احكام اموات

« احكام اموات »
    « 1 » مسلمانى را كه محتضر است يعنى در حال جان دادن مى باشد ، مرد باشد يا زن ، بزرگ باشد يا كوچك، بايد بنا بر احتياط واجب به پشت بخوابانند به طورى كه كف پاهايش به طرف قبله باشد .
    « 2 » غسل ، كفن ، نماز و دفن مسلمان ( يعنى ميتى كه به حسب اظهار شهادتين و عدم منافى ، حكم به اسلام او مى شود ) بر هرمكلفى واجب است ؛ و اگر بعضى انجام دهند ، از ديگران ساقط مى شود و چنانچه هيچ كس انجام ندهد همه معصيت كرده اند .
    « 3 » اگر كسى مشغول كارهاى ميّت شود بر ديگران واجب نيست اقدام نمايند ؛ ولى اگر او عمل را نيمه كاره بگذارد ، بايد ديگران تمام كنند .
    « 4 » اگر انسان يقين كند كه ديگرى مشغول كارهاى ميّت شده ، واجب نيست به كارهاى ميّت اقدام كند .
    « 5 » اگر كسى بداند غسل يا كفن يا نماز يا دفن ميّت را باطل انجام داده اند ، بايد دوباره انجام دهد .
    « 6 » براى غسل ، كفن ، نماز و دفن ميّت ، بايد از ولىّ او اجازه بگيرند .
    « 7 » ولىّ زن كه در غسل و كفن و دفن او دخالت مى كند شوهر اوست و در مرتبه بعد از او ، مردهايى كه از ميّت ارث مى برند مقدّم بر زن هاى ايشانند و هركدام كه در ارث بردن مقدم هستند در اين امر نيز مقدّمند .
    « 8 » اگر ميّت براى غسل ، كفن ، دفن و نماز خود غير از ولىّ شخص ديگرى را معين كند ، بنا بر اظهر لازم است آن شخص از ولىّ ميت براى اين كارها اجازه بگيرد .

غسل ميّت
    « 9 » واجب است ميّت را سه غسل بدهند : اول غُسل با آبى كه به سِدر مخلوط باشد . دوم غُسل با آبى كه به كافور مخلوط باشد . سوم غُسل با آب خالص ؛ و مراعات اين ترتيب لازم است و در صورت به هم خوردن ترتيب ، از همان جا كه به هم خورده اعاده كنند .
    « 10 » سدر و كافور بايد به اندازه اى زياد نباشد كه آب را مضاف كند و به اندازه اى كم نباشد كه عُرفا نگويند سدر و كافور با آب مخلوط شده است .
    « 11 » اگر سدر و كافور يا يكى از اينها پيدا نشود، يا استعمال آن جايز نباشد، مثل آن كه غصبى باشد، بايد به جاى هر كدام كه ممكن نيست بنابر احتياط واجب ميّت را با آب خالص غسل بدهند؛ و اقوى در مكان غسل اين است كه بايد مباح باشد.
    « 12 » كسى كه ميّت را غسل مى دهد ، بايد مسلمان و دوازده امامى و عاقل باشد و مسائل غسل را هم بداند .
    « 13 » كسى كه ميّت را غسل مى دهد ، بايد قصد قربت داشته باشد يعنى غسل را براى انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد ؛ و اگر به همين نيّت تا آخر غسل سوم باقى باشد كافى است و تجديد نيّت لازم نيست ، اگر چه احوط است .
    « 14 » غسل بچه مسلمان اگر چه از زنا باشد ، بنا بر احتياط ، واجب است . و غسل ، كفن ، دفن كافر و اولاد او ، جايز نيست . و كسى كه از بچگى ديوانه بوده و به حال ديوانگى بالغ شده ، چنانچه پدر و مادر او يا يكى از آنان مسلمان باشند ، بايد او را غسل داد و اگر هيچ كدام از آنان مسلمان نباشند ، غسل دادن او جايز نيست .
    « 15 » بچه سقط شده را ، اگر چهار ماه يا بيشتر دارد ، بايد بنا بر احتياط واجب غسل بدهند و اگر چهار ماه ندارد ، بايد در پارچه اى بپيچند و بدون غسل دفن كنند .
    « 16 » كسى كه كشتن او به رجم يا قصاص و مانند اينها واجب شده است در صورتى كه قبل از اجراى حُكم، غسل هاى سه گانه ميّت را به امر حاكم شرع يا بدون امر او انجام داده باشد، غُسل دادنش واجب نيست، اگر چه بعد از غُسل، از او حدث اصغر يا اكبر سر زده باشد.

    « 17 » اگر مرد، زن را و زن، مرد را در غير موارد ضرورت غسل بدهد باطل است ؛ ولى زن مى تواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم مى تواند زن خود را غسل دهد ، و احتياط مستحب در غسل زوجين ، از زير لباس است اگر چه احتياط مستحب آن است كه زن، شوهر خود و شوهر، زن خود را غسل ندهد .
    « 18 » مرد مى تواند در غير حال ضرورت دختر بچه اى را كه سن او از سه سال بيشتر نيست غسل دهد، زن هم مى تواند در غير حال ضرورت پسر بچه اى را كه سه سال بيشتر ندارد، غسل دهد.
    « 19 » اگر براى غسل دادن ميّتى كه مرد است مرد پيدا نشود، زنانى كه با او نسبت دارند و محرمند، مثل مادر و خواهر و عمه و خاله، يا به واسطه شير خوردن با او محرم شده اند ، بنا بر احوط بايد از زير لباس يا چيزى كه بدن او را بپوشاند غسلش بدهند . و نيز اگر براى غسل ميّت زن ، زن ديگرى نباشد ، مردهايى كه با او نسبت دارند و محرمند ، يا به واسطه شير خوردن با او محرم شده اند بعد از اين كه از ساير اولياى ميت خصوصا شوهر او اجازه بگيرند ، بنا بر احوط بايد از زير لباس او را غسل دهند .
    « 20 » اگر ميّت و كسى كه او را غسل مى دهد هر دو مرد يا هر دو زن باشند، جايز است كه غير از عورت ، جاهاى ديگر ميّت برهنه باشد .
    « 21 » نگاه كردن به عورت ميّت حرام است، و كسى كه او راغسل مى دهد اگر نگاه كند معصيت كرده، ولى غسل باطل نمى شود.
    « 22 » اگر جايى از بدن ميّت نجس باشد، بايد پيش از آن كه آن جا را غسل بدهند، آب بكشند.
    « 23 » غسل ميّت مثل غسل جنابت است ، و احتياط مستحب آن است كه تا غسل ترتيبى ممكن است ، ميّت را غسل ارتماسى ندهند ؛ و در صورت غسل ارتماسى بايد آب قليل نباشد .
    « 24 » كسى را كه در حال حيض يا در حال جنابت مرده، لازم نيست غسل حيض يا غسل جنابت بدهند، بلكه همان غسل ميّت براى او كافى است ولى بنابر احتياط موقع غسل دادن نيت غسل جنابت و يا حيض را نيز بنمايند.
    « 25 » اگر آب پيدا نشود ، يا استعمال آن مانعى داشته باشد بايد بنا بر احتياط واجب ميّت را سه تيمّم بدهند و تيمم اول را به قصد ما فى الذمّه انجام دهند . و اما اگر آب هست ولى فقط براى يك غسل كافى است مسأله دو صورت دارد :
    اول : آن كه آب طورى است كه فقط در غُسل معينى قابل استفاده است .
    دوم : آن كه غُسل معيّن نيست .
    اگر غسل معين است ، مثل اين كه آب مخلوط با سدر يا كافور شده باشد ، در اين صورت آن آب را در غسل مربوط به خودش استفاده مى كنند و به جاى دو غسل ديگر ميّت را تيمم مى دهند و در اين اعمال ترتيب معتبر در غسل ميّت را رعايت مى كنند .
    اما اگر غسل معين نباشد مثل اين كه آب خالص است و سدر و كافور هم موجود است ، بنا بر احوط در اين صورت قدرى سدر با آب مخلوط مى كنند به طورى كه مضاف نشود و با آن غسل اوّل را به قصد وظيفه فعليّه انجام مى دهند و سپس ميّت را بدل از دو غسل بعدى دو تيمم مى دهند .
    « 26 » اگر به علت نبودن آب ، ميّت را تيمم دهند و بعد از آن آب پيدا شود ، در صورتى كه خوفى بر ميّت در تأخير دفن نيست بايد آن را غسل بدهند و حنوط و كفن كنند ، و اگر نماز بر او خوانده اند بنا بر احوط دوباره بخوانند.
    « 27 » كسى كه ميّت را تيمّم مى دهد بنا بر اظهر بايد دست خود را به زمين زده و به صورت و پشت دست هاى ميّت بكشد به اين ترتيب كه در صورت امكان و نبودن مشكل، ميّت را بايد بنشاند و پشت سر او قرار گرفته و او را تيمم بدهد ؛ ولى احتياط در اين است كه با دست خود ميّت نيز او را تيمم بدهند.

غسل مسّ ميت
    « 28 » اگر كسى بدن انسان مرده اى را كه سرد شده ( چه مسلمان باشد چه كافر ) و غسلش نداده اند مسّ كند ـ يعنى جايى از بدن خود را به آن برساند ـ بايد غسل مسّ ميّت نمايد ، چه در خواب مسّ كند چه در بيدارى ، با اختيار مسّ كند يا بى اختيار ؛ ولى اگر حيوان مرده اى را مس كند غسل بر او واجب نيست. و اگر وظيفه به جاى غسل، تيمم دادن ميّت است اگر بعد از تيمم، كسى به ميّت مثلاً دست بزند، بنا بر اظهر غسل كردن بر او واجب نمى شود اگر چه احتياط مستحب اين است كه غسل كند.
    « 29 » براى مسّ مرده اى كه تمام بدن او سرد نشده، غسل واجب نيست اگر چه جايى را كه سرد شده مس نمايد.
    « 30 » اگر موى خود را به بدن ميّت برساند يا بدن خود را به موى ميّت يا موى خود را به موى ميّت برساند، غسل واجب نيست.
    « 31 » بچه اى كه بعد از مردن مادر بدنيا مى آيد، وقتى بالغ شد واجب است غسل مس ميّت كند.
    « 32 » اگر انسان، ميّتى را كه سه غسل او كاملاً تمام شده مس نمايد، غسل بر او واجب نمى شود ولى اگر پيش از آن كه غسل سوم تمام شود جايى از بدن او را مس كند اگر چه غسل سوم آن جا تمام شده باشد، بايد غسل مس ميّت نمايد.
    « 33 » اگر از بدن زنده يا مرده اى كه غسلش نداده اند، قسمتى كه داراى استخوان است جدا شود و پيش از آن كه قسمت جدا شده را غسل دهند، انسان آن را مس نمايد، بايد غسل مس ميّت كند .
    « 34 » براى مس استخوان و دندانى كه از مرده جدا شده باشد و آن را غسل نداده اند، بنابر احتياط واجب بايد غسل كرد؛ و همچنين براى مس استخوانى كه از زنده جدا شده و گوشت ندارد، بنابر احوط غسل واجب است.
    « 35 » غسل مسّ ميّت را بايد مثل غسل جنابت انجام دهند ولى كسى كه غسل مس ميّت كرده، اگر بخواهد نماز بخواند، بايد بنابر احوط وضو هم بگيرد.

    « 36 » اگر چند ميّت را مس كند يا يك ميّت را چند بار مس نمايد، يك غسل كافى است.
    « 37 » براى كسى كه بعد از مس ميّت غسل نكرده است، جايز بودن توقف در مسجد و خواندن سوره هايى كه سجده واجب دارد، خالى از وجه نيست گرچه احتياط در اجتناب است ولى براى نماز و مانند آن بايد غسل كند بلكه وضو نيز بنابر احتياط بگيرد.
    « 38 » كسى كه غسل مس ميت بر او واجب شده اما غافل از تكليف به غسل مس ميت، غسل جنابت انجام داده در صورتى كه اين غسل به قصد انجام وظيفه واقع شده، كفايت از غسل مس ميت مى كند.
    « 39 » بدن ميّتى كه سرد نشده چنانچه با رطوبت مسّ شود ، موجب نجاست است ، اگرچه موجب غسل نيست .
    « 40 » اگر ديوانه يا بچه نابالغ ميت را مس كند بعد از آنكه ديوانه، عاقل شد و بچه بالغ گرديد ، بايد غسل مس ميت نمايد .
    « 41 » مس ميت اجمالاً ناقض وضو مى باشد .
    « 42 » با مس ميت غسل واجب مى شود و فرقى نيست بين اينكه با رطوبت مس كند يا بدون رطوبت .
    « 43 » در صورتى كه ميتى را مس كند ولى معلوم نشود قبل از سرد شدن بوده يا بعد از سرد شدن ، غسل واجب نيست .
    « 44 » شهيد مانند كسى است كه غسل داده شده ، بنا بر اين مس بدن او موجب غسل نيست ؛ و همچنين كسى كه قتل او به عنوان قصاص و يا حد واجب باشد و قبل از اجراى قصاص يا حد غسل كرده باشد .

كفن ميّت
    « 45 » ميّت مسلمان را بايد با سه پارچه كه آنها را لُنگ و پيراهن و سر تا سرى مى گويند كفن نمايند .
    « 46 » بنا بر احتياط لنگ بايد از ناف تا زانو اطراف بدن را بپوشاند ، و بهتر آن است كه از سينه تا روى پا برسد ؛ و پيراهن بايد از سر شانه تا نصف ساق پا ، تمام بدن را بپوشاند و بهتر است تا روى پا برسد با توجه به اينكه عرفا آن را پيراهن بگويند ؛ و درازاى سر تا سرى بايد به قدرى باشد كه بستن دو سر آن ممكن باشد و پهناى آن بايد به اندازه اى باشد كه يك طرف آن روى طرف ديگر بيايد .
    « 47 » اگر سه پارچه ( لنگ ، پيراهن ، سرتاسرى ) براى كفن ميّت ميسر نشود ، به هركدام كه ميسر باشد اكتفا مى شود، اگر چه اسم هيچ يك از اين سه پارچه بر او صدق نكند . بلكه اگر هيچ پارچه اى مقدور نشود و فقط مقدارى جهت پوشاندن عورتين موجود باشد، واجب است با آن عورتين را بپوشانند .
    « 48 » اگر ورثه بالغ باشند و اجازه دهند كه بيشتر از مقدار واجب كفن را ، كه در مسأله 492 گفته شد ، از سهم آنان بردارند ، اشكال ندارد ؛ و احتياط واجب آن است كه بيشتر از مقدار واجب كفن و همچنين مقدارى را كه احتياطا لازم است از سهم وارثى كه بالغ نشده برندارند .
    « 49 » اگر كسى وصيّت كرده باشد كه مقدار مستحب كفن را ، كه در مسأله 492 گفته شد ، از ثلث مال او بردارند ، يا وصيّت كرده باشد كه ثلث مال را به مصرف خود او برسانند ولى مصرف آن را معين نكرده باشد يا فقط مصرف مقدارى از آن را معيّن كرده باشد ، مى توانند مقدار مستحب كفن را از ثلث مال او بردارند .
    « 50 » اگر ميّت وصيّت نكرده باشد كه كفن را از ثلث مال او بردارند مى توانند به طور متعارف كه لايق شأن ميّت باشد كفن و چيزهاى ديگرى را كه از واجبات دفن است از اصل مال بردارند.
    « 51 » كفن زن بر شوهر است اگرچه زن از خود مال داشته باشد، درصورتى كه شوهر او مالى داشته باشد كه بتواند زن خود را كفن نمايد و گرنه بنا بر اظهر بايد از تركه زن بردارند. و همچنين بنابر اظهر اگر زن را به شرحى كه در كتاب طلاق گفته مى شود، طلاق رجعى بدهند و پيش از تمام شدن عدّه بميرد، شوهرش بايد كفن او را بدهد و احتياط در اين است كه شوهر با ورثه ميّت در اين مصارف مصالحه نمايند؛ و چنانچه شوهر بالغ نباشد يا ديوانه باشد ولىّ شوهر بايد از مال او كفن زن را بدهد.

    « 52 » كفن ميّت بر خويشان او واجب نيست، اگر چه مخارج او در حال زندگى بر آنان واجب باشد .
    « 53 » بايد مقدار واجب از سه پارچه كفن به قدرى نازك نباشد، كه بدن ميّت از زير آن پيدا باشد. و در بيشتر از مقدار واجب بنا بر احوط و اظهر بايد اين مسأله رعايت شود.
    « 54 » كفن كردن با چيز غصبى، اگر چيز ديگرى هم پيدا نشود، جايز نيست؛ و چنانچه كفن ميّت غصبى باشد و صاحب آن راضى نباشد، بايد از تنش بيرون آورند .
    « 55 » كفن كردن ميّت با چيز نجس جايز نيست و بنا بر احتياط در چيز نجسى كه نماز با آن جايز است نيز كفن نكنند.
    « 56 » كفن كردن با پارچه اى كه از پشم يا موى حيوان حرام گوشت تهيه شده، در حال اختيار جايز نيست؛ و بنا بر احتياط واجب با پوست حيوان حلال گوشت هم ميّت را كفن نكنند ولى اگر كفن را از مو ، پشم يا كُرك حيوان حلال گوشت طورى درست كنند كه به آن جامه و لباس بگويند اشكال ندارد.
    « 57 » اگر كفن ميّت به نجاست خود او ، يا به نجاست ديگرى نجس شود ، چنانچه كفن ضايع نمى شود، بايد مقدار نجس را بشويند اگرچه جواز بُريدن مقدارى از كفن كه بيشتر از مقدار ساتر عورت است و نجس شده است خالى از وجه نيست ، پس اگر در قبر گذاشته باشند جايزاست كه ببُرند، بلكه اگر بيرون آوردن ميّت توهين به او باشد بريدن واجب مى شود؛ و اگر شستن يا بريدن آن ممكن نيست، در صورتى كه عوض كردن آن ممكن باشد، بايد عوض نمايند .
    « 58 » ميّت اگر مرد باشد نبايد با پارچه ابريشمى خالص كفن شود؛ و همچنين است بنا بر احتياط واجب اگر ميّت زن باشد.

حنوط
    « 59 » بعد از غسل واجب است ميّت را حنوط كنند، يعنى به پيشانى و كف دست ها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهاى او كافور بمالند ؛ و مستحب است به سر بينى ميّت هم كافور بمالند . و بايد كافور، سائيده و تازه باشد و اگر به علّت كهنه بودن، عطر آن از بين رفته باشد كافى نيست.
    « 60 » احتياط مستحب آن است كه اول كافور را به پيشانى ميّت بمالند، و در جاهاى ديگر ترتيب لازم نيست.
    « 61 » بهتر آن است كه ميّت را پيش از كفن كردن، حنوط نمايند اگر چه در بين كفن كردن و بعد از آن هم مانعى ندارد.
    « 62 » كسى كه براى حج احرام بسته است، اگر پيش از تمام كردن سعى بين صفا و مروه بميرد ، حنوط كردن او جايز نيست و نيز اگر در احرام عمره پيش از آن كه تقصير كند بميرد نبايد او را حنوط كنند .
    « 63 » زنى كه شوهر او مرده و هنوز عده اش تمام نشده، اگر چه حرام است خود را خوشبو كند ولى چنانچه بميرد حنوط او واجب است.
    « 64 » مكروه است ميّت را با مشك، عنبر، عود و عطرهاى ديگر خوشبو كنند يا براى حنوط، اينها رابا كافور مخلوط نمايند.
    « 65 » مستحب است قدرى تربت حضرت سيد الشهداء عليه السلام با كافور مخلوط كنند ولى بايد از آن كافور به جاهايى كه بى احترامى مى شود نرسانند و نيز بايد تربت به قدرى زياد نباشد كه وقتى با كافور مخلوط شد آن را كافور نگويند.
    « 66 » اگر كافور به اندازه غسل و حنوط نباشد، بنا بر احتياط واجب غسل را مقدم دارند و اگر براى هفت عضو نرسد پيشانى را مقدم دارند.
    « 67 » مستحب است دو چوب تر و تازه در كفن همراه ميّت بگذارند ، يكى را در ترقوه طرف چپ بين پيراهن و لُنگ و يكى را در ترقوه راست به بدن ميت برسانند .

نماز ميّت
    « 68 » نماز خواندن بر ميّت شيعه اثنى عشرى واجب است بلكه بر هرمسلمان كه شهادتين مى گويد تا وقتى كه چيزى كه منافات با شهادتين دارد از او صادر نشده باشد، بنابر اقوى واجب است و خواندن نماز ميّت بر كسانى كه محكوم به كفر هستند مثل غُلاة و خوارج و نواصب جايز نيست. نماز ميّت بر بچه اگر شش سالش تمام شده باشد واجب است، بلكه بنا بر احتياط اگر عارف به نماز باشد و كمتر از شش سال هم داشته باشد بايد بر او نماز بخوانند ، ولى بايد پدر و مادر آن بچه يا يكى از آنان مسلمان باشند ، و اگر عارف به نماز نيست بايد شش سالش تمام شده باشد .
    « 69 » نماز بر ميّت ديوانه اى كه پدر يا مادرش مسلمان هستند واجب است؛ و همچنين است نماز بر مرده اى كه در بلاد اسلامى پيدا شود. و همين طور است مرده اى كه در بلاد كفر پيدا شود و در آن جا مسلمانان هم زندگى كنند، و احتمال برود كه اين ميّت مسلمان باشد و يا از مسلمان متولد شده باشد.
    « 70 » نماز ميّت واجب كفايى است، كه با خواندن يك نفر از ديگران ساقط مى شود، به شرط آن كه نمازگزار شيعه اثنى عشرى و بنا بر احوط بالغ باشد .
    « 71 » نماز ميّت بايد بعد از غسل و حنوط و كفن كردن خوانده شود ، و اگر وظيفه غير از غسل و حنوط و كفن است آنچه وظيفه است انجام بگيرد و بعد از آن نماز خوانده شود. و اگر پيش از اينها، يا در بين اينها بخوانند، اگر چه از روى فراموشى يا ندانستن مسأله باشد كافى نيست.
    « 72 » كسى كه مى خواهد نماز ميّت بخواند، لازم نيست با وضو يا غسل يا تيمّم باشد و بدن و لباسش پاك باشد و اگر لباس او غصبى هم باشد اشكال ندارد ، ولى احتياط در اين است كه اگر غسل بر او واجب است ، بدون غسل ، و اگر وظيفه اش تيمم بدل از غسل است بدون تيمم نماز نخواند .

    « 73 » نماز خواندن زن بر ميّت با شرايطش مجزى است و از ديگران ساقط مى شود.
    « 74 » كسى كه به ميّت نماز مى خواند، بايد رو به قبله باشد و نيز واجب است ميّت را مقابل او به پشت بخوابانند، به طورى كه سر او به طرف راست نمازگزار و پاى او به طرف چپ نمازگزار باشد.
    « 75 » مكان نمازگزار نبايد از جاى ميّت به قدرى پست تر يا بلندتر باشد كه عرفا نماز بر اين ميّت صدق نكند، ولى پستى و بلندى مختصر اشكال ندارد.
    « 76 » نمازگزار نبايد به قدرى از ميّت دور باشد كه عرفا نماز بر اين ميّت صدق نكند ؛ ولى كسى كه نماز ميّت را به جماعت مى خواند ، اگر از ميّت دور باشد ، چنانچه صف ها به يكديگر متصل باشند اشكال ندارد .
    « 77 » نمازگزار بايد مقابل ميّت بايستد، ولى اگر نماز به جماعت خوانده شود و صف جماعت از دو طرف ميّت بگذرد، نماز كسانى كه مقابل ميّت نيستند اشكال ندارد.
    « 78 » اگر كسى موقعى به نماز جماعت ميّت رسيد كه بعضى از تكبيرات آن خوانده شده، مى تواند اقتدا كند ولى بايد در هر تكبير به وظيفه خود عمل كند، يعنى دعاى مربوط به همان تكبير را خودش بخواند و بعد از فراغ امام بقيه تكبيرات را تمام كند.
    « 79 » بين ميّت و نمازگزار، نبايد پرده و ديوار يا چيزى مانند اينها باشد، به طورى كه نماز بر آن ميّت عرفا صدق نكند، ولى اگر ميّت در تابوت و مانند آن باشد اشكال ندارد.
    « 80 » در وقت خواندن نماز، بايد عورت ميّت پوشيده باشد و اگر كفن كردن او ممكن نيست ، بايد عورتش را ، اگر چه با تخته و آجر و مانند اينها باشد ، بپوشانند .
    « 81 » نماز ميّت را بايد ايستاده و با قصد قربت بخواند ، و در موقع نيّت ميّت را معيّن كند ، مثلاً نيّت كند نماز مى خوانم بر اين ميّت قربةً الى اللّه .
    « 82 » اگر كسى نباشد كه بتواند نماز ميّت را ايستاده بخواند، مى شود نشسته بر او نماز خواند. و چنانچه بعد از خواندن تمام نماز و يا قسمتى از آن به طور نشسته، شخصى كه قادر بر نماز خواندن به طور ايستاده است پيدا شود، بنا بر احتياط واجب بايد نماز اعاده شود.
    « 83 » اگر چند ميّت با هم حاضر بودند، مى تواند براى همه يك نماز بخواند ولى در دعاهايى كه بعد از تكبير چهارم خوانده مى شود بايد ضماير به صورت جمع گفته شود؛ و مى تواند براى هر كدام يك نماز بخواند.
    « 84 » مكروه است بر ميّت چند مرتبه نماز بخوانند، در صورتى كه هر دو نماز از هر نظر مثل هم باشند؛ ولى اگر ميّت صاحب فضيلت ايمانى مانند حضرت حمزه و فاطمه بنت اسد و سهل بن حنيف باشد مكروه نيست.
    « 85 » اگر ميّت را عمدا يا از روى فراموشى يا به جهت عذرى بدون نماز دفن كنند، يا بعد از دفن معلوم شود نمازى كه بر او خوانده شده باطل بوده است ، اگر خارج كردن ميّت از قبر ممكن نيست يا موجب بى احترامى به او مى شود، واجب است به قبر او نماز بخوانند. و گرنه احتمال دارد مثل غسل دادن و كفن كردن ميّت، بيرون آوردن ميّت و خواندن نماز بر بدن او واجب باشد. و اما اگر بعد از نماز خواندن به قبر ميّت، بدن او به سببى مثل سيل و نظير آن خارج شد ، بنا بر احتياط واجب اين نماز اعاده شود .
    « 86 » در صورت مزاحمت نماز فريضه با نماز ميّت هركدام كه وقتش تنگ است مقدّم است ؛ و اگر وقت هردو وسعت دارد مخيّر است ؛ و در صورتى كه وقت هردو تنگ شده باشد، به طورى كه در تأخير دفن، خوف بر ميّت وجود دارد اظهر تقديم فريضه و نماز خواندن بر قبر ميّت بعد از دفن اوست.

دستور نماز ميّت
    « 87 » نماز ميّت پنج تكبير دارد و اگر نمازگزار پنج تكبير به اين ترتيب بگويد كافى است :
    بعد از نيت و تكبير اول بگويد : « اَشْهَدُ اَن لا اِلهَ اِلاَّ اللّه و اَنَّ مُحمَّدا رَسوُلُ اللّه » .
    و بعد از تكبير دوم بگويد : « اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آل مُحَمَّد » .
    و بعد از تكبير سوم بگويد : « اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُؤمِنينَ وَ المُؤمِنات » .
    و بعد از تكبير چهارم اگر ميّت مرد است بگويد: « اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِهذَا المَيّت » و اگر زن است بگويد: « اَللّهُمَّ اغْفِر لِهذِهِ المَيّت » .
    و بعد تكبير پنجم را بگويد.
    و بهتر است بعد از تكبير اول بگويد : « اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّه وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ ، وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُوْلُه أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشيراً وَنَذيراً بَيْنَ يَدَىِ السّاعَة » .
    وبعد از تكبير دوم بگويد:
    « اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَبارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد ، كَأَفْضَلِ ما صَلَّيْتَ وَ بارَكْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلى اِبْراهيمَ وَ آلِ اِبْراهِيم ، اِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ ، وَ صَلِّ عَلى جَمِيعِ الاَْنْبياءِ وَ الْمُرْسَلِينَ ، وَ الشُّهَداءِ وَ الصِّدِّيقِينَ ، وَ جَمِيعِ عِبادِ اللّه الصّالِحِينَ » .
    و بعد از تكبير سوم بگويد : « اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ والْمُسْلِمِينَ وَالْمُسلِماتِ ، اَلاْءَحْياءِ مِنْهُمْ وَ الاَْمْواتِ ، تابِعْ بَيْنَنا وَبَيْنَهُمْ بِالْخَيْراتِ ، اِنَّكَ مُجِيبُ الدَّعَواتِ ، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير » .
    و بعد از تكبير چهارم اگر ميّت مرد است بگويد : « اَللّهُمَّ اِنَّ هذا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ أَمَتِكَ نَزَلَ بِكَ وَ أنْتَ خَيْرُ مَنْزُولٍ بِهِ ، اَللّهُمَّ اِنّا لانَعْلَمُ مِنْهُ اِلاّ خَيْرا وَ اَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنّا ، اَللّهُمَّ اِنْ كانَ مُحْسِنا فَزِدْ فِي اِحْسانِهِ ، وَاِنْ كانَ مُسِيئا فَتَجاوَزْ عَنْهُ وَ اغْفِرْ لَهُ ، اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ عِنْدَكَ فِي أَعْلى عِلِّيّينَ وَ اخْلُفْ عَلى أَهلِهِ فِى الْغابِرينَ وَ ارْحَمْهُ بِرَحْمَتِكَ يا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ » و بعد تكبير پنجم را بگويد .
    ولى اگر ميّت زن است بعد از تكبير چهارم بگويد :
    « اَللّهُمَّ اِنَّ هذِهِ أَمَتُكَ وَ ابْنَةُ عَبْدِكَ وَ ابْنَةُ أَمَتِكَ نَزَلَتْ بِكَ وَ اَنْتَ خَيْرُ مَنْزُولٍ بِهِ ، اَللّهُمَّ اِنّا لانَعْلَمُ مِنْها اِلاّ خَيْرا، وَ اَنْتَ أَعْلَمُ بِها مِنّا، اَللّهُمَّ اِنْ كانَتْ مُحْسِنَةً فَزِدْ فِي اِحْسانِها ، وَ اِنْ كانَتْ مُسيئَةً فَتَجاوَزْ عَنْها وَ اغْفِرْ لَها ، اَللّهُمَّ اجْعَلْها عِنْدَكَ فِي اَعْلى عِلّيّينَ وَ اخْلُفْ عَلى أَهْلِها فِي الْغابِرِينَ ، وَ ارْحَمْها بِرَحْمَتِكَ يا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ » .
    « 88 » بايد تكبيرها و دعاها را طورى پشت سر هم بخواند، كه نماز از صورت خود خارج نشود . و اگر مأموم عمداً يا سهواً در غير تكبير اول از امام جلو افتاد ، مستحب است همان تكبير را با امام اعاده كند .
    « 89 » كسى كه نماز ميّت را به جماعت مى خواند بايد تكبيرها و دعاهاى آن را هم بخواند .

مستحبات نماز ميّت
    « 90 » چند چيز در نماز ميّت مستحب است :
    1 ـ كسى كه نماز ميّت مى خواند با وضو يا غسل يا تيمّم باشد، و احتياط مستحب آن است كه در صورتى تيمّم كند كه وضو و غسل ممكن نباشد، يا بترسد كه اگر وضو بگيرد يا غسل كند به نماز ميّت نرسد.
    2 ـ اگر ميّت مرد است ، امام جماعت يا كسى كه فُرادى بر او نماز مى خواند مقابل وسط قامت يا سينه او بايستد ؛ و اگر ميّت زن است مقابل سينه يا سر او بايستد.
    3 ـ پابرهنه نماز بخواند.
    4 ـ در هرتكبير دست ها را بلند كند ، بنا بر اظهر .
    5 ـ فاصله او با ميّت به قدرى كم باشد، كه اگر باد لباسش را حركت دهد به جنازه برسد.
    6 ـ نماز ميّت را به جماعت بخواند.
    7 ـ امام جماعت تكبير و دعاها را بلند بخواند و كسانى كه با او نماز مى خوانند،آهسته بخوانند.

    8 ـ در جماعت اگرچه مأموم يك نفر باشد، پشت سر امام بايستد.
    9 ـ نمازگزار به ميّت و مؤمنين زياد دعا كند.
    10 ـ پيش از نماز سه مرتبه بگويد : « اَلصَّلاة » .
    11 ـ نماز را در جايى بخوانند كه مردم براى نماز ميّت بيشتر به آن جا مى روند .
    12 ـ زن حائض اگر نماز ميّت را به جماعت مى خواند ، در صفى تنها بايستد .

دفن ميّت
    « 91 » واجب است ميّت را طورى در زمين دفن كنند، كه بوى او بيرون نيايد و درندگان هم نتوانند بدنش را بيرون آورند.
    « 92 » اگر دفن ميّت در زمين ممكن نباشد، مى توانند به جاى دفن، او را در بنا يا تابوت بگذارند.
    « 93 » ميّت را بايد در قبر به پهلوى راست طورى بخوابانند كه جلو بدن او رو به قبله باشد.
    « 94 » اگر كسى در كشتى بميرد ، چنانچه جسد او فاسد نمى شود و بودن او در كشتى مانعى ندارد ، بايد صبر كنند تا به خشكى برسند و او را در زمين دفن كنند ؛ و گرنه ، بايد در كشتى غسلش بدهند و حنوط و كفن كنند و پس از خواندن نماز ميّت او را در خمره بگذارند و درش را ببندند و به دريا بيندازند ، و اگر اين كار مشكل است چيز سنگينى به پايش ببندند و به دريا بيندازند و اگر ممكن است بايد او را در جايى بيندازند كه فورا طعمه حيوانات نشود .
    « 95 » مخارج انداختن در دريا و مخارج محكم كردن قبر ميّت را، در صورتى كه لازم باشد، احتمال دارد كه از اصل مال ميّت بردارند ولى احتياط مستحب اين است كه رضايت طلبكار و ورثه را در اين صورت به دست آورند.
    « 96 » اگر زن كافره بميرد و بچه در شكم او مرده باشد ، چنانچه پدر بچه مسلمان باشد بايد بنا بر احتياط واجب زن را در قبر به پهلوى چپ پشت به قبله بخوابانند كه روى بچه به طرف قبله باشد حتى اگر هنوز روح هم به بدن او داخل نشده باشد .

    « 97 » چيزى كه از ميّت جدا مى شود ، اگر چه مو و ناخن و دندانش باشد ، بايد با او دفن شود ولى اگر مستلزم نبش باشد احتياط آن است كه جدا دفن شود .
    « 98 » اگر كسى در چاه بميرد و بيرون آوردنش ممكن نباشد پس اگر ممكن است همان مقدار از چاه را كه بدن او قرار گرفته مسدود مى نمايند و اگر ممكن نيست بايد درِ چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند ؛ و در صورتى كه چاه مال غير باشد بايد به نحوى او را راضى كنند ، اگر چه با پرداخت قيمت چاه باشد .

مسائل متفرقه ميّت
    « 99 » اگر بچه در رحم مادر بميرد و ماندنش در رحم براى مادر خطر داشته باشد ، بايد به آسان ترين راه او را بيرون آورند و چنانچه ناچار شوند كه او را قطعه قطعه كنند اشكال ندارد ، ولى بايد به وسيله شوهرش ـ اگر اهل فن است ـ انجام بگيرد ؛ و اگر نشد ، به وسيله زنى كه اهل فن باشد او را بيرون بياورند ؛ و اگر ممكن نيست ، مرد محرمى كه اهل فن باشد ؛ و اگر آن هم ممكن نشود مرد نامحرمى كه اهل فن باشد بچه را بيرون بياورد ؛ و در صورتى كه آن هم پيدا نشود كسى كه اهل فن نباشد مى تواند بچه را بيرون آورد .
    « 100 » هرگاه مادر بميرد و بچه در شكمش زنده باشد، اگرچه اميد زنده ماندن طفل را نداشته باشند، بايد به وسيله كسانى كه در مسأله پيش گفته شد از هرطرفى كه بچه سالم بيرون مى آيد بچه را بيرون آورند و دوباره بدوزند ؛ ولى اگر بين پهلوى چپ و راست در سالم بودن بچه فرقى نباشد بايد از پهلوى چپ بيرون آورند .
    « 101 » جايز نيست انسان در مرگ كسى صورت و بدن رابخراشد و به خود لطمه بزند و بنا بر احتياط فرقى بين مرد و زن نيست .
    « 102 » پاره كردن يقه در مرگ غير پدر و برادر جايز نيست .

نبش قبر
    « 103 » نبش قبر مسلمان ، يعنى شكافتن قبر او اگر چه طفل يا ديوانه باشد حرام است ؛ ولى اگر بدنش از بين رفته و خاك شده باشد اشكال ندارد .
    « 104 » فرموده اند شكافتن قبر در چند مورد جايز است :
    1 ـ ميّت در زمين غصبى دفن شده باشد و مالك زمين راضى نشود كه در آنجا بماند .
    2 ـ كفن يا چيز ديگرى كه با ميّت دفن شده غصبى باشد و صاحب آن راضى نشود كه در قبر بماند . و همچنين است اگر چيز گرانبهايى با او دفن شود و بدون نبش قبر نشود آن را بيرون آورد .
    3 ـ ميّت بدون غسل يا كفن يا حنوط دفن شده باشد، يا بفهمند غسلش باطل بوده ، يا به غير دستور شرع كفن شده، يا در قبر او را رو به قبله نگذاشته اند. ولى احوط اين است كه اگر موجب هتك و بى احترامى ميّت شود نبش قبر نشود و اگر برهنه دفن شده بايد ملاحظه كنند كه كفن كردن مهمتر است يا نبش قبر نكردن ، و هركدام براى ميّت اهميت بيشترى دارد رعايت نمايند .
    4 ـ بترسند درنده اى بدن ميّت را پاره كند، يا سيل او را ببرد، يا دشمن بيرون آورد، يا بخواهند ميّت را به مشاهد مشرّفه منتقل كنند ، اگر چه وصيت به اين مطلب نكرده باشد ، بنا بر اظهر .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS