تيمّـم

تيمّـم
    در هفت مورد به جاى وضو و غسل بايد تيمم كرد :
    1 ـ پيدا نكردن آب.
    2 ـ مشقت بيش از حد.
    3 ـ ترس از ضرر.
    4 ـ نياز به آب براى حفظ جان.
    5 ـ نياز به آب براى تطهير.
    6 ـ نداشتن آب مباح.
    7 ـ نداشتن وقت براى وضو يا غسل.
و تفصيل هركدام به ترتيب ذكر مى شود.

    1 ـ پيدا نكردن آب :
    « 106 » اگر انسان در آبادى باشد، بايد براى تهيه آب وضو و غسل، به قدرى جستجو كند كه از پيدا كردن آب نااميد شود و اگر در بيابان باشد، چنانچه زمين آن سخت است و يا پست و بلند است و يا به سبب وجود درخت و مانند آن عبور در آن زمين مشكل است ، بايد در هريك از چهار طرف به اندازه پرتاب يك تير ـ كه در قديم با كمان پرتاب مى كردند و در حدود دويست قدم مى شود ـ در جستجوى آب برود و اگر زمين آن اين طور نيست ، بايد در هرطرف به اندازه پرتاب دو تير جستجو نمايد.
    « 107 » اگر بعضى از چهار طرف هموار و بعضى ديگر پست و بلند يا عبور در آن مشكل باشد، بايد در طرفى كه هموار است به اندازه پرتاب دو تير و در طرفى كه اين طور نيست به اندازه پرتاب يك تير جستجو كند؛ و همين طور است اگر در يك طرف قسمتى هموار و قسمت ديگر ناهموار باشد.

    « 108 » كسى كه وقت نماز او تنگ نيست و براى تهيه آب وقت دارد اگر يقين يا اطمينان دارد كه در محلى دورتر از مقدارى كه بايد جستجو كند آب هست، در صورتى كه مانعى نباشد و مشقت هم نداشته باشد بايد براى تهيه آب برود.
    « 109 » لازم نيست خود انسان در جستجوى آب برود، بلكه مى تواند كسى را كه به گفته او اطمينان دارد بفرستد و در اين صورت اگر يك نفر ازطرف چند نفر برود كافى است؛ و همچنين اگر كسى اهل آن ناحيه باشد و خبر از نبودن آب بدهد به همان اكتفا مى شود.
    « 110 » اگر احتمال دهد كه داخل بار سفر خود، يا در منزل يا در قافله آب هست، بايد به قدرى جستجو نمايد كه به نبودن آب يقين كند، يا از پيدا كردن آن نااميد شود.
    « 111 » اگر پيش از وقت نماز جستجو نمايد و آب پيدا نكند و تا وقت نماز همان جا بماند، لازم نيست كه دوباره در جستجوى آب برود.
    « 112 » اگر بعد از داخل شدن وقت نماز جستجو كند و آب پيدا نكند و تا وقت نماز ديگر در همان جا بماند، جستجوى دوباره لازم نيست.
    « 113 » اگر از درنده بترسد، يا جستجوى آب به قدرى سخت باشد كه نتواند تحمل كند، يا وقت نماز به قدرى تنگ باشد كه هيچ نتواند جستجو كند، جستجو لازم نيست ولى اگر بتواند مقدارى جستجو كند همان مقدار جستجو لازم است ؛ و اگر از دزد بر جان يا مال خودش بترسد نبايد در جستجوى آب برود.
    « 114 » اگر در جستجوى آب نرود تا وقت نماز تنگ شود، معصيت كرده ولى نمازش با تيمم صحيح است.
    « 115 » كسى كه يقين دارد آب پيدا نمى كند، چنانچه دنبال آب نرود و با تيمم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه اگر جستجو مى كرد آب پيدا مى شد، بايد بنا بر احتياط واجب نماز را اعاده نمايد.
    « 116 » اگر بعد از جستجو آب پيدا نكند و با تيمم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد در جايى كه جستجو كرده آب بوده، نماز را احتياطا اعاده كند گرچه واجب نبودن اعاده خالى از وجه نيست.
    « 117 » اگر بعد از داخل شدن وقت نماز، وضو داشته باشد و بداند كه اگر وضوى خود را باطل كند نمى تواند وضو بگيرد، چنانچه بتواند بدون ضرر و مشقت وضوى خود را نگاه دارد، نبايد آن را باطل نمايد . و همچنين است اگر بداند كه تهيه آب براى او ممكن نيست .
    « 118 » اگر پيش از وقت نماز وضو داشته باشد و بداند يا احتمال عقلايى دهد يا دو شاهد عادل خبر دهند كه اگر وضوى خود را باطل كند، تهيه آب براى او ممكن نيست، چنانچه بتواند بدون ضرر و مشقت وضوى خود را نگاه دارد، احتياط در آن است كه آن را باطل نكند.
    « 119 » كسى كه فقط به مقدار وضو يا به مقدار غسل آب دارداگر بداند كه اگر آن را بريزد آب پيدا نمى كند، چنانچه وقت نماز داخل شده باشد، ريختن آن حرام است و احتياط در آن است كه پيش از وقت نماز هم آن را نريزد.
    « 120 » كسى كه مى داند يا دو شاهد عادل خبر دهند كه آب پيدا نمى كند، اگر بعد از داخل شدن وقت نماز وضوى خود را باطل كند يا آبى كه دارد بريزد معصيت كرده ولى نمازش با تيمّم صحيح است.

    2 ـ مشقّت بيش از حد :
    « 121 » اگر به سبب پيرى يا ترس از دزد و جانور و مانند اينها، يا نداشتن وسيله اى كه آب از چاه بكشد، دسترسى به آب نداشته باشد، بايد تيمّم كند . و همچنين است اگر تهيه كردن آب يا استعمال آن به قدرى مشقت داشته باشد كه مردم آن را تحمل نكنند .
    « 122 » اگر براى كشيدن آب از چاه ، دلو و ريسمان و مانند اينها لازم دارد و مجبور است بخرد يا كرايه نمايد ، اگر چه قيمت آن چند برابر معمول باشد ، در صورتى كه اجحاف نباشد بايد تهيه كند ، و همچنين است اگر آب را به چندين برابر قيمتش بفروشند . ولى اگر تهيه آنها به قدرى پول مى خواهد كه نسبت به حال او آن مقدار ضرر دارد ، واجب نيست تهيه نمايد .

    « 123 » اگر ناچار شود كه براى تهيه آب قرض كند، بايد قرض نمايد ؛ ولى كسى كه مى ترسد نتواند قرض خود را بدهد واجب نيست قرض كند .
    « 124 » اگر حفر چاه مشقّت ندارد ، بايد براى تهيه آب ، چاه حفر كند . مگر اين كه ضرر غير مالى مهمى در اين كار باشد كه به خاطر آن ، ديگر اين كار واجب نباشد .
    « 125 » اگر كسى مقدارى آب بى منّت به او ببخشد بايد قبول كند .

    3 ـ ترس از ضرر :
    « 126 » اگر از استعمال آب بر جان خود بترسد ، يا بترسد كه به علّت استعمال آن ، مرض يا عيبى در او پيدا شود ، يا مرضش طول بكشد ، يا شدت كند ، يا به سختى معالجه شود ، بايد تيمّم نمايد ؛ ولى اگر آب گرم براى او ضرر ندارد ، بايد با آب گرم وضو بگيرد يا غسل كند ، در صورتى كه مخارج گرم كردن در حد متعارف باشد نه خارج از حد معمول .
    « 127 » لازم نيست يقين كند كه آب براى او ضرر دارد، بلكه اگر احتمال ضرر بدهد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد و از آن احتمال ترس براى او پيدا شود، بايد تيمّم كند.
    « 128 » كسى كه مبتلا به درد چشم است و آب براى او ضرر دارد؛ بايد تيمم نمايد.
    « 129 » اگر به دليل يقين يا ترس به ضرر، تيمم كند و قبل از نماز بفهمد كه آب برايش ضرر ندارد ، تيمم او باطل است ؛ و اگر بعد از نماز بفهمد، اگر قطع او بر اساس منشأ و علامت معتبرى بوده نمازش صحيح است ، و گرنه بنا بر احتياط نمازش را بايد دو مرتبه بخواند .
    « 130 » كسى كه مى داند آب برايش ضرر ندارد، چنانچه غسل كند يا وضو بگيرد و بعد بفهمد كه آب براى او ضرر داشته ، وضو و غسل او صحيح است .

    4 ـ نياز به آب براى حفظ جان :
    « 131 » هرگاه بترسد كه اگر آب را به مصرف وضو يا غسل برساند خود او يا عيال و اولاد او، يا رفيقش و كسانى كه به او مربوطند، مانند خدمتكار از تشنگى بميرند يا مريض شوند، يا به قدرى تشنه شوند كه تحمل آن مشقت دارد ، بايد به جاى وضو و غسل تيمّم نمايد . و نيز اگر بترسد حيوانى از تشنگى تلف شود در صورتى كه ذبح آن حيوان براى او ضرر داشته باشد، بايد آب را به آن بدهد و تيمم نمايد اگر چه حيوان مال خودش نباشد ؛ و همچنين است اگر كسى كه حفظ جان او واجب است به طورى تشنه باشد كه اگر انسان آب را به او ندهد تلف شود .
    « 132 » اگر غير از آب پاكى كه براى وضو يا غسل دارد آب نجسى هم به مقدار آشاميدن خود و كسانى كه به او مربوطند داشته باشد، بايد آب پاك را براى آشاميدن بگذارد و با تيمّم نماز بخواند ؛ ولى چنانچه آب را براى حيوانش بخواهد بايد آب نجس را به آن بدهد و با آب پاك وضو و غسل را انجام دهد .

    5 ـ نياز به آب براى تطهير :
    « 133 » كسى كه بدن يا لباسش نجس است و كمى آب دارد كه اگر با آن وضو بگيرد يا غسل كند براى آب كشيدن بدن يا لباس او نمى ماند، بايد بدن يا لباس را آب بكشد و با تيمّم نماز بخواند. ولى اگر چيزى نداشته باشد كه بر آن تيمم كند، بايد آب را به مصرف وضو يا غسل برساند و با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.

    6 ـ نداشتن آب مباح :
    « 134 » اگر غير از آب يا ظرفى كه استعمال آن حرام است آب يا ظرف ديگرى ندارد، مثلاً آب يا ظرفش غصبى است، بايد به جاى وضو و غسل تيمم كند.

    7 ـ نداشتن فرصت براى وضو يا غسل :
    « 135 » هرگاه وقت به قدرى تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد يا غسل كند ، تمام نماز بعد از وقت خوانده مى شود ، بايد تيمم كند . و در صورتى كه اگر وضو بگيرد يك ركعت از نماز را در وقت مى خواند و بقيه را خارج وقت، ولى اگر تيمم كند تمام نماز را در وقت مى خواند، مى تواند بنا بر اظهر هركدام را خواست انجام دهد ولى احتياط مستحب در تيمم و خواندن تمام نماز در وقت است. و اگر با تيمّم هم تمام نماز را نمى تواند در وقت بخواند بايد بنا بر احوط بلكه اقرب وضو بگيرد و يك ركعت نماز را در وقت با وضو بخواند .

    « 136 »اگر عمداً نماز را به قدرى تأخير بيندازد كه وقت وضو يا غسل نداشته باشد، معصيت كرده ولى نماز او با تيمّم صحيح است.
    « 137 » كسى كه شك دارد كه اگر وضو بگيرد يا غسل كند وقت براى نماز او مى ماند يا نه، بايد تيمم كند.
    « 138 » كسى كه به واسطه تنگى وقت تيمّم كرده، چنانچه بعد از نماز آبى كه داشته از دستش برود، اگر چه تيمّم خود را نشكسته باشد، در صورتى كه براى نمازهاى بعد وظيفه اش تيمّم باشد ، بايد دوباره تيمم نمايد .
    « 139 » كسى كه آب دارد، اگر به واسطه تنگى وقت با تيمّم مشغول نماز شود و در بين نماز آبى كه داشته از دستش برود، براى نمازهاى بعد مى تواند با همان تيمّم نماز بخواند .
    « 140 » اگر انسان به قدرى وقت دارد كه مى تواند وضو بگيرد يا غسل كند و نماز را بدون كارهاى مستحبى آن مثل اقامه و قنوت بخواند، بايد غسل كند يا وضو بگيرد و نماز را بدون كارهاى مستحبى آن بجا آورد، بلكه اگر به اندازه سوره هم وقت ندارد، بايد غسل كند يا وضو بگيرد و نماز را بدون سوره بخواند.

چيزهايى كه تيمّم بر آنها صحيح است
    « 141 » تيمم به خاك، ريگ، كلوخ و سنگ اگر پاك باشند صحيح است، و به آجر و كوزه قبل از پخته شدن نيز صحيح است، ولى اگر پخته شده باشد و چيز ديگرى براى تيمم ندارد ، احتياطا هم به اينها و هم به مانند گِل يا غبار تيمم نمايد .
    « 142 » تيمّم بر سنگ گچ و سنگ آهك قبل از پخته شدن صحيح است ؛ و اگر سنگ گچ و آهك پخته شده است و چيز ديگرى ندارد احتياطاً هم به آنها و هم به گِل يا غبار، اگر برايش ممكن است، تيمم نمايد. ولى تيمّم به جواهر، مانند سنگ عقيق و فيروزه باطل مى باشد.
    « 143 » اگر خاك، ريگ، كلوخ و سنگ پيدا نشود، بايد با تكان دادن لباس و فرش و مانند آن خاك تهيه كند. همچنين اگر با خشك كردن گِل بتواند خاك تهيه كند بايداين كار را انجام دهد؛ و اگر تهيه خاك به هيچ صورتى ممكن نيست، دست خود را بر لباس يا فرش و مانند آن بزند تا روى آن غبار آلود شود و بر آن تيمم كند و اگر غبار در لاى لباس يا فرش باشد تيمم بر آن صحيح نيست؛ چنانچه گرد و غبار هم پيدا نشود بايد به گِل تيمم كند و اگر گِل هم پيدا نشود، احتياط مستحب آن است كه نماز را بدون تيمم بخواند و بنابر اقوى بعداً قضاى آن را بجا آورد.
    « 144 » كسى كه آب ندارد اگر برف يا يخ داشته باشد، چنانچه ممكن است بايد آن را آب كند و با آن وضو بگيرد يا غسل نمايد، و اگر ممكن نيست و چيزى هم كه تيمّم به آن صحيح است ندارد، احتياط مستحب آن است كه نماز را بدون وضو و تيمّم بخواند و بعدا بايد قضاى آن را هم بخواند.
    « 145 » اگر با خاك و ريگ چيزى مانند كاه، كه تيمم به آن باطل است مخلوط شود، نمى تواند به آن تيمّم كند ولى اگر آن چيز به قدرى كم باشد كه در خاك يا ريگ، ازبين رفته حساب شود، تيمم به آن خاك و ريگ صحيح است؛ بلكه اگر آن چيز كم باشد و از بين رفته هم حساب نشود ولى عرفاً خاك و ريگ گفته شود، بعيد نيست تيمم صحيح باشد.
    « 146 » تيمّم به ديوار گِلى صحيح است و همچنين است تيمّم به زمين و خاك نمناك و تيمم به گِل سفت شده نيز صحيح است . بنا بر اين گِلى كه تيمم به آن با وجود زمين و خاك خشك صحيح نيست ، گِلى است كه تَر باشد .
    « 147 » چيزى كه بر آن تيمّم مى كند بايد پاك باشد و اگر چيز پاكى كه تيمّم به آن صحيح است ندارد احتياط در اين است كه نماز را بدون تيمم بخواند و بعدا با وضو يا غسل يا تيمم نماز را دو مرتبه بخواند .
    « 148 » چيزى كه بر آن تيمم مى كند نبايد غصبى باشد .
    « 149 » كسى كه در جاى غصبى محبوس است، اگر آب و خاك او غصبى است ، بايد با تيمّم نماز بخواند در صورتى كه تيمم موجب تصرفى بيشتر از ماندن در آنجا نشود يا صاحب آن زمين به تيمم كردن او راضى باشد .
    « 150 » مستحب است بعد از زدن دست بر چيزى كه تيمم بر آن صحيح است ، دست را بتكاند كه گرد آن بريزد .

دستور تيمّم
    « 151 » در تيمّم چهار چيز واجب است :
    اول : نيت .        دوم : زدن تمام كف دو دست با هم بر چيزى كه تيمّم به آن صحيح است . و بنا بر احتياط واجب همراه با ضربه باشد و گذاشتن دو دست بر زمين كافى نيست .
    سوم : كشيدن كف هردو دست به تمام پيشانى و دو طرف آن، از جايى كه موى سر مى رويَد تا ابروها و بالاى بينى ، و بنا بر احتياط واجب بايد دست ها روى ابروها هم كشيده شود .
    چهارم : كشيدن كف دست چپ به تمام پشت دست راست وبعد از آن كشيدن كف دست راست به تمام پشت دست چپ .
    « 152 » تيمّم بدل از غسل و بدل از وضو با هم فرقى ندارند ولى احتياط مستحب آن است كه در تيمم بدل از غسل بلكه در هرتيمّمى ، بعد از مسح پيشانى ، يك بار ديگر كف دست ها را به زمين بزند و پشت دست ها را به همان صورتى كه گفته شد با كف دست ديگر مسح نمايد .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS