وضـو

وضـو
    « 1 » در وضو واجب است با نيت ، صورت و دست ها را بشويند و جلو سر و روى پاها را مسح كنند .
    « 2 » درازاى صورت را بايد از بالاى پيشانى جايى كه موى سر بيرون مى آيد ، تا آخر چانه شُست ، و پهناى آن به مقدارى كه بين انگشت وسط و شَست ( يعنى انگشت ميانى كه وسطى و انگشت بزرگ كه ابهام است ) قرار مى گيرد بايد شسته شود ، و اگر مختصرى از اين مقدار را هم نشويد وضو باطل است . و براى آن كه يقين كند اين مقدار كاملاً شسته شده بايد كمى اطراف آن را هم بشويد . و ميزان در رستنگاه مو و در انگشتان ، افراد مستوى الخلقه و عادى مى باشد ، پس كسانى كه رستنگاه مو يا انگشتان آنها غيرعادى است ، در مقدار شستن ، افراد عادى را ميزان قرار دهند .
    « 3 » اگر احتمال دهد چرك يا چيز ديگرى در ابروها و گوشه هاى چشم و لب او هست كه نمى گذارد آب به آنها برسد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، بايد پيش از وضو يا وقت شستنِ آنها وارسى كند كه اگر هست برطرف نمايد.
    « 4 » اگر پوست صورت از لاى مو پيدا باشد ، علاوه بر شستن ظاهر موها، بنا بر احوط بايد آب را به پوست هم برساند ؛ و اگر پيدا نباشد شستن ظاهر مو كافى است و رساندن آب به زير آن لازم نيست.
    « 5 » اگر شك كند كه پوست صورت از لاى مو پيداست يا نه، بنا بر احتياط واجب بايد مو را بشويد و آب را به پوست هم برساند.
    « 6 » شستن داخل بينى و مقدارى از لب و چشم كه در وقت بستن ديده نمى شود واجب نيست، ولى براى آن كه يقين كند از جاهايى كه بايد شسته شود چيزى باقى نمانده، واجب است مقدارى از آنها را هم بشويد. و كسى كه نمى دانسته بايد اين مقدار را بشويد ، اگر نداند در وضوهايى كه گرفته اين مقدار را شسته يا نه ، نمازهايى كه خوانده صحيح است .

    « 7 » بايد صورت و دست ها را از بالا به پايين شست و اگر از پايين به بالا بشويد و به همان شستن اكتفا كند ، بلكه مطلقا در بعضى موارد ، وضو باطل است و احتياط واجب آن است كه در هرعضو ابتدا قسمت هاى بالاتر و سپس قسمت هاى پايين تر را بشويد و رعايت ترتيب عرفى ، كافى است .
    « 8 » اگر دست را تر كند و به صورت و دست ها بكشد، بايد بنا بر احتياط ترى دست به قدرى باشد كه به واسطه كشيدن دست، كمى آب بر آنها جارى شود.
    « 9 » بعد از شستن صورت بايد دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشت ها بشويد به طورى كه دست ها كاملاً شسته شود .
    « 10 » براى آن كه يقين كند آرنج را كاملاً شسته بايد مقدارى بالاتر از آرنج را هم بشويد.
    « 11 » كسى كه پيش از شستن صورت ، دست هاى خود را تا مچ شسته ، در موقع شستن دست ها براى وضو بايد تا سر انگشتان را بشويد ، و اگر فقط تا مچ را بشويد وضوى او باطل است .
    « 12 » در وضو شستن صورت و دست ها مرتبه اول واجب و مرتبه دوم مستحب و مرتبه سوم و بيشتر از آن حرام مى باشد و مقصود از هرمرتبه ، شستن تمام عضو است .
    « 13 » بعد از شستن هردو دست بايد جلو سر را با ترى آب وضو كه در دست مانده مسح كند . اگر ترى در دست نمانده باشد وظيفه اش در مسأله 257 بيان خواهد شد . و احتياط واجب در مسح سر از بالا به پايين است ؛ و مسح كردن با دست راست بهتر است .
    « 14 » جلوى سر ( يك قسمت از چهار قسمت سر ، كه مقابل پيشانى است ) جاى مسح مى باشد و هرجاى اين قسمت را به هراندازه مسح كند كافى است، اگر چه احتياط مستحب آن است كه از درازا به اندازه درازاى يك انگشت و از پهنا به اندازه پهناى سه انگشت بسته مسح نمايد ، و واجب است در صورت امكان مسح با كف دست باشد نه با پشت آن .

    « 15 » لازم نيست مسح سر بر پوست آن باشد بلكه بر موى جلو سر هم صحيح است ولى كسى كه موى جلو سر او به اندازه اى بلند است كه اگر مثلاً شانه كند به صورتش مى ريزد، يا به جاهاى ديگر سر مى رسد، بايد بيخ موها را مسح كند يافرق سر را باز كرده پوست سر را مسح نمايد . و اگر مقدارى را كه به صورت مى ريزد يا به جاهاى ديگر سر مى رسد جلو سر جمع كند و بر آنها مسح نمايد، يا بر موى جاهاى ديگر سر، كه جلو آن آمده مسح كند باطل است.
    « 16 » بعد از مسح سر بايد با ترى آب وضو كه در دست مانده روى پاها را از سر يكى از انگشت ها تا برآمدگى روى پا مسح كند. و احتياط مستحب اين است كه تا مَفصل پا مسح نمايد.
    « 17 » پهناى مسح پا به هر اندازه باشد كافى است، ولى بهتر آن است كه به اندازه پهناى سه انگشت بسته مسح نمايد، و بهتر از آن مسح تمام روى پا است.
    « 18 » اگر در مسح پا ، همه دست را روى همه پا بگذارد و كمى بكشد صحيح است .
    « 19 » در مسح سر و روى پا بايد دست را روى آنها بكشد پس اگر دست را نگهدارد و سر يا پا را به آن بكشد وضو باطل است ؛ ولى اگر موقعى كه دست را مى كشد سر يا پا مختصرى حركت نمايد اشكال ندارد .
    « 20 » جاى مسح بايد خشك باشد ، و اگر به قدرى تر باشد كه رطوبت كف دست به آن اثر نكند مسح باطل است، ولى اگر ترى آن به قدرى كم باشد كه رطوبتى كه بعد از مسح در آن ديده مى شود بگويند فقط از ترى كف دست است، اشكال ندارد.
    « 21 » اگر براى مسـح، رطوبتى در كف دست نمانده باشد، نمى تواند دست را با آب خارج، تـر كند. بلكه بايد از اعضاى ديگر وضو، رطوبت بگيـرد و با آن مسح نمايد ؛ و بهتر است اول از ترى موى ريش و ابرو كمك بگيرد و اگر در آنها ترى نبود از دست ها رطوبت مى گيرد.

    « 22 » هرگاه به سبب گرمى هوا يا جهات ديگر هيچ رطوبتى در اعضا براى مسح باقى نمى ماند ، بنا بر احتياط واجب هم با آب خارج مسح كند و هم بعد از وضو تيمم كند .
    « 23 » اگر رطوبت كف دست فقط به اندازه مسح سر باشد، احتياط واجب آن است كه سر را با همان رطوبت مسح كند، و براى مسح پاها از اعضاى ديگر وضو رطوبت بگيرد ؛ و بنا بر احتياط واجب بايد اول از ترى موى ريش و ابرو كمك بگيرد و اگر در آنها ترى نبود از دست ها رطوبت بگيرد .
    « 24 » مسح كردن از روى جوراب و كفش باطل است ولى اگر به سبب سرماى شديد يا ترس از دزد و درنده و مانند اينها نتواند كفش يا جوراب را بيرون آورد ، مسح كردن بر آنها اشكال ندارد ، و اگر روى كفش نجس باشد بايد چيز پاكى بر آن بيندازد و بر آن چيز مسح كند و احتياطا تيمم هم بنمايد .
    « 25 » اگر روى پا نجس باشد و نتواند براى مسح، آن را آب بكشد، اگر جبيره ممكن نباشد بايد تيمم نمايد. و اگر جبيره ممكن بود بايد هم وضوى جبيره اى بگيرد و هم تيمم كند بنا بر احوط .
    « 26 » تكرار مسح موجب بطلان وضو نيست خصوصا اگر براى رعايت احتياط باشد، مگر آن كه از روى تشريع يا وسوسه باشد.

وضوى ارتماسى
    « 27 » وضوى ارتماسى آن است كه انسان صورت و دست ها را به قصد وضو در آب داخل كند يا آنها را بعد از اين كه در آب فرو برد، به قصد وضو بيرون آورد. و اگر موقعى كه دست ها را در آب فرو مى برد نيت وضو كند و تا وقتى كه آنها را از آب بيرون مى آورد و ريزش آب تمام مى شود به قصد وضو باشد، وضوى او صحيح است ؛ و نيز اگر موقع بيرون آوردن از آب قصد وضو كند و تا وقتى كه ريزش آب تمام مى شود به قصد وضو باشد وضوى او صحيح مى باشد.
    « 28 » در وضوى ارتماسى نيز بايد صورت و دست ها از بالا به پايين شسته شود، پس اگر وقتى كه صورت و دست ها را در آب فرو مى برد قصد وضو كند ، بايد صورت را از طرف پيشانى و دست ها را از طرف آرنج در آب فرو برد ؛ و اگر موقع بيرون آوردن از آب قصد وضو كند ، بايد صورت را از طرف پيشانى و دست ها را از طرف آرنج بيرون آورد .
    « 29 » اگر وضوى بعضى از اعضاء را ارتماسى و بعضى را غير ارتماسى انجام دهد اشكال ندارد .
    « 30 » شخصى كه مى تواند بدون كمك ديگران وضوى ارتماسى بگيرد نبايد به كمك ديگران وضوى غير ارتماسى ( ترتيبى ) بگيرد .

دعاهاى وضو
    « 31 » كسى كه وضو مى گيرد مستحب است موقعى كه نگاهش به آب مى افتد بگويد :بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي جَعَلَ الْمَاءَ طَهُورا وَلَمْ يَجْعَلْهُ نَجِسا ؛ و موقعى كه پيش از وضو دست خود را مى شويد بگويد: اللّهُمَّ اجْعَلْني مِنَ التّوّابينَ وَ اجْعَلْنى مِنَ الْمُتَطهِّرين؛ و در وقت مضمضه كردن يعنى آب در دهان گردانيدن بگويد : اللّهُمَّ لَقِّنّى حُجَّتي يَوْمَ اَلْقاكَ وَ أَطْلِقْ لِسانى بِذِكْرِك ؛ و در وقت استنشاق يعنى آب در بينى كردن بگويد : اللّهُمّ لا تُحَرِّمْ عَلَيَ ريحَ الْجَنَّةِ وَ اجْعَلْني مِمَّنْ يَشُمُّ ريحَها وَ رَوْحَها وَ طيبَها ؛ و موقع شستن صورت بگويد : اللّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهي يَوْمَ تَسْوَدُّ فيهِ الْوُجوهُ وَ لا تُسَوِّدْ وَجْهي يَوْمَ تَبْيَضُّ فيهِ الْوُجوه ؛ و در وقت شستن دست راست بگويد : اللّهُمّ أَعْطِنى كِتابي بِيَميني وَ الْخُلْدَ فِي الْجِنان بِيَسارى وَ حاسِبني حِسابا يَسيرا ؛ و موقع شستن دست چپ بگويد : اللّهُمَّ لا تُعطِنى كِتابي بِشِمالي و لا من وَراء ظَهْري وَ لا تَجْعَلْها مَغلولةً إلى عُنُقي وَ اَعوذُ بكَ مِن مُقَطَّعاتِ النِّيران ؛ و موقعى كه سر را مسح مى كند بگويد : اللّهُمَّ غَشِّني بِرَحْمَتِكَ وَ بَرَكاتِك وَ عَفْوِك ؛ و در وقت مسح پا بگويد : اللّهُمّ ثَبِّتْني عَلَى الصِّراطِ يَومَ تَزِلُّ فيه الاَقدامُ و اجْعَلْ سَعيي فيما يُرضيكَ عَنّي يا ذاالجَلالِ وَالإِكرام .

« شرايط وضو »
    شرايط صحيح بودن وضو سيزده چيز است:
    1 ـ آب وضو پاك باشد.
    2 ـ آب وضو مطلق باشد.
    3 ـ وضو گرفتن مستلزم تصرف غاصبانه نباشد.
    4 ـ ظرف آب وضو مباح باشد ( غصبى نباشد ).
    5 ـ ظرف آبِ وضو، طلا و نقره نباشد.
    6 ـ اعضاى وضو موقع شستن و مسح كردن پاك باشد.
    7 ـ وقت براى وضو و نماز كافى باشد.
    8 ـ به قصد قربت يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد.
    9 ـ ترتيب.
    10 ـ موالات.
    11 ـ مباشرت در اعمال وضو.
    12 ـ استعمال آب ضرر نداشته باشد.
    13 ـ در اعضاى وضو مانعى از رسيدن آب نباشد.
و تفصيل اينها به ترتيب در مسائل بعدى ذكر مى شود.

شرط اول و دوم : آب وضو پاك و مطلق باشد.
    « 32 » وضو با آب نجس و آب مضاف باطل است، اگر چه انسان نجس بودن يا مضاف بودن آن را نداند يا فراموش كرده باشد، و اگر با آن وضو نمازى هم خوانده باشد، بايد آن نماز را دوباره با وضوى صحيح بخواند.
    « 33 » اگر غير از آب گِل آلود و مضاف آب ديگرى براى وضو ندارد، چنانچه وقت نماز تنگ است به طورى كه براى وضو و يك ركعت نماز وقت ندارد بايد تيمم كند ؛ و اگر وقت دارد، احتياط واجب آن است كه صبر كند تا آب، صاف شود و وضو بگيرد و مبادرت به تيمم ننمايد ؛ اما اگر براى يك ركعت نماز با وضو و يا چهار ركعت با تيمم وقت دارد ، بنا بر اظهر مى تواند هركدام را خواست انجام دهد .

شرط سوم : وضو گرفتن مستلزم تصرف غاصبانه نباشد.
    « 34 » اگر كسى به قصد وضو آب غصبى را به صورت يا دستهاى خود بريزد و موقع آب ريختن ملتفت غصبى بودن آب باشد وضويش باطل است. ولى اگر بدون توجه به غصبى بودن آب، وضو گرفت، اگر چه در اثناء وضو فهميد و بقيه وضو را با آب مباح انجام داد، وضويش صحيح است . اما قيمت آن آب غصبى را ضامن است.
    « 35 » اگر كسى بدون قصد وضو ، آب غصبى را به صورت و دست هاى خود ريخت و پس از آن كه عرفا آب از بين رفت به قصد وضو گرفتن به صورت و دست هاى خود كه تر شده است ، دست كشيد ، وضويش صحيح است .
    « 36 » وضو گرفتن از حوض مدرسه اى كه انسان نمى داند آن حوض را براى همه مردم وقف كرده اند يا براى محصلين همان مدرسه، در صورتى كه معمولاً مردم از آب آن وضو بگيرند و معلوم نباشد كه از روى غفلت ويا عدم مبالات وضو مى گيرند ، اشكال ندارد اگر با ساكنين مزاحمت نداشته باشد .
    « 37 » كسى كه نمى خواهد در مسجدى نماز بخواند اگر نداند حوض آن را براى همه مردم وقف كرده اند يا براى كسانى كه در آن جا نماز مى خوانند، نمى تواند از حوض آن وضو بگيرد، ولى اگر معمولاً كسانى هم كه نمى خواهند در آن جا نماز بخوانند از حوض آن وضو مى گيرند، مى تواند از حوض آن وضو بگيرد.
    « 38 » وضو گرفتن از حوض تيمچه ها و مسافرخانه ها و مانند اينها براى كسانى كه ساكن آن جاها نيستند، در صورتى صحيح است كه معمولاً كسانى هم كه ساكن آن جاها نيستند از آب آن جا وضو بگيرند.
    « 39 » وضو گرفتن در نهرهاى بزرگ اگر چه انسان نداند كه صاحب آنها راضى است يا نه ، اشكال ندارد ، ولى اگر صاحب آنها از وضو گرفتن نهى كند در صورتى كه سيره و روش مسلمين استفاده از آن آبها باشد وضو صحيح و گرنه باطل است .
    « 40 » اگر در صحن يكى از امامان يا امامزادگان كه سابقا قبرستان بوده حوض يا نهرى بسازند، چنانچه انسان نداند كه زمين صحن را براى قبرستان وقف كرده اند، وضو گرفتن در آن حوض و نهر اشكال ندارد . ولى اگر فهميد زمين براى قبرستان وقف شده و نشود زير حوض يا نهر ميّتى را دفن كرد وضو اشكال دارد . و نيز اگر ايجاد حوض يا نهر موجب بى حرمتى به بدن مسلمان بشود مثلاً آب به بدن او برسد ، وضو اشكال دارد ، اگرچه زمين قبرستان مباح بوده و موقوفه هم نباشد .
    « 41 » اگر فراموش كند آب غصبى است و با آن وضو بگيرد ، وضو صحيح است .

شرط چهارم : ظرف آب وضو مباح باشد ( غصبى نباشد ) ، ولى مانند شرط سوم ممكن است كسى وضوى صحيح بگيرد به اين صورت كه موقع آب برداشتن قصد وضو نداشته باشد چنان كه در مسأله 271 گذشت .

شرط پنجم : ظرف آب وضو، طلا و نقره نباشد.
    « 42 » اگر آب وضو در ظرف غصبى يا طلا يا نقره باشد و غير از آن، آب ديگرى ندارد و نمى تواند آب را در ظرف ديگرى بريزد بايد تيمم كند . و اگر آب ديگرى دارد چنانچه در ظرف غصبى يا طلا و نقره وضوى ارتماسى بگيرد يا با آنها آب را به صورت و دست ها بريزد ، وضوى او باطل است مگر به صورتى كه در مسأله 271 گذشت .

شرط ششم : اعضاى وضو موقع شستن و مسح كردن پاك باشد ، مگر اينكه به وسيله وضو گرفتن و شستن صورت و يا دست ها، اعضاى وضو خود به خود پاك شود .
    « 43 » اگر پيش از تمام شدن وضو جايى را كه شسته يا مسح كرده نجس شود ، وضو صحيح است .
    « 44 » اگر غير از اعضاى وضو جايى از بدن نجس باشد وضو صحيح است . ولى اگر مخرج را از بول يا غائط تطهير نكرده باشد احتياط مستحب آن است كه اول آن را تطهير كند بعد وضو بگيرد .

    « 45 » اگر يكى از اعضاى وضو نجس باشد و بعد از وضو شك كند كه پيش از وضو آن جا را آب كشيده يا نه، چنانچه در موقع وضو ملتفت پاك بودن و نجس بودن آن جا نبوده وضو باطل است بنابر احوط ، در صورتى كه با وضو گرفتن و يا غير آن به طور اتفاقى پاك نشده باشد . و اگر ملتفت بوده، يا شك دارد كه ملتفت بوده يا نه وضو صحيح است . و در هرصورت بايد بنا بر احوط براى نماز و مانند آن ، جايى را كه نجس بوده ، آب بكشد .
    « 46 » اگر در صورت يا دست ها بريدگى يا زخمى است كه خون آن بند نمى آيد و آب براى آن ضرر ندارد ، بايد در آب كر يا جارى فرو برد و قدرى فشار دهد كه خون بند بيايد ، بعد به دستورى كه گفته شد وضوى ارتماسى بگيرد . و اگر بعد از بند آمدن دو مرتبه خون جارى شد وضو به طور ارتماسى صحيح است و اگر خون جارى نشد به صورت ترتيبى هم مى شود وضو گرفت .

شرط هفتم : وقت براى وضو و نماز كافى باشد.
    « 47 » هرگاه وقت به قدرى تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد تمام نماز بعد از وقت خوانده مى شود، بايد تيمم كند، ولى اگر براى وضو و تيمم يك اندازه وقت لازم باشد بايد وضو بگيرد براى انجام يك ركعت با وضو . و اگر با وضو، وقت يك ركعت نماز و با تيمم، وقت چهار ركعت را دارد مى تواند هركدام را خواست انتخاب كند بنا بر اظهر .
    « 48 » كسى كه در تنگى وقت نماز بايد تيمم كند اگر به قصد قربت يا براى كار مستحبى مثل خواندن قرآن وضو بگيرد، صحيح است ولى اگر براى خواندن آن نماز وضو بگيرد باطل است.

شرط هشتم : به قصد قربت يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد، و اگر براى خنك شدن يا به قصد ديگرى وضو بگيرد باطل است . ولى اگر به قصد قربت وضو بگيرد و قصد ديگرى مثل خنك شدن تابع قصد وضو باشد، اشكال ندارد .
    « 49 » لازم نيست نيت وضو را به زبان بگويد يا از قلب خود بگذراند ولى بايد در تمام وضو متوجه باشد كه وضو مى گيرد، به طورى كه اگر از او بپرسند : چه مى كنى ؟ بگويد : وضو مى گيرم.

شرط نهم : وضو را به ترتيبى كه گفته مى شود بجا آورد، يعنى اول صورت و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشويد و بعد از آن سر و بعد پاها را مسح نمايد، و اگر به ترتيب وضو نگيرد باطل است، و در مسح دو پا احتياط مستحب آن است كه مسح پاى راست را با دست راست بر مسح پاى چپ با دست چپ مقدم بدارد.
    « 50 » هر گاه كسى شستن عضو قبلى را فراموش كرد و عضو بعدى را شست، مثلاً اول دست چپ را شست بعد دست راست را، بايد بعد از دست راست دست چپ را بشويد تا ترتيب مراعات شود به شرط اين كه بااين شستن بيجا موالات بهم نخورد؛ و اگر موالات بهم خورد، بايد وضو را از سر بگيرد.

شرط دهم : موالات ، يعنى كارهاى وضو را پشت سر هم انجام دهد.
    « 51 » اگر بين كارهاى وضو به قدرى فاصله شود كه وقتى مى خواهد جايى را بشويد يا مسح كند رطوبت جاهايى كه پيش از آن شسته يا مسح كرده خشك شده باشد، وضو باطل است . و اگر فقط رطوبت جايى كه جلوتر از محلى است كه مى خواهد بشويد يا مسح كند، خشك شده باشد مثلاً موقعى كه مى خواهد دست چپ را بشويد رطوبت دست راست خشك شده باشد و صورت، تر باشد، احتياط واجب آن است كه وضو را باطل كند و از سر بگيرد.
    « 52 » اگر كارهاى وضو را پشت سر هم بجا آورَد ولى به واسطه گرماى هوا يا حرارت زياد بدن و مانند اينها رطوبت خشك شود وضوى او صحيح است.
    « 53 » راه رفتن در بين وضو اشكال ندارد، پس اگر بعد از شستن صورت و دست ها چند قدم راه برود و بعد سر و پاها را مسح كند وضوى او صحيح است.
شرط يازدهم : مباشرت ، يعنى شستن صورت و دست ها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد . و اگر ديگرى او را وضو دهد، يا در رساندن آب به صورت و دست ها و مسح سر و پاها به او كمك نمايد، وضو باطل است؛ و منظور كمك در اصل شستن و مسح كردن است، ولى اگر در مقدمات اينها كمك بگيرد مثل اين كه ديگرى آب را به صورت او بريزد ولى شخص خودش صورت را بشويد، مانعى ندارد.
    « 54 » كسى كه نمى تواند وضو بگيرد بايد نايب بگيرد كه او را وضو دهد؛ و چنانچه مزد هم بخواهد، در صورتى كه بتواند بايد بدهد، ولى بايد خود او نيت وضو كند و با دست خود مسح نمايد ؛ و اگر نمى تواند، بايد نايبش دست او را بگيرد و به جاى مسح او بكشد، و اگر اين هم ممكن نيست بايد از دست او رطوبت بگيرند و با آن رطوبت، سر و پاى او را مسح كنند و احوط اين است كه تيمم هم بنمايد، اگر در تيمم كردن محذورى نبوده يا محذور كمترى باشد.
    « 55 » هركدام از كارهاى وضو را كه مى تواند به تنهايى انجام دهد ، نبايد در آن كمك بگيرد.

شرط دوازدهم : استعمال آب براى او مانعى نداشته باشد چنانكه در مسائل تيمم خواهد آمد.
    « 56 » كسى كه مى ترسد اگر وضو بگيرد مريض شود، يا اگر آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند ، نبايد وضو بگيرد . ولى اگر نداند كه آب براى او ضرر دارد و ترس از استعمال آب هم نداشته باشد و وضو بگيرد ، اگر چه بعد بفهمد ضرر داشته ، وضوى او صحيح است . و اگر ترس ضرر را داشت ولى به اميد ضرر نداشتن ، وضو گرفت و بعد فهميد ضرر نداشته وضويش صحيح است .
    « 57 » اگر رساندن آب به صورت و دست ها به مقدار كمى كه وضو با آن صحيح است ضرر ندارد و بيشتر از آن ضرر داشته باشد، بايد با همان مقدار وضو بگيرد.
شرط سيزدهم : در اعضاى وضو مانعى از رسيدن آب نباشد و گرنه وظيفه او وضوى جبيره اى يا تيمم خواهد بود.
    « 58 » اگر مى داند چيزى به اعضاى وضو چسبيده ولى شك دارد كه از رسيدن آب جلوگيرى مى كند يا نه، بايد آن را برطرف كند يا آب را به زير آن برساند.
    « 59 » اگر زير ناخن چرك باشد، وضو اشكال ندارد ولى اگر ناخن را بگيرند بايد براى وضو آن چرك را برطرف كنند، و نيز اگر ناخن بيشتر از معمول بلند باشد، بايد چرك زير مقدارى را كه از معمول بلندتر است برطرف نمايند.
    « 60 » اگر در صورت و دست ها و جلوى سر و روى پاها به سبب سوختن يا چيز ديگر، برآمدگى پيدا شود، مثل بلند شدن پوست به سبب باد كردن محل آن، تا وقتى كه جزو بدن به حساب مى آيد شستن و مسح روى آن كافى است و چنانچه سوراخ شود رساندن آب به زير پوست لازم نيست، بلكه اگر پوستِ يك قسمت آن كنده شود، لازم نيست آب را به زير قسمتى كه كنده نشده برساند، ولى چنانچه پوستى كه كنده شده گاهى به بدن مى چسبد و گاهى بلند مى شود، مى تواند آن را قطع كند يا آب را به زير آن برساند يا آن كه در هروقتى به وظيفه آن وقت عمل نمايد.
    « 61 » اگر انسان شك كند كه به اعضاى وضوى او چيزى چسبيده يا نه چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، مثل آن كه بعد از گِل كارى شك كند گِل به دست او چسبيده يا نه، بايد وارسى كند يا به قدرى دست بمالد كه اطمينان پيدا كند كه اگر بوده برطرف شده يا آب به زير آن رسيده است؛ و اگر از روى غفلت وضو گرفت و بعد معلوم شد كه مانعى بوده، وضويش باطل است؛ و اگر احتمال داد كه مانعى در كار نيست و به اميد عدم مانع وضو گرفت يا غافل شد، و بعد معلوم شد مانعى در كار نبوده، صحيح بودن وضو خالى از وجه نيست.
    « 62 » جايى را كه بايد شست و مسح كرد هر قدر چرك باشد، اگر چرك مانع از رسيدن آب به بدن نباشد اشكال ندارد، و همچنين است اگر بعد از گچ كارى و مانند آن چيز سفيدى كه جلوگيرى از رسيدن آب به پوست نمى نمايد بر دست بماند، ولى اگر شك كند كه با بودن آنها آب به بدن مى رسد يا نه، بايد آنها را برطرف كند.
    « 63 » كسى كه پوست بدن او چرب است اگر چربى آن جِرم ندارد كه مانع رسيدن آب به پوست باشد اشكال ندارد . و اگر احراز كند كه محل وضو به طورى چرب است كه مانع رسيدن آب مى شود اول خشك كند بعد وضو بگيرد.
    « 64 » اگر پيش از وضو بداند كه در بعضى از اعضاى وضو مانعى از رسيدن آب هست و بعد از وضو شك كند كه در موقع وضو آب را به آن جا رسانده يا نه، در صورتى كه احتمال بدهد موقع وضو ملتفت و متوجه بوده و مانع را برطرف كرده است وضوى او صحيح است.
    « 65 » اگر در بعضى از اعضاى وضو مانعى باشد كه گاهى آب به خودى خود زير آن مى رسد و گاهى نمى رسد و انسان بعد از وضو شك كند كه آب زير آن رسيده يا نه، چنانچه بداند موقع وضو ملتفت رسيدن آب به زير آن نبوده، احتياط واجب آن است كه دوباره وضو بگيرد.
    « 66 » اگر بعد از وضو چيزى كه مانع از رسيدن آب است در اعضاى وضو ببيند و نداند موقع وضو بوده يا بعد پيدا شده، وضوى او صحيح است، ولى اگر بداند كه در وقت وضو ملتفت آن مانع نبوده، احتياط واجب آن است كه دوباره وضو بگيرد.
    « 67 » اگر بعد از وضو شك كند چيزى كه مانع رسيدن آب است در اعضاى وضو بوده يا نه ، وضو صحيح است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS