فرج شخصی و ارتباط خاص با حضرت ولی عصر(عج)

باید مجالسی تشکیل دهیم و با رفقا و اصدقاء بنشینیم و مذاکره کنیم که به چه راهی می‌شود به آن حضرت رسید و با آن حضرت رابطه داشت. . .

سخن مردان خدا و عارفان الهی همواره پر از درّ و گوهرهایی است که شناخت آنها می‌تواند در زندگانی دنیا و آخرت ما کارساز و راه گشا باشد. دقت در کلام این بزرگان می‌تواند راه را برای ما کوتاه‌تر کرده و یک شبه ما را به اندازه‌ی سال های سال تجربه‌ و کوشش، به پیش ببرد.

آیت الله بهجت، اسوه‌ی عارفان و مرد یگانه‌ی دوران در کلام گهربار خویش بسیار از این نکته‌های ناب را به یادگار گذاشتند و بر ماست که با مطالعه‌ی آن به روح و جان خویش سر و سامانی ببخشیم. ایشان دین شناس و فقیه و عارفی یگانه بودند و در عین حال می‌توانیم ایشان را امام زمان شناسی یگانه نیز بدانیم. لذا در این مختصر به بررسی کلامی چند از ایشان پیرامون اتخاذ موضع در قبال امام عصر(عج) می‌پردازیم.

تفکر آیت الله بهجت درمورد وظایف ما در قبال امام زمان(عج) تفکری جالب و درخور توجه است. ایشان به ارتباط ما با امام زمان(عج) به عنوان یک فعالیت پویا و مستمر و جدی می‌نگرند. به طور کلی می‌توانیم نگرش به موضوعات مذهبی را به دو بخش تقسیم کنیم. بخش اول نگرش ایستا و ثابت است. در این نگرش ما هرساله مراسم های مذهبی تقویمی داریم که مطابق با آنها به وظایفی عمل می‌کنیم. این رفتار ما سوای از امور خارجی و حقایق و واقعیات به صورت یک امر متداول و عادی مطرح می‌باشد و همه به آن عادت داریم. رفتار دیگر رفتار فعال و پویا است. در این نگرش، امور دینی اموری جدی و پویا تلقی می‌شوند و در زمره مهمترین افکار و برنامه های ما تبدیل می‌شوند. خود به خود نقل محافلمان می‌شود و مدام در پی یافتن راهی برای حل پیچیدگی ها و مشکلات آن می‌شویم.

نگاه آیت الله بهجت به مسئله‌ی امام زمان(عج) را می‌توان از دسته ی دوم شمرد. آیت الله بهجت معتقد بودند:

"یکی از امور مهم بلکه از اهم امور این است که بدانیم چه کار کنیم تا مثل کسانی از علما و متشرعه و صلحای تابع علما باشیم که فرج شخصی و ارتباط خاص با حضرت ولی عصر(عج) داشته اند و محتاج نبوده اند که در امور خودشان یا غیرخودشان فی الجمله عدل عمومی را خواستار باشند."(1)

ایشان تفکر ارتباط را نه به عنوان امری دست نیافتنی و غیرواقعی و دور از دسترس بلکه به عنوان مهمترین چالش فکری ما مطرح می‌کنند.

توصیه ایشان این است که همواره به فکر باشیم که چگونه با حضرت ارتباط برقرار کنیم و چگونه بتوانیم امور متداول و مشکلات دینی خود را مستقیما از طریق ایشان حل کنیم. این پویایی، امید و اعتماد به نفس حقیقتا نگاهی متفاوت به امام زمان(عج) است.

این نگرش، امام زمان(عج) را از موضوعی برای نشستن و گریه کردن و در نهایت طلب حاجات و آرزوها به موضوعی پویا تبدیل می‌کند که باید تلاشی مستمر برای رسیدن به آن داشته باشیم. ممکن است این تلاش ما به کندی و سردی بگراید. بند بعدی فرمایش ایشان راه را بر این مشکلات می‌بندد.

"باید مجالسی تشکیل دهیم و با رفقا و اصدقاء بنشینیم و مذاکره کنیم که به چه راهی می‌شود به آن حضرت رسید و با آن حضرت رابطه داشت."(2)

آنچه از این عبارت می‌توان فهمید این است که باید امام زمان و ارتباط با او چالش اصلی ما باشد. آنچنان که نقل مباحث مجالس ما به جای مسائل سیاسی و دیگر مسائل به تفکر و تبادل نظر پیرامون چگونگی ارتباط با حضرت تعلق بگیرد.

علت این امر، این است که حقیقت عالم و تمام امورات زندگی ما از جانب ایشان اداره می‌شود.

"هر فیضی که به ما می‌رسد چه خصوصی و چه عمومی و چه داخلی و چه خارجی و چه جسمانی و چه روحانی فقط از ناحیه همان یک فیض است و توجه به ائمه(علیهم السلام) نیز به او راجع می‌شود."(3)

لذا باید منبع فیض و یگانه سبب متصل بین زمین و آسمان و یگانه حقیقت عالم خلقت، موضوع اصلی تفکرات و کوشش‌های ما باشد، باشد که از یاران و دوست داران ایشان شناخته شویم.

 

پی نوشت:

1- در محضربهجت، ج3، ص 18

2- همان

3- همان

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS