راه ثابت شدن نجاست

« راه ثابت شدن نجاست »
    « 125 » نجاست هرچيز از سه راه ثابت مى شود :

    1 ـ آنكه خود انسان يقين يا ظن اطمينان آور پيدا كند كه چيزى نجس است، و گرنه لازم نيست از آن اجتناب نمايد. بنا بر اين در قهوه خانه و مهمانخانه هايى كه مردمان بى مبالات و كسانى كه پاكى و نجسى را مراعات نمى كنند در آنها غذا مى خورند، اگر انسان يقين نداشته باشد غذايى را كه براى او آورده اند نجس است، غذا خوردن اشكال ندارد.

    2 ـ كسى كه چيزى در اختيار اوست بگويد آن چيز نجس است و از گفته او اطمينان حاصل گردد، مثلاً همسر يا خدمتكار بگويد ظرف يا چيز ديگرى كه در اختيار اوست نجس مى باشد.

    3 ـ آن كه دو مرد عادل بگويند چيزى نجس است، و همچنين اگر يك نفر عادل هم بگويد چيزى نجس است بنابر احتياط واجب بايد از آن اجتناب كرد.
    « 126 » اگر به واسطه ندانستن مسأله ، نجس بودن و پاك بودن چيزى را نداند مثلاً نداند عرق جنب از حرام پاك است يا نه ، بايد مسأله را بپرسد يا احتياط نمايد . ولى اگر با اينكه مسأله را مى داند ، در چيزى شك كند كه پاك است يا نه مثلاً شك كند كه آن چيز خون است يا نه يا نداند كه خون پشه است يا خون انسان ، پاك مى باشد .


نجاست اشياء
    « 127 » اگر چيز پاك به نجس برسد و هردو يا يكى از آنها به طورى تَر باشد كه ترى يكى به ديگرى برسد، چيز پاك نجس مى شود. و اگر ترى به قدرى كم باشد كه به ديگرى نرسد، چيزى كه پاك بوده نجس نمى شود. ولى اگر دست انسان به بدن ميّتى كه هنوز او را غسل نداده اند برسد اگر چه بدن ميت خشك باشد، احتياط در اين است كه دست را بشويد.
    « 128 » اگر چيز پاكى به نجس برسد و انسان شك كند كه هردو يا يكى از آنها تر بوده يا نه، آن چيز پاك، نجس نمى شود.
    « 129 » دو چيزى كه انسان نمى داند كدام پاك و كدام نجس است، اگر چيز پاكى با رطوبت به يكى از آنها برسد نجس نمى شود . ولى اگر يكى از آنها قبلاً نجس بوده و انسان نداند پاك شده يا نه، چنانچه چيز پاكى با رطوبت به آن برسد نجس مى شود.
    « 130 » زمين و پارچه و مانند اينها اگر رطوبت داشته باشد، هر قسمتى كه نجاست به آن برسد نجس مى شود و جاهاى ديگر آن پاك است. و همچنين است خيار و خربزه و مانند اينها.
    « 131 » هرگاه شيره و روغن، مايع باشد به طورى كه اگر قدرى از آن برداشته شود جاى آن پُر مى شود ، همين كه يك نقطه از آن نجس شد، تمام آن نجس مى شود . ولى اگر مايع نباشد و يا اينكه مايع باشد ولى نجاست به جاى ديگر سرايت نكند نجس نمى شود .
    « 132 » اگر مگس يا حيوانى مانند آن ، روى چيز نجسى كه تر است بنشيند و بعد روى چيز پاكى كه آن هم تر است بنشيند ، چنانچه انسان بداند نجاست همراه آن حيوان بوده ، چيز پاك نجس مى شود و اگر نداند پاك است .
    « 133 » اگر جايى از بدن كه عرق دارد نجس شود و عرق از آنجا به جاى ديگر برود ، هرجا كه عرق نجس به آن برسد نجس مى شود ، و اگر عرق به جاى ديگر نرود جاهاى ديگر بدن پاك است .

    « 134 » اخلاطى كه از بينى يا گلو مى آيد ، اگر خون داشته باشد ، جايى كه خون دارد نجس و بقيه آن پاك است پس اگر به بيرون دهان يا بينى برسد ، مقدارى را كه انسان يقين دارد جاى نجسِ اخلاط به آن رسيده نجس است ؛ و محلى را كه شك دارد جاى نجس به آن رسيده يا نه، پاك مى باشد.
    « 135 » اگر آفتابه اى را كه ته آن سوراخ است روى زمين نجس بگذارند ، چنانچه آب طورى زير آن جمع گردد كه با آب آفتابه يكى حساب شود، آب آفتابه نجس مى شود . ولى اگر آب آفتابه از داخل به بيرون با فشار جريان داشته باشد يا احتمال برود كه نجاست بيرون به داخل سرايت نمى كند، حتى اگر سطح آب بيرون و داخل مساوى هم باشد، آب آفتابه نجس نمى شود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS