چرا به فكر شيعيان و مسلمانان گرفتار نيستيم؟!

در روايت آمده است: «ثَلاثٌ لايُطيقُها لا [تُطيقُها] هذِهِ الاْءُمَّةُ... اِنْصافُ النّاسِ مِنْ نَفْسِهِ.» سه چيز است كه اين امت طاقت تحمل آن را ندارد... رعايت انصاف نسبت به مردم در رابطه با خود.
اكنون مردم عراق و شيعيان(در ممالک دیگر) به ظلم  آمريكا و متّحدانش گرفتارند، و بلا و آتش بر سرشان مى بارد. اگر ما خود را به جاى آن ها بگذاريم، كأنّه بلا بر سر ما مى بارد. آن ها نه مقرّى ندارند و نه مفرّى. معاش هم ندارند، و در سراى خود بدون نفت و آب و برق و نان هستند.

آيا درست است مسلمان ها اين گونه مبتلا و گرفتار باشند و ما غافل باشيم و دست روى دست بگذاريم و حتّى حال دعا و توسل هم نداشته باشيم؟!

مگر صاحب كار يكى نيست، مگر امور ما و آن ها به دست يكى نيست؟! پس چرا به او متوسل نمى شويم و در رفع مشكلات و شدايد و بلاها از او استمداد نمى كنيم و او را نمى خوانيم؟!

 اگر امروز ما در مصايب آن ها شريك نباشيم، يعنى اين كه فردا هم اگر ما گرفتار شديم، شما هم در مصايب با ما شريك نباشيد! بله، مسلمانان به فكر همديگر نشدند، لذا كفّار در فكر آن ها شدند و براى تفرقه ميان آن ها و تسلّط بر آن ها و منافع آن ها نقشه كشيدند و از راه هاى گوناگون و بيشتر از راه تطميع، آن ها را به دام هاى خود گرفتار نمودند و اسير خود كردند. جهان اسلام و مسلمان ها با داشتن اسلام چه احتياجى به ديگران دارند؟! و قرآن با وجود اهل قرآن، يعنى عترت و اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ چه نيازى به مبلّغ و مفسّر ديگر دارد؟!

 

 

1. من لايحضرة الفقيه، ج 4، ص 358؛ وسائل الشيعة، ج 12، ص 27؛ ج 15، ص 254؛ بحارالانوار، ج 71، ص 395؛ ج 72، ص 27؛ ج 74، ص 45 و 51 و...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

RSS