خون هاى سه گانه

« خون هاى سه گانه »
1 ـ استحاضه

    يكى از خون هايى كه از زن خارج مى شود، خون استحاضه است و زن را در موقع ديدنِ اين خون، مستحاضه مى گويند . خون استحاضه غالباً زرد رنگ و سرد و بدون فشار و سوزش بيرون مى آيد، و ممكن است گاهى برخلاف اوصاف مذكوره باشد.
    استحاضه سه قسم است : قليله، متوسطه و كثيره. استحاضه قليله آن است كه خون در پنبه اى كه زن داخل فرج مى نمايد نفوذ نكند. استحاضه متوسطه آن است كه خون در پنبه فرو رود ولى از آن نگذرد. استحاضه كثيره آن است كه خون از پنبه گذشته و به دستمال برسد .
    * وظيفه مستحاضه در مورد روزه ، در مسأله 1321 ذكر خواهد شد .

احكام استحاضه
    « 146 » در استحاضه قليله بايد زن براى هر نماز يك وضو بگيرد و بنا بر احتياط پنبه راعوض كند ياآب بكشد و ظاهر فرج را هم اگر خون به آن رسيده، آب بكشد.
    « 147 » در استحاضه متوسطه بايد زن براى نماز صبح غسل كند و تا صبح ديگر براى نمازهاى خود بنا بر احتياط واجب پنبه را اگر خونى شده عوض كند يا آب بكشد ، و همچنين ظاهر فرج اگر نجس شده است؛ و وجوب وضو براى هر نماز در اين صورت خالى از وجه نيست و اين در صورتى است كه استحاضه متوسطه پيش از نماز صبح يا در بين آن پيدا شود . ولى اگر بعد از نماز صبح تا پيش از نماز ظهر يا بين آن حاصل شود بايد براى نماز ظهر غسل كند ، و به همين ترتيب پيش از هر نماز يا بين هرنمازى كه استحاضه متوسطه شده بايد براى آن غسل كند . و اگر عمدا يا از روى فراموشى براى نماز صبح غسل نكند بايد براى نماز ظهر و عصر غسل كند و اگر براى نماز ظهر و عصر غسل نكند بايد پيش از نماز مغرب و عشا غسل نمايد چه آن كه خون بيايد يا قطع شده باشد .

    « 148 » در استحاضه كثيره علاوه بر كارهاى استحاضه متوسطه كه در مسأله پيش گفته شد، بايد براى هر نماز دستمال را عوض كند يا آب بكشد و يك غسل براى نماز ظهر و عصر و يكى براى نماز مغرب و عشا بجا آورد و بنا بر احتياط واجب با هرغسلى يك وضو هم بگيرد ، بلكه براى نماز عصر و نماز عشا نيز بايد بنا بر احتياط واجب وضو بگيرد ، و همچنين بايد بين نماز ظهر و عصر فاصله نيندازد . و اگر فاصله بيندازد، بايد براى نماز عصر دوباره غسل كند ، و نيز اگر بين نماز مغرب و عشا فاصله بيندازد بايد براى نماز عشا دوباره غسل نمايد.
    « 149 » اگر خون استحاضه پيش از وقت نماز هم بيايد اگر چه زن براى آن خون، وضو و غسل را انجام داده باشد بايد در موقع نماز وضو و غسل را بجا آورد.
    « 150 » اگر استحاضه قليله زن بعد از نماز صبح متوسطه شود، بايد براى نماز ظهر و عصر غسل كند ؛ و اگر بعد از نماز ظهر و عصر متوسطه شود بايد براى نماز مغرب و عشا غسل نمايد.
    « 151 » اگر استحاضه قليله يا متوسطه زن بعد از نماز صبح كثيره شود بايد براى نماز ظهر و عصر يك غسل و براى نماز مغرب و عشا غسل ديگرى بجا آورد ؛ و اگر بعد از نماز ظهر و عصر كثيره شود، بايد براى نماز مغرب و عشا غسل نمايد.
    « 152 » زن مستحاضه بعد از آن كه خونش قطع شد، فقط براى نماز اولى كه مى خواند، بايد كارهاى استحاضه را انجام دهد و براى نمازهاى بعد لازم نيست.
    « 153 » اگر زن نداند استحاضه او از چه قسم است، در صورت امكان بايد مقدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند و بيرون آورد و بعد از آن كه فهميد استحاضه او كدام يك از آن سه قسم است، كارهايى را كه براى آن قسم دستور داده شده انجام دهد.
    « 154 » زن مستحاضه اگر پيش از آن كه خود را وارسى كند، مشغول نماز شود با اينكه مى توانسته خود را وارسى كند ، چنانچه قصد قربت داشته و به وظيفه خود عمل كرده مثلاً استحاضه اش قليله بوده و به وظيفه استحاضه قليله عمل نموده، نماز او صحيح است . و اگر قصد قربت نداشته يا عمل او مطابق وظيفه اش نبوده مثل آن كه استحاضه او متوسطه بوده و به وظيفه قليله رفتار كرده، نماز او باطل است.
    « 155 » زن مستحاضه اگر نتواند خود را وارسى نمايد، بنا بر احوط بايد به آنچه مشكل تر است عمل كند، مثلاً اگر نمى داند استحاضه او قليله است يا متوسطه، بايد كارهاى استحاضه متوسطه را بنا بر احوط انجام دهد و اگر نمى داند متوسطه است يا كثيره ، بايد كارهاى استحاضه كثيره را بنا بر احوط انجام دهد ؛ ولى اگر بداند سابقا كدام يك از آن سه قسم بوده بايد به وظيفه همان قسم عمل كند .
    « 156 » زن مستحاضه اگر بداند از وقتى كه مشغول وضو يا غسل شده خونى از او بيرون نيامده و تا بعد از نماز هم خون در داخل فرج نيست و بيرون نمى آيد ، مى تواند خواندن نماز را تأخير بيندازد .
    « 157 » مستحاضه كثيره و متوسطه وقتى كاملاً از خون پاك شد بايد غسل كند، ولى اگر بداند از وقتى كه براى نماز قبلى مشغول غسل شده ديگر خون نيامده، لازم نيست دوباره غسل كند.
    « 158 » زن مستحاضه اگر بين غسل و نماز فاصله بيندازد، بايد دوباره غسل كند و بلافاصله مشغول نماز شود ولى اگر خون در داخل فضاى فرج نيايد غسل لازم نيست.
    « 159 » زن مستحاضه بايد موقع غسل و وضو و بعد از آن تا آخرِ نماز ، خود را از بيرون آمدن خون ( در صورتى كه براى او ضرر نداشته باشد ) حفظ كند ؛ و اگر مسامحه كرد و خونى خارج شد بنا بر احتياط هرچه بجا آورده از غسل يا وضو يا نماز ، دو مرتبه انجام دهد .
    « 160 » اگر استحاضه قليله زن پيش از نماز، متوسطه يا كثيره شود بايد كارهاى متوسطه يا كثيره را كه گفته شد انجام دهدواگراستحاضه متوسطه كثيره شود بايد كارهاى استحاضه كثيره را انجام دهد.

    « 161 » اگر استحاضه كثيره زن متوسطه شود، بايد براى نماز اول عمل كثيره و براى نمازهاى بعد عمل متوسطه را بجا آورد. مثلاً اگر پيش از نماز ظهر استحاضه كثيره متوسطه شود، بايد براى نماز ظهر غسل كند و براى نماز عصر و مغرب و عشا فقط وضو بگيرد.
    « 162 » اگر استحاضه كثيره ، قليله شود ، بايد براى نماز اول عمل كثيره و براى نمازهاى بعد عمل قليله را انجام دهد . و نيز اگر استحاضه متوسطه ، قليله شود بايد براى نماز اول ، عمل متوسطه و براى نمازهاى بعد عمل قليله را بجا آورد .

2 ـ حيض
    خون حيض خونى است كه غالبا در هرماه چند روزى از رحم زن ها خارج مى شود؛ و زن را در موقع ديدن خون حيض، حائض مى گويند.
    خون حيض در بيشتر اوقات غليظ و گرم ، و رنگ آن سرخ مايل به سياه يا سرخ است و با فشار و كمى سوزش بيرون مى آيد.
    « 163 » زن هاى سيّده بعد از تمام شدن شصت سال قمرى يائسه مى شوند ، يعنى خون حيض نمى بينند ؛ و زن هايى كه سيّده نيستند ، بعد از تمام شدن پنجاه سال قمرى يائسه مى شوند .
    « 164 » خونى كه دختر پيش از تمام شدن نُه سال مى بيند ، در صورتى كه معلوم باشد نه سال او تمام نشده است و علامت و نشانه ديگرى غير از سن، بر بلوغ او نباشد، و همچنين خونى كه زن بعد از يائسه شدن مى بيند حيض نيست .
    « 165 » زن حامله و زنى كه بچه شير مى دهد ممكن است حيض ببيند بنا بر اقوى ؛ ولى اگر بيست روز از ايام عادت ديرتر بود هم وظيفه حائض و هم مستحاضه را احتياطا انجام دهد.
    « 166 » اگر دخترى نمى داند كه نه سالش تمام شده يا نه و خونى ديد كه يقين كرد خون حيض است بايد آن را خون حيض قرار دهد.
    « 167 » زنى كه شك دارد يائسه شده يا نه، اگر خونى ببيند و نداند حيض است يا نه بايد بنا بگذارد كه يائسه نشده است.
    « 168 » مدت حيض كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نمى شود، و اگر مختصرى هم از سه روز كمتر باشد حيض نيست.
    « 169 » بايد سه روز اول حيض پشت سر هم باشد، پس اگر مثلاً دو روز خون ببيند و يك روز پاك شود و دوباره يك روز خون ببيند حيض نيست.
    « 170 » اگر سه روز پشت سر هم خون ببيند و سپس پاك شود ، چنانچه دوباره خون ببيند و روزهايى كه خون ديده و در وسط پاك بوده، روى هم از ده روز بيشتر نشود ، تمام اين مدت را حيض قرار مى دهد .
    « 171 » اگر زنى بيش از سه روز خون ديد و ده روزه يا كمتر از آن پاك شد ، چنانچه نمى داند خون زخم و جراحت است يا نه، اگر درايام عادت زن باشد يا اينكه شرايط حيض را داشته باشد آن را خون حيض قرار مى دهد.
    « 172 » اگر خونى ببيند كه از سه روز بيشتر و از ده روز كمتر باشد و نداند خون حيض است يا زخم، اگر قبلاً حيض بوده، يعنى خون حيض ديده وممكن است اين خون دنباله آن باشد حيض است ليكن اظهر اعتبار خروج از چپ براى حيض و خروج از طرف راست براى زخم است، و با عدم امكان وارسى ، عمل به حالت سابقه مى نمايد و اگر سابقا پاك بوده وظيفه اى نسبت به حيض ندارد.
    « 173 » اگر خونى ببيند و شك كند كه خون حيض است يا خون نفاس، اگر در ايام عادت زن باشد آن را خون حيض قرار مى دهد وگرنه بايد به وظيفه اى كه مشترك بين حيض و نفاس است عمل كند، يعنى لازم نيست آنچه بر حائض واجب است ولى بر نفساء واجب نيست و آنچه بر نفساء واجب است و بر حائض واجب نيست بجا آورد. گرچه انجام دادن مجموع وظايف حائض و وظايف نفساء، مطابق احتياط است بلكه اين احتياط در صورت امكان ترك نشود ودر صورت عدم امكان احتياط، مخالفت قطعيه ننمايد.

    « 174 » اگر خونى ببيند كه نداند خون حيض است يا بكارت، ولى احتمال خون ديگرى مثل خون جراحت و زخم را هم نمى دهد، بايد خود را وارسى كند، يعنى مقدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند، بعد بيرون آورد پس اگر اطراف آن آلوده باشد، خون بكارت است و اگر به همه آن رسيده، حيض مى باشد. البته بايد خون زياد نباشد تا به وسيله فوق بتواند بين خون حيض و بكارت فرق بگذارد . و در صورت عدم امكان تشخيص وعدم حصول يقين، در ايام عادت حكم به حيض بودن مى كند و گرنه عمل به حالت سابقه مى نمايد.
    « 175 » اگر كمتر از سه روز خون ببيند و سپس پاك شود و بعد سه روز خون ببيند، خون دوم حيض است و خون اول اگر چه در روزهاى عادتش باشد حيض نيست.
    « 176 » اگر حائض پاك شد و بعد از گذشتن ده روز يا بيشتر، دوباره خون ديد، اگر از سه روز بيشتر طول بكشد ولى از ده روز بيشتر نباشد و ساير شرايط حيض را داشته باشد، خون دوم نيز حيض است.

اقسام زن هاى حائض
    « 177 » زن هاى حائض بر شش قسمند:
    1 ـ صاحب عادت وقتيّه و عدديّه؛ و آن زنى است كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين خون حيض ببيند و شماره روزهاى حيض او هم در هر دو ماه يك اندازه باشد، مثل آن كه دو ماه پشت سر هم از اوّل ماه تا هفتم آن خون ببيند.
    2 ـ صاحب عادت وقتيّه ؛ و آن زنى است كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين ، خون حيض ببيند ولى شماره روزهاى حيض او در هر دو ماه يك اندازه نباشد، مثلاً دو ماه پشت سر هم از روز اول ماه خون ببيند ولى ماه اول روز هفتم و ماه دوم روز هشتم از خون پاك شود.
    3 ـ صاحب عادت عدديه ؛ و آن زنى است كه شماره روزهاى حيض او در دو ماه پشت سر هم به يك اندازه باشد، ولى وقت ديدن آن دو خون يكى نباشد، مثل آن كه ماه اول از پنجم تا دهم و ماه دوم از دوازدهم تا هفدهم خون ببيند.
    4 ـ مضطربه ؛ و آن زنى است كه چند ماه خون ديده ولى عادت معينى پيدا نكرده ، يا عادتش بهم خورده و عادت تازه اى پيدا نكرده است.
    5 ـ مبتدئه ؛ و آن زنى است كه دفعه اولِ خون ديدن او است.
    6 ـ ناسيه ؛ و آن زنى است كه عادت خود را فراموش كرده است.
و هركدام از اينها احكامى دارند كه در مسائل بعدى گفته مى شود.
    « 178 » زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد، اگر در وقت عادت يا دو سه روز جلوتر يا دو سه روز عقب تر خون ببيند، به طورى كه بگويند حيض را جلو يا عقب انداخته اگر چه آن خون، نشانه هاى حيض را نداشته باشد، بايد به احكامى كه براى زن حائض گفته مى شود عمل كند. و چنانچه بعد بفهمد حيض نبوده، مثل اينكه پيش از سه روز پاك شود، بايد عبادت هايى را كه بجا نياورده قضا نمايد.
    « 179 » زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد اگر چند روز پيش از عادت و همه روزهاى عادت و چند روز بعد از عادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود، همه حيض است ؛ و اگر از ده روز بيشتر شود، فقط خونى را كه در روزهاى عادت خود ديده، حيض است و خونى كه پيش از آن و بعد از آن ديده استحاضه مى باشد ، و بايد عبادتهايى را كه در روزهاى پيش از عادت و بعد از عادت بجا نياورده قضا نمايد . و اگر همه روزهاى عادت را با چند روز پيش از عادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود، همه حيض است ؛ و اگر از ده روز بيشتر شود ، فقط روزهاى عادت او حيض است و خونى كه جلوتر از آن ديده استحاضه مى باشد و چنانچه در آن روزها عبادت نكرده بايد قضا نمايد . و اگر همه روزهاى عادت را با چند روز بعد از عادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود، همه حيض است ؛ و اگر بيشتر شود فقط روزهاى عادت حيض و باقى استحاضه است .
    « 180 » زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد اگر مقدارى از روزهاى عادت را با چند روز پيش از عادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود همه حيض است ؛ و اگر از ده روز بيشتر شود روزهايى كه در عادت خون ديده با چند روز پيش از آن ، كه روى هم به مقدار عادت او شود، حيض، و روزهاى اول را استحاضه قرار مى دهد . و اگر مقدارى از روزهاى عادت را با چند روز بعد از عادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود ، همه حيض است ؛ و اگر بيشتر شود، بايد روزهايى كه در عادت ، خون ديده با چند روز بعد از آن كه روى هم به مقدار عادت او شود ، حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد.

    « 181 » زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد، اگر بيشتر از ده روز خون ببيند، خونى كه در روزهاى عادت ديده اگر چه نشانه هاى حيض را نداشته باشد، حيض است؛ وخونى كه بعد از روزهاى عادت ديده اگرچه نشانه هاى حيض را داشته باشد استحاضه است. مثلاً زنى كه عادت حيض او از اول ماه تا هفتم است، اگر از اول تا دوازدهم خون ببيند، هفت روز اول آن حيض و پنج روز بعد استحاضه مى باشد.
    « 182 » زنى كه عادت وقتيه دارد، اگر در وقت عادت خود يا دو سه روز پيش از عادت يا دو سه روز بعد از عادت خون ببيند به طورى كه بگويند حيض را جلو يا عقب انداخته، اگر چه آن خون نشانه هاى حيض را نداشته باشد، بايد به احكامى كه براى زن هاى حائض گفته خواهد شد عمل نمايد . و اگر بعد بفهمد حيض نبوده ، مثل آن كه پيش از سه روز پاك شود ، بايد عبادت هايى را كه بجا نياورده قضا نمايد .
    « 183 » زنى كه عادت عدديه دارد ، اگر بيشتر از شماره عادت خود خون ببيند و از ده روز بيشتر شود، چنانچه همه خون هايى كه ديده يك جور باشد بايد از موقع ديدن خون به شماره روزهاى عادتش حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد . و اگر همه خون هايى كه ديده يك جور نباشد، بلكه چند روز از آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه را داشته باشد، اگر روزهايى كه خون، نشانه حيض را دارد با شماره روزهاى عادت او يك اندازه است ، بايد همان روزها را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد ؛ و اگر روزهايى كه خون نشانه حيض دارد ، از روزهاى عادت او بيشتر است ، فقط به اندازه روزهاى عادت او حيض، و بقيه استحاضه است ؛ و اگر روزهايى كه خون نشانه حيض دارد از روزهاى عادت او كمتر است، بايد آن روزها را با چند روز ديگر كه روى هم به اندازه روزهاى عادتش شود ، حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد .

    « 184 » مضطربه ( زنى كه چند ماه خون ديده ولى عادت معينى پيدا نكرده ) اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و همه خون هايى كه ديده يك جور باشد، چنانچه عادت خويشان او مشخص است آن مقدار را براى خود حيض و بقيه را استحاضه قرار مى دهد .
    « 185 » مضطربه اگر بيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر آن نشانه استحاضه دارد، چنانچه خونى كه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد، همه آن حيض است ؛ و اگر خونى كه نشانه حيض را دارد كمتر از سه روز باشد بايد بنابراحتياط تا هفت روز را حيض قرار دهد.
    « 186 » مبتدئه ، يعنى زنى كه دفعه اول خون ديدن اوست ، اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و همه خون هايى كه ديده يك جور باشد بايد عادت خويشان خود را به طورى كه در مضطربه گفته شد حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد .
    « 187 » مبتدئه اگر بيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه را داشته باشد، چنانچه خونى كه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد ، همه آن حيض است . ولى اگر پيش از گذشتن ده روز از خونى كه نشانه حيض دارد دوباره خونى ببيند كه آن هم نشانه خون حيض داشته باشد، مثل آن كه پنج روز خون سياه و نُه روز خون زرد و دوباره پنج روز خون سياه ببيند، بايد از اول خون اول كه نشانه حيض دارد، حيض قرار دهد و در عدد رجوع به خويشاوندان خود كند و بقيه را استحاضه قرار دهد.
    « 188 » مبتدئه اگر بيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر آن نشانه استحاضه داشته باشد، چنانچه خونى كه نشانه حيض دارد از سه روز كمتر يا از ده روز بيشتر باشد، بايد از اولى كه خون نشانه حيض دارد، حيض قرار دهد و در عدد به خويشاوندان خود رجوع كند و بقيه را استحاضه قرار دهد.

    « 189 » ناسيه ، يعنى زنى كه وقت و عدد عادت خود را فراموش كرده است ، اگر بيشتر از ده روز خون ببيند بايد روزهايى را كه خون او نشانه حيض دارد تا ده روز ، حيض قرار دهد و بقيه را استحاضه قرار دهد . و اگر نتواند حيض را به واسطه نشانه هاى آن تشخيص دهد، بنا بر احتياط واجب بايد هفت روز اول را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد، مگر اينكه بداند به طور مسلم در روزهاى اول ، حيض نمى شده است كه در آن صورت بعد از آن روزها را بايد حيض قرار دهد ؛ و اگر ظن اطمينانى پيدا كرد كه ايام عادتش مثل خويشان خود است عادت آنها را براى خود انتخاب مى كند.

احكام حائض
    « 190 » چند چيز بر حائض حرام است :
    1 ـ عبادت هايى كه مانند نماز بايد با وضو يا غسل يا تيمم بجا آورده شود، ولى بجا آوردن عبادت هايى كه وضو و غسل و تيمم براى آنها لازم نيست، مانند نماز ميت ، مانعى ندارد.
    2 ـ تمام چيزهايى كه بر جنب حرام است و در احكام جنابت گفته شد.
    3 ـ جماع كردن در فرج، كه هم براى مرد حرام است و هم براى زن، اگر چه به مقدار ختنه گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد.
    « 191 » جماع كردن در روزهايى هم كه حيض زن قطعى نيست ولى شرعا بايد براى خود حيض قرار دهد حرام است. پس زنى كه بيشتر از ده روز خون مى بيند و بايد به دستورى كه قبلاً ذكر شده روزهاى عادت خويشان خود را حيض قرار دهد، شوهرش نمى تواند در آن روزها با او نزديكى نمايد.
    « 192 » اگر شماره روزهاى حيض زن به سه قسمت تقسيم شود و مرد در قسمت اول آن با زن خود در قُبُل جماع كند، احتياط واجب آن است كه هجده نخود طلا كفاره به فقير بدهد و اگر در قسمت دوم جماع كند، نُه نخود و اگر در قسمت سوم جماع كند، بايد چهار نخود و نيم بدهد، مثلاً زنى كه شش روز خون حيض مى بيند، اگر شوهرش در شب يا روز اول و دوم با او جماع كند، هجده نخود طلا بدهد و در شب يا روز سوم و چهارم نُه نخود و در شب يا روز پنجم و ششم بايد چهار نخود و نيم بدهد.

    « 193 » طلاق دادن زن در حال حيض، به طورى كه در كتاب طلاق گفته مى شود ، باطل است .
    « 194 » اگر زن بگويد حائضم يا از حيض پاك شده ام، بايد حرف او را قبول كرد، مگر اينكه اطمينان پيدا شود كه دروغ مى گويد.
    « 195 » اگر زن در بين نماز حائض شود، نماز او باطل است.
    « 196 » بعد از آن كه زن از خون حيض پاك شد ، واجب است براى نماز و روزه و عبادت هاى ديگرى كه بايد با طهارت ( وضو يا غسل يا تيمم ) بجا آورده شود ، غسل كند ، و دستور آن مثل غسل جنابت است ، ولى بنابراظهر براى نماز بايد پيش از غسل يا بعد از آن وضو هم بگيرد ، و اگر پيش از غسل وضو بگيرد بهتر است .
    « 197 » نمازهاى يوميه اى كه زن در حال حيض نخوانده ، قضا ندارد ولى روزه هاى واجب را بايد قضا نمايد .

مسائل متفرقه حيض
    « 198 » مبتدئه ، مضطربه ، ناسيه و زنى كه عادت عدديه دارد ، اگر خونى ببينند كه نشانه هاى حيض را داشته باشد ، يا يقين كنند كه سه روز طول مى كشد ، بايد عبادت را ترك كنند و چنانچه بعد بفهمند حيض نبوده بايد عبادت هايى را كه بجا نياورده اند قضا نمايند ؛ ولى اگر يقين نكنند كه تا سه روز طول مى كشد و نشانه هاى حيض را هم نداشته باشد، بنا بر احتياط واجب بايد تا سه روز كارهاى استحاضه را بجا آورند و كارهايى را كه بر حائض حرام است ترك نمايند و چنانچه پيش از سه روز پاك نشدند، بايد آن را حيض قرار دهند.
    « 199 » اگر زن پيش از ده روز پاك شود و بداند كه در باطن خون نيست، بايد براى عبادت هاى خود غسل كند، ولى اگر يقين داشته باشد كه پيش از تمام شدن ده روز دوباره خون مى بيند نبايد غسل كند و نمى تواند نماز بخواند و بايد به احكام حائض عمل نمايد.
    « 200 » زنى كه در حيض عادت عدديه دارد ، اگر بيش از مقدار عادت خود خون ديد در صورتى كه نشانه هاى حيض را داشته باشد و بداند يا احتمال دهد كه قبل از ده روز پاك خواهد شد ، عبادت هاى خود را ترك مى كند ؛ و اگر در اثناء ده روز در ظاهر پاك شد ، بنا بر احتياط بايد مقدارى پنبه داخل فرج خود كرده ، كمى صبر كند و بعد بيرون آورد ، اگر پاك بود غسل مى كند و اگر پاك نبود مى تواند عبادت هاى خود را ترك كند تا از داخل هم پاك شود . ولى در صورتى كه مى داند خون بيش از ده روز ادامه خواهد داشت ، مقدار عادت خود را حيض و بقيه را استحاضه قرار مى دهد .

    « 201 » اگر چند روز را حيض قرار دهد و عبادت نكند ، بعد بفهمد حيض نبوده است ، بايد نماز و روزه اى را كه در آن روزها بجا نياورده قضا نمايد . و اگر چند روز را به گمان اينكه حيض نيست عبادت كند، بعد بفهمد حيض بوده، چنانچه آن روزها روزهايى بوده كه بايد روزه مى گرفته، واجب است قضا نمايد.

3 ـ نفاس
    از وقتى كه اولين جزء بچه از شكم مادر بيرون مى آيد، هرخونى كه زن مى بيند، اگر پيش از ده روز يا سر ده روز قطع شود، خون نفاس است. و زن را در حال نفاس نَفساء مى گويند.
    « 202 » خونى كه زن پيش از بيرون آمدن اولين جزء بچه مى بيند نفاس نيست.
    « 203 » لازم نيست كه خلقت بچه تمام باشد، بلكه اگر خون بسته اى هم از رحم زن خارج شود ، و خود زن بداند يا چهار نفر قابله بگويند كه اگر در رحم مى ماند انسان مى شد ، خونى كه تا ده روز ببيند خون نفاس است ، بنا بر احوط .
    « 204 » ممكن است خون نفاس يك لحظه بيشتر نيايد ، ولى بيشتر از ده روز نمى شود .
    « 205 » توقف در مسجد و رساندن جايى از بدن به خط قرآن و كارهاى ديگرى كه بر حائض حرام است، بر نفساء هم حرام است و آنچه بر حائض واجب و مستحب و مكروه است، بر نفساء هم واجب، مستحب و مكروه مى باشد.
    « 206 » طلاق دادن زنى كه در حال نفاس مى باشد باطل است و نزديكى كردن با او حرام مى باشد . و اگر شوهرش با او نزديكى كند احتياط واجب آن است كه به دستورى كه در احكام حيض ( مسأله 428 ) گفته شد كفاره بدهد .
    « 207 » وقتى زن از خون نفاس پاك شد بايد غسل كند و عبادت هاى خود را بجا آورد ، و اگر دوباره خون ببيند چنانچه روزهايى كه خون ديده با روزهايى كه در وسط پاك بوده روى هم ده روز يا كمتر از ده روز باشد تمام آن نفاس است ، و اگر روزهايى كه پاك بوده روزه گرفته باشد بايد قضا نمايد .
    « 208 » اگر زن از خون نفاس پاك شود و احتمال بدهد كه در باطن خون هست ، بايد مقدارى پنبه داخل فرج نمايد كه اگر پاك است، براى عبادت هاى خود غسل كند.
    « 209 » اگر خون نفاس زن از ده روز بگذرد چنانچه در حيض عادت دارد به اندازه روزهاى عادت او نفاس و بقيه استحاضه است ؛ و اگر عادت ندارد ، تا ده روز بنا بر اظهر نفاس و بقيه استحاضه مى باشد . و احتياط مستحب آن است كسى كه عادت دارد از روز بعد از عادت و كسى كه عادت ندارد بعد از روز دهم تا روز هيجدهم زايمان ، كارهاى استحاضه را بجا آورد و كارهايى را كه بر نفساء حرام است ترك كند .
    « 210 » زنى كه عادت حيضش كمتر از ده روز است ، اگر بيشتر از روزهاى عادتش خون نفاس ببيند در صورتى كه از ده روز بيشتر نشود بنا بر اظهر تمام آن مدت را نفاس قرار مى دهد .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS