترك احوط است ؛ و اگر در اثناء نماز عصر شك كرد كه ظهر را خوانده يا نه، در صورتى كه در وقت مشترك باشد عدول كردن او به نماز ظهر واجب نيست بلكه محل تأمل است و احتياط  مستحب آن است كه بعد از نماز عصر ، ظهر را بخواند ؛ و اگر وقت گذشته آن را قضا كند . و چنانچه وقت به قدرى كم است كه بعد از خواندن نماز ، مغرب مى شود (يعنى در وقت مختص به عصر شك كرد نمازظهر را خوانده يا نه) بايد به همان نيت نماز عصر را تمام كند و نماز ظهرش قضا ندارد . اگر چه در قضا احتياط خوب است .

    « 191 » اگر در نماز عشا ، چه بعد از ركوع و چه پيش از ركوع ركعت چهارم شك كند كه نماز مغرب را خوانده يا نه، حكم آن مانند نماز عصر است كه در مسأله قبل بيان شد.

« نمازهاى مستحب »
    « 192 » نمازهاى مستحبى زياد است و آنها را نافله گويند. در بين نمازهاى مستحبى به خواندن نافله هاى شبانه روز بيشتر سفارش شده و آنها، در غير روز جمعه، سى و چهار ركعتند كه هشت ركعت آن نافله ظهر و هشت ركعت نافله عصر و چهار ركعت نافله مغرب و دو ركعت نافله عشا و يازده ركعت نافله شب و دو ركعت نافله صبح مى باشد. و چون دو ركعت نافله عشا رابايد نشسته خواند، يك ركعت حساب مى شود. ولى در روز جمعه بر شانزده ركعت نافله ظهر و عصر، چهار ركعت اضافه مى شود كه تمام آن را مى توان قبل از ظهر بجا آورد.
    « 193 » از يازده ركعت نافله شب، هشت ركعت آن بايد به نيت نافله شب و دو ركعت آن به نيت نماز « شَفْع » و يك ركعت آن به نيت نماز « وَتْر » خوانده شود . و دستور كامل نافله شب در كتاب هاى دعا گفته شده است .
    « 194 » نافله ظهر و عصر را در سفر يعنى در جايى كه بايد نماز ظهر و عصر را شكسته بخواند ساقط مى شود؛ و امّا در جايى كه مخير است نمازش را تمام و يا شكسته بخواند اظهر عدم سقوط نافله ظهر و عصر است؛ و امّا در نافله عشا اظهر عدم سقوط آن در سفر است ولى احتياط اين است كه به نيّت اين كه شايد مطلوب باشد بجا آورد.

وقت نافله هاى يوميه
    « 195 » نافله نماز ظهر پيش از نماز ظهر خوانده مى شود و وقت آن از اول ظهر است تا موقعى كه آن مقدار از سايه شاخص كه بعد از ظهر پيدا مى شود، به اندازه دو هفتم آن شود ، مثلاً اگر درازى شاخص هفت وجب باشد ، هروقت مقدار سايه اى كه بعد از ظهر پيدا مى شود به دو وجب رسيد ، آخر وقت نافله ظهر است . امّا بعد از اين وقت تا موقعى كه سايه به اندازه خود شاخص بشود باز هم نافله ظهر فضيلت دارد ولى از نظر فضيلت به وقت قبلى نمى رسد؛ و قبل از اذان ظهر و بعد از اين كه سايه به اندازه شاخص شد به اميد اين كه الآن خواندن آن خوب باشد مى توانند نافله ظهر را بخوانند ولى بنا بر احتياط اگر قبل از ظهر مى خوانند نيت ادا و اگر بعد از نماز مى خوانند نيت ادا و قضا ننمايند .
    « 196 » نافله عصر پيش از نماز عصر خوانده مى شود و وقت آن تا موقعى است كه آن مقدار از سايه شاخص كه بعد از ظهر پيدا مى شود، به چهار هفتم آن برسد و اگر تا اين وقت نخواند، تا موقعى كه سايه به اندازه دو برابر شاخص بشود وقت فضيلت خواندن نافله عصر است ولى از نظر فضيلت به وقت قبلى يعنى چهار هفتم شاخص نمى رسد؛ و چنانچه بخواهد نافله ظهر يا نافله عصر را بعد از وقت آنها بخواند ، بهتر است بنا بر اظهر نافله ظهر را بعد از نماز ظهر و نافله عصر را بعد از نماز عصر بخواند و بايد نيت ادا و قضا نكند .
    « 197 » وقت نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است تا وقتى كه سرخى طرف مغرب، كه بعد از غروب كردن آفتاب در آسمان پيدا مى شود، از بين برود.
    « 198 » وقت نافله عشا بعد از تمام شدن نماز عشا تا آخر وقت عشا است و احتياط در اين است كه بعد از نماز عشا بلافاصله خوانده شود.
    « 199 » نافله صبح را بعد از تمام شدن نماز شب تا طلوع سرخى از طرف مشرق مى شود خواند و بعد از آن، اول نماز صبح و بعد از آن نافله صبح را بخوانند.
    « 200 » وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح و بهتر است نزديك اذان صبح خوانده شود؛ و اگر كسى چهار ركعت يا بيشتر از نافله شب را خوانده و وقت فريضه صبح رسيده، مى تواند نماز شب را تمام كند و مى تواند نافله و فريضه صبح را بخواند و بعداً باقيمانده نماز شب را قضا كند؛ و امّا اگر چيزى از نماز شب را بجا نياورده و ياكمتر از چهار ركعت بجا آورده، در اين دو صورت مقدم داشتن نافله و فريضه صبح بر قضاى نماز شب افضل است.
    « 201 » مسافر و كسى كه براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مى تواند آن را در اول شب بجا آورد.
    « 202 » نافله خواندن در وقت فريضه، ولو نافله غير يوميّه باشد، در صورتى كه باعث فوت فريضه نشود جايز است و همچنين جايز است نافله خواندن براى كسى كه نماز قضا يا واجب ديگر مثل نماز استيجارى به گردن دارد.

نماز غفيله
    « 203 » يكى از نمازهاى مستحبى نماز غفيله است كه بين نماز مغرب و عشا خوانده مى شود. و وقت آن بنا بر احوط بعد از نماز مغرب است تا وقتى كه سرخى طرف مغرب از بين برود گرچه احتمال دارد بين نماز مغرب و عشا هروقت كه بود بشود خواند و بنا بر اظهر مى توانند نماز غفيله را با نافله مغرب باهم در يك نماز نيّت كرده بجا آورند . و در ركعت اول آن ، بعد از حمد بايد يا بهتر است به جاى سوره اين آيه را بخوانند :
    « وَ ذَالنّونِ اِذْ ذَهَبَ مُغاضِبا فَظَنَّ اَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِى الظُّلُماتِ اَنْ لااِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنِّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِينَ » .
    و در ركعت دوم بعد از حمد به جاى سوره اين آيه را بخوانند :
    « وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لايَعْلَمُها اِلاّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ماتَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ اِلاّ يَعْلَمُها وَ لاحَبَّةٍ في ظُلُماتِ الاَْرْضِ وَ لارَطْبٍ وَ لايابِسٍ اِلاّ في كِتابٍ مُبِين » .

    و در قنوت آن بگويند :
    « اَللّهُمَّ اِنّي أَسْئلُكَ بِمَفاتِحِ الْغَيْبِ الَّتي لايَعْلَمُها اِلاّ أنْتَ أنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَفْعَلَ بي . . . سپس حاجت هاى خود را ذكر كنند و بعد بگويند : اَللّهُمَّ أَنْتَ وَلِىُّ نِعْمَتي وَ الْقادِرُ عَلى طَلِبَتي تَعْلَمُ حاجَتي فَأَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلام لَمّا قَضَيْتَها لي » .

« قبله »
    « 204 » خانه كعبه كه در مكه معظمه مى باشد قبله است، و بايد رو به روى آن نماز خواند و همين قدر كه گمان بكند رو به روى قبله است و گمان او عقلايى باشد كافى است اگر چه در صورت امكان، احتياط مستحب در تحصيل علم و يا اطمينان به قبله است و همچنين اگر بتواند گمان قويترى پيدا كند در صورتى كه مشكل نباشد احتياط مستحب در تحصيل آن است .
    « 205 » نماز احتياط و سجده و تشهد فراموش شده را بايد رو به قبله بجا آورد.
    « 206 » نماز مستحبى را مى شود در حال راه رفتن و سوارى و در كشتى خواند و اگر انسان در اين دو حال ، نماز مستحبى بخواند ، لازم نيست رو به قبله باشد حتى در تكبيرة الاحرام بنا بر اظهر ؛ گرچه احتياط مستحب اين است كه موقع گفتن تكبيرة الاحرام و بلكه در بقيه نماز نيز رو به قبله باشد . ولى در حال كار كردن در منزل على الاحوط قبله بايد در نماز مستحبى مراعات شود .
    « 207 » نماز واجب را هنگام ناچارى و وقتى كه ضرورتى از پياده شدن جلوگيرى كند مى تواند در حال سوارى بخواند ولى اگر كسى مى داند كه در آخر وقت مى تواند بدون اينكه دچار سختى شود نمازش را در حال استقرار بجا آورد بنابراظهر واجب است نماز را تأخير بيندازد.
    « 208 » كسى كه مى خواهد نماز بخواند، مى تواند به گفته دو شاهد عادل كه از روى نشانه هاى حسى شهادت مى دهند يا به قول كسى كه از روى قاعده علمى قبله را مى شناسد و مورد اطمينان است عمل كند و مى تواند به گمانى كه از محراب مسجد مسلمانان يا قبرهاى آنان يا از راه هاى ديگر پيدا مى شود عمل نمايد ، حتى اگر از گفته فاسق يا كافرى كه به واسطه قواعد علمى قبله را مى شناسد گمان به قبله پيدا كند كافى است.
    « 209 » كسى كه گمان به قبله دارد، اگر بتواند گمان قويترى پيدا كند مى تواند بنا بر اظهر به گمان خود عمل نمايد ولى اگر مشكل نباشد احتياط در تحصيل علم و يا گمان قويتر است . مثلاً اگر ميهمان از گفته صاحبخانه گمان به قبله پيدا كند ولى بتواند از راه ديگر گمان قويترى پيدا كند بنا بر احتياط گمان قويتر را تحصيل مى نمايد .
    « 210 » اگر براى پيدا كردن قبله وسيله اى ندارد، يا با اينكه كوشش كرده، گمانش به طرفى نمى رود، چنانچه وقت نماز وسعت دارد بايد از روى احتياط چهار نماز به چهار طرف بخواند، اگر چه بعيد نيست فقط يك نماز به يكى از چهار طرف كه بخواند كافى باشد و سه نماز ديگر مستحب و از روى احتياط باشد؛ و اگر به اندازه چهار نماز وقت ندارد، بايد به اندازه اى كه وقت دارد نماز بخواند، مثلاً اگر فقط به اندازه يك نماز وقت دارد، بايد يك نماز به هر طرفى كه مى خواهد بخواند. و در مواردى كه نماز متعدد مى خواند بايد نمازها را طورى بخواند كه يقين كند يكى ازآنها رو به قبله بوده، يا اگر از قبله كج بوده به طرف دست راست و دست چپ قبله نرسيده است.
    « 211 » اگر يقين يا گمان كند كه قبله در يكى از دو طرف است، بايد به هردو طرف نماز بخواند.
    « 212 » كسى كه مى خواهد به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا را بخواند مى تواند بنا بر اظهر نماز ظهر را به يك طرف بخواند بعد نماز عصر را به همان طرف بخواند و بعد همين طور به طرف هاى ديگر ، و لازم نيست ظهر را به چهار طرف بخواند و بعد شروع در نماز عصر كند .

    « 213 » اگر در بين نماز فهميد كه از قبله منحرف است، پس اگر انحراف در بين طرف راست و چپ او بوده و قبله در جهت پشت قرار نگرفته باشد، به طرف قبله متوجه مى شود و بقيه نمازش را مى خواند و صحيح است؛ ولى اگر پشت به قبله بوده و يا كاملاً به طرف راست يا چپ بوده، نماز را قطع مى كند و دوباره رو به قبله نماز مى خواند.
    « 214 » كسى كه يقين به قبله ندارد اگر بخواهد غير از نماز كارى كند كه بايد رو به قبله انجام داد ، مثلاً بخواهد سر حيوانى را ببرد ، بايد به گمان عمل نمايد و اگر گمان ممكن نيست به هرطرف كه انجام دهد صحيح است .

« پوشاندن بدن در نماز »
    « 215 » مرد بايد در حال نماز، اگر چه كسى او را نمى بيند عورتين خود را بپوشاند. و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.
    « 216 » زن در موقع نماز، بايد تمام بدن حتى سر و موى خود را بپوشاند حتى اگر كسى او را نبيند. ولى پوشاندن صورت و دست ها تا مچ و پاها تا مچ پا لازم نيست، ولى احتياط در اين است كه صورت بيش از آنچه شستن آن در موقع وضو واجب است در حال نماز باز نباشد و همچنين كف پا و درون دست نيز باز نباشد. اما براى آن كه يقين كند كه مقدار واجب را پوشانده است ، بايد مقدارى از اطراف صورت و قدرى پايين تر از مچ را هم بپوشاند .
    « 217 » موقعى كه انسان نماز احتياط مى خواند و يا قضاى سجده فراموش شده يا تشهد فراموش شده را بجا مى آورد، بايد خود را مثل موقع نماز بپوشاند.
    « 218 » اگر انسان عمداً در نماز عورتش را نپوشاند، نمازش باطل است.
    « 219 » اگر در بين نماز بفهمد كه عورتش پيداست، بايد آن را بپوشاند بدون اين كه پوشاندن عورت زياد طول بكشد ولى احتياط در آن است كه نماز را تمام كند و دوباره بخواند، ولى اگر بعد از نماز بفهمد كه در نماز عورت او پيدا بوده، نمازش صحيح است.

    « 220 » انسان مى تواند در نماز خود را به علف و برگ درختان بپوشاند ولى احتياط در آن است موقعى خود را با اينها بپوشاند كه چيز ديگرى نداشته باشد.
    « 221 » اگر غير از گِل هيچ چيز ندارد كه در نماز خود را بپوشاند واجب نيست خود را با گِل بپوشاند ولى بنا بر احتياط براى اين كه ركوع و سجود بجا آورد خود را با گِل بپوشاند با عدم مشقّت .
    « 222 » تهيّه ساتر براى نماز واجب است اگر چه به خريدن باشد و يا اجاره اى كه مضرّ به حالش نباشد؛ و اگر مضر به حالش باشد يا موجب خوارى و تحمّل منّت باشد لازم نيست ؛ و احوط تأخير نماز است تا آخر وقت براى تهيّه ساتر ، مگر آن كه از تهيه آن تا آخر وقت مأيوس باشد .
    « 223 » كسى كه مى خواهد نماز بخواند، اگر براى پوشاندن خود حتى برگ درخت و علف هم نداشته باشد و احتمال ندهد كه تا آخر وقت چيزى پيدا كند كه خود را با آن بپوشاند، در صورتى كه نامحرم او را مى بيند بايد نشسته نماز بخواند و عورت خود را با ران خود بپوشاند. و اگر كسى او را نمى بيند، ايستاده نماز بخواند و جلوى خود را با دست بپوشاند و اگر در ركوع و سجود بيشتر عورت او ديده شود مى تواند ركوع و سجود را در حال قيام با اشاره انجام دهد و براى سجود سر را قدرى پايين تر آورد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS